ru
Feedback
nobody's daughter🏳️‍🌈🏳️‍⚧️

nobody's daughter🏳️‍🌈🏳️‍⚧️

Закрытый канал

queer they/them feminist @cou_cou_bot

Больше
Иран114 464Категория не указана
696
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-2130 день

Загрузка данных...

Похожие каналы
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
июнь '26
июнь '26
+1
в 10 каналах
май '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
апрель '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
март '260
в 0 каналах
Get PRO
февраль '260
в 0 каналах
Get PRO
январь '26
+139
в 60 каналах
Get PRO
декабрь '25
+111
в 38 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+99
в 35 каналах
Get PRO
октябрь '25
+493
в 15 каналах
Get PRO
сентябрь '250
в 20 каналах
Get PRO
август '25
+2
в 6 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
17 июня+1
16 июня0
15 июня0
14 июня0
13 июня0
12 июня0
11 июня0
10 июня0
09 июня0
08 июня0
07 июня0
06 июня0
05 июня0
04 июня0
03 июня0
02 июня0
01 июня0
Посты канала
میکروفمینیسم موردعلاقه‌م توی کار اینه که با بچه تمرین کنم "بابا ظرف می‌شوره" و "مامان می‌ره سر کار" و توی تمرین‌ها همیشه پدر رو توی آشپزخونه فرض کنم و مامان رو در حال استراحت.

