فرزندِ خَلَفِ استاد اسپلینتر
Открыть в Telegram
He/They (Yes I'm non-binary) Obsessed with cinema, super long nails, soft metal music, piercings, languages and queerness. Struggling with sensory issues, dysphoria and life in general. To contact me: @SashaKazemi @SashaNBBot
БольшеИран195 733Категория не указана
74
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
Repost from nobody's daughter
شهریور ۱۴۰۱ بخش بزرگی از من رو کُشت که دیگه هیچوقت قرار نیست بتونم پیداش کنم. اون امید، ذوق و شوری که تا قبلش داشتم، دیگه هیچوقت قرار نیست به من برگرده و دیگه هیچوقت نمیتونم به این کشور و خیابونها و مردمش مثل قبل نگاه کنم. تا قبل از شهریور ۱۴۰۱ هم ایران جایی برای من نداشت و بهش احساس تعلقی نداشتم اما بعدش دیگه تبدیل شد به میدون مبارزه.
از طرفی، شهریور ۱۴۰۱ مبارزی رو در من زنده کرد که تا اون موقع حس میکردم دیگه جونی براش نمونده و دارم به جبر و عادت میبازمش اما سه ساله که نه تنها زندهست بلکه سرحاله، قویه و هر روز آتشش برای جنگیدن بیشتر میشه و صداش رو میبره بالاتر.
کاش مجبور نبودم یه مبارز قوی باشم، کاش تمام اون اتفاقها نمیفتاد، کاش انقدر قلبم سنگین نبود و کاش خونه جای امنی بود.
ترسم از اینه که تا آخر عمر نتونم احساس رضایت درونی از خودم و شرایطم داشته باشم.
Twenty_One_Pilots_The_Line_from_the_series_Arcane_League_of_Legends.mp37.40 MB
Repost from سهم من از جهان
یک چیزی ذهنم رو درگیر کرده که نمیدونم چقدر قابلیت عملی شدن داره ولی حس میکنم اگه خودمون رو فقط در معرض صداهایی قرار بدیم که شبیه ما فکر میکنن، کمکم توی یک «حباب فکری» گرفتار میشیم. توی چنین فضایی، کوچکترین مواجهه با نظر مخالف میتونه ما رو عصبانی کنه، چون اساساً به شنیدن اختلاف عادت نکردیم. اما وقتی دیدگاههای متفاوت —حتی اگر نپذیریمشون— رو بشنویم، ذهن ما یاد میگیره تفاوتها رو تحمل کنه. درست مثل تمرین بدنی که عضلات رو قویتر میکنه، تمرین «شنیدن» هم ذهن رو مقاومتر و منعطفتر میکنه. حالا سوال اصلی اینجاست: با دیدگاههایی که مثلاً ذاتاً تبعیضآمیزن چه باید کرد؟ برای نمونه «زنها ذاتاً برای سیاست یا پوزیشنهای مدیریتی مناسب نیستن»، «مهاجرها باید از حقوق کمتری برخوردار باشن»، یا «خون نژاد ایکس قرمزتره». خب اینها صرفاً نظر مخالف نیستن، اینها دیدگاههایین که ارزش و حق برابر آدمها رو زیر سؤال میبرن. از یک طرف، وقتی بفهمیم چنین نگاههایی وجود دارن و سازوکارشون چطوری بازتولید میشه، میتونیم در برابرشون استدلال کنیم و ابزار نقد مؤثرتری داشته باشیم. از طرف دیگه، یک خط قرمز وجود داره. اگر «شنیدن» به معنای «دادن تریبون، مشروعیت یا فضا» برای تکرار و تثبیت این تبعیضها باشه، دیگه نهتنها مفید نیست، بلکه به بازتولید همون تبعیضها هم کمک میکنه. برای همین باید فرق بذاریم بین آگاهی داشتن و مشروعیت دادن. خلاصه کنم که ما باید بدونیم در مورد یک موضوع خاص، چه دیدگاههایی وجود دارن، اما لازم نیست اونها رو در جایگاه برابر با صداهای دیگه قرار بدیم. این آشنا بودنه برای تقویت منِ نوعیه، نه برای کمرنگ کردن مرزهای ارزشیم. نمیدونم همین موردی که اندازهٔ یه مثنوی براش نوشتم چقدر ایدهآلگرایانهست.
حاضرم همهی دار و ندارم رو بدم تا یکی واسهم گزارش جلسه بنویسه. (هیچکس به جز من نمیتونه چون فقط خودم سر جلسه بودم🤡)
عاشق اینم که کل انیمهی one-punch man فقط حول aura farming سایتاما میچرخه.
Repost from nobody's daughter
خدا لعنت کنه کسی رو که "چپ" رو انداخت توی دهن مردم ایران. "از کشته شدن یه فاشیستِ نژادپرستِ زنستیزِ کوییرفوب خوشحال شدی؟ چپ🫵🏻" گم شید شماها هم هی میخوابید بیدار میشید برای فاشیستها کصکشی میکنید چون فکر میکنید براتون ریدن مینوایل همین کسی که دارید خودتون رو براش پاره میکنید، شما رو با همون سیاهپوست/هندی/افغانستانی/عربی که بهش نفرت میورزید یکی میدونه و معتقده شما هم حق زندگی ندارید.
Good news of the day: Charlie Kirk got shot. Trump says he's dead, don't know if it's actually true 'cause it'd be a first for little Donny to know (or even give a fuck about) shit like this.
Repost from N/a
گاهی هم مسئله این نیست که رها کنی یا ادامه بدی. بلکه باید دست از مقاومت کورکورانه برداری و از یه زاویه دیگه به داستان نگاه کنی.
تو دفترچه انتخاب رشته از ۵۰ تا انتخاب، کلهم سه تا فیزیوتراپی زدم. اگه قبول بشم واقعاً کیرم تو این شانس.
واقعاً این مدتی که مجبور نبودم نگران درس و مدرسه و کنکور باشم از لحاظ روانی ثبات بیشتری دارم. نمیگم همه چیز عالیه چون نیست و نمیگم همهی مشکلاتم حل شدن چون نشدن؛ ولی کاملاً متوجه تفاوت و پیشرفتی که به دلیل نبودن در فضای آکادمیک حاصل شده، هستم.
