467
Подписчики
Нет данных24 часа
-87 дней
-3830 дней
Архив постов
467
طی یک سال گذشته از انسانی که مووان کردن براش یه چیز فوقالعاده عجیب بود، تبدیل شدم به یه ورم ترین انسانی که میشناسم. اینطوریام که آره خیلی ناراحتکننده بود، نفر بعدی.
467
میل به بخشیدن دارم چون هنوز باور دارم همهمون گاهی اوقات اشتباهات ِجبرانناپذیری میکنیم. دروغ میگیم نگه داریم. بازی میدیم چون بازیچه بودیم. قضاوت میکنیم چون از داستانِ همدیگه بیخبریم. دل میدیم چون دلشکستهایم. دل میشکنیم چون هزار و یک مشکلِ کوچیک و بزرگ تو زندگیمون انباشته شده رو هم و شده دلیلِ حال بدیهامون.
467
خوشبحالتون با شکلات خوشحال میشید، من فقط با بلیط به یه جای ساحلی و سوییچ جیکلس کف دستم خوشحال میشم🥲
467
من دقت کردم، دختر پسرایی که بلدن هیجاناتشونرو کنترل کنن خیلی آدمای حسابی و باشخصیتی هستند. مثلا بلند بلند با صداهای عجیب نمیخندن، هر شوخی نمیکنن، پر حرفی نمیزنن، بددهن نیستن، جلف بازی در نمیارن، خالهزنک نیستن… اینا آدمای باکیفیتی هستن که اگه داری قدرشو بدون
467
عزیزت نرفته که تشویش سوتِ قطارو بفهمی
تو از دست ندادی بفهمی چیه ترس از دست دادن، جای من نبودی بدونی چیه فرق بین تو و من. تو اونی که رفته چی میدونی از غصهی جایخالی، من اونم که مونده چی میدونم از قصهی بیخیالی
467
از دخترِ تو آینه نمیتونم شاکی باشم، چون هر بار نگاش کردم یجوری بهم فهموند که «بخدا من دارم همه زورم رو میزنم.»
467
همیشه میگم خوبیش اینه که من هرگز وانمود به اهمیت دادن نکردم، اگه روزی رسید که دیگه برام مهم نبود، تمومش کردم. نه خودم رو گول زدم نه دیگری رو.
و هنوز هم میگم اگه جایی رسید که دیگه در اولویت نبود، مهم نبود، تظاهر نکن، تمومش کن.
