ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

• خانوم ِ شیرکاکائو؛

• خانوم ِ شیرکاکائو؛

Открыть в Telegram

- می‌نویسم تا زندگی نَمیرد. پ.ن: «نوشته‌های داخل گیومه را باقیِ اهل قلم گفته‌اند و بنده اینجا بازگو می‌کنم.» خانوم شیرکاکائو هستم، بفرمایید؟ https://t.me/HarfChatBot?start=401f7b676928

Больше
552
Подписчики
-224 часа
+177 дней
+530 дней
Архив постов
سلام. این پیامو فوروارد بفرمایید چنلتان تا من هم ازتان فوروارد بفرمایدم و رندوم به ۲۰ چنل والپیپر بدهدم.⭐️🌀

استاد می‌فرماید فساد در این مملکت نفوذ نکرده. این مملکت در فساد نفوذ کرده! کلیتش بر پایه‌ی فساد بنا شده اصلاً، حالا یه مقدار مملکت هم بهش اضافه کردن.

نکنه هیچ‌موقع تو مال من نشده باشی نه تو مصر، نه هیچ کاباره‌ای قبل انقلاب..

نکنه ببینمت دم‌دمای بهار اما این سری دستی تکون ندی برام...

photo content
+1

قربونشون رفتم.

یک آقای پیرمرد بااحساس، رندوم توی مترو برای خانومش گل خرید و بهش تقدیم کرد.

اولاً که چه صدای دلنشینی. دوماً چه لطف سرشاری نسبت به بنده. سوماً خیلی سپاس هستم از محبتت دخترک هم‌غم. چهارماً به گمونم این غم است که ما را به هم محرم می‌کند. و نهایتاً، نه می‌بخشیم نه فراموش می‌کنیم.

اولاً که چه صدای دلنشینی. دوماً چه لطف سرشاری نسبت به بنده. سوماً خیلی سپاس هستم از محبتت دخترک هم‌غم. چهارماً به گمونم این غم است که ما را به هم محرم می‌کند. و نهایتاً، نه می‌بخشیم نه فراموش می‌کنیم.

Голосовое сообщение02:15

Repost from N/a
دوستان، به اطلاع می‌رساند که یک نفر بازمانده از سازمان مجاهدین خلق در دانشگاه روئیت شد. البته اینکه او مجاهد است یا کمونیسم، هنوز محل تردید است. اتاق فکر ما این احتمال را در نظر دارد که با روشن شدن شواهد، فرد مذکور هر آن ممکن است در سلف دانشگاه، سیانوری را که یحتمل روی دندان خود پنهان کرده، مصرف کند. متاسفانه او برای عضویت در جریان‌های سازمان‌یافته و در نهایت استفاده‌ی نابخردانه از سیانور، زیادی جوان است. به شکل و شمایل او این‌چنین می‌آید که داماد خانواده‌ی رجوی باشد؛ در جهانی دیگر، آنجا که درختانش سبزتر است و خورشیدش پرفروغ‌تر می‌تابد، درحالی که مریم و مسعود، یک زندگی آرام و شاعرانه را سپری کرده و صبح خود را با دمنوش گیاهی آغاز نموده و مسعود، روز تعطیل، صبح زود، بیدار شده رفته نان بربری تازه خریده است و مریم با گشاده‌رویی میز صبحانه را می‌چیند؛ آنجا که آن دو تمام وقت و احساسشان را صرف بزرگ کردن دخترکشان کرده‌اند، دخترکی که روسری قرمزش را همچنان با عشق و احساس از جلو گره می‌زند و دل این دانشجوی مجاهد را می‌لرزاند و القصه دانشجوی مشکوک به مجاهدت قول می‌دهد که یار وفاداری هم باشد و با دختران دانشکده فقط در حد جاست‌فرند ارتباط داشته باشد، آنجا او خوشبخت‌ترین مجاهد در تمام سالهای مجاهدتش است. لازم به ذکر است که اتاق فکر ما اذعان می‌دارد اجازه‌ی هیچگونه هجمه‌ای نسبت به ما وارد نیست و قضاوتی از جانب ما برداشت نشود. این صرفاً فرضیه‌ا‌ی‌ست مبتنی بر سبک استایل و شکل و شمایل شخص مذکور با اقتباس از تصورات احمقانه‌ی انجمن دلسوزان بی‌رحم خاتم شعبه‌ی عرفی. و من‌الله توفیق.

دست‌های بازیگوش بچه:
دست‌های بازیگوش بچه:

گوشی دست بچه‌ست.

ررلترچنر

درست می‌گه، همینطوره.

گفت: مستمع، صاحب‌سخن را بر سر ذوق آورد.

Repost from مِی‌زاده
«چیه این ایران. هزاران کیلومتر اون‌طرف‌تر، یه اتفاقی می‌افته که دوباره یادت بیاد وطنت چه مردم اصیل و شریفی داره.»

«دارمش تار موتو، سنگ صبورمه.»

sticker.webp0.00 KB

• خانوم ِ شیرکاکائو؛ - Статистика и аналитика Telegram-канала @missshircocoa2005