بـئاتریس پِـرز؛
前往频道在 Telegram
یادداشتهای یک دختر کتابدوست.
显示更多未指定国家未指定类别
417
订阅者
无数据24 小时
-137 天
-4730 天
帖子存档
Y ando despechá', oah, alocá'
Bajé con un flow nuevo 'e caja, baby, hackeá'
Lo muevo de la'o a la'o y a otro la'o
Hoy salgo con mi baby de la disco coroná❤️🔥🇪🇸💃
میگویند هرکس شبیه به جایی میشود
که به آن تعلق دارد
پس من شبیه وطنم شدهام
غمناک، خسته، رنجیده، زخمی و در عمق ناامیدی ، امیدوار.
هروقت ذهنم مشغول میشه میفتم به جون میزم و کتابخونم. تمیزشون میکنم، هرکدوم رو میکشم بیرون دستمال میکشم یه دور نگاه هایلایت و چیزایی که زیرشون خط کشیدم میکنم، دوباره میزارم سرجاش.
برای خونِ کودکِ میناب، قلمها به پا خاستند، دوربینها گریستند، و خاکِ تو از تکرارِ فریاد سیراب شد.
اما راستی، آنگاه که بالای دویست سربازِ وظیفهات، نخبگانِ فردایِ این مرز و بوم، در خاموشیِ قبرستانها آرام گرفتند، قلمها کجا بودند؟ دوربینها چه میدیدند؟ چرا گوشات را بر آههایِ بیخبر ماندهات بستی؟
جنوب جانِ ایرانِ
جنوب عزیزِ ایرانِ
این بار اول نیست که شما آتش هایی که بر سر این مردم میریزد رو نادیده میگیرید. این بار اول نیست که کشته شدن مردم جنوب برای شما دغدغه نباشه.
