آذر
Открыть в Telegram
یه روزی مه میشم و میخزم لابهلای جنگلها. هرجا رسیدم به آتیش صدات میزنم. معرفی چنلهاتون: @tablighazar http://t.me/HidenChat_Bot?start=6635876813
БольшеИран45 974Категория не указана
6 154
Подписчики
-324 часа
+877 дней
+31830 дней
Архив постов
6 152
در بالکن بازه و داره هوای خنک میپیچه تو خونه. یه لیوان چای برای خودم ریختم با بچها نشستیم رو زمین و کلکسیونِ موزیکهای آقای قمیشی تیر خلاص دورهمی امشبه. زندگی. زندگی. زندگی. بوی زندگی میآد.
6 152
میگم نقطه پایانِ این داستان انعطاف پذیری و اینها کجاست دقیقا؟ چون من یکم دیگه خمتر بشم پهن میشم کف زمین.
6 152
Repost from هذیان گو
واقعا وقتی به این نتیجه برسی که توی این دنیا هیچی نیستی راحت تر میتونی بپذیری همه چیو یعنی واقعا هیچی نیستیا..میگه توی این کهکشان راه شیری زمین اندازه یه توپ فوتباله بعد تو فکر کن من خودم روی یدونه موزائیک کوچیک ایستادم پس من هیچ در هیچم من اگر به اون درجه برسم که هیچم زندگی برام خیلی راحت تر میشه وقتی هیچ بشی بعد میبینی همه چی تو هیچ بودنه تو در مقابل این همه چیز هیچِ هیچِ هیچ هستی...من چهار نسل قبل از خودم رو میبینم که اومدن یه مدت کوتاه بودن و بعد هیچ شدن و حالا من اینجام و چند نسل بعد از من هم خود من هیچ میشم
6 152
غمم پررنگه. هی میزنمش کنار نمیره. سنگینه. بزرگه. هم قد و قوارهام نیست. نمیدونم کجا جاش بدم اصلا.
