Motion picture soundtrack-
Открыть в Telegram
Take me to the lakes where all the poets went to die I don’t belong,and my beloved, neither do you-
БольшеИран142 021Категория не указана
267
Подписчики
+124 часа
+157 дней
+1130 дней
Архив постов
Repost from Lumi mail club⋆.ೃ࿔*
+3
🧣نامه،بلیت،کارت پستال،تقویم A5،پوستر
🧣قیمت: ۲۹۰+هزینه ارسال پست
🍁ثبت سفارش: @Lumimail
A drag path etched in the surface
As evidence I left there on purpose
Can you find me?
I dug my heels into the gravel
When I see the devil’s eyes
I’ll look away and smile wide
You found me
إنتي بدك واحد زيي مرتب وقد المسؤولية لو اللي جنبك يجيبلك وردة بجيبلك بدل الوحدة مية مالك إنتي مش شايفة جمالك؟ إنتي بدك واحد زيي وزيي مش حتلاقي
إنتي بدك واحد زيي مرتب
وقد المسؤولية
لو اللي جنبك يجيبلك وردة بجيبلك بدل الوحدة مية
مالك إنتي مش شايفة جمالك؟
إنتي بدك واحد زيي وزيي مش حتلاقي
إنتي بدك واحد زيي مرتب وقد المسؤولية لو اللي جنبك يجيبلك وردة بجيبلك بدل الوحدة مية مالك إنتي مش شايفة جمالك؟ إنتي بدك واحد زيي وزيي مش حتلاقي
إنتي بدك واحد زيي مرتب وقد المسؤولية لو اللي جنبك يجيبلك وردة بجيبلك بدل الوحدة مية مالك إنتي مش شايفة جمالك؟ إنتي بدك واحد زيي وزيي مش حتلاقي
پس آدمیزاد بهتره خودش باشه؛ با تمام ترسهاش، با تمام چیزهایی که به تردیدش میاندازند، و با تمام آن قسمتهایی از خودش که روزی فکر میکرد باید پنهانشان کند.پنهانش کند تا شاید آرام بگیرد.
شاید خودِ واقعی ما، آنقدرها هم که فکر میکنیم ترسناک نباشد.
شاید فقط هنوز جرئت نکردهایم درست نگاهش کنیم.
اما شاید کافی باشد یک روز، فقط یک روز،دست از فرار کردن از خودش بردارد.
آنوقت میان همان ترسها، لبخند و روشنایی پیدایش میکند. میفهمد آن چیزی که از آن میترسیده، همیشه هیولا نبوده و همیشه ترسناک نبوده؛ گاهی فقط زخمی بوده که بلد نبوده چطور از آن مراقبت کند. گاهی صدایی بوده که سالها در سکوت مانده و فقط میخواسته شنیده شود.
بالاخره یک روز باید روبهروی تمام آن چیزهایی بایستد که از دیدنشان میترسیده. باید بگذارد ترسها حرف بزنند، تردیدها نفس بکشند و گذشته، برای یکبار هم که شده،بدون اینکه فرمان زندگیاش را به دست بگیرد، از کنارش عبور کند.
