روزنوشتههای سمیه توحیدلو
Открыть в Telegram
به یاد وبلاگ قدیمیام «بر ساحل سلامت» بیشتر از جامعه مینویسم و جامعهشناسی اقتصادی. از کتابهایی که میخوانم یا میشنوم. ارائهها یا یادداشتهای گاه و بیگاه را هم میگذارم شاید به درد خورد. سمیه توحیدلو smtohidlou@gmail.com ایکس: @smtohidlou
Больше1 330
Подписчики
+124 часа
-27 дней
-1430 день
Загрузка данных...
Похожие каналы
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Облако тегов
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
июль '26
июль '26
+12
в 0 каналах
июнь '26
+24
в 6 каналах
Get PRO
май '26
+27
в 3 каналах
Get PRO
апрель '26
+23
в 2 каналах
Get PRO
март '26
+21
в 3 каналах
Get PRO
февраль '26
+329
в 25 каналах
Get PRO
январь '26
+107
в 9 каналах
Get PRO
декабрь '25
+56
в 7 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+80
в 5 каналах
Get PRO
октябрь '25
+92
в 23 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+78
в 12 каналах
Get PRO
август '25
+110
в 20 каналах
Get PRO
июль '25
+58
в 14 каналах
Get PRO
июнь '25
+490
в 17 каналах
Get PRO
май '250
в 13 каналах
Get PRO
апрель '25
+148
в 11 каналах
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 14 июля | +3 | |||
| 13 июля | +1 | |||
| 12 июля | 0 | |||
| 11 июля | +2 | |||
| 10 июля | 0 | |||
| 09 июля | 0 | |||
| 08 июля | 0 | |||
| 07 июля | 0 | |||
| 06 июля | 0 | |||
| 05 июля | +1 | |||
| 04 июля | +4 | |||
| 03 июля | 0 | |||
| 02 июля | +1 | |||
| 01 июля | 0 |
Посты канала
مردمان خشمگین و مغموم ایران! (بخش دوم)
۲۳ تیر
🖊سمیه توحیدلو
📊مردمانی که تهراننشین یا جوانش به وضوح و اماری از دیگران متفاوت است. مردمانی که به قول گزارش دچار «اکنونزدگی» شدهاند؛ نه علاقهای به گذشته دارند و نه چشماندازی برای آینده. ۵۷.۶ درصد کل کشور و ۶۳.۸ درصد تهرانیها معتقدند وضعیت اقتصادی در آینده بدتر خواهد شد.
📊مردمانی مضطرب (۴۵.۴ درصد)، ناامید (۵۰.۲ درصد)، غمگین (۴۷.۷ درصد) و خشمگین (۶۳.۶ درصد). جالب است بدانید در آمار جهانی گالوپ، بالاترین نرخ خشم ثبتشده در دنیا متعلق به کشور چاد با ۴۷ درصد بوده است، اما نظرسنجی سال ۱۴۰۵ در ایران رقم بیسابقه ۶۳.۶ درصد خشم عمومی را نشان میدهد؛ یعنی ما رکورددار خشم در جهانیم.
📊دیماه و جنگ توامان بر پوست این جامعه رد انداخته و نمیشود آن را نادیده گرفت. با این حال، نباید همگرایی مردم در شرایط جنگی را به پای رضایت از مسئولین نوشت؛ درست است که در شرایط جنگی مقبولیت نظام با ۱۲.۵ واحد درصد افزایش به ۵۸.۹ درصد رسیده و محبوبیت رئیسجمهور نیز کمی بهبود یافته ، اما این دقیقاً همان پدیده کلاسیک «همگرایی پیرامون پرچم» در شرایط تهدید خارجی است، نه حل شدن شکافهای اجتماعی.
📊یادمان نرود ایران کشوری با دو قطب رادیکال جدی است که پایگاه اجتماعی هر کدامشان فراتر از ۱۰ تا ۲۰ درصد نیست. در این میان، یک «میانه اجتماعی» بسیار گسترده وجود دارد که به فراخور شرایط، گاهی به این قطبها متمایل میشود. رسانههای در دسترس، از صداوسیما در یک سو تا شبکههای ماهوارهای و اجتماعی در سویی دیگر، فقط صدای این اقلیتهای رادیکال را بازتاب میدهند. صدای آن جمعیت انبوهِ میانه در هیاهوی این دو گروه و انبوه تولیدات سایبریشان گم و کثرتشان نادیده گرفته میشود.
📊ایران نهایتاً با همین مردم ساخته خواهد شد، ولی ما امروز به این «ایرانِ آرام» دسترسی رسانهای نداریم. مردمانی که بخش زیادی از آنها حتی خبر هم نمیخوانند و برخلاف تصور ما، اصلاً پیگیر تفاهمنامهها و مذاکرات نیستند. مردمانی که تا گردن درگیر معیشتند؛ نگرانند، منتقدند اما بهمریختگی و فروپاشی نمیخواهند. چیزی را میخواهند که برای ایران ماندگار و بادوام باشد.
📊این مردم صبور اما ناشناخته و قدر نادیده؛ ممکن است یک روز چنان خشمگین و ناامید شوند که لحظه انقلابی بیافرینند، و روزی دیگر چنان وطندوست شوند که مغرورانه جلوی هر ابرقدرتی بایستند.
پینوشت: هیچ علاقهای به نشر سایتهای خارجی ندارم. اما این آمار مهم بود. پخش شده بود. کاش از رسانههای رسمی و معتبر و به تمامی و با جزئیات منتشر میشد.
#از_آمار
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
| 2 | مردمان خشمگین و مغموم ایران! (بخش اول)
۲۳ تیر
🖊سمیه توحیدلو
📊دو روزی است که سایت ایرانوایر گزارشی محرمانه را که دستیار اجتماعی رییسجمهور از نظرسنجیهای محرمانه در کشور نوشته، در دسترس همگان قرار داده است. اینکه سند محرمانه چرا پخش میشود مسئله من نیست؛ اما چنانچه پیشتر نوشته بودم، شناخت واقعی مردم ایران و دستهبندیهای آن، مستلزم فراگیر شدن همین نظرسنجیها و قرار گرفتنشان در اختیار پژوهشگران است.
📊با نبود این آمار دقیق، هر گروهی دچار «تونل ذهنی» میشود؛ صرفاً خودش را میبیند و گروه مقابل را محدود، قلیل، انگشتشمار و بیاهمیت برمیشمرد. مردمانی که به دنبال جنگ و انتقامند و پرچم خونخواهی برداشتهاند، خودشان را میلیونی و تمام ایران میدانند. از آن سو، مردمانی که دیماه در خیابان معترض بودند، و یا خواهان تغییر نظامند خودشان را تمام ایران میدانند و طرف مقابل را اقلیتی کوچک میبینند که صرفاً به خاطر منفعت و پول ایستادهاند.
📊این در حالیست که مردم ما اصلاً به این دو بخش محدود نمیشوند. ما برای شناختن و ایجاد شرایط گفتگو، نیاز به آمار داریم. نیاز به تحلیلهای دقیق داریم. خطاهای آماری هم تنها زمانی قابل رصد و اندازهگیری میشوند که این پژوهشها که اتفاقاً با پول بیتالمال انجام میشوند، پیش چشم همه قرار گیرند.
📊اما این گزارش به نظرم سند جامع و خوبی است و با بسیاری از مشاهدات ما در جامعه همخوانی دارد. این سند، تصویر مردمانی به غایت خشمگین و بیاندازه غمگین را نشان میدهد که در تضادهای عجیبی زیست میکنند؛
مردمانی که هم عزت میخواهند (مخالفت ۶۶.۱ درصدی با تعطیلی کامل برنامه غنیسازی هستهای) و هم تنش و دشمنی با آمریکا را نمیخواهند (اگرچه به دلیل شرایط جنگی موافقان کاهش رابطه با آمریکا به ۴۵ درصد رسیده و از موافقان افزایش رابطه با ۳۴.۱ درصد جلو زدهاند).
هم توافق میخواهند و هم از جنگ گریزانند (۴۴.۳ درصد بهترین اقدام در شرایط فعلی را حفظ آتشبس و ادامه مذاکرات میدانند).
