ru
Feedback
𝑃𝑖𝑒𝑐𝑒𝑠 𝑜𝑓 𝑀𝑒

𝑃𝑖𝑒𝑐𝑒𝑠 𝑜𝑓 𝑀𝑒

Открыть в Telegram

Pieces of Me ـ خاطراتی نصفه‌نیمه، اما واقعی. @Ronak_sabot کجا چایی گذاشته بودم☕️

Больше
Иран133 335Категория не указана
381
Подписчики
+3324 часа
+337 дней
+3230 день

Загрузка данных...

Похожие каналы
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
август '26
август '26
+80
в 13 каналах
июль '26
+26
в 8 каналах
Get PRO
июнь '26
+38
в 5 каналах
Get PRO
май '26
+22
в 2 каналах
Get PRO
апрель '26
+9
в 1 каналах
Get PRO
март '260
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+12
в 1 каналах
Get PRO
январь '26
+10
в 2 каналах
Get PRO
декабрь '25
+27
в 7 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+11
в 3 каналах
Get PRO
октябрь '25
+15
в 2 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+70
в 6 каналах
Get PRO
август '25
+84
в 5 каналах
Get PRO
июль '25
+2 432
в 2 каналах
Get PRO
июнь '25
+355
в 3 каналах
Get PRO
май '25
+396
в 5 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
30 августа+16
29 августа+34
28 августа+6
27 августа0
26 августа0
25 августа+1
24 августа0
23 августа+2
22 августа+3
21 августа0
20 августа0
19 августа+1
18 августа+1
17 августа+1
16 августа+1
15 августа+1
14 августа+6
13 августа+1
12 августа+1
11 августа0
10 августа+2
09 августа+1
08 августа0
07 августа+1
06 августа0
05 августа0
04 августа0
03 августа0
02 августа+1
01 августа0
Посты канала
2
دقیقاً درست حدس زدی؛ کلاه کابویی رو واقعاً دوست دارم. اتفاقاً خیلی ایده‌ی قشنگیه، مخصوصاً اون مهره‌های چوبی کنار بافتش. حس می‌کنم اگه ساده و ظریف باشه خیلی خوشگل میشه؛ از اون چیزایی که هم خاصه، هم واقعاً به دل می‌شینه.
9
3
غروب شده و دوتایی توی یه خیابون خلوت قدم می‌زنیم. نه قرار گذاشتیم جای خاصی بریم، نه برنامه‌ای داریم؛ فقط راه می‌ریم و درباره‌ی چیزای کوچیک و بی‌اهمیت حرف می‌زنیم و می‌خندیم. یه کافه‌ی دنج می‌بینیم و تصمیم می‌گیریم بریم داخل. کنار پنجره می‌شینیم، دو تا نوشیدنی سفارش می‌دیم و هرکدوم مشغول حرف زدن از چیزایی می‌شیم که معمولاً برای بقیه تعریف نمی‌کنیم. بیرون هوا تاریک‌تر می‌شه و ما هنوز هیچ عجله‌ای برای تموم کردن اون عصر نداریم.
10
4
: یکی از اون موقعیت‌هایی که خودت رو درش تصور میکنی رو میتونی تغریف کنی؟! : به نظر میاد کلاه کابوی جزو فیوهاته. یه چارم و آویز برات درست می‌کردم که یه کلاه کابوی کوچولوی نمدیه و با نخ ابریشمی بافت خورده. چند تا مهره چوبی قهوه‌ای خوشرنگ و یه آویز بافت کنارش میذاشتم. 𝑃𝑖𝑒𝑐𝑒𝑠 𝑜𝑓 𝑀𝑒
10
5
این روزا بیشتر از همه مامانم به زندگی وصلم کرده، بعدش رفیقام، باشگاه و کتابام. همینا فعلاً بیشتر از هر چیزی حالمو سرِ جاش نگه می‌دارن.🩶
1
6
این روزا بیشتر از همه مامانم به زندگی وصلم کرده، بعدش رفیقام، باشگاه و کتابام. همینا فعلاً بیشتر از هر چیزی حالمو سرِ جاش نگه می‌دارن.🩶
218
7
این پیام رو فوروارد کن چنلت و برام بنویس که این روزها چی به زندگی وصلت می‌کنه؟ می‌خوام یکم امیدواری ببینم بلکه این سیاهی‌ها از دلم پاک شه.
6
8
قبلاً از تنها موندن میترسیدم...الان از آدم اشتباه.
17
9
