ar
Feedback
ادبیات

ادبیات

قناة بسيطة

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم؟

إظهار المزيد
5 283
المشتركون
-624 ساعات
-347 أيام
-14830 أيام
أرشيف المشاركات
پیش از این که شما زندگی کنید، زندگی به خودی‌ِخود هیچ است، به عهده‌ی شماست که به زندگی معنایی ببخشید. ارزش چیزی نیست جز معنایی که شما آن را برمی‌گزینید. _ ژان پل سارتر @kooAdabiat

دیر آمدی ای نگار سرمست زودت ندهیم دامن از دست بر آتشِ عشقت آبِ تدبیر چندان که زدیم باز ننشست _ سعدی @kooAdabiat

از رستم پیروز همین بس که بپرسند از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟ _ فاضل نظری @kooAdabiat

_امیل زولا، ژرمینال @kooAdabiat
_امیل زولا، ژرمینال @kooAdabiat

ماییم و موجِ سودا، شب تا به روز تنها خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن _ مولانا @kooAdabiat

...دارم به این حقیقت پی می‌برم که انسان باید خیلی خوش‌شانس و دارای افکار بکر و دوستان بی‌شماری باشد که زیر چرخ روزگار خرد نشود. _ برتولت برشت، زن خوب ایالت سچوان @kooAdabiat

برای این می‌روم که این زندگی‌ای که اینجا دارم، این زندگی فعلی، مطابق میلم نیست. _ تالستوی، جنگ و صلح @kooadabiat

نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم همه بر سر زبانند و تو در میان جانی دلِ دردمند سعدی، ز محبت تو خون شد نه به وصل می‌رسانی، نه به قتل می‌رهانی _ سعدی

Bethoven – Moonlight sonata.mp312.03 MB

گذشته‌ای که حالمان را گرفته است، آینده‌ای که حالی برای رسیدنش نداریم و حالی که حالمان را بهم می‌زند. چه زندگی خوبی! _ صادق هدایت @kooAdabiat

همه‌چیز در آخرین کسی معنا می‌شود که در ژرفای شب به یاد می‌آوری، قلب تو آنجاست. _ چارلز بوکوفسکی @kooadabiat

تو بخواه تا به سویت، ز هوا سبک‌تر آیم _ حسین منزوی @kooadabiat

برخی هر جا می‌روند شادی‌افروزند، برخی هر گاه می‌روند. _ اسکار وایلد @kooAdabiat

ازین نامدارانِ گردن‌کشان کسی هم برد سوی رستم نشان که سهراب کشتست و افگنده خوار ترا خواست کردن همی‌خواستار چو بشنید رستم سرش خ
ازین نامدارانِ گردن‌کشان کسی هم برد سوی رستم نشان که سهراب کشتست و افگنده خوار ترا خواست کردن همی‌خواستار چو بشنید رستم سرش خیره گشت جهان پیش چشم‌اندرش تیره گشت _ رستم و سهراب @kooAdabiat

هر شب منم فتاده به گِرد سَرای تو تا روز آه و ناله کنم از برای تو روزی که ذره‌ذره شود استخوان من باشد هنوز در دل تنگم هوای تو هرگز شب وصال تو روزی نشد مرا ای وای بر کسی که بود مبتلای تو جان را روان برای تو خواهم نثار کرد دستم نمی‌دهد که نهم سر به پای تو جانا، بیا ببین تو شکسته‌دلی من عمری گذشته است منم آشنای تو بر حال زار من نظری کن ز روی لطف تو پادشاه حسنی و خسرو گدای تو _ امیرخسرو دهلوی @kooAdabiat

زندگی بشر چه بازی شطرنج عجیبی است که باری‌تعالی ترتیب می‌دهد و با تغییر شرایط چه جهش‌های سریعی در شرایط رخ می‌دهد. امروز به چیزی عشق می‌ورزیم و فردا از آن متنفر می‌شویم؛ امروز چیزی را می‌طلبیم و فردا از آن می‌ترسیم. _ دنیل دفو، رابینسون کروزو @kooAdabiat

با چنان اطمینانی حرف می‌زد که کسی نمی‌توانست بفهمد که گفته‌اش حاصل خردمندی است و یا از سر سبک‌مغزی بیان شده است. _ تالستوی، جنگ و صلح @kooadabiat

_ سمیر چوپرا، اضطراب یک راهنمای فلسفی @kooadabiat
_ سمیر چوپرا، اضطراب یک راهنمای فلسفی @kooadabiat

کسانی که عشق به آنها بال‌هایی نبخشیده نمی‌توانند به آن‌ سوی ابرها پرواز کنند. _ جبران خلیل جبران @kooadabiat

کلاس‌ها کوفتِ کاری بود نه جای درس خواندن. آزار و شکنجه بود نه تعلیم و تربیت. معلمان بددهن و بداخلاق و شِمرصفت بودند، گویی با دشمنان خود سروکار دارند نه با جماعتی کودک و معصوم. خیزران و خط‌کش و شلاق بود. سکوت و خستگی و نگرانی بود‌. مدرسه نبود، زندان بود. مرگ سیاه بود. لگد و توسری و حقارت داشت. می‌گویند در آن مدارس اگر کثافت کاری می‌کردند، درس هم یاد می‌دادند. مرده‌شور آن درس و سواد را ببرد. یک مشت لاطائل را در مغز می‌چپاندند و بجای آن روح آدمی را زبون و ذلیل می‌کردند. _ رسول پرویزی، شلوارهای وصله‌دار @kooadabiat