معرفی فیکشن
前往频道在 Telegram
✧ 𝗜𝗻𝘁𝗿𝗼𝗱𝘂𝗰𝗶𝗻𝗴 𝗙𝗶𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻💜𐤀 - 𝖲𝗎𝖻𝗌𝖾𝗍 : @Taekook_Fic1 - 𝖴𝗇𝗄𝗇𝗈𝗐𝗇 : @Shin_boxbot 𝖤𝗇𝗍𝖾𝗋𝗂𝗇𝗀 𝖼𝖺𝗉𝗍𝗂𝗏𝖺𝗍𝗂𝗇𝗀 𝗧𝗮𝗲𝗸𝗼𝗼𝗸 𝗌𝗍𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌ଓ
显示更多📈 Telegram 频道 معرفی فیکشن 的分析概览
频道 معرفی فیکشن (@taekookfic1) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 18 598 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 1 898,并在 伊朗 地区排名第 18 085 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 18 598 名订阅者。
根据 04 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 636,过去 24 小时变化为 11,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 5.87%。内容发布后 24 小时内通常能获得 12.00% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 091 次浏览,首日通常累积 2 231 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 43。
- 主题关注点: 内容集中在 توییت, saw, توییتر, چیز, اعدام 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“✧ 𝗜𝗻𝘁𝗿𝗼𝗱𝘂𝗰𝗶𝗻𝗴 𝗙𝗶𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻💜𐤀
- 𝖲𝗎𝖻𝗌𝖾𝗍 : @Taekook_Fic1
- 𝖴𝗇𝗄𝗇𝗈𝗐𝗇 : @Shin_boxbot
𝖤𝗇𝗍𝖾𝗋𝗂𝗇𝗀 𝖼𝖺𝗉𝗍𝗂𝗏𝖺𝗍𝗂𝗇𝗀 𝗧𝗮𝗲𝗸𝗼𝗼𝗸 𝗌𝗍𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌ଓ”
凭借高频更新(最新数据采集于 05 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。
18 598
订阅者
+1124 小时
+277 天
+63630 天
帖子存档
18 601
چی میشه وقتی هملت میفهمه اون مرد ناشناسِ نقابداری که هرشب تو زیرزمین مقبرهی خونوادگیشون به فاک میده؛ درواقع همون عشقیه که فکر میکرده تو نوجوونی مُرده... ❗️💀
-من خیلی خوششانسم! +چرا؟ - چند نفر تو این دنیان که مثل من میتونن حتی برای یه بارم که شده عشق مردهشون رو دوباره تو آغوش بگیرن؟« Click For Read This Fiction » بهـتریـن فیـکشـن تـوی ژانـر " موزیـکال، مافیـایی، دارک رومـنس" از دسـت نـدیـد.🔪
18 601
Repost from 「 𝗝𝗘𝗢𝗡 𝗛𝗨𝗕 」
𑱄
تهیونگ صاحب بوتیک و طرفدار دوآتشهی خوانندهی محبوب جونگکوک، در اولین برخورد با رفتار مغرورانهی اون مواجه شد و بهسختی طردش کرد.
اما بازگشتِ دوبارهی جونگکوک برای عذرخواهی، آغازی بر یک آشنایی جدیده.
با گذر زمان تهیونگ پشتِ نقابِ شهرت، شخصیتی متفاوت از جونگکوک رو میبینه.
