معرفی فیکشن
✧ 𝗜𝗻𝘁𝗿𝗼𝗱𝘂𝗰𝗶𝗻𝗴 𝗙𝗶𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻💜𐤀 - 𝖲𝗎𝖻𝗌𝖾𝗍 : @Taekook_Fic1 - 𝖴𝗇𝗄𝗇𝗈𝗐𝗇 : @Shin_boxbot 𝖤𝗇𝗍𝖾𝗋𝗂𝗇𝗀 𝖼𝖺𝗉𝗍𝗂𝗏𝖺𝗍𝗂𝗇𝗀 𝗧𝗮𝗲𝗸𝗼𝗼𝗸 𝗌𝗍𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌ଓ
Больше📈 Аналитический обзор Telegram-канала معرفی فیکشن
Канал معرفی فیکشن (@taekookfic1) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 18 598 подписчиков, занимая 1 898 место в категории Книги и 18 085 место в регионе Иран.
📊 Показатели аудитории и динамика
С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 18 598 подписчиков.
Согласно последним данным от 04 октября, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило 636, а за последние 24 часа — 11, при этом общий охват остаётся высоким.
- Статус верификации: Не верифицирован
- Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 5.87%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 12.00% реакций от общего числа подписчиков.
- Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 1 091 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 2 231 просмотров.
- Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 43.
- Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как توییت, saw, توییتر, چیز, اعدام.
📝 Описание и контентная политика
Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
“✧ 𝗜𝗻𝘁𝗿𝗼𝗱𝘂𝗰𝗶𝗻𝗴 𝗙𝗶𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻💜𐤀
- 𝖲𝗎𝖻𝗌𝖾𝗍 : @Taekook_Fic1
- 𝖴𝗇𝗄𝗇𝗈𝗐𝗇 : @Shin_boxbot
𝖤𝗇𝗍𝖾𝗋𝗂𝗇𝗀 𝖼𝖺𝗉𝗍𝗂𝗏𝖺𝗍𝗂𝗇𝗀 𝗧𝗮𝗲𝗸𝗼𝗼𝗸 𝗌𝗍𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌ଓ”
Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 05 октября, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Книги.
-من خیلی خوششانسم! +چرا؟ - چند نفر تو این دنیان که مثل من میتونن حتی برای یه بارم که شده عشق مردهشون رو دوباره تو آغوش بگیرن؟« Click For Read This Fiction » بهـتریـن فیـکشـن تـوی ژانـر " موزیـکال، مافیـایی، دارک رومـنس" از دسـت نـدیـد.🔪
✦تهیونگ یک طراح لباس معروفه که یکی از بوتیکهای بزرگِ کره رو داره. وقتی با جونگکوک که طرفدار پروپاقرصش هست روبهرو میشه، با رفتار سرد و مغرورانهاش سرخورده میشه؛ اما داستان جایی تغییر میکنه که جونگکوک برای بهدستآوردن دل تهیونگ و عذرخواهی قراره دست به هرکاری بزنه، حتی غرورش رو کنار بذاره!✦ᥬᩤ 𝐃𝐢𝐚𝐥𝐨𝐠𝐮𝐞 ↴
« چند ثانیه سکوت، بعد با صدایی آروم و خشدار گفت: «هنوزم سبک طراحیِ کیبونگ رو کنار نذاشتی...» رنگ از صورت تهیونگ پرید. ـ شما...؟ ـ فکر کردی بعداز اینهمه سال، کسی حواسش بهت نیست؟ »• خیانت و جدایی و مثلث عشقی نداره. • این فیکشن کاملا ذهنتون رو درگیر میکنه و خیلی خاصه و حال و هوای جنایی و پر راز و رمزی داره که ترغیب میشید ادامهاش بدید :) ݁ ˖Ი𐑼⋆ 𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤𝐅𝐢𝐜 ⋆ᕱᕱ݁ ˖
- چرا قبول کردی به این کمپانی بیای، وقتی میدونی از پدرت و مخصوصاً تو نفرت زیادی دارم! + خودم هم ازش بیزارم کیم، حداقل توی یک چیز باهم تفاهم داریم!وقتی دوتا برادر ناتنی که از هم متنفرن، مجبورن توی یک کمپانی باهم روبهرو بشن! « برای خوندن این فیکشن ورس کلیک کنید. »
