438
Подписчики
+124 часа
+17 дней
-1530 день
Архив постов
438
تاحالا انقدر برای کوچولویی که هم خون خودمه گریه نکرده بودم:)
چقدر تو گناه داری و مظلومی
438
۹۰ روز شد...
۲۸ فبریه بود ساعت ۹ و ۴۵ شب تازه بخاطر اتفاقای دی ماه تهدید شده بودم،چاییمو گذاشتم روی میز و تلوزیون رو روشن کردم،پریسا صادقی داشت اخبار رو میگفت که یهو گفت: خبر فوری هماکنون تایید شد....همتون میدونید چی گفت خودش و خانواده خون خوارش دیگه زنده نبودن ولی من زنده بودم زنده تر از همیشه
انگار دنیا رو بهم داده بودن همون لحظه باورم شد خدا وجود داره،کارما واقعیه
جای کتکایی که تو خیابون و بازداشتگاه ها خورده بودم تازه شد فقط رفتم دم پنجره و داد کشیدم،کل کشیدم، خوشحالیمو بروز دادم ولی کافی نبود
یه آبجو باز کردم پرچم واقعی کشورو ورداشتم بستم به خودم و تا خود صبح خوردم و خندیدم و اشک شوق ریختم و زدم و رقصیدم که دیگه پاهام درد میکرد...
تا روزی که زندم اون شب بهترین شب زندگیم لقب داره.
برمیگرده حس اون شب،ولی برای همتون...
438
یه جا نوشته بود:
آدم گاهی اونقدر تنها میشه و با خودش حرف میزنه که تبدیل میشه به دو نفر...
من الان خودم به شخصه ۱۷ ۱۸ نفرم
438
روی قبر30000 نفر رقصیدید و جشن گرفتید اهمیتی به اینهمه خانواده که داغ بچشون رو داشتن ندادید؛
میرقصم و کل میکشم از تیکه تیکه شدنتون
پنج صبح 1mar
438
کسی که تو رو از ته دلش دوست داشته باشه خیلی واضح بهت میفهمونه که چقدر برایتو ارزش قائله و مهمی:)
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
