᯽حُب᯽
Відкрити в Telegram
و روزی دیگر خواستنش را به یاد نمیآوری، اما همیشه بخشی از قلبت غمگین است، بیآنکه دلیلش را بدانی... برای روزهایی که نبودم.... من @Yass2223bot آرشیو حُب @arhob2223
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
533
Підписники
+1024 години
-107 днів
+8230 днів
Архів дописів
523
چطوری میشه اونی که داره آسیب میبینه منم ولی اونی که مقصره هم منم، تو کجای این ماجرایی؟ میدونستی داری بهم آسیب میزنی ولی من رو مقصر جلوه میدادی که وجدانت راحت باشه....
523
دلتنگی چیز عجیبی نیست.
دلتنگی یک بیقراری دائمی ست
در خیال و رویایی خیس...
دلتنگی انتظاریست تلخ
در پس یک دلدادگی شیرین...
دلتنگی...
جای خالی عشق ست در قلب
که با هیچ کس و هیچ چیز پر نمی شود.
دلتنگی لمس باران ست
از پشت پنجره ی احساس...
دلتنگی جای خالی توست
روی نیمکت پارک
که تنها با هجومی از خاطرات
و خیره ماندن به
نقطه ایی نامعلوم پر می شود!!!
523
غریبه ترین آشنای من ؛
من به خاطر تو بی فکر شده ام
اما تو یک لحظه هم به من فکر میکنی
من برای تو اشک میریزم
اما تو بی خبر قهقهه میزنی
بی صدا عاشقت شده ام
اما تو حتی این را هم نفهمیدی
من بی دلیل نگرانت میشوم
اما تو...
امان از تو.... :))
523
یادته روزای اول که وارد زندگیم شدی ، گفتم خدا تورو پاداش صبرم در برابر سختی هام فرستاده ؟!
با تمام وجود باور داشتم یه فرشته ی فرستاده شده از طرف خدایی.
اما نفهمیدم که تو نه پاداش، بلکه غول مرحلهی آخر همهی دردهای من بودی.
درد به مغز استخوانم رسیده...
بارها شکستم، بارها فرو ریختم…
اما چون تو رو از جنس خودم میدیدم، هیچوقت نتونستم ضربهی آخر رو بزنم.
چون دوستت داشتم.
من عمداً باختم ...!
523
یه جایی . . .
‹ آخرین بغل ؛
آخرین بوسه ؛
آخرین دوست دارم ؛
آخرین خداحافظی ؛
اتفاق میافته . .
و تو روحتم ازش خبردار نمیشه :)! ›
523
Repost from حوالیِسڪوت
گاهی هم باید بیخیال شد، بیخیال همهچیز
حتی غم و غصهای که مدتهاست
تو را در آغوش گرفته و خیال میکند
صاحب قلبت شده است. باید یک شب
زیر نور مهتاب لم بدهی،
به صدای جیرجیرکها گوش بسپاری
و بگذاری سکوت شب آرامآرام
روی شانههایت بنشیند. تمام بدبختیها، فکرهای سمج، خواستنهای بیپایان را
پشت در جا بگذاری، بیآنکه توضیح بدهی،
بیآنکه عذر بخواهی. جهان
برای چند ساعت بدون نگرانیهای تو هم
به چرخیدن ادامه میدهد. گاهی لازم است
از نقش آدم قوی بیرون بیایی، از جنگیدن دست بکشی، و فقط نفس بکشی. بیخیالی
همیشه بیمسئولیتی نیست، گاهی
نجات دادن خودت است از غرق شدن در موج فکرها. بگذار امشب هیچچیز را حل نکنی.
هیچ آیندهای را نسازی. هیچ گذشتهای را مرور نکنی. فقط باش. در همان سکوتی که ماه
بیهیچ عجلهای بر زمین میتابد
و جهان برای لحظهای کوتاه مهربانتر به نظر میرسد. شاید صبح همهچیز همان باشد که بود،
اما تو سبکتر بیدار شوی،
با قلبی که یاد گرفته گاهی رها کند.
برای: حُب.🛵
523
دیدی یوقتایی یه چیزی رو گم میکنی و هرچقدر دنبالش میگردی پیدا نمیشه، هرچقدر پیگیرش میشی انگار خودشو ازت دورتر میکنه و امکان پیدا شدنش رو به صفر میرسونه!
حالا همون لحظه که بیخیالش میشی یدفه جلوی چشمات سبز میشه، همونجایی که هزاران بار دنبالش گشتی و نبود پیدا میشه، خیلی عجیب و غریبه!
اینو گفتم تا بگم:
اگه گمش کردی، اگه ازت فاصله گرفت بیخیالش شو، از افکارت دورش کن، از زندگیت محوش کن، چون اگه زیاد دنبالش بگردی هیچوقت نمیتونی پیداش کنی، بیخیال شو تا براحتی توی یه لحظه و دور از انتظار پیداش بشه!