✦تهیونگ وقتی بچه بود، پدر و مادرش رو از دست داد و با مادربزرگش زندگی میکرد. بهخاطر همین، همیشه مورد قلدری همکلاسیهاش قرار میگرفت، ولی... تهیونگ یه امگای ضعیف و تو سرخوری نبود. از همون بچگی فهمید اگه کسی بهش یه ضربه زد، اون باید دوتا بزنه. با همین انگیزه، اون تبدیل به یه ورزشکار رزمی شد که قهرمان ملیه. اون به آکادمی نظامی سئول رفت و بهترین دوستهای دنیا رو پیدا کرد. همهچی عالی بود تا وقتی که توی محلهشون یه قتل اتفاق افتاد. تهیونگ زیادی نگران مادربزرگش بود، مخصوصاً که قرار بود برای یه کارورزی به پایگاه نظامی بره؛ پایگاهی که فرماندهش جئون جونکوکه، یه آلفای غالب ۳۶ ساله. اما انتخاب شدن تهیونگ و دوستهاش برای پایگاهی که هیچوقت توی این کارورزی شرکت نمیکرد، اتفاقی بود؟ یا چیزهای دیگهای وجود داشت که تهیونگ نمیدونست؟ آیا جونکوک از عواقب کاری که داره میکنه، مطلعه؟✦ᥬᩤ 𝐃𝐢𝐚𝐥𝐨𝐠𝐮𝐞 ↴
«نه فرمانده، تو حق نداری اسمم رو صدا بزنی، در واقع لیاقتش رو نداری، تو لیاقت هیچ چیز من رو نداشتی، من فاکینگ جفت تو بودم، خواسته و ناخواسته بهت کشش داشتم، ولی تو چیکار کردی؟ مثل یه بزدل بازنده پشت یه مشت مدارک دروغ قایم شدی و منو پس زدی! جونکوک فوری گفت: میتونم درستش کنم، میتونم جبران کنم، فقط کافیه یه فرصت... _ فرصت؟ به خودت اجازه میدی راجب فرصت حرف بزنی؟ هاح، ارزوش رو به گور میبری، میدونی چرا فرمانده جئون عزیز؟ _استعفانامه؟؟؟»•خیانت، تجاوز، مثلث عشقی و جدایی نداره •از شدت شیرین بودن و جذاب بودن تهیونگ دیابت میگرین، ولی تهیونگ اصلا یه امگای توسرخوری که همه بهش زور بگن نیست خیلی خوب بلده حقشو بگیره و از کسی هم نمیترسه •جونکوک این فیک خود خره، خیلی از دستش حرص میخورین ولی تمام این حرص ها از دماغش قراره در بیاد و مثل سگ بیافته دنبال تهیونگ 𐙚 𝒘𝒂𝒕𝒕𝒑𝒂𝒅 𝒍𝒊𝒏𝒌 ݁ ˖Ი𐑼⋆ 𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤𝐅𝐢𝐜 ⋆ᕱᕱ݁ ˖
✦تهیونگ وقتی بچه بود، پدر و مادرش رو از دست داد و با مادربزرگش زندگی میکرد. بهخاطر همین، همیشه مورد قلدری همکلاسیهاش قرار میگرفت، ولی... تهیونگ یه امگای ضعیف و تو سرخوری نبود. از همون بچگی فهمید اگه کسی بهش یه ضربه زد، اون باید دوتا بزنه. با همین انگیزه، اون تبدیل به یه ورزشکار رزمی شد که قهرمان ملیه. اون به آکادمی نظامی سئول رفت و بهترین دوستهای دنیا رو پیدا کرد. همهچی عالی بود تا وقتی که توی محلهشون یه قتل اتفاق افتاد. تهیونگ زیادی نگران مادربزرگش بود، مخصوصاً که قرار بود برای یه کارورزی به پایگاه نظامی بره؛ پایگاهی که فرماندهش جئون جونکوکه، یه آلفای غالب ۳۶ ساله. اما انتخاب شدن تهیونگ و دوستهاش برای پایگاهی که هیچوقت توی این کارورزی شرکت نمیکرد، اتفاقی بود؟ یا چیزهای دیگهای وجود داشت که تهیونگ نمیدونست؟ آیا جونکوک از عواقب کاری که داره میکنه، مطلعه؟✦ᥬᩤ 𝐃𝐢𝐚𝐥𝐨𝐠𝐮𝐞 ↴
«نه فرمانده، تو حق نداری اسمم رو صدا بزنی، در واقع لیاقتش رو نداری، تو لیاقت هیچ چیز من رو نداشتی، من فاکینگ جفت تو بودم، خواسته و ناخواسته بهت کشش داشتم، ولی تو چیکار کردی؟ مثل یه بزدل بازنده پشت یه مشت مدارک دروغ قایم شدی و منو پس زدی! جونکوک فوری گفت: میتونم درستش کنم، میتونم جبران کنم، فقط کافیه یه فرصت... _ فرصت؟ به خودت اجازه میدی راجب فرصت حرف بزنی؟ هاح، ارزوش رو به گور میبری، میدونی چرا فرمانده جئون عزیز؟ _استعفانامه؟؟؟»•خیانت، تجاوز، مثلث عشقی و جدایی نداره •از شدت شیرین بودن و جذاب بودن تهیونگ دیابت میگرین، ولی تهیونگ اصلا یه امگای توسرخوری که همه بهش زور بگن نیست خیلی خوب بلده حقشو بگیره و از کسی هم نمیترسه •جونکوک این فیک خود خره، خیلی از دستش حرص میخورین ولی تمام این حرص ها از دماغش قراره در بیاد و مثل سگ بیافته دنبال تهیونگ 𐙚 𝒘𝒂𝒕𝒕𝒑𝒂𝒅 𝒍𝒊𝒏𝒌 ݁ ˖Ი𐑼⋆ 𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤𝐅𝐢𝐜 ⋆ᕱᕱ݁ ˖
