بـئاتریس پِـرز؛
Відкрити в Telegram
یادداشتهای یک دختر کتابدوست.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
416
Підписники
-324 години
-137 днів
-4930 днів
Архів дописів
Y ando despechá', oah, alocá'
Bajé con un flow nuevo 'e caja, baby, hackeá'
Lo muevo de la'o a la'o y a otro la'o
Hoy salgo con mi baby de la disco coroná❤️🔥🇪🇸💃
میگویند هرکس شبیه به جایی میشود
که به آن تعلق دارد
پس من شبیه وطنم شدهام
غمناک، خسته، رنجیده، زخمی و در عمق ناامیدی ، امیدوار.
هروقت ذهنم مشغول میشه میفتم به جون میزم و کتابخونم. تمیزشون میکنم، هرکدوم رو میکشم بیرون دستمال میکشم یه دور نگاه هایلایت و چیزایی که زیرشون خط کشیدم میکنم، دوباره میزارم سرجاش.
برای خونِ کودکِ میناب، قلمها به پا خاستند، دوربینها گریستند، و خاکِ تو از تکرارِ فریاد سیراب شد.
اما راستی، آنگاه که بالای دویست سربازِ وظیفهات، نخبگانِ فردایِ این مرز و بوم، در خاموشیِ قبرستانها آرام گرفتند، قلمها کجا بودند؟ دوربینها چه میدیدند؟ چرا گوشات را بر آههایِ بیخبر ماندهات بستی؟
جنوب جانِ ایرانِ
جنوب عزیزِ ایرانِ
این بار اول نیست که شما آتش هایی که بر سر این مردم میریزد رو نادیده میگیرید. این بار اول نیست که کشته شدن مردم جنوب برای شما دغدغه نباشه.
