uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

🎒 اتاق ضروریات

🎒 اتاق ضروریات

Відкрити в Telegram

"یه موقع‌هایی برای پریدن رو به جلو باید یه چیزهایی رو پشت سر جا بذاری" طبقه هفتم برج شمالی هاگوارتز پشت تابلوی بارناباس و غول‌های غارنشین برای ورود سه بار باید بگید: من به جایی برای نوشتن از ماجراهای فراموش‌شدهٔ انسان‌ها نیاز دارم

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
366
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-130 днів
Архів дописів
یک بار دیگه خواهش میکنم‌، فقط یک بار دیگه
+1
یک بار دیگه خواهش میکنم‌، فقط یک بار دیگه

یک بار دیگه

فقط یک بار دیگه پشت درهای بقیع گریه کنم و صدات کنم و ۶ تا زیارت نامه بخونم

خدایا من التماست میکنم یک بار دیگه دست من رو به ستون‌های مسجد پیامبرت برسونی

خدایا من حقیقتا نیاز دارم دوباره پای اون قبه‌ی سبز بی چراغ اشک بریزم و دعا کنم و به پیامبرت التماس کنم ازت بخواد باقی‌مانده زمان غیبت رو بر ما ببخشی

قربانتان شوم شما احتمالا بهتر از هرکس دیگری میدانید یتیمی چه حالی دارد سه بار یتیم شدن ماجرای سختی است خاصه آنکه پدرتان را -ب
قربانتان شوم شما احتمالا بهتر از هرکس دیگری میدانید یتیمی چه حالی دارد سه بار یتیم شدن ماجرای سختی است خاصه آنکه پدرتان را -به روایت‌هایی- از میان برداشتند که مبادا این پیامبر آخر الزمان[که شما باشید] متولد شود پس شمارا به همان خدای بزرگی که می‌گوید شما را یتیم یافت و پناه داد، پناه ما یتیم‌های فرزند دخترت باش که "قأما اليتيم فلا تقهر" و برای ما دعا کن که "ان صلٰوتك سكن لهم" برای ما دعا کن که از محبوبِ به خون خضاب‌کرده‌مان جا نمانیم و ما را صله دهید چنانکه دخترتان را بشارت دادید که زود به شما خواهد پیوست که ما هم از او جا نمانیم و بیش از این‌ها در جهانی که وحشت روزافزون دنیای پس از علی‌است باقی نمانیم اگر منتقمی برای او نیستیم پس چنین شبی که کاخ کسری‌ها و ایوان‌ قیصرها و ابهت پادشاهان جهان فروریخت، چنین شبی که ستارگان آسمان و شن‌های صحرا به وجد آمدند، چنین شبی که درهای آسمان‌ها بر شیاطین بسته شد؛ چنین شبی قلب ما یتیم‌ها را شاد کن شاد کردنی که جز از معجزات شما برنمی‌آید...

الان یکی میاد میگه آقا از فلان جریان نام نبرد پس بهشون گیر میدیم

واژه گزینی ظرافت یاد و نام‌ها نحوه تذکرات جامعیت پیام توجه به دردهای اصلی جمله‌بندی‌ها دعاها

چقدر همه چیز این پیام خوب بود

-چون نیک بنگری همه تزویر میکنند-

Repost from N/a
• تولد نبی مکرم (ص) است، بچه‌های آواره‌ی چادرها، در گرسنگی و تشنگی، در گرمای غیرقابل تحمل غزه، ایستاده‌اند و آواز می‌خوانند. دختر بچه مو فرفری کنار تصویر می‌گوید: کاروان به راه افتاد و مرا فراموش کرد. رفتند [به سوی مدینه] و اشک چشم من دیگر خشک نشد. • برایم معادل آن بخش از مقتل است که دیگر فقط زنان و کودکان مانده‌اند، کودکان رو به مدینه ایستاده‌اند، به جان آمده‌اند و از پیامبر مدد می‌خواهند. اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا وغیبة ولینا ... 🇵🇸🕊

نه چنان رفته‌ای که برگردی

مثلا زنده‌ام و مثلا زندگی می‌کنم و بی‌هوا یادم‌ می‌افتد که برای همیشه رفته‌ای

photo content
+1

علاوه بر این، دستمم قلاب می‌کنم پشتم جلو شبکه خبر وایمیستم

پیر شدم تو ماشین رادیو گوش میدم

"با تاریخ" از رادیو "ایران" رو پیشنهاد میکنم

رادیو هم چیزهای جالبی داره ها