2
رابطه‌ی من با "زن" بودن و کلاً femininity می‌تونست خیلی متفاوت باشه اگر جامعه‌ی مردسالار، زن بودن رو "مرد نبودن" تعریف نمی‌کرد.
293
3
صادق هدایت، ۲۰ تیر ۱۳۲۷: ایرانی‌ها خودشان را فرانسوی شرق می‌دانند و گمان می‌کنند خیلی باهوشند اما ملتی به حماقت این‌ها کمتر دیده شده است.
434
4
والا چی بگم. از شکم مادر با زره و سپر میای بیرون و یه روز باید با دین بجنگی، یه روز با دیکتاتور، یه روز با مردسالاری، یه روز با کوییرفوبیا، یه روز با فاشیسم، یه روز با زن‌کُشی و و یه روز هم که به خیال خودت می‌تونی در اوج ناامیدی، چون دیگه کاری از دستت برنمیاد، دو ساعت "استراحت" کنی، باید یه دل سیر به حال همسایه‌ت که نتونسته بجنگه، گریه کنی.
955
5
I need to get back into writing fanfiction asap.
372
6
he dates Rachel and you get the perfect butch/femme couple (I hate Ross).
369
7
Hear me out!! Jemma "Joey" Tribbiani; a butch lesbian.
365
8
باید stone butch blues ری‌رید کنم (آره چون آلردی کم به‌خاطر این کتاب گریه کردم‌).
364
9
خدا نکنه ما از یک نفر خوشمون بیاد، سرییییع آخوند چکش مثبت می‌شه. زویا و الکس گه خوردن با تیشرت free iran رفتن ورزشگاه و توی جایگاه تیم مُلا ایستادن تشویق کردن.
456
10
بهترین آرگیومنت رو توی تیک‌تاک دیدم که می‌گفت شما هیچ مشکلی ندارید که از she/her برای مردهای سیسجندر گی استفاده کنید اما واویلا از روزی که یک لزبین بخواد he/him و یا حتی they/them باشه.
370
11
"وای یعنی اعتراف می‌کنید که همه‌ی این‌ها یه performanceئه؟!" بله. جنسیت (gender) حتی برای زن و مرد سیسجندر هم یک اجرا و نمایشه. مردِ سیسجندری که به خاطر ژنتیکوماستی (Gynecomastia) می‌ره عمل ماستکتومی (mastectomy) انجام می‌ده، خودش که می‌دونه جنسیتش چیه و سیسجندر هم هست پس چرا می‌ره چنین عملی می‌کنه؟ gender performance. زنِ سیسجندری که می‌ره پروتز سینه و باسن انجام می‌ده، خودش که می‌دونه جنسیتش چیه و سیسجندر هم هست پس چرا این کار رو می‌کنه؟ gender performance. مردِ سیسجندر چرا می‌ره مو و ریش می‌کاره؟ gender performance. زنِ سیسجندر چرا میکاپ می‌کنه؟‌ gender performance. ولی god forbid که یک فرد کوییر بخواد همین کارها رو انجام بده.
353
12
توی همون فضای کوییر و کلاب‌ها هم اینکه برخی لزبین‌ها he/him خطاب می‌شدن، برای ایجاد مرز بین ظاهر masc و هویت butch بود. کسی که لباس‌هایی که اون زمان "مردانه" تلقی می‌شدن می‌پوشید، لزوماً هویت یک butch رو نداشت و توی اون فضا، کسی که هویت متفاوتی داشت دنبال یه راهی برای ابراز هویت خودش در فضای امنش بود و خب استفاده از ضمایر he/him توی اون فضا می‌تونست انتخاب درستی باشه. برخلاف چیزی که غالب جامعه فکر می‌کنن و می‌گن که he/him لزبین‌ها "گیج" شدن و مردهای ترنسی هستن که هنوز به هویتشون پی نبردن، برای butch lesbianهایی که توی دهه سی، چهل و پنجاه زندگی می‌کردن، هویت جنسی (gender identity) یه چیز کتاب و دفتری (اصطلاحاً "آکادمیک") نبود بلکه هویتی بود که داشتن زندگیش می‌کردن برای همین لزوماً توی جعبه‌های مرتب و منظمی که روی کاغذ می‌شه کشید و بهشون اشاره کرد جا نمی‌شدن. برعکس اینکه می‌گن he/him lesbianها و کلاً هویت butchها "رول‌پلی" کردن یک رابطه‌ی هترونرماتیوه، وجود افرادی با این هویت دلیل محکم‌تریه بر اینکه فضای دوگانه و باینری وجود نداره gender non-conforming بودن لزوماً به معنای استفاده از ضمایر neutral نیست بلکه می‌تونه برای هرکس مفهوم متفاوتی داشته باشه. لزلی فاینبرگ توی کتاب Stone butch blues خیلی خوب به این اشاره می‌کنه وقتی کرکتر اصلی کتابش (Jess) برای امنیت خودش ترنزیشن می‌کنه و از ضمایر he/him استفاده می‌کنه اما هیچوقت هویت یک مرد رو نمی‌پذیره و حتی نویسنده هم از ضمایر ze/hir استفاده می‌کرد و هم از he/him و یه جورایی نشون داد که زبان (langauge) و کلمات بیشتر از اینکه یه سری قوانین ایستا و راکد باشن، ابزاری هستن برای آزادی، راحتی و حتی بقا و امنیت. همه‌ی ما می‌دونیم چرا L اول اسم LGBTQIA+ هست: چون توی بحران ایدز، لزبین‌ها خط اول پرستاری و دفاع از جامعه‌ی کوییر بودن. یه گروهی از این لزبین‌ها، butch lesbianها و لزبین‌هایی بودن که از ضمایر he/him استفاده می‌کردن. وقتی مردهای گی بیمار شدن، قوای فیزیکی لازم بود و butchهایی که سال‌ها با هویت he/him توی جامعه ظاهر شده بودن و کارهای فیزیکی سنگین‌ انجام داده بودن، سریع اومدن و کمک کردن. از طرفی چون جامعه‌ی هترونرماتیو butchها رو "مرد" می‌دید، در نتیجه محدودیت‌های کمتری براشون قائل بود پس می‌تونستن از این آزادی استفاده کنن برای انجام کارهای بیشتر. حالا شما he/him lesbianای رو تصور کنید که جامعه‌ی هترونرماتیو باهاش مثل یک مرد خشن و جدی رفتار کرده، اما یهو در نقش یک پرستار مهربون ظاهر می‌شه و کمک می‌کنه. این اتفاق بر هم زدن تمام پیش‌فرض‌هایی بود که جامعه می‌تونست درباره‌ی یک گروه داشته باشه. اما مثل همیشه جامعه‌ی هترونرماتیوِ سفیدپوستی که از امتیازات خاصی برخورداره، تصمیم گرفت روی چیزی که برای خودش بهتره تمرکز کنه و حضور پررنگ he/him lesbianها رو کاملاً نادیده بگیره. هویت مردم چیزی نیست که شما قرار باشه لزوماً درکش کنید. من نمی‌فهمم چرا یه نفر باید کرفس دوست داشته باشه ولی نمیام توی سوشال‌مدیا هر روز پست بذارم که "وای کسایی که کرفس می‌خورن بزهاییَن که تکلیفشون معلوم نیست". هویت مردم مال خودشونه و تا وقتی به شما آسیب نمی‌زنه، درست نیست بهشون حمله کنید و فعالانه invalidateشون کنید. اینکه بخواید بگید "نه he/him lesbianها باعث می‌شن جامعه ما رو مسخره کنه" هم واقعاً بهونه‌ی قدیمی و مسخره‌ایه چون اولاً که جامعه کِی ما رو مسخره نکرده؟ دوماً از کی تا حالا تاییدیه‌ی جامعه‌ی هترونرماتیو برای ما مهم شده؟
331
13
بیاید یک بار برای همیشه این بحث he/him لزبین‌ها رو ببندیم. مشکل اصلی جامعه‌ی کوییر فعلی با he/him لزبین‌ها اینه که نمی‌رن تاریخ جامعه‌ی خودشون رو بخونن. اول باید به هویت butch و femme بپردازیم. برخلاف کلمات masc و fem که مخفف masculine و feminine هستن و به عنوان "صفت" به کار برده می‌شن، کلمات butch و femme صفت نیستن بلکه مستقیم‌ به "هویت" فرد اشاره می‌کنن. هویت butch دهه‌ی چهل-پنجاه بود که به عنوان یