ru
Feedback
زادهٔ‌ مِهـر

زادهٔ‌ مِهـر

Закрытый канал

Больше
Иран117 416Категория не указана
645
Подписчики
-124 часа
-57 дней
+3330 дней

Загрузка данных...

Похожие каналы
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
сентябрь '26
сентябрь '260
в 0 каналах
август '26
+122
в 17 каналах
Get PRO
июль '26
+246
в 34 каналах
Get PRO
июнь '26
+77
в 13 каналах
Get PRO
май '26
+21
в 5 каналах
Get PRO
апрель '260
в 0 каналах
Get PRO
март '260
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+7
в 9 каналах
Get PRO
январь '26
+114
в 22 каналах
Get PRO
декабрь '25
+205
в 18 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+95
в 28 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
04 сентября0
03 сентября0
02 сентября0
01 сентября0
Посты канала
نوشته؛ تو آمدی و حالا من، برایِ زندگی‌‌ای که برایش تره هم خُرد نمی‌کردم، چایی دَم میکنم.

2
پیامی که نود درصد اوقات میخوام آخر صحبت‌هام بنویسم:
پیامی که نود درصد اوقات میخوام آخر صحبت‌هام بنویسم:
4
3
امیدوارم در زندگیم هیچوقت به اون نقطه‌ای نرسم که فکر کنم صلاحیت نصیحت کردن دیگری رو دارم.
11
4
درس اخلاق دادن بسه، تایم گریه کردنمه.
1
5
با وجود متناقض به نظر رسیدن این قضیه، من منطقی‌ترین تصمیماتم رو زمانی می‌گیرم که تمام احساساتم رو، تا جای ممکن، به رسمیت شناخته باشم. اگر یک اتفاق ناگوار بیفته من براش گریه می‌کنم، براش به در و دیوار می‌زنم و ازش به زمین و زمان گله می‌کنم اما این هیچوقت به معنای این نبوده و نیست که قراره چشم‌هام رو روی چیزی که درسته ببندم. من درد رو با تمام وجودم پذیرا می‌شم تا به خودم بفهمونم اون رو دیدم و با این وجود، درست‌ترین مسیر رو بهش نشون دادم. یاد گرفتم با وجود سرکوب کردن احساساتم و خودم رو منطقی خطاب کردن، فقط دارم خودم رو نادیده می‌گیرم و منِ نادیده گرفته شده هیچوقت قرار نیست از چیزی که من براش صلاح دونسته پیروی کنه.
97
6
از اینکه همیشه حتی وقتی دارم له میشم هم خودم رو موظف می‌دونم که حضور داشته باشه و سعی کنه تفاوتی در سبک زندگیش و کارهایی که میکرد ایجاد نکنه، متنفرم. همین باعث میشه جایی که فکرش رو هم نمی‌کنم یهویی ببُرم و بگم من تمومم. I'm done.
70
7
خیلی بداخلاق شدم، خیلی بد جواب همه رو میدم، بی‌حوصله و عصبانی و کم‌طاقت شدم، توان صبر کردن برای تموم شدن یک صف عادی رو هم ندارم، دلم نمی‌خواد حتی برای پنج دقیقه هم که شده انتظار بکشم، از دیدن آشناها فراری‌ام، از فکر به شروع شدن ترم جدید دارم تحلیل میرم. از دیروز و روزهای قبل خودم، از پارسال و از سال‌های قبل خودم، از آینده‌ای که معلوم نیست باید باهاش چی‌کار کنم، از ترس از دیده شدن، از تن دادن به تنهایی مفرط، از تصور مرگ، از به اندازه‌ی کافی زندگی نکردن، از اینطوری دیدن خودم، از اینجا نوشتن از اینطوری بودن خودم، متنفرم، متنفرم، متنفرم.
120
8
+1
Нет текста...
126
9
آدم فکر می‌کنه فحش بلد نیست تا وقتی که مجبور می‌شه یک کار اداری انجام بده.
16
10
غم و سوگ زمان‌بندی مشخصی نداره. وقتی می‌شنوم یکی به یه آدم داغدار می‌گه: «دیگه باید از این مرحله عبور کرده باشی.» واقعا اذیت می‌شم. واقعا چه حقی داریم به یکی بگیم باید چه حسی داشته باشه یا تا کی حق داره اون حس رو داشته باشه؟ هرکسی سوگش رو به یه شکل تجربه و پردازش می‌کنه. چیزی که لازمه، صبر و همدلیه. لازم نیست حتما طرف رو بفهمیم یا بدونیم دقیقا چه حسی داره. فقط کافیه باهاش مهربون باشیم. و اگه نمی‌تونیم مهربون باشیم، بهتره سکوت کنیم.
144
11
خال، جای زخم، رد سوختگی، همه‌‌شون برای من دوست‌داشتنی محسوب می‌شن چون امضاهای اختصاصی هر انسان هستن.
7
12
خال خیلی چیز خوشگلیه برام، هر بار با پیدا کردن خال جدید روی تن کسانی که دوستشون دارم ذوق می‌کنم.
21
13
آخوند داره شبیه انسان‌های یک‌عصری زندگی می‌کنه که انسان ماقبل تاریخ هم ازش جلوتر بود.
1
14
من چیزی که با صلاحمه رو نمیخوام؛ من همون چیزی رو میخوام که میخوام.
1
15
پارسال همین موقع‌ها طوری با آهنگ "جوونی‌"ش ارتباط گرفته بودم که کم‌کم داشت باورم می‌شد یکی بوده که روی نیمکت پارک باهم خاطره داشتیم.
5
16
Afsordegi [2234693204].mp3
1
17
آقا معین یک دقیقه چشم‌هاشون رو ببندن که میخوام تلخون بفرستم.
1
18
پلی‌لیست اینجا رو نبینید، ما تو تنهایی تلخون گوش میدیم.
14
19
من هنوز هم باور دارم که آدم‌ها می‌تونن بدونِ هیچ‌گونه ناپاکی، هم‌دیگه رو دوست داشته باشن و به‌هم عشق بورزن. باور دارم به عشقی که از سمتِ دیگری میاد و جایی در قلب و سینه‌ی تو جوانه می‌زنه؛ به محبتی که نه بی‌دلیلِه و نه غیر ممکن. من باور دارم به حس‌هایی که هنوز، حتی در این روزگار، می‌تونن پاک، خالص و زنده باشن؛ حس‌هایی که بی‌هیچ غرضی جاری می‌شن و فقط از دوست داشتن میان.
1
20
بالأخره یک‌روز من اون دوربین رو می‌خرم و می‌اندازمش دور گردنم. شاید هم بذارمش روی سرم، نمی‌دونم.
28