آذر
الذهاب إلى القناة على Telegram
یه روزی مه میشم و میخزم لابهلای جنگلها. هرجا رسیدم به آتیش صدات میزنم. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6635876813
إظهار المزيدإيران47 631الفئة غير محددة
4 868
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-147 أيام
+22030 أيام
أرشيف المشاركات
4 872
این روزها از لحاظ روانی خیلی احساس قدرت میکنم. یعنی الان حتی از اتفاقهای نیفتاده هم میتونم به راحتی مووآن کنم.
4 872
دلم میخواست اون زن مغرور مرموز جدی که همه میخوان سر از کارش در بیارن باشم اما دیدم تو خاورمیانه زندگی یه روز هست و سه روز نیست. یه روز پا میشی ولی تضمینی برای روز بعد وجود نداره. دیدم این داستانها برای جایی هست که دغدغهی آدمها اینی که ما داریم نباشه. پس تو خیابون با غریبهها میرقصم. به جوک آدمهای بامزه میخندم. برگر رو با دست میخورم. نوشیدنی رو تو قوطی مینوشم و تو لیوان نمیریزم. با صدای بلند میخندم و تو بحثهای کلیشهای شرکت میکنم. چه میدونم. شاید اصلا من اشتباه میکنم.
4 872
میگه ایلان ماسک اولین تیلیونر جهان شده. بهش میگم واسه همین از ریچها خوشم نمیآد دیگه. پولهاشون خیلی صفر داره.
4 872
یکی از چیزهایی که به معنای واقعی وحشت زدهام میکنه بیسوادیه. یعنی از این که تو یه مسئلهای نادون بازی دربیارم و هیچ جواب قانع کنندهای نداشته باشم خیلی میترسم. یکی از بزرگترین فوبیاهای من ناآگاه بودنه. از این که آدم بیمصرفی هم باشم به شدت متنفرم. کاش ایرانی بودن مجال بده وقتمون رو صرف زندگی فردیمون کنیم تا روحی و جسمی. توروخدا.
4 872
بچها جدی من خیلی خوشگل هستم و این که به جای لذت بردن از زیباییها دارم با زشتیهای زندگی میجنگم واقعاً ناراحتم میکنه.
4 872
دلم میخواد به همهی مامانبزرگهای جهان بگم برام دعا کنن. شاید هم رفتم به گربهی تو حیاط گفتم. به هرحال سخته. خیلی.
4 872
من همیشه یهویی خودم رو جایی میبینم که دارم به غلط کردن میافتم. دو یا سومین بار نیست که. همیشه.
4 872
اگر فقط کمی دوست خوبی بودم با اون دوستم که باید شهریه دانشگاه رو بده میرفتیم جیببری میکردیم. اما متاسفانه دوستم از دوست هم شانس نیاورده. ببخشید عزیزم. تنها کاری که میتونم برات بکنم دعا کردنه.
4 872
هیچ عکس و ویدئویی از مراسمی که دیشب رفتم ندارم ولی تا دلت بخواد تاول دارم تو پاهام و ماهیچههای گردن و کمرم گرفته. احتمالاً اگر تو رینگ میبودم انقدر خسته بر نمیگشتم البته چندان هم تفاوتی نداره چون بایدیفالت پیست رقص رو مثل رینگ میبینم من.
4 872
میدونم انقدر غم تو وجود همه هست که بخوان تلاش کنن به زندگی برگردن به هر نحوی کاملاً حق مسلمه. اما وقتی میبینم همهچیز یه جوریه که انگار همیشه اینطوری بوده یه درد تیزی میپیچه تو قفسه سینهام. نمیدونم چهطوری بگم اما دلم میخواست اگر زندگیای باشه برای همه باشه. نمیدونم. نمیدونم.
4 872
انگار بالاخره دارم به اون نقطه میرسم که سر این داستان قلب و مغزم دست دوستی دادن به هم. اما آه اون دختر کوچولو. داره از این اتفاق گریه میکنه. ولی خب صدای بچه نشنوم عزیزم. اینبار دیگه واقعاً نمیشه.
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
