فرزندِ خَلَفِ استاد اسپلینتر
Открыть в Telegram
He/They (Yes I'm non-binary) Obsessed with cinema, super long nails, soft metal music, piercings, languages and queerness. Struggling with sensory issues, dysphoria and life in general. To contact me: @SashaKazemi @SashaNBBot
БольшеИран195 733Категория не указана
74
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
ایرانسل داره جدیداً اعصابمو بد میگاد. هفتهای چهل هزار تومن وجه رایج مملکت هزینه نمیکنم که هیچوقت کار نکنی.
Repost from مووی کاتیج
من وقتی بالاخره یدونه فیلم از لیستهایی که ذخیره کردم رو میبینم:
@MovieCottage
تاس میریزم اگه عدد زوج اومد تا صبح زیرنویس میزنم اگه فرد اومد میخوابم.
هی تو این چالشا میشینم چنلای مردمو چک میکنم. به محض اینکه میبینم از یه چنلی داره خوشم میاد، یا عکس خامنهای میپره تو صورتم و معلوم میشه عرزشین، یا میبینم یه عالمه پست نژادپرستانه/هموفوبیک گذاشتن که اونم باعث میشه کنکل باشن.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
خیلی از خشمها در واقع سوگواریهای ناتمامن. پشت هر عصبانیت، اندوهیه که اجازهی ظهور پیدا نکرده.
نخیر بنده الکی بیدار نبودم. داشتم برای شیفتهای شبی که قرار است به عنوان پرستار تحمل کنم، تمرین میکردم. (کسوشر)
یه معرفی از خودم واسه ممبرای جدید گل گلاب💙
اسم من ساشاست. دانشجوی پرستاری دانشگاه اراک ورودی بهمن ۱۴۰۴ام. تا دسته کوییرم و عزم قوی برای مهاجرت دارم. به عنوان شغل موقت (تا وقتی لیسانسمو بگیرم) توی یه آموزشگاه زبان، انگلیسی تدریس میکنم. عاشق فیلم و سریال، شنا، پیرسینگ و تتو، موسیقی متال و androgyny ام.
محتوای چنل همه چیز هست. از اتفاقات روزمره، افکار نصفهشبی، بحرانهای درونیم و فیلم و سریالایی که میبینم میگم و آهنگ هم زیاد میفرستم. قاعدتاً از شغل و دانشگاهمم خیلی حرف میزنم.
احساس میکنم کسی رو ندارم که تمام ابعاد وجودیم رو بپذیره. لزومی نداره همه رو دوست داشته باشه؛ بلکه کافیه در مواجهه باهاشون پا پس نکشه. که حتی اگه دربارهی بخشهایی که بهش نشون میدم مطمئن نیست یا هزارتا سوال هم داره، اولین غریزهش چشم پوشیدن نباشه. که تلاش کنه من رو همونطور که هستم ببینه. و بیشک پذیرفته شدن از دوست داشته شدن هم خوشایندتره.
راستش از اکثر آهنگای قدیمی ایرانی بدم میاد ولی دلشو ندارم به بابام بگم نذاره چون خیلی باهاشون حال میکنه.
Repost from ناپیرو
از بدترین بلاهایی که زندگی کردن در ایران سرم آورده اینه که فکر میکنم هر چی پول ازش درنیاد کار مهمی نمیتونه باشه.
دهها کار معنادار میکنم در روز و حسی که شب دارم خوشنودی نیست به هیچوجه چون پول درنیاوردم.
از اینکه پول اینقدر مسالهست خوشم نمیآد.
میخوام یه پروژهای استارت بزنم و برای یه سری فیلم و سریالای کمتردیدهشده یا اونایی که خیلی دوست دارم ولی زیرنویس خوبی ندارن، خودم زیرنویس بزنم. هم منو مشغول نگه میداره، هم مهارتهای ترجمهم رو به چالش میکشه و هم اجازه میده بقیه هم از دیدن این فیلما لذت ببرن. حالا فعلاً دارم رو جزییات کار میکنم و باید دید با شروع کار و دانشگاهم زندگی چطور پیش میره ولی خب تلاش خودمو میکنم. زیرنویسا رو حتماً باهاتون به اشتراک میذارم (حالا یا اینجا یا یه چنل جدا میزنم).
این روزها نگه داشتن ذهنم در دنیای خارج از فکر و خیال سخت شده. به ندرت در جسمم حضور دارم. به شدت در گذشته زندگی میکنم.