📊مردمانی که به هویت ایرانی خود افتخار میکنند اما بیش از پیش از هویت دینی فاصله میگیرند؛ (در این آمار، ۸۵.۶ درصد به ایرانی بودن خود افتخار میکنند و سهم کسانی که خود را قبل از هر چیز «ایرانی» معرفی میکنند به ۳۶.۸ درصد رسیده است (این رقم در تهران حتی ۵۰ درصد است). در حالی که کسانی که خود را صرفاً «مسلمان» معرفی میکنند به ۱۱.۶ درصد در کل کشور و کمتر از ۱ درصد در تهران کاهش یافته است. آمار روزهداری کامل نیز که در سال ۱۳۵۴ حدود ۷۹ درصد بود، در سال ۱۴۰۵ به حدود ۳۰ درصد رسیده است.) البته این فاصله و تغییرات ارزشی هنوز دوقطبیها را از بین نبرده است.
📊مردمانی که سخت درگیر معیشتند. فرهنگ، رسانه و آموزش که مدتهاست از سبد خریدشان حذف شده، حالا نوبت به دارو و درمان رسیده؛ آمارها میگویند سه چهارم جامعه (۷۴.۸ درصد) در تأمین هزینههای درمان با مشکل مواجهند (۴۳.۳ درصد خیلی مشکل دارند). ۵۴ درصد صراحتاً اعلام کردهاند درآمدشان اصلاً کفاف مخارج زندگی را نمیدهد و بیش از ۸۱ درصد در تأمین مواد غذایی روزمرهشان با درصدی از مشکل روبهرو هستند.
📊برای این مردم «نان» اسم اعظم خداست و ملاک اصلی سنجش عملکردها؛ ۵۷.۲ درصد از قیمت فعلی نان ناراضیاند و ۷۲ درصد (که در تهران به ۷۶.۱ درصد میرسد) با ایده آزادسازی قیمت نان حتی در قبال پرداخت یارانه یا کالابرگ بیشتر، کاملاً مخالفند.
📊مردمانی که ناکارآمدی در حکمرانی را بزرگترین مشکل میدانند؛( ۴۶.۹ درصد علت اصلی مشکلات کشور را ناکارآمدی مسئولان میدانند و سهم تحریمهای خارجی در ذهنشان تنها ۲۰.۷ درصد است.) با این حال، همین مردم تغییرات اساسی (۵۲.۷ درصد) و اصلاحات محدود (۱۲.۹ درصد) را در قالب جمهوری اسلامی میخواهند و سهم طرفداران تغییر کل سیستم تنها ۱۹ درصد است.
📊مردمانی که میانهاند. اعتماد نهادیشان بسیار پایین است؛ (اعتماد به نهادهای عمومی کمتر از ۳۰ درصد است و متوسطی ۲۵ درصدی دارد.). با این حال پای کشورشان ایستادهاند (۵۴.۳ درصد در صورت حمله خارجی، برای دفاع از کشور از حکومت حمایت میکنند). اما باور دارند مسئولین پای آنها نایستادهاند و از این روست که به مهاجرت فکر میکنند؛ به طوری که یکسوم کل جامعه (۳۳ درصد) و نزدیک به نیمی از جوانان زیر ۲۹ سال و تحصیلکردگان، در صورت فراهم بودن شرایط مایل به خروج از کشور هستند.
#از_آمار
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo | 213 |
| 3 | جنوب ایران، تمام جان ایران است!
۲۲ تیر
🖊سمیه توحیدلو
🛶 گاهی نمیشود نوشت. نظاره میکنی، تحلیل میکنی و حتی گاهی مینویسی و خط میزنی. حرف زیاد است. نکات زیادی میشود گفت، اما گویا بعضی حرفها را باید گذاشت تا دم بکشد و جا بیفتد. یا اصلاً استدلالت باید آنقدر محکم باشد که خودت دلت به آن قرص شود. اما انگار این روزها دلت به چیزی قرص نیست.
🚤این روزها از یک تفاهم و یک تشییع تاریخی و ایرانی گذشتیم. هر دوی این رویدادها میتوانست در ادامه مقاومت جانانه ما در جنگ ۴۰ روزه، نمادی از پیروزی ایران و تلاشی برای انسجام بیشتر حول محور ایران باشد. هنوز هم میتواند، اگر حکمران ما یکدست همین را بخواهد. اما حیف که برخی، مقاومت و پیروزی را تنها در «جنگ» میبینند؛ انتقام و خونخواهی را تنها در گسترش آتش و نحیفتر شدن مردمان خویش میدانند. این در حالی است که از صدر تاریخ تا کنون، انواع رویکردها و روایتها هست که میتوان به آنها استناد کرد؛ میتوان با آنها از این پیچ تاریخی گذر کرد. امیدوارم که چنین بشود.
🛥اما این روزها تن ایرانمان به درد آمده است. خاک سرخ جنوب خونینتر شده؛ مردمان خونگرمش که از پیش، امکانهای معاششان مختل شده بود، این روزها ذرهذره زیر کتمان جنگ فراگیر در حال از بین رفتن هستند. جنوب، قلب تپنده ایران است. جنوب، بخشی از همین تهران است. جنوب، همان زیرساختهای ماست. جنوب، همان تمدن چندین هزارساله ایرانی است. برای ایران؛ شمال، جنوب، شرق و غربش، یا تهران، بندرعباس، مشهد، چابهار و بوشهرش فرقی نمیکند. هر کجا به درد بیاید، آه از نهاد کل ایران عزیزمان برمیخیزد.
🛳این مردم داغدیده و سختیکشیده، این مردم جنگدیده و جنگنده، هم عزت ایران را میخواهند و هم خوار شدن دشمنان ایران رویایشان است، اما تاب و تحمل جنگ [جدید] را ندارند. در کنار آن باید دانست که بدن ایرانمان مجروح است و سفره مردمانمان خالی. حکمرانمان باید این را بداند که حکمرانی به رجزخوانی نیست. مقاومت و پیروزی، تنها به جنگیدنِ بدون راهبرد نیست. نمیشود در تهران منبر جنگطلبی ساز کنی و نتیجهاش را آن شهروند عزیز مرزنشین دریافت کند. رجزش را ما بخوانیم، اما بمب و موشک و تورم سهرقمی و معاش از دسترفته و شغلهای به گل نشستهاش برای دیگران باشد. برای همین است که نه منبرنشین و مداح، که حکمرانی که ایران را یکپارچه و با همه مسائلش میشناسد، میبایست صدایش بلند باشد. باید حواسش نه فقط به تهران، که به همه ایران باشد. باید نه فقط به امروز، که حداقل به دو ماه دیگر هم خوب فکر کند (دو سال و بیست سال پیشکش).
خلاصه اینکه وقتی جنوب ایران درد میکشد، گویی قلب تهران به درد آمده است. کاش بتوانیم کاری برای این هموطنانمان بکنیم.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo | 226 |
| 4 | جهان در مسیر «بازگشت بزرگ»؟ | خلاصهای از گزارش ۲۰۲۶ مؤسسه V-Dem
تازهترین گزارش سال ۲۰۲۶ مؤسسه V-Dem (Varieties of Democracy) تصویری نگرانکننده از وضعیت دموکراسی در جهان ارائه میدهد. اگر بخواهیم تنها یک مفهوم را بهعنوان محور اصلی این گزارش انتخاب کنیم، آن مفهوم بدون تردید «خودکامهسازی» (Autocratization) است؛ فرایندی که در آن کشورها بهتدریج از نهادها و ارزشهای دموکراتیک فاصله گرفته و به سمت تمرکز قدرت، محدود شدن آزادیها و تضعیف نظارت بر حکومت حرکت میکنند.
مهمترین یافتههای گزارش:
1. دموکراسی جهانی اکنون به سطح سال ۱۹۷۸ بازگشته است؛ یعنی تقریباً تمام دستاوردهای «موج سوم دموکراتیزاسیون» که از انقلاب میخک پرتغال در سال ۱۹۷۴ آغاز شد، در حال از بین رفتن است.
