معرفی فیکشن
✧ 𝗜𝗻𝘁𝗿𝗼𝗱𝘂𝗰𝗶𝗻𝗴 𝗙𝗶𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻💜𐤀 - 𝖲𝗎𝖻𝗌𝖾𝗍 : @Taekook_Fic1 - 𝖴𝗇𝗄𝗇𝗈𝗐𝗇 : @Shin_boxbot 𝖤𝗇𝗍𝖾𝗋𝗂𝗇𝗀 𝖼𝖺𝗉𝗍𝗂𝗏𝖺𝗍𝗂𝗇𝗀 𝗧𝗮𝗲𝗸𝗼𝗼𝗸 𝗌𝗍𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌ଓ
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram معرفی فیکشن
El canal معرفی فیکشن (@taekookfic1) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 18 590 suscriptores, ocupando la posición 1 902 en la categoría Libros y el puesto 18 099 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 18 590 suscriptores.
Según los últimos datos del 03 octubre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 651, y en las últimas 24 horas de 0, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 5.91%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 12.10% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 1 098 visualizaciones. En el primer día suele acumular 2 249 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 42.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como توییت, saw, توییتر, چیز, اعدام.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“✧ 𝗜𝗻𝘁𝗿𝗼𝗱𝘂𝗰𝗶𝗻𝗴 𝗙𝗶𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻💜𐤀
- 𝖲𝗎𝖻𝗌𝖾𝗍 : @Taekook_Fic1
- 𝖴𝗇𝗄𝗇𝗈𝗐𝗇 : @Shin_boxbot
𝖤𝗇𝗍𝖾𝗋𝗂𝗇𝗀 𝖼𝖺𝗉𝗍𝗂𝗏𝖺𝗍𝗂𝗇𝗀 𝗧𝗮𝗲𝗸𝗼𝗼𝗸 𝗌𝗍𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌ଓ”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 04 octubre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Libros.
✦تهیونگ یک طراح لباس معروفه که یکی از بوتیکهای بزرگِ کره رو داره. وقتی با جونگکوک که طرفدار پروپاقرصش هست روبهرو میشه، با رفتار سرد و مغرورانهاش سرخورده میشه؛ اما داستان جایی تغییر میکنه که جونگکوک برای بهدستآوردن دل تهیونگ و عذرخواهی قراره دست به هرکاری بزنه، حتی غرورش رو کنار بذاره!✦ᥬᩤ 𝐃𝐢𝐚𝐥𝐨𝐠𝐮𝐞 ↴
« چند ثانیه سکوت، بعد با صدایی آروم و خشدار گفت: «هنوزم سبک طراحیِ کیبونگ رو کنار نذاشتی...» رنگ از صورت تهیونگ پرید. ـ شما...؟ ـ فکر کردی بعداز اینهمه سال، کسی حواسش بهت نیست؟ »• خیانت و جدایی و مثلث عشقی نداره. • این فیکشن کاملا ذهنتون رو درگیر میکنه و خیلی خاصه و حال و هوای جنایی و پر راز و رمزی داره که ترغیب میشید ادامهاش بدید :) ݁ ˖Ი𐑼⋆ 𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤𝐅𝐢𝐜 ⋆ᕱᕱ݁ ˖
- چرا قبول کردی به این کمپانی بیای، وقتی میدونی از پدرت و مخصوصاً تو نفرت زیادی دارم! + خودم هم ازش بیزارم کیم، حداقل توی یک چیز باهم تفاهم داریم!وقتی دوتا برادر ناتنی که از هم متنفرن، مجبورن توی یک کمپانی باهم روبهرو بشن! « برای خوندن این فیکشن ورس کلیک کنید. »
✦تهیونگ وقتی بچه بود، پدر و مادرش رو از دست داد و با مادربزرگش زندگی میکرد. بهخاطر همین، همیشه مورد قلدری همکلاسیهاش قرار میگرفت، ولی... تهیونگ یه امگای ضعیف و تو سرخوری نبود. از همون بچگی فهمید اگه کسی بهش یه ضربه زد، اون باید دوتا بزنه. با همین انگیزه، اون تبدیل به یه ورزشکار رزمی شد که قهرمان ملیه. اون به آکادمی نظامی سئول رفت و بهترین دوستهای دنیا رو پیدا کرد. همهچی عالی بود تا وقتی که توی محلهشون یه قتل اتفاق افتاد. تهیونگ زیادی نگران مادربزرگش بود، مخصوصاً که قرار بود برای یه کارورزی به پایگاه نظامی بره؛ پایگاهی که فرماندهش جئون جونکوکه، یه آلفای غالب ۳۶ ساله. اما انتخاب شدن تهیونگ و دوستهاش برای پایگاهی که هیچوقت توی این کارورزی شرکت نمیکرد، اتفاقی بود؟ یا چیزهای دیگهای وجود داشت که تهیونگ نمیدونست؟ آیا جونکوک از عواقب کاری که داره میکنه، مطلعه؟✦ᥬᩤ 𝐃𝐢𝐚𝐥𝐨𝐠𝐮𝐞 ↴