ᤴ 𝖭𝖺𝗆𝖾: #BehindtheSeams
ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: KOOKV
ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Contemporary Romance, Enemies-to-Lovers, Slow Burn, Smut
ᤴ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: M𝕌GE
ސ خــوانــدن فـولپـارت
ސ لیـنـک نـاشنـاس
ꜥꜤ #Full ⑈ #MultiShot ⑈ @MRJEONHUB
18 601
ꔫ #Fiction ༘ ִֶָ
𝗡𝖺𝗆𝖾:BehindtheSeams
𝗖𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾:#Kookv
𝗚𝖾𝗇𝗋𝖾𝗌:#Bromance, #Smut, #SlowBrurn, #Enemies_to_Lovers, #Contemporary
𝗦𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌: Completed
𝗣art : 10
𝗘𝗇𝖽𝗂𝗇𝗀: Happy End
# Morena
ᥬᩤ 𝐒𝐮𝐦𝐦𝐚𝐫𝐲 ↴
✦تهیونگ یک طراح لباس معروفه که یکی از بوتیکهای بزرگِ کره رو داره. وقتی با جونگکوک که طرفدار پروپاقرصش هست روبهرو میشه، با رفتار سرد و مغرورانهاش سرخورده میشه؛ اما داستان جایی تغییر میکنه که جونگکوک برای بهدستآوردن دل تهیونگ و عذرخواهی قراره دست به هرکاری بزنه، حتی غرورش رو کنار بذاره!✦ᥬᩤ 𝐃𝐢𝐚𝐥𝐨𝐠𝐮𝐞 ↴
« چند ثانیه سکوت، بعد با صدایی آروم و خشدار گفت: «هنوزم سبک طراحیِ کیبونگ رو کنار نذاشتی...» رنگ از صورت تهیونگ پرید. ـ شما...؟ ـ فکر کردی بعداز اینهمه سال، کسی حواسش بهت نیست؟ »• خیانت و جدایی و مثلث عشقی نداره. • این فیکشن کاملا ذهنتون رو درگیر میکنه و خیلی خاصه و حال و هوای جنایی و پر راز و رمزی داره که ترغیب میشید ادامهاش بدید :) ݁ ˖Ი𐑼⋆ 𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤𝐅𝐢𝐜 ⋆ᕱᕱ݁ ˖
18 601
- چرا قبول کردی به این کمپانی بیای، وقتی میدونی از پدرت و مخصوصاً تو نفرت زیادی دارم! + خودم هم ازش بیزارم کیم، حداقل توی یک چیز باهم تفاهم داریم!وقتی دوتا برادر ناتنی که از هم متنفرن، مجبورن توی یک کمپانی باهم روبهرو بشن! « برای خوندن این فیکشن ورس کلیک کنید. »
18 601
ꔫ #Fiction ༘ ִֶָ
𝗡𝖺𝗆𝖾:SOLUS
𝗖𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾:#Kookv
𝗚𝖾𝗇𝗋𝖾𝗌:#Romance, #Smut, #Omegaverse, #Age_Gap
𝗦𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌:ongoing
#Selene
ᥬᩤ 𝐒𝐮𝐦𝐦𝐚𝐫𝐲 ↴
✦تهیونگ وقتی بچه بود، پدر و مادرش رو از دست داد و با مادربزرگش زندگی میکرد. بهخاطر همین، همیشه مورد قلدری همکلاسیهاش قرار میگرفت، ولی... تهیونگ یه امگای ضعیف و تو سرخوری نبود. از همون بچگی فهمید اگه کسی بهش یه ضربه زد، اون باید دوتا بزنه. با همین انگیزه، اون تبدیل به یه ورزشکار رزمی شد که قهرمان ملیه. اون به آکادمی نظامی سئول رفت و بهترین دوستهای دنیا رو پیدا کرد. همهچی عالی بود تا وقتی که توی محلهشون یه قتل اتفاق افتاد. تهیونگ زیادی نگران مادربزرگش بود، مخصوصاً که قرار بود برای یه کارورزی به پایگاه نظامی بره؛ پایگاهی که فرماندهش جئون جونکوکه، یه آلفای غالب ۳۶ ساله. اما انتخاب شدن تهیونگ و دوستهاش برای پایگاهی که هیچوقت توی این کارورزی شرکت نمیکرد، اتفاقی بود؟ یا چیزهای دیگهای وجود داشت که تهیونگ نمیدونست؟ آیا جونکوک از عواقب کاری که داره میکنه، مطلعه؟✦ᥬᩤ 𝐃𝐢𝐚𝐥𝐨𝐠𝐮𝐞 ↴
«نه فرمانده، تو حق نداری اسمم رو صدا بزنی، در واقع لیاقتش رو نداری، تو لیاقت هیچ چیز من رو نداشتی، من فاکینگ جفت تو بودم، خواسته و ناخواسته بهت کشش داشتم، ولی تو چیکار کردی؟ مثل یه بزدل بازنده پشت یه مشت مدارک دروغ قایم شدی و منو پس زدی! جونکوک فوری گفت: میتونم درستش کنم، میتونم جبران کنم، فقط کافیه یه فرصت... _ فرصت؟ به خودت اجازه میدی راجب فرصت حرف بزنی؟ هاح، ارزوش رو به گور میبری، میدونی چرا فرمانده جئون عزیز؟ _استعفانامه؟؟؟»•خیانت، تجاوز، مثلث عشقی و جدایی نداره •از شدت شیرین بودن و جذاب بودن تهیونگ دیابت میگرین، ولی تهیونگ اصلا یه امگای توسرخوری که همه بهش زور بگن نیست خیلی خوب بلده حقشو بگیره و از کسی هم نمیترسه •جونکوک این فیک خود خره، خیلی از دستش حرص میخورین ولی تمام این حرص ها از دماغش قراره در بیاد و مثل سگ بیافته دنبال تهیونگ 𐙚 𝒘𝒂𝒕𝒕𝒑𝒂𝒅 𝒍𝒊𝒏𝒌 ݁ ˖Ი𐑼⋆ 𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤𝐅𝐢𝐜 ⋆ᕱᕱ݁ ˖
18 601
ꔫ #Fiction ༘ ִֶָ
𝗡𝖺𝗆𝖾:SOLUS
𝗖𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾:#Kookv
𝗚𝖾𝗇𝗋𝖾𝗌:#Romance, #Smut, #Omegaverse, #Age_Gap
𝗦𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌:ongoing
#Selene
ᥬᩤ 𝐒𝐮𝐦𝐦𝐚𝐫𝐲 ↴
✦تهیونگ وقتی بچه بود، پدر و مادرش رو از دست داد و با مادربزرگش زندگی میکرد. بهخاطر همین، همیشه مورد قلدری همکلاسیهاش قرار میگرفت، ولی... تهیونگ یه امگای ضعیف و تو سرخوری نبود. از همون بچگی فهمید اگه کسی بهش یه ضربه زد، اون باید دوتا بزنه. با همین انگیزه، اون تبدیل به یه ورزشکار رزمی شد که قهرمان ملیه. اون به آکادمی نظامی سئول رفت و بهترین دوستهای دنیا رو پیدا کرد. همهچی عالی بود تا وقتی که توی محلهشون یه قتل اتفاق افتاد. تهیونگ زیادی نگران مادربزرگش بود، مخصوصاً که قرار بود برای یه کارورزی به پایگاه نظامی بره؛ پایگاهی که فرماندهش جئون جونکوکه، یه آلفای غالب ۳۶ ساله. اما انتخاب شدن تهیونگ و دوستهاش برای پایگاهی که هیچوقت توی این کارورزی شرکت نمیکرد، اتفاقی بود؟ یا چیزهای دیگهای وجود داشت که تهیونگ نمیدونست؟ آیا جونکوک از عواقب کاری که داره میکنه، مطلعه؟✦ᥬᩤ 𝐃𝐢𝐚𝐥𝐨𝐠𝐮𝐞 ↴
«نه فرمانده، تو حق نداری اسمم رو صدا بزنی، در واقع لیاقتش رو نداری، تو لیاقت هیچ چیز من رو نداشتی، من فاکینگ جفت تو بودم، خواسته و ناخواسته بهت کشش داشتم، ولی تو چیکار کردی؟ مثل یه بزدل بازنده پشت یه مشت مدارک دروغ قایم شدی و منو پس زدی! جونکوک فوری گفت: میتونم درستش کنم، میتونم جبران کنم، فقط کافیه یه فرصت... _ فرصت؟ به خودت اجازه میدی راجب فرصت حرف بزنی؟ هاح، ارزوش رو به گور میبری، میدونی چرا فرمانده جئون عزیز؟ _استعفانامه؟؟؟»•خیانت، تجاوز، مثلث عشقی و جدایی نداره •از شدت شیرین بودن و جذاب بودن تهیونگ دیابت میگرین، ولی تهیونگ اصلا یه امگای توسرخوری که همه بهش زور بگن نیست خیلی خوب بلده حقشو بگیره و از کسی هم نمیترسه •جونکوک این فیک خود خره، خیلی از دستش حرص میخورین ولی تمام این حرص ها از دماغش قراره در بیاد و مثل سگ بیافته دنبال تهیونگ 𐙚 𝒘𝒂𝒕𝒕𝒑𝒂𝒅 𝒍𝒊𝒏𝒌 ݁ ˖Ი𐑼⋆ 𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤𝐅𝐢𝐜 ⋆ᕱᕱ݁ ˖
18 601
Repost from 「 𝗝𝗘𝗢𝗡 𝗛𝗨𝗕 」
𑱄 VKOOK-KOOKV(VERS) 𑱄 JASMINE 𑱄 #TheNightFox
جونگکوک، مثل شبهای گذشته برای شکار طعمهاش و سیرکردن خودش از خون موجودات به جنگل میره؛ اما یه تولهروباه بیپناه رو میبینه. چی میشه اگه اون روباهکوچولو چیزی که به نظر میرسه، نباشه؟
❪بـرای خوانـدن کمـیک کلـیـک کنیــد.❫
#Comic ⑈ @MRJEONHUB
18 601
https://t.me/TaekookFic1/28520
من تو اون موقعیتا قفل میکنم نمیتونم کاری کنم
چندبار تجربه ازار اذیت داشتم نتونستم کاری کنم ولی حداقلش به مرحله اخر نرسید🚶♂️