2. در پایان سال ۲۰۲۵، جهان دارای ۹۲ حکومت خودکامه و تنها ۸۷ حکومت دموکراتیک است.
3. حدود ۷۴ درصد جمعیت جهان (نزدیک به ۶ میلیارد نفر) در حکومتهای خودکامه زندگی میکنند.
4. تنها ۷ درصد جمعیت جهان در دموکراسیهای لیبرال زندگی میکنند.
آزادی بیان همچنان بیش از هر مؤلفه دیگری مورد حمله قرار گرفته و در ۴۴ کشور روند آن رو به وخامت گذاشته است.
5. گزارش از پدیدهای با عنوان «بازگشت بزرگ» (The Great Reversal) سخن میگوید؛ روندی که تقریباً همه شاخصهای دموکراسی را نسبت به دو دهه قبل معکوس کرده است: آزادی بیان، آزادی تشکلها، سلامت انتخابات و استقلال رسانهها همگی با افت چشمگیر مواجه شدهاند.
6. سانسور رسانهها همچنان رایجترین ابزار حکومتهای خودکامه است و استفاده از شکنجه برای سرکوب مخالفان سیاسی نیز در بسیاری از کشورها رو به افزایش است.
7. یکی از بخشهای مهم گزارش به ایالات متحده اختصاص دارد. نویسندگان گزارش معتقدند که در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، تمرکز قدرت در نهاد ریاستجمهوری با سرعتی بیسابقه افزایش یافته و شاخصهای دموکراسی آمریکا به پایینترین سطوح چند دهه اخیر رسیده است؛ بهگونهای که برای نخستین بار در بیش از نیم قرن، آمریکا دیگر در طبقهبندی V-Dem یک «دموکراسی لیبرال» محسوب نمیشود.
چند نکته قابل تأمل:
اگر کتاب «موج سوم دموکراسی» اثر ساموئل هانتینگتون را خوانده باشید، احتمالاً به یاد دارید که او از «امواج دموکراتیزاسیون» و «موجهای بازگشت» سخن میگفت. با این حال، چشماندازی که گزارش V-Dem ترسیم میکند، از یک عقبگرد مقطعی فراتر رفته و از چیزی سخن میگوید که میتوان آن را «موج جهانی خودکامهسازی» نامید؛ گویی بهجای گسترش دموکراسی، اکنون این اقتدارگرایی است که در حال جهانی شدن است.
از نگاه من، این گزارش یادآور این نکته است که شکست یا عقبنشینی جنبشهای دموکراسیخواه را نمیتوان صرفاً با عوامل داخلی توضیح داد. همانگونه که ایمانوئل والرشتاین در نظریه نظام جهانی تأکید میکرد، تحولات سیاسی هر جامعه را باید در بستر ساختارهای جهانی نیز تحلیل کرد. شاید امروز، علاوه بر مطالعه جنبشهای اجتماعی در سطح ملی، باید از موجهای جهانی خودکامهسازی نیز سخن گفت؛ موجهایی که از مرزهای کشورها عبور میکنند و بر بسیاری از نظامهای سیاسی اثر میگذارند.
مفهوم «بازگشت بزرگ» نیز بهنظر من یکی از مهمترین مفاهیم این گزارش است. این بازگشت، تنها یک عقبگرد آماری نیست؛ بلکه میتواند نوعی رگرسیون سیاسی باشد؛ وضعیتی که در آن جامعه بهجای تعمیق قرارداد اجتماعی، دوباره به سمت تمرکز قدرت، کاهش اعتماد عمومی، تضعیف نهادهای مدنی و افزایش خشونت سیاسی حرکت میکند. اگر چنین روندی ادامه یابد، احتمال بازتولید بحرانهایی که جهان تصور میکرد متعلق به قرن بیستم هستند، دیگر چندان دور از ذهن نخواهد بود.
📄 متن کامل گزارش سال ۲۰۲۶ مؤسسه V-Dem را میتوانید از طریق فایل پیوست مطالعه کنید.
منبع اصلی:
https://www.v-dem.net
#پچ_پچه_های_پشت_خط_نبرد
https://t.me/ni_shojaei | 283 |
| 5 | 📌دعوتنامه و فراخوان هیأتمدیره انجمن جامعهشناسی ایران
هنوز در بهت و ناباوریِ فقدان همکار ارجمند و استاد فرهیخته، استاد خلیلی، به سر میبریم؛ فقدانی که نهتنها برای خانواده، دوستان و بستگان ایشان، بلکه برای جامعهشناسی ایران و انجمن جامعهشناسی ایران ضایعهای بزرگ و جبرانناپذیر است.
استاد خلیلی طی سالیان متمادی، حضوری مؤثر، مسئولانه و الهامبخش در انجمن جامعهشناسی ایران داشتند و با تعهدی مثالزدنی در پیشبرد اهداف انجمن نقشآفرینی کردند. ایشان در جایگاههای گوناگون، از عضویت در هیأتمدیره انجمن و قائممقامی ریاست انجمن گرفته تا دبیری علمی همایشهای انجمن، مدیریت و عضویت در کمیتههای تخصصی، نمایندگی انجمن در مجامع علمی و حرفهای بینالمللی، و نیز تولید آثار ارزشمند نظری و پژوهشی در حوزه علوم اجتماعی، سهمی ماندگار در تقویت نهاد جامعهشناسی و گسترش دانش اجتماعی در ایران بر جای گذاشتند.
فقدان این همکار گرانقدر برای همه ما با ناباوری همراه بوده است. در روزهای گذشته نیز، همانگونه که انتظار میرفت، با انبوهی از پیامهای تسلیت، یادداشتها، دلنوشتهها و واکنشهای عاطفی صمیمانه از سوی اعضای انجمن، استادان، پژوهشگران، دانشجویان، دوستان و همکاران ایشان روبهرو شدهایم. گستردگی، تنوع و ارزش این پیامها، هیأتمدیره انجمن را بر آن داشت تا به جای انتشار پراکنده آنها، مجموعهای ماندگار با عنوان «یادنامه استاد خلیلی» را گردآوری و منتشر کند.
برنامهریزی ما بر این است که این یادنامه همزمان با مراسم حضوری بزرگداشت آن استاد فقید، که در روز ۳۰ تیرماه ۱۴۰۵ در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و با حضور خانواده، بستگان، دوستان، همکاران، و دوستداران ایشان و با همراهی و مشارکت جمعی از نهادها و انجمنهای علمی برگزار خواهد شد، رونمایی شود.
از اینرو، از همه اعضای انجمن، همکاران، دوستان و تمامی مخاطبان این پیام دعوت میکنیم به فراخوان منتشرشده در کانالهای ارتباطی انجمن برای ارسال یادداشتها و پیامها توجه فرمایند. همچنین خواهشمندیم در صورت در اختیار داشتن عکسها، اسناد، فایلهای صوتی یا تصویری مرتبط با استاد خلیلی، آنها را برای انجمن ارسال کنید تا ضمن بهرهگیری مناسب در مراسم بزرگداشت، در غنای «یادنامه استاد خلیلی» نیز مورد استفاده قرار گیرند.
از همراهی، همدلی، مشارکت و پاسخ مثبت شما صمیمانه سپاسگزاریم و امیدواریم با یاری یکدیگر، بتوانیم یاد و میراث علمی، حرفهای و انسانی این استاد ارجمند را به شایستگی پاس بداریم.
هیأتمدیره انجمن جامعهشناسی ایران
پ.ن.
خواهشمند است فایلها و یادداشتهای خود را به شناسه زیر ارسال فرمایید:
آیدی در تلگرام:
@ISA405
آدرس سایت انجمن:
www.isa.org.ir
@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران | 415 |
| 6 | عاشورا، وطن و منطق پساجنگ
۷ تیر
🖊سمیه توحیدلو
متن زیر خلاصهای از سخنرانی من در سمینار «ایران، فرهنگ عاشورایی و دفاع میهنی» در موسسه مطالعات اجتماعی و فرهنگی است.