یه جایی می‌رسی که دیگه دنبال دلیلِ هیچ‌چیز نمی‌گردی؛ نه برای رفتن‌ها، نه برای نرسیدن‌ها، نه برای تمام شدن‌ها. فقط می‌پذیری، رها می‌کنی و ادامه می‌دی؛ انگار بعضی چیزها قرار نبوده بیشتر از این بمانند.
29
10
⭐️اگر چنل/دیلی دارید و اینجارو چک میکنید این پیام رو فور کنید؛ تا چنلتون رو استاک کنم و پست موردعلاقم ازتون رو بذارم اینجا. در اخر با چنلای فیوم که بینشونن فولدر درست میکنم. بخاطر چالش جوین نشید و محتوارو چک کنید.
26
11
گاهی واسه نجات خودت فقط کافیه بلند شی یه لیوان چای پررنگ بریزی.
39
12
در ستایش نو و سایه‌ها...
42
13
sticker.webp
43
14
من با هر عقیده‌ای مشکلی ندارم و به همه احترام می‌ذارم، ولی نه به کسی که چشمشو روی این همه ظلم بسته و هنوزم از این وضعیت دفاع می‌کنه. اگه عرزشی هستی و از این حکومت و این وضع راضی‌ای، لطفاً خودتو معطل نکن؛ لفت بده. اینجا جای تو نیست. 🙏🏻
46
15
خون بر خاک ماند؛ نه زمین توانِ بلعیدنش را داشت و نه زمان توانِ محو کردنش را. هر قطره، گواهِ جنایتی بود که سکوت نمی‌پذیرفت؛ و
خون بر خاک ماند؛ نه زمین توانِ بلعیدنش را داشت و نه زمان توانِ محو کردنش را. هر قطره، گواهِ جنایتی بود که سکوت نمی‌پذیرفت؛ و هرکس چشمش به آن سرخی می‌افتاد، می‌فهمید اینجا خونِ جوانانی بر خاک ریخت که برای دفاع از حقِ خویش برخاستند؛ جوانانی که رؤیایشان تنها برای امروز نبود، بلکه چشم به فردایی داشتند که خود و نسل‌های پس از آنان، در ایرانی آزاد و سربلند زندگی کنند؛ سرزمینی که در آن آزادی، امتیازی بخشیدنی نباشد، بلکه حقی باشد که هیچ قدرتی نتواند از مردمانش دریغ کند. آنان ایستادند تا شاید آیندگان، بی‌هراس از فردا زندگی کنند؛ اما خود، سهمشان از آن فردا تنها خاطره‌ای شد که بر جای‌مانده، در حافظه‌ی این سرزمین. خونشان بر خاک ماند و گواهی داد که برای رؤیای آزادی، جوانانی جان باختند؛ و مرگشان را هیچ روایتی نمی‌تواند عادلانه جلوه دهد.
47
16
خون بر خاک ماند؛ نه زمین توانِ بلعیدنش را داشت و نه زمان توانِ محو کردنش را. هر قطره، گواهِ جنایتی بود که سکوت نمی‌پذیرفت؛ و
خون بر خاک ماند؛ نه زمین توانِ بلعیدنش را داشت و نه زمان توانِ محو کردنش را. هر قطره، گواهِ جنایتی بود که سکوت نمی‌پذیرفت؛ و هرکس چشمش به آن سرخی می‌افتاد، می‌فهمید اینجا خونِ جوانانی بر خاک ریخت که برای دفاع از حقِ خویش برخاستند؛ جوانانی که رؤیایشان تنها برای امروز نبود، بلکه چشم به فردایی داشتند که خود و نسل‌های پس از آنان، در ایرانی آزاد و سربلند زندگی کنند؛ سرزمینی که در آن آزادی، امتیازی بخشیدنی نباشد، بلکه حقی باشد که هیچ قدرتی نتواند از مردمانش دریغ کند. آنان ایستادند تا شاید آیندگان، بی‌هراس از فردا زندگی کنند؛ اما خود، سهمشان از آن فردا تنها خاطره‌ای شد، که بر جای‌مانده در حافظه‌ی این سرزمین. خونشان بر خاک ماند و گواهی داد که برای رؤیای آزادی، جوانانی جان باختند؛ و مرگشان را هیچ روایتی نمی‌تواند عادلانه جلوه دهد.
1
17
این پیام و فوروارد کنید و من قشنگ ترین پستتون از نظر خودم رو فور کنم اینجا🎗 (میخوام چنل های جدید پیدا کنم و جوین شم) لطفا محتوا داشته باشید.
9
18
به وقتش؛ نه زودتر، نه از کسی کمتر.
42
19
@RapRelease - Raaz - Isam.mp3
42
20
از آدم هایی که نگران تاثیر حرفاشون رو قلب بقیه نیستن،متنفرم.
45