ادبیات
Открыть в Telegram
چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم؟ تبادل، پیشنهاد، انتقاد و...: @JeanBaptisteClamence2
Больше5 587
Подписчики
-224 часа
-367 дней
-17330 день
Архив постов
5 587
بدانید که غم آگاهی آدمی از حس ناچیزی و ناتوانی خود، حد و مرزی دارد که اگر از آن بگذرد، تبدیل به لذتی فراوان میگردد.
_ ابله، داستایفسکی
5 587
وقتى كاركنانى كه كسبوكارشان كشتن محكوم است او را «بسته» مىنامند، خود مىدانند چه میگويند. آيا عجز مطلق در برابر دستانى كه جابهجايت میكند، نگاهت مىدارد، يا پرتت مىكند چيزى جز بسته بودن يا شیء بودن يا بهتر بگوييم حيوانى دستوپابسته بودن است؟
باز حيوان مىتواند از غذا خوردن سرباززند، محكوم اما نمىتواند.
_ مقالهی تأمل دربارهی گیوتین، کامو
5 587
درد و رنج، همیشه برای یک هوش بزرگ و یک قلب عمیق، اجتنابناپذیر است.
به نظر من، مردان بزرگ باید غم و اندوه زیادی روی زمین داشته باشند.
_ جنایت و مکافات، داستایفسکی
5 587
از من، راه به شهر اندوه میرود؛
از من، راه به رنج جاودان میرود؛
از من، راه به میان مردمان گمشده میرود.
_ کمدی الهی، دوزخ، دانته
5 587
گلها خیلی در تضاد هستند... اما من... بیتجربه تر از آن بودم که بدانم چطور باید دوستش داشته باشم.
_ شازده کوچولو، آنتوان دو سنت اگزوپری
5 587
ترسو کسی است که میترسد و فرار میکند، اما کسی که میترسد و فرار نمیکند، دیگر ترسو نیست.
_ ابله، داستایفسکی
5 587
هیچ چیز در خانه ما نبود که نشود با یک لیوان چای، حل و فصلش کرد.
_ من پیش از تو، جوجو مویز
5 587
_ چطور تو همیشه میتوانی اوضاع را برای آدم بهتر کنی؟!
+ فقط دوست ندارم ببینم غمگینی.
_ پس از تو، جوجو مویز
5 587
بعضی از آدمهارا باید چندبار بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم و بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.
_ بیبال پریدن، قیصر امینپور
5 587
عشق چیز ظریفیست آیا؟ چیزیست بس زمخت، بس گستاخ، پرشوروشر که چون خار نیز میگزد.
_ رمئو و ژولیت، ویلیام شکسپیر
5 587
در زندگی اجتماعی، نیکوترین مردمان کسانی هستند که به کار دیگران کاری ندارند.
_ شوهر آهو خانم، علیمحمد افغانی
5 587
وای ناستنکا! ناستنکا، اگر میدانستی که تنهایی من چقدر تلخ بود.
_ شبهای روشن، فیودور داستایفسکی