🚩 پرداختن به نسبت میان «جنگ، ایران و عاشورا»، نیازمند واکاوی روایتی است که رسانههای رسمی در قالب مداحیها و نماهنگهای حماسی بازتولید کردهاند. تحلیل این ادبیات رسمی نشان میدهد که مضامین به کار رفته در مواجهه با این بحران، در سه لایه کلیدی دستهبندی میشوند: نخست «نگاه مذهبی-ایدئولوژیک به وطن» که جغرافیا را در قالب وطن حسینی، وطن ولایی، علایق ملی-میهنی کلاسیک و مواجهه مینیمال با اساطیر باستانی صورتبندی میکند.
🚩 دوم «الهیات عاشورا» به عنوان ستون فقرات این گفتمان که در چهار محورِ امتناع از بیعت و نفی سازش، نبرد فراتاریخی حق و باطل، شهادت و معنابخشی به رنج، و در نهایت پیروزی خون بر شمشیر متجلی شده است.
🚩 سوم «سایر نمادهای صدر اسلام و تشیع» که در قالب مهدویت آخرالزمانی، شبیهسازیهای تاریخی (مانند تنگه احد و خیبر)، الهیات علوی (ذوالفقار) و پیوند فراملی نجف و عتبات به خدمت گرفته شدهاند.
🚩 این مفاهیم در طول جنگ دچار یک تطور فرمی و سیر زمانی مشخص شدند ؛ حاکمیت در آغاز بحران برای تولید شوک حماسی و پاسخ نظامی، به «وطن تکنولوژیک» و الهیات آفندی خیبر و ذوالفقار تکیه کرد. در میانه راه و همزمان با فشارهای بینالمللی، با بازخوانی کربلای امتناع و الهیات بازدارنده تنگه احد، مانع از شکلگیری ایده سازش سیاسی شد. در نهایت و با فروکش کردن نبرد، مفهوم وطن به ساحل امن «الهیات مناسکی، مهدویت و حسینیه فراتاریخی» پناه برد تا از طریق بساط روضه، رنجها و تروماهای پساجنگ را تقدسبخشی و تسکین دهد.
🚩 اما تبعات این نگاه برای ایران امروز چیست؟ واقعیت این است که عاشورا سالیان سال است که با تار و پود هویت ایرانی گره خورده و به بخشی از منطق کنش جمعی ما بدل شده است. از سوی دیگر، عقلانیت مدرن و تلاشهای روشنفکری دینی، جامعه ما را از دوقطبیهای صلب سنت و ایدئولوژی به سمت نگاهی طیفی و متکثر سوق داده بود. اما با وقوع جنگ، جامعه ناگزیر به «منطق بقا» (منطق صفر و یک) بازمیگردد؛ چرا که دفاع و صیانت از کیان جامعه، نیازمند دوقطبیسازی حیاتی خیر و شر است و تشکیکهای فلسفی در آن راهی ندارد.
🚩 فاجعه اجتماعی اما زمانی رخ میدهد که بحران فرونشیند و ساختارهای متمایل به ایدئولوژی بخواهند منطق صفر و یکِ زمان جنگ، تفکیک متصلب خودی و ناخودی و بلای «خالصسازی» را به زمان صلح، توسعه و خیابان پساجنگ سرریز کنند. جامعه پساجنگ، فرسوده از تروماها، نیازمند فراخ شدن دامنه خودیهاست، نه انجماد در خاکریزهای فرضی.
🚩 امروز با خروج از منطق بقا، زمان بازگشت به «سیاست زندگی» و حفظ کرامت انسان است. لایه زیرین و اصیل حرکت حسینی، داستان ایستادگی برای زندگی آزادانه و اخلاقی بود و خطبههای زینبی در پساجنگِ عاشورا نیز به جای بازتولید دوقطبی، به مرئیسازی رنج انسانهای واقعی پرداخت. مناسک رسمی سازمانیافته به دلیل تحمیل یک روایت واحد، غالباً شکافها را عمق میبخشند. در مقابل، فرهنگ پساجنگ عاشورا به ما یاد میدهد که پایداری واقعی جامعه در دوران صلح، با همبستگی مدنی، تکثرخواهی و به رسمیت شناختن رنج طبقات بیصدا حاصل میشود. عاشورا در زمان خطر، سوخت موتور بقای میهن بود؛ اما در زمان پساجنگ، ایرانِ ما نیازمند عبور از دوقطبیهای متصلب و بازگشت به چشمه زلال اخلاق، انصاف و پاسداشت کرامت زندگی برای تمامی ایرانیان است.
#سخنرانی
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo | 591 |
| 7 | صوت سخنرانی «وضعیت گفتمانی در پرداختن به عاشورا و ایران در جنگ اخیر» در سمینار ایران، فرهنگ عاشورایی و دفاع میهنی
موسسه مطالعات اجتماعی و فرهنگی
۷ تیرماه ۱۴۰۵
#سخنرانی
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo | 327 |
| 8 | امین بزرگیان - تبیین تحولات سیاسی ایران معاصر—از انقلاب ۱۳۵۷ و بازنماییهای جنگ تا صورتبندی منازعات پساانقلابی و جنبشهای اعتراضی اخیر—بدون ارجاع به گرامر فرهنگی تشیع و الگوهای روایی واقعه کربلا ناممکن است. با این حال، ادبیات تحلیلی موجود در بررسی این نسبت، غالبا دچار نوعی تقلیلگرایی مفرط است که میتوان آن را خلط میان «فرهنگ ساختاری» و «الحاق گرایشی»، یا به عبارتی همانیانگاریِ فرهنگ عمومی با باورداشتهای سوبژکتیو (ذهنی) دانست.
در این دست تحلیلها، نفوذ یک سنت فرهنگی به آمارهای کمّی دینداری یا میزان وفاداری به نهادهای مذهبی تقلیل داده میشود؛ فرضیهای که فرهنگ را صرفا در سطح آگاهیِ گزینشگرِ فردی صورتبندی میکند و نتیجه میگیرد که هر گونه فاصله گرفتن از مناسک، به معنای افول هژمونی فرهنگ شیعی است.
اما ساختار عملکردی فرهنگ، فراتر از گزارههای اعتقادیِ صریح عمل میکند. فرهنگ بخشی از زیستجهان پیشاتأملی (pre-reflective lifeworld) سوژههاست؛ دیسکورسی ساختاریافته از روایتها، استعارهها و الگوهای ادراکی که جهان اجتماعی را پیش از هر گونه تأمل نظری، معنادار میکند. کنشگران سیاسی لزوما این عناصر را آگاهانه برنمیگزینند، بلکه در درون این چارچوبهای رسوبکرده میاندیشند و قضاوت میکنند.
بر این اساس، مسئله اصلی در تحلیل جامعهشناختی ایران، سنجش میزان باور مذهبی ایرانیان به واقعه کربلا نیست، بلکه صورتبندی این پرسش است که تخیل سیاسی، مرزبندیهای اخلاقی (خیر/شر)، و درک از مقاومت تا چه حد همچنان در افق معناییِ برساخته از حافظه جمعی عاشورا بازتولید میشود.
ادامه این یادداشت را در وبسایت نیماد بخوانید:
https://neemaad.com/nmd10033037.htm | 397 |
| 9 | خودستایان تکیه بر اریکهها زدهاند؛ کتاب خدا را چنان میخوانند که سود ایشان است.
آنان که طیلسان زهد پوشیدهاند تکپیرهنان را پیرهن بر تن میدرند. آنان که دستار بر سر نهادهاند سر از گردن خداترسان میاندازند. و آنان که آب بر مردمان میبندند مردمان را آب از لبه تیغ میدهند. این نیست آن چه ما می گفتیم.
اینان سپاه آز میآرایند و دیوار غرور میفرازند و کوشکهای خودپرستی میسازند و انبانشان را از انباشتن پایانی نیست.
