467
Подписчики
Нет данных24 часа
-87 дней
-3830 дней
Архив постов
467
عزیزت نرفته که تشویش سوتِ قطارو بفهمی
تو از دست ندادی بفهمی چیه ترس از دست دادن، جای من نبودی بدونی چیه فرق بین تو و من. تو اونی که رفته چی میدونی از غصهی جایخالی، من اونم که مونده چی میدونم از قصهی بیخیالی
467
شما نباید برای هرخری اهنگ بفرستید. ولی دوستان وقتی براتون آهنگ میفرستن ، نگید شنیدم یا دارمش، دوباره دانلودش کن خب لنتی، گوشش کن، تیکه هایی که ازش خوشت اومدو بخون باهاش تو صفحه ی چت، به متنش دقت کن شاید خواستم یه چیزی بهت بگم، بفرستش سیو مسیج، برای خودت داشته باشش، به یادم گوشش بده و به کسی نده گوش کنه چون آهنگایی که برای تو میفرستم فقط برای توعه نه کسی دیگهای. همین
467
من اگه بخوام اولویت زندگیم رو خودم قرار بدم خیلی جدی اکس و خانواده و چندتا از دوستام؛ سنگ صبور و نقطه امن و رفیق تنهاییهاشون رو از دست میدن. ولی وقتی نوبت سلامت روان من باشه همه طلبکار و شاکی ان😩
467
"بعضی آدمها دنيا رو زيبا ميکنند"؛
آدمايی که هروقت ازشون بپرسی
چطوری؟ ميگن خوبم.
وقتی بهشون زنگ میزنی و بیدارشون میکنی. میگن بیدار بودم. یا میگن خوب شد زنگ زدی...
وقتی ميبينن يه گنجشک داره رو زمين غذا ميخوره راهشون رو کج ميکنن که اون نپره اگه يخ ام بزنن، دستتو ول نميکنن بزارن تو جيبشون.
ادم هايی که با صد تا غصه تو دلشون بازم صبورانه پای درد دلات می شينن.
همينها هستند که دنيارا جای بهتری ميکنند؛
مثل آن راننده تاکسی ای که حتی اگر در ماشينش را محکم ببندی بلند ميگويد: روزخوبی داشته باشی...
آدمهايی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان ميشوی، رو بر نميگردانند.
لبخند ميزنند و هنوز نگاه ميکنند.
دوستهايی که بدون مناسبت کادو ميخرند و ميگويند اين شال پشت ويترين انگار مال تو بود.
يا گاهی دفتر يادداشتی، کتابی..
آدمهايی که از سر چهارراه، نرگس نوبرانه
ميخرند و با گل ميروند خانه
کسانيکه غم هيچکس را تاب نمياورند
و تو رابه خاطرخودت ميخواهند و
خلاصه در یک کلام، بامعرفتن.
ای کاش میشد این ادم ها رو قاب کرد و به در و دیوار شهر زد.
