lTextsl 🌵
Открыть в Telegram
5 712
Подписчики
-324 часа
-397 дней
-18930 дней
Архив постов
5 711
شبا سنگین میشه سینم
از عمق این پرتگاهِ تلخ مینویسم
یه قبرم که پنهونه زیر برفِ بهمن
به درختای بی برگِ شهر خیره میشم.....
5 711
خدایا
هوای آن پسری را داشته باش که
وقتی هم سن هایش زندگی میکنند،
او بار یک خانواده را روی دوشش میکشد
وقتى بقیه رویا میبینند،
او دنبال نان حلال است
وقتی بقیه تکیهگاه دارند،
او خودش تکیهگاه شده
خدایا
نگذار اشکهای پنهانش بیجواب بماند
5 711
خشکسالی که بیاد مورچه ماهی رو میخوره، سیل که بیاد ماهی مورچه رو
زمین به طور عجیبی گرد است 🤝
5 711
تنها چیزی که در مورد بابام میتونم بگم؛
اینکه بابام حیف شد
بابام وقت مُردنش نبود
ما خیلی جاها با هم نرفتیم
خیلی نخندیدیم
بابام حتی استراحت نکرد
بابام حتی پیر نشد
فقط میتونم بگم که، بابام آرزوهاشو با خودش دفن کرد و نصفی از منم دفن کرد...
5 711
اوپن مایند دیگه چیه!
مرد باید سر ناموسش خون به پا کنه
اونیکه اوپن ماینده، خودش ناموس یکی دیگهس 😄
آره خلاصه..
