𝑃𝑖𝑒𝑐𝑒𝑠 𝑜𝑓 𝑀𝑒
Открыть в Telegram
Pieces of Me ـ خاطراتی نصفهنیمه، اما واقعی. @RoN4kbot کجا چایی گذاشته بودم☕️🍩 @dearremains آرشیو
БольшеИран131 117Категория не указана
415
Подписчики
+124 часа
-207 дней
+7130 дней
Архив постов
415
Repost from راوی
این پست رو فوروارد کنید.
براساس مشکلی که احساس میکنم در زندگی دارید؛ کتابی بهتون پیشنهاد میکنم و دلیل این انتخاب مهم رو میگم.
415
در میان شلوغیهای ذهنم کمی زندگی میکنم، زیاد مینویسم، بیشتر راه میروم و بعضی شبها تمام حرفهایم را روی کاغذ جا میگذارم؛ در این میان، چای را هم دوست دارم.
415
تو خونه موندن و هیچکاری نکردن واقعاً روانیم میکنه. اصلا آدمِ این چهاردیواری لعنتی نیستم.
415
من، حتی میانِ تمامِ تلخیهای زندگی، باز هم رویا میبافم؛
این تنها جاییست که دنیا را همانطور که دوست دارم، میسازم. 🍃
415
Repost from رنسانس سکوت
نزار قبانی یه نصیحت فوق العاده میکنه ومیگه:
«تا زمانی که از عمق دوست داشتن طرف مقابلت مطمئن نشدی عمیقانه دوست نداشته باش چرا که عمق عشق امروز همان عمق زخم فردای توست..»
https://t.me/Renaissanee
415
من کوچک بودم و خیال میکردم قصههای او تمام نمیشوند؛
هر شب، داستانی تازه،
همان صدای آرام،
همان خندههای کوتاه
و آغوشی که هنوز هم گرمترین جای خاطرات کودکیام است.
آن روزها هیچوقت فکر نمیکردم روزی به این سن برسم و او دیگر کنارم نباشد.
فکر میکردم قرار است بزرگ شدنم را ببیند،
سالهای بیشتری کنارم باشد،
و من هنوز هم هر وقت دلم خواست، سرم را روی شانهاش بگذارم و از هر چیزی برایش بگویم.
فکر نمیکردم روزی دلم برای شنیدن همان قصههایی تنگ شود که آن شبها خیال میکردم هیچوقت تمام نمیشوند.