بخشی از فیلم روز واقعه، نوشته بهرام بیضایی
| 348 |
| 10 | مشاغل آینده
۲ تیرماه
🖊سمیه توحیدلو
🧠 این روزها زیاد درباره آینده مشاغل، ظهور ابرسرمایهداری دیجیتال و کمرنگ شدن نقش و اراده انسانها صحبت میشنویم. در این میان، مواجهه با رویکردهای نظری و انتقادی که ابعاد پنهان این سلطه فناورانه را واکاوی میکنند، برای ما یک ضرورت است. یکی از این تلاشها، مقالهای پژوهشی است که در سال ۲۰۲۵ در مجله معتبر «فلسفه و فناوری» (Philosophy & Technology) منتشر شده است. این مقاله با عنوان «خودمختاری در طراحی: حفظ استقلال انسان در سیستمهای هوشمند تصمیمیار» به قلم سه پژوهشگر به نامهای استفان بویسمن، سارا کارتر و خوان پابلو برمودز نوشته شده است.
🧠 نویسندگان این اثر دست روی نکته بسیار مهمی میگذارند که معمولاً نادیده گرفته میشود: آسیبهای ابزارهای هوش مصنوعی برای استقلال فکری و تخصصی خودِ کارشناسان و تصمیمگیرندگان، نه فقط مردم عادی که تحت تأثیر نهایی این تصمیمات قرار میگیرند. این مقاله نگاهش را به سمت متخصصانی مثل پزشکان، قاضیها، مدیران مالی و پژوهشگرانی میچرخاند که هر روز از هوش مصنوعی به عنوان دستیار و مشاور در تصمیمگیریهای خود استفاده میکنند. نویسندگان استدلال میکنند که این وابستگی روزمره، استقلال تخصصی انسان را در دو بخش کلیدی بهشدت تهدید میکند و کاهش میدهد: اول، «مهارت و توانمندی فردی» و دوم، «شکلگیری مستقل ارزشها و باورها».
🧠 در بخش مهارت، بزرگترین چالش این است که هوش مصنوعی برخلاف ابزارهای مکانیکی قدیمی یا حتی دستگاههای پیشرفتهای مثل امآرآی، وقتی دچار خطا، انحراف یا سوگیری میشود، هیچ هشدار واضحی به ما نمیدهد. این سیستمها چنان روان، جذاب و بیصدا در جریان کار روزمره ما حل میشوند که ما اصلاً متوجه حضورشان نمیشویم و ذهنمان در یک حالت تسلیم و آرامش فرو میرود. این پدیده باعث میشود آن بخش از ذهن ما که وظیفه نظارت بر خودمان، شک کردن و سنجش تصمیمها را دارد، عملاً از کار بیفتد. وقتی ماشین بیدارباش و هشدار خطا ندارد، انسان یا دچار شک افراطی میشود و کاراییاش پایین میآید، یا به ورطه اعتماد بیش از حد سقوط میکند و توصیههای غلط ماشین را کورکورانه میپذیرد. در درازمدت، این وابستگی به «مهارتزدایی» منجر میشود؛ یعنی پزشکان یا مدیرانی که مدام از این ابزارها استفاده میکنند، به مرور زمان تخصص، دانش تجربی و حتی اعتمادبهنفس حرفهای خود را از دست میدهند، بهطوری که اگر ماشین را از آنها بگیریم، کارایی مستقل آنها بهشدت افت میکند.
🧠 اما تهدید دوم بسیار پنهانتر و از نظر جامعهشناختی نگرانکنندهتر است: مخدوش شدن اصالت باورها و ارزشهای ما. نویسندگان نشان میدهند که هوش مصنوعی یک ابزار بیطرف نیست؛ بلکه ارزشها، اولویتها و سوگیریهای طراحانش را به صورت کاملاً ناخودآگاه به کاربر انسانی تزریق میکند. شواهد تجربی مقاله ثابت میکند که کاربران به مرور زمان و بدون آنکه متوجه شوند، نگاه و سوگیریهای مدل را به ارث میبرند و این تغییر نگرش، حتی بعد از قطع ارتباط با ماشین هم در ذهن آنها به عنوان باور شخصی باقی میماند. این یعنی نوعی مهندسی پنهان ذهن کارشناسان توسط غولهای فناوری. نکته مهم اینجاست که این سیستمها عمدتاً بر اساس دادهها و ارزشهای جوامع غربی، صنعتی و ثروتمند توسعه یافتهاند. این یعنی اصالت فکری و فرهنگی متخصصان در جوامع غیرغربی و حاشیهای، در معرض همسانسازی ناخواسته قرار دارد؛ آنها ارزشهایی را میپذیرند که با هویت بومیشان در تضاد است، اما چون این فرآیند نامرئی است، توانایی ارزیابی و مقاومت در برابر آن را ندارند.
🧠 با این حال، آنها راهکاری ساختارمند به نام «خودمختاری در طراحی» پیشنهاد میدهند. حرف اصلی آنها این است که برای نجات اراده و کرامت انسان در این چرخه، باید کل محیط تعامل انسان و ماشین بازطراحی شود. یکی از پیشنهادهای آنها، ایجاد تعمدی «دستاندازهای فکری» در سیستمهاست؛ یعنی طراحان باید عمداً موانع و ایستگاههای تاملبرانگیزی در نرمافزارها بگذارند تا آن جریان خوابآور ماشین را بشکند و کاربر را مجبور به فکر کردن، شک کردن و بازاندیشی کند. همچنین روابط کار باید بازتعریف شود؛ به جای اینکه انسان فقط اپراتوری باشد که خطاهای ماشین را اصلاح میکند (که این خودش مهارت را نابود میکند)، وظایف باید طوری تقسیم شوند که انسان کنترل خلاقانه و گامبهگام کار را حفظ کند. در نهایت، نیاز مبرمی به آموزشهای دورهای مستقل و بدون حضور هوش مصنوعی برای متخصصان وجود دارد تا حافظه مهارتی جامعه زنده بماند.
🧠این مقاله یادآوری میکند که پیش رفتن بر لبه دانش فنی، اگر با طراحی هوشمندانه و بازپسگیری اراده انسانی همراه نباشد، این نردبان مشاغل ما را به سمتی میبرد که در آن تخصص و استقلال فکریمان بهکلی مسخ خواهد شد.
#هوش_مصنوعی
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo | 988 |
| 11 | مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعیِ وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
میز مطالعات اجتماعی جنگ برگزار میکند:
سمینار «ایران؛ فرهنگ عاشورایی و دفاع میهنی»
با حضور:
محمدتقی کرمی، سمیه توحیدلو، محسن حسام مظاهری، سیدحسین شهرستانی، محمدرضا پویافر، مهدی حسینزاده فرمی، سید شهابالدین عودی و جبار رحمانی
📅 زمان برگزاری: یکشنبه ۷ تیرماه
🔹 پنل اول: ساعت ۸:۳۰ تا ۱۰:۳۰
🔹 پنل دوم: ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۳:۳۰
📍 مکان: تهران، پاسداران، خیابان مؤمننژاد (گلستان یکم)، پلاک ۱۲۴، سالن فارابی
💻 شرکت مجازی:
B2n.ir/tu5423 | 410 |
| 12 | به یاد شریعتی که معلم نسل من و احیاگر هویت عزتمند ایرانی بود و مرد کتاب: در این یادداشت کوتاه می خواهم به یک نکته اساسی در فکر و زندگی و شخصیت شریعتی اشاره کنم. نکته ای که ظاهرا از شدت بدیهی بودن نادیده می ماند و آن رابطه عمیق و همه جانبه ای است که شریعتی با کتاب دارد. شریعتی مرد کتاب بود. اغراق نیست اگر بگوییم که او یک تنه توانست مسیر کتاب در جامعه ایران را تغییر دهد و بسیاری را کتابخوان کند. کتابخوان هایی که نخست از کتابهای متعدد خود او شروع می کردند و بعد سرنخ هایی را که او داده بود دنبال می کردند و به آفاق دیگری می رسیدند و چه بسا نهایتا از منتقدان شریعتی می شدند. اما او کار خود را کرده بود.
https://raahak.com/?p=8972 | 386 |
| 13 | غریبترین حسِ پیروزی؛ ایستاده در مرزِ افتخار و سوگ
۳۰ خرداد
🖊سمیه توحیدلو
🤝 توافقنامهای امضا شده است؛ سندی که قرار است معنای پایان تخاصم و آغاز مذاکره باشد. فینفسه، پایان جنگ و انتقال مطالبات به میدان دیپلماسی، اتفاقی بسیار حائز اهمیت است. اما از آن مهمتر، بندهای این توافقنامه است. چه مذاکرات پسینی با توفیق همراه شود و چه نشود، این بندها که به امضای دو رئیسجمهور رسیده، نشان از پیشتازی نیروهای ایرانی هم در میدان و هم در دیپلماسی دارد. از سوی دیگر، عصبانیت مفرط رژیم صهیونیستی و تلاشهایش برای مخدوش کردن این توافق—که حتی به واکنش دموکراتها و کشورهای اروپایی منجر شده—بسیار جالب توجه است. خلاصه اینکه علیرغم وجود فردی غیرقابلاعتماد در راس ساختار سیاسی آمریکا و ماهیت منفعتجویانه سایر قدرتها، جنگ ایران با دو استعمارگر جهانی تا بدینجا به نقطه خوبی رسیده است.