«نه فرمانده، تو حق نداری اسمم رو صدا بزنی، در واقع لیاقتش رو نداری، تو لیاقت هیچ چیز من رو نداشتی، من فاکینگ جفت تو بودم، خواسته و ناخواسته بهت کشش داشتم، ولی تو چیکار کردی؟ مثل یه بزدل بازنده پشت یه مشت مدارک دروغ قایم شدی و منو پس زدی! جونکوک فوری گفت: میتونم درستش کنم، میتونم جبران کنم، فقط کافیه یه فرصت... _ فرصت؟ به خودت اجازه میدی راجب فرصت حرف بزنی؟ هاح، ارزوش رو به گور میبری، میدونی چرا فرمانده جئون عزیز؟ _استعفانامه؟؟؟»•خیانت، تجاوز، مثلث عشقی و جدایی نداره •از شدت شیرین بودن و جذاب بودن تهیونگ دیابت میگرین، ولی تهیونگ اصلا یه امگای توسرخوری که همه بهش زور بگن نیست خیلی خوب بلده حقشو بگیره و از کسی هم نمیترسه •جونکوک این فیک خود خره، خیلی از دستش حرص میخورین ولی تمام این حرص ها از دماغش قراره در بیاد و مثل سگ بیافته دنبال تهیونگ 𐙚 𝒘𝒂𝒕𝒕𝒑𝒂𝒅 𝒍𝒊𝒏𝒌 ݁ ˖Ი𐑼⋆ 𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤𝐅𝐢𝐜 ⋆ᕱᕱ݁ ˖
✦تهیونگ وقتی بچه بود، پدر و مادرش رو از دست داد و با مادربزرگش زندگی میکرد. بهخاطر همین، همیشه مورد قلدری همکلاسیهاش قرار میگرفت، ولی... تهیونگ یه امگای ضعیف و تو سرخوری نبود. از همون بچگی فهمید اگه کسی بهش یه ضربه زد، اون باید دوتا بزنه. با همین انگیزه، اون تبدیل به یه ورزشکار رزمی شد که قهرمان ملیه. اون به آکادمی نظامی سئول رفت و بهترین دوستهای دنیا رو پیدا کرد. همهچی عالی بود تا وقتی که توی محلهشون یه قتل اتفاق افتاد. تهیونگ زیادی نگران مادربزرگش بود، مخصوصاً که قرار بود برای یه کارورزی به پایگاه نظامی بره؛ پایگاهی که فرماندهش جئون جونکوکه، یه آلفای غالب ۳۶ ساله. اما انتخاب شدن تهیونگ و دوستهاش برای پایگاهی که هیچوقت توی این کارورزی شرکت نمیکرد، اتفاقی بود؟ یا چیزهای دیگهای وجود داشت که تهیونگ نمیدونست؟ آیا جونکوک از عواقب کاری که داره میکنه، مطلعه؟✦ᥬᩤ 𝐃𝐢𝐚𝐥𝐨𝐠𝐮𝐞 ↴
«نه فرمانده، تو حق نداری اسمم رو صدا بزنی، در واقع لیاقتش رو نداری، تو لیاقت هیچ چیز من رو نداشتی، من فاکینگ جفت تو بودم، خواسته و ناخواسته بهت کشش داشتم، ولی تو چیکار کردی؟ مثل یه بزدل بازنده پشت یه مشت مدارک دروغ قایم شدی و منو پس زدی! جونکوک فوری گفت: میتونم درستش کنم، میتونم جبران کنم، فقط کافیه یه فرصت... _ فرصت؟ به خودت اجازه میدی راجب فرصت حرف بزنی؟ هاح، ارزوش رو به گور میبری، میدونی چرا فرمانده جئون عزیز؟ _استعفانامه؟؟؟»•خیانت، تجاوز، مثلث عشقی و جدایی نداره •از شدت شیرین بودن و جذاب بودن تهیونگ دیابت میگرین، ولی تهیونگ اصلا یه امگای توسرخوری که همه بهش زور بگن نیست خیلی خوب بلده حقشو بگیره و از کسی هم نمیترسه •جونکوک این فیک خود خره، خیلی از دستش حرص میخورین ولی تمام این حرص ها از دماغش قراره در بیاد و مثل سگ بیافته دنبال تهیونگ 𐙚 𝒘𝒂𝒕𝒕𝒑𝒂𝒅 𝒍𝒊𝒏𝒌 ݁ ˖Ი𐑼⋆ 𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤𝐅𝐢𝐜 ⋆ᕱᕱ݁ ˖