🤝 با این حال، جدای از مخالفتهای داخلی یا نگرانیهای مطرحشده در پیامهای مسئولین، شاید میبایست حس بهتری میداشتیم. شاید اگر چند سال پیش در نقطهای که امروز ایستادهایم بودیم، این موقعیت حس خوشایندتری برایمان به ارمغان میآورد. میدانم اینروزها بیش از گذشته به ایرانمان افتخار میکنیم. میدانم که نمیشود مفتخر به عملکرد نیروی نظامی کشور نبود؛ وقتی میشنوی چطور با جانشان معامله کردند و برای این خاک پیروزی آفریدند. اما با تمام اینها، حسِ امروز غریبتر از همیشه است.
کاش به روزِ جنگ نمیرسیدیم...
🩸شاید این غربت از آنجایی میآید که فکر میکنی ای کاش اصلاً به روز جنگ نمیرسیدیم. کاش دختران و پسران مدرسه میناب، امروز پشت نیمکتهایشان بودند و درس میخواندند. کاش اساتید مبرز دانشگاهی ما، امروز در کلاسهای درس حاضر بودند. کاش اینهمه خانه و سرپناه بر سر مردمان این سرزمین فرود نمیآمد، پلی تخریب نمیشد و دستاوردهای چند دهه اخیرمان در صنایع پتروشیمی و فولاد آسیب نمیدید. میدانم که همه ساختنیها را دوباره میسازیم، اما امان از جانهایی که پر کشیدند...
🩸وقتی کمی عقبتر میروم و سوگهای انباشته همین یک سال را مرور میکنم، حجم سنگینیاش آشکار میشود. چه جانسخت بودهایم از خرداد ۱۴۰۴ تا خرداد ۱۴۰۵؛ چه چیزها که در این میان ندیدیم و نشنیدیم.
▪️ میتوانستم خوشحالتر باشم اگر شهدای جنگ، امروز در آغوش خانوادههای خود بودند.
▪️ میتوانستم خوشحالتر باشم اگر آن چند هزار نفر، در آن دو شبِ هولناکِ دیماه جان نمیباختند.
▪️ میتوانستم خوشحالتر باشم اگر تمام مردم سرزمینم، وطنگرایانه این لحظه را پاس میداشتند و دلخوریها و نرسیدنها، باعث نمیشد جایی جز در کنار هموطنان خویش بایستند؛ تا جایی که حتی دشمن هم صدایش دربیاید که شما چگونه مردمانی هستید که میخواهید بر سر کشور خودتان بمب بریزد؟
▪️میتوانستم خوشحالتر باشم اگر مردم سرزمینم—با تمام تنوع قومی، دینی، اعتقادی و فکریشان—میتوانستند آزادانه و با حقوق شهروندی یکسان در کنار هم زندگی کنند. خیابان متعلق به همه آنها میبود، رسانهها آینه تمامنمای حضورشان میشد و فضای عمومی به یکسان در اختیارشان قرار میگرفت؛ تا رنگ به رنگ، زیر یک پرچم و به نام یک وطن دور هم گرد آیند. کاش آنها که با بهانه و بیبهانه ترک وطن گفته بودند، امروز در تردد آزاد بودند و داشتههای معنوی و مادیشان را برای اعتلای نام ایران به کار میگرفتند.
▪️ میشد خوشحالتر باشیم اگر باور داشتیم شایستهترینها بر مسند کارند، جز شایستگی و تخصص ملاکی نیست و هر قدمی که برمیداریم، گامی به سوی شکوفایی بیشتر کشور است.
🤝 میدانم که روزگار جدیدی را آغاز کردهایم؛ روزگاری که با صلابت بیشتری کلید خورده و بسیاری از باورهای بخشی یا همه جمعیت را دستخوش تغییر کرده است. روزگاری که قرار است احترام به تفاوتها در آن بیشتر شود. اما آیا به واقع میتوان چنین امید اجتماعی پایداری داشت؟
🤝 تفاهمنامه امضا شد و چندبار خواستم دربارهاش بنویسم، اما فکر کردم چه باید نوشت؟ آیا میتوان جز آرزوی روزهای بهتر برای ایران، چیز دیگری خواست؟ میدانم بسیاری برای رسیدن به این نقطه، در میدان نظامی، در عرصه دیپلماسی و حتی در کف خیابان تلاش کردهاند. اما کاش بسیاری دیگر نیز امروز در کنار ما و دوش به دوش ما بودند تا با هم نظارهگر امروز میبودیم.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo | 1 935 |
| 14 | درباره کتاب «زمین نوآباد» اثر میخائیل شولوخوف
۲۹ خرداد
🖊 سمیه توحیدلو
📕کتاب دوجلدی «زمین نوآباد» به نویسندگی میخائیل شولوخوف که اثر «دن آرام» او برنده نوبل ادبیات شده با صدای رضا عمرانی کتابی خوب برای شناخت جامعه کمونیستی شوروی است. این کتاب دور از هیاهوهای تبلیغاتی خیلی آرام زندگی روستایی را روایت میکند که قرار است در آن کولاک ها (دهقانان مرفه) از بین رفته و مردم و زمینهایشان در کالخوز اشتراکی شود. شخصیتهای حزبی متنوعی که در این داستان روایت شده از شخصیت کامل خشک استالینیستی ناگولنوف تا شخصیت قوی اما محبوب و متغیر داویدوف همه نمایای مردمیست که هرچند دل در گرو نگاه جدید سپردهاند؛ اما هنوز منطق سلب مالکیت را نمیتوانند با تمام وجود بپذیرند.
📕 شولوخوف علیرغم اینکه به عنوان یک کمونیست شناخته میشود و میتوانست اثری کامل شعارزده درباره کالخوزها به تصویر بکشد، به روانی از اتفاقات، نقدها و نتایجی که این اشتراکیسازی میتواند به بار بیاورد صحبت میکند. از زبان شخصیتهای ساده، صمیمی و روستایی داستان انواع نقدهای جدی به اشتراکی سازی و لغو مالکیت را در این کتاب میتوان شنید.
📕کتاب زمین نوآباد حجم بالایی دارد و یک روایت یک دست بدون فراز و فرود زیاد را دنبال میکند. علاقه به شنیدن سرنوشت این ایدئولوژی در قالب داستان میتواند کشش داشته باشد. اما اگر خواننده علاقهای به داستانهای سرراست و روایتگونه نداشته باشد به راحتی میتواند در میانه راه خواندن را رها کند.
📕خواندن و شنیدن این اثر را به کسانی که تاریخ روسیه و وضعیت اتحاد جماهیر شوروی را دوست میدارند پیشنهاد میکنم. راوی اثر رضا عمرانی از جمله صداپیشگانی است که بدون همه بزرگنماییها و حاشیههای برخی صداپیشگان؛ هر اثری را که اجرا میکند قوی و بدون اشکال اجرا میکند و لذا شنیدن این اثر با صدای ایشان خالی از لطف نیست.
https://ketabrah.ir/go/b90398
#از_کتاب
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo | 521 |
| 15 | از ترکمانچای تا اسلامآباد راه درازی طی شده تا ایران از جنگ با قدرتهای بزرگ جهانی نترسد و همزمان شجاعت مذاکره با آنها را هم داشته باشد، پیشاپیش خود را مغلوب نبیند و نداند، و چاره را در انزوا نداند، زمین ندهد و وا ندهد، و تحقیر نشود.
چند نفر همیشه مخالفخوان و صداوسیما را رها کنید که آمریکا برایشان هنوز ابرقدرت است. دوره مناسبات استعماری گذشته.
مبارک ایران باشد. | 452 |
| 16 | در نشست رییس جمهور با مدیران وزارت علوم یک زن دور میز نیست. در تصاویر مجزا در خبرگزاری دولت یک نفر دیده میشود. وزارتخانهای که بیش از نیمی از جمعیتش را زنان تشکیل میدهند. از طرفی بهکارگیری زنان از حساسیتهای وزیر هم بوده است. چه میشود که در نهایت این زنانند که محذوف ساختارند؟
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo | 1 721 |
| 17 | گزارش عدالت جهانی- ۲۰۲۶ برنامهای است برای بازاندیشی توسعۀ جهانی در قرن ۲۱، که عدالت اجتماعی را با محدودیتهای زیستمحیطی پیوند میزند. پیام اصلی گزارش این است که پیگیری همزمان رفاه انسانی، برابری، و زیستپذیری سیارهای منوط به دگرگونیهای عمیق در توزیع ثروت، ساختار مالی بینالمللی، نظام انرژی، و الگوهای مصرف است. از نظر نویسندگان گزارش، نابرابری نتیجۀ انتخابهای سیاسی و نهادی است و میتوان آنرا با ارادۀ سیاسی و همکاری بینالمللی کاهش داد.
نابرابری امروز صرفاً مسئلۀ درآمد نیست، بلکه در مالکیت ثروت، دسترسی به آموزش، نابرابری جنسیتی، قدرت سیاسی، و اثرات اقلیمی نیز ریشه دارد. شکافهای آموزشی و جنسیتی نشان میدهند که نابرابری از طریق نسلها و ساختارهای اجتماعی بازتولید میشود.
از نظر راهحل، گزارش بر سه شرط اصلی تأکید میکند: کاهش سریع انتشار کربن، گذار از مصرفگرایی به «کفایت»، و کاهش جدی نابرابری درآمد، ثروت، و قدرت در داخل کشورها و میان کشورها. این سند پیشنهاد میکند یک «صندوق جهانی عدالت» و سازوکارهای مالیاتی و بازتوزیعی بینالمللی برای سرمایهگذاری عظیم در آموزش، زیرساختهای سبز، و خدمات عمومی تأسیس شود. | 595 |
| 18 | دهکهای پایین ما که عملا جزو طبقات فقیر جامعه هستند تنها امکان خوردن و زنده ماندن برایشان باقی مانده است. اثری که از تورم خوراک میگیرند بسیار بالاست. این دو جدول درد بزرگ جامعه ماست. شکاف و تبعیضی که در بدیهیترین مقتضیات زندگی خود را نشان میدهد. فقط فکر کنید کالابرگ یا سهام عدالت نبود. عملا با این تورم افسار گسیخته درگیر فقر خشن میشدیم. هر کدام از جداول این گزارش ماه اردیبهشت یک دنیا درد است.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo | 722 |
| 19 | مدیریت سیستم تابآور یا سیستم پادشکننده (بخش دوم)
۱۲ خرداد
🖊سمیه توحیدلو
🔸خطای بزرگ اقتصادهای جنگی، قرار گرفتن در «وسط دمبل» است؛ یعنی یک اقتصاد نیمهدولتی، نیمهخصوصی و بوروکراتیک که نه امنیت بخش اول را دارد و نه چابکی بخش دوم را و به سرعت فاسد و شکننده میشود.
4️⃣ طریق سلبی (Via Negativa) و حذف بیماریزایی ناشی از درمان
🔹در زمان جنگ، تمایل شدیدی در سیاستگذاران ایجاد میشود تا با وضع قوانین جدید و بوروکراسیهای نظارتی مضاعف، فضا را مدیریت کنند (مداخلهگرایی سادهلوحانه) که به بیماریزایی ناشی از درمان (Iatrogenics) منجر میشود؛ یعنی زمانی که داروی پزشک، بیمار را بیشتر از خودِ بیماری آزار میدهد یا میکشد.
راهحل بسیاری از بحرانها، استفاده از «طریق سلبی» است؛ یعنی تمرکز بر اینکه «چه چیزهایی را باید حذف کرد»، نه اینکه چه چیزهایی را باید اضافه کرد. مانند: حذف بوروکراسیهای زاید صادرات و واردات، حذف قیمتگذاریهای دستوری (که منجر به بازار سیاه و احتکار میشوند) و حذف نهادهای موازی ناظر. به همین دلیل است که در حل بحرانها بازآفرینی از بازسازی جایگاه بالاتری دارد.
5️⃣ پادشکنندگی لایهای
🔸پادشکنندگی یک کل، مشروط به شکنندگی اجزای آن است. در اقتصاد جنگ نیز، سیستم زمانی پویا میشود که اجازه دهد اجزای ناکارآمد، خطا کنند و حذف شوند. تزریق رانت برای زنده نگه داشتن نهادهای فاسد، شکنندگی آنها را به کل کشور منتقل میکند.
در ستادهای اقتصاد سیاسی جنگ، نباید عنان کار را به تکنوکراتهایی داد که جهان را از پشت اسلایدهای پاورپوینت میبینند. جنگ نیازمند افرادی از جنس «میدان» است؛ کسانی که در کف بازار حضور دارند، بوی خطر را استشمام میکنند و اهل آزمون و خطای تجربی هستند.
6️⃣ بازگشت به اصالتهای نهادی
🔹طبق این قاعده، برای پدیدههای غیرفانی، امید به زندگیِ آینده با سن فعلی آنها متناسب است. سنتی که هزار سال دوام آورده، احتمالاً هزار سال دیگر هم دوام میآورد، اما ساختار بوروکراتیک پنجساله، ممکن است فردا نابود شود. در اقتصاد جنگ، توصیه میشود به جای تکیه بر ساختارهای نهادی نوین و شکننده، به سمت بازکشف و احیای نهادهای سنتی و آزموده شده (مثل شبکه بازار سنتی، پیوندهای محلی یا خانوادگی، قرضالحسنههای غیر رسمی، راههای سنتی مبادله کالا و روشهای مراقبتی جاافتاده) حرکت کنیم.
از نظر تاریخی فرهنگ عرفانگرا و شعردوست ایرانی و هویت جاافتاده در زمانه بحران بیشتر به کار گرفته میشود و انسانها را مقاومتر میسازد.
7️⃣بزرگ بودن شکننده است.
🔸طبق ریاضیاتِ «نابرابری جنسن»، در ساختارهای شکننده، پاسخ سیستم به شوکها غیرخطی و مقعر است. اگر سنگی به وزن ۱۰۰ کیلوگرم بر سر شما بیفتد، کشته میشوید؛ اما اگر همان سنگ به هزار سنگریزه کوچک تبدیل و متوالياً پرتاب شود، آسیب جدی نمیبینید. وزن کل یکی است، اما نحوه توزیع متفاوت است.
در اقتصاد جنگ، «بزرگ بودن شکننده است». پروژههای عمرانی غولپیکر و کارخانههای عظیم متمرکز، در برابر ترکشهای جنگ به شدت آسیبپذیرند. راهبرد پادشکنندگی، تکهتکه کردن و اصطلاحاً «ریزوموار کردن» (Modularization) سیستم است؛ یعنی نیاز به شبکهای از نیروگاهها و توزیعکنندههای کوچک و محلی به جای یک ابرسازه واحد.
8️⃣ اخلاق پادشکنندگی؛ پوست در بازی (Skin in the Game)
🔹بزرگترین خطر در زمان جنگ، «انتقال شکنندگی به دیگران» است. این پدیده زمانی رخ میدهد که عدهای از مدیران یا دلالان متنفذ، خود در صندلیهای پادشکننده مینشینند (از نوسانات جنگ و تصمیمات ستادی سود میبرند)، اما زیان و شکنندگی تصمیمات خود را به دوش سربازان و طبقات ضعیف جامعه میاندازند. هر تصمیمی که مردم إحساس کنند حاکمان دست در جیب آنها کردهاند و خودشان آن را حس نمیکنند. (چیزی از جنس آنچه در اینترنت در ایران رخ داد) هر اتفاقی که به افزایش شکاف بین طبقات مختلف بیانجامد.
🔹راهحل در قاعده «پوست در بازی داشتن» کنایه از ملموس بودن است. سیستم سیاسی و نظامی زمانی پادشکننده میشود که تصمیمگیرندگان، خود خروجی تصمیماتشان را لمس کنند. اگر بوروکراتی تصمیمی در مورد سهمیهبندی میگیرد، خانواده او نیز باید در همان صفها بایستند. وجود «پوست در بازی»، ساختارهای کاذب را تصفیه کرده و حس همبستگی ارگانیک جامعه را تقویت میکند.
9️⃣نتیجهگیری:
بحران و جنگ را نباید به عنوان یک «مسئله بهینهسازی مهندسی» دید که با کنترل بیشتر حل میشود؛ بلکه باید آن را به عنوان یک «سیستم پیچیده ارگانیک» فهمید که بقای آن در گرو تمرکززدایی، پذیرش نوسان، و داشتن ظرفیتهای مازاد است. تمدنی در جنگ پیروز است که همانند آتش باشد؛ آتشی که نه تنها با وزش بادِ آشفتگی خاموش نمیشود، بلکه از آن برای شعلهورتر شدن استفاده میکند.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo | 894 |
| 20 | مدیریت سیستم تابآور یا سیستم پادشکننده (بخش اول)
۱۲ خرداد
🖊سمیه توحیدلو
🔹تحلیل اقتصاد سیاسی جنگ در دنیای امروز، بیش از آنکه نیازمند مدلهای پیشبینی خطی یا ستادهای برنامهریزی متمرکز باشد، به درکی عمیق از «مدیریت عدم قطعیتهای شدید» نیاز دارد. کتاب «پادشکننده» (Antifragile) اثر نسیم نیکلاس طالب (که او را به کتاب قوی سیاه میشناسیم)، چارچوبی بنیادین برای بازتعریف بقا، پایداری و بازسازی در شرایط بحرانهای ساختاری، بهویژه جنگ، ارائه میدهد.
🔹جنگ، مظهر تام و تمام «قلمروِ حدّی» است؛ محیطی که در آن نوسانات، نادر اما ویرانگرند و یک رویداد غافلگیرکننده (قوی سیاه) میتواند تمام پیشبینیهای کارشناسان را دود کند و هوا بفرستد. برای بهکارگیری این نظریه در حوزه اقتصاد سیاسی جنگ و ارتقای توان تداوم حیات جامعه و دولت، باید از «سهگانه» طالب آغاز کنیم و گامبهگام به سمت بازسازی نهادی حرکت کنیم.
1️⃣ سهگانه طالب در بستر جنگ (شکنندگی، تابآوری، پادشکنندگی)
طالب جهان را به سه دسته تفکیک میکند که در یک بازخوانی نظامی-اقتصادی، اینگونه بازتعریف میشوند:
🔸سیستمهای شکننده (Fragile): سیستمی است متمرکز، بهشدت بهینه شده (Over-optimized)، بدون ظرفیتهای مازاد، و وابسته به پیشبینیهای دقیق. بوروکراسیهای بزرگ، برنامهریزیهای متمرکز پنجساله، و اتکای مطلق به درآمدهای تکمحصولی، جلوههای بارز شکنندگی هستند. اینها همانند «شمشیر داموکلس» با یک موی باریک آویزانند؛ ظاهرشان تا پیش از بحران، مقتدر و منظم است، اما در روز نخست جنگ فرومیپاشند.
🔸سیستمهای تابآور یا مقاوم (Robust): این سیستم در برابر شوکهای جنگ ایستادگی میکند؛ ضربه را جذب میکند اما تغییر چندانی نمیکند. داشتن پدافند غیرعامل قوی، ذخایر عظیم گندم و سوخت، و ساختارهای موازی مابهازای این سیستم است. نیروگاهی که میتواند در زمان بحران جایگزین شود؛ راهی که میتواند به سرعت ترمیم و به بهرهبرداری برسد و نمونههای در دسترس از این اتفاق را میتوان مثال زد. چنین سیستمی زنده میماند، اما از خودِ جنگ و بحران چیزی یاد نمیگیرد و بزرگتر نمیشود.
🔸سیستمهای پادشکننده (Antifragile): نه تنها از جنگ و آشفتگی آسیب نمیبیند، بلکه از آن تغذیه میکند، رشد میکند و ساختار خود را ارتقا میدهد (مانند مار افسانهای که با هربار زدن سر آن از همان نقطه دوسر رشد میکند). پادشکنندگی زمانی رخ میدهد که کل سیستم از طریق حذف گزینههای ناکارآمد و تقویت بخشهای پویا، در دلِ آتش جنگ بازسازی شود. بازارهای محلی، شبکههای توزیع مویرگی و صنایعی که خود را با تحریم تطبیق میدهند، جلوههای آن هستند.
2️⃣ توهم ثبات تصنعی در صلح
🔹یکی از کلیدیترین مفاهیم طالب، «مسئله بوقلمون» است. بوقلمونی را تصور کنید که توسط پرورشدهندهاش هر روز رأس ساعتی مشخص تغذیه میشود. برای او، هر روزی که میگذرد یک داده آماری مثبت است که فرضش را تقویت میکند: «پرورشدهنده عاشق من است». این ثبات ظاهری تا روز ۱۰۰۱ام (روز شکرگزاری) ادامه مییابد؛ روزی که یک غافلگیری ناگهانی و غیرخطی رخ میدهد و بوقلمون سر بریده میشود.
🔹در اقتصاد سیاسی، دولتهایی که در دوران صلح نسبی، با ابزارهای تصنعی و مداخلات مداوم (Naive Intervention)، نوسانات طبیعی بازار، نرخ ارز یا اعتراضات خرد را سرکوب میکنند، در حال بازآفرینی شرایط بوقلمون هستند. حذف نوسانات کوچک، جریان اطلاعات را قطع کرده و مکانیزمهای خوداصلاحی را تعطیل میکند. در نتیجه، آرامش تصنعی ایجاد شده، صلح نیست؛ بلکه متراکم کردن انرژی برای یک انفجار بزرگ در روز وقوع جنگ است.
3️⃣ استراتژی دمبل (Barbell Strategy)؛ آرایش جنگی اقتصاد و سیاست
چگونه میتوان ساختاری طراحی کرد که سقف آسیبها بسته و سقف دستاوردها باز باشد؟ پاسخ، ترکیب دو حدِ نهایی و حذف وسطِ شکننده است:
🔸وزنه اول دمبل (امنیت و بقای مطلق - ۹۰ درصد منابع): در این بخش، هیچگونه ریسکی پذیرفته نیست. ذخایر استراتژیک غلات، انرژی، پدافند غیرعامل سخت، و حفاظت از شریانهای زیستی جامعه در این بخش قرار میگیرند. در اینجا ما به دنبال کارایی (Efficiency) نیستیم، بلکه به دنبال ظرفیت مازاد (Redundancy) هستیم. داشتن سه انبار غله موازی به جای یک انبار بزرگِ بهینه، از نظر حسابداری صلح اسراف، اما از نظر اقتصاد جنگ شرط بقاست.
🔸وزنه دوم دمبل (اختیارگرایی و پویایی تهاجمی - ۱۰ درصد منابع): در این سو، سیستم باید اجازه دهد شبکههای غیرمتمرکز، بازارهای موازی، کارآفرینان خرد و بخش خصوصی واقعی، با آزادی کامل دست به آزمون و خطا بزنند. این بخش باید کاملاً پویا و چابک باشد تا بتواند راههای فرار از تحریم و ابداعات تکنولوژیک را پیدا کند.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo | 798 |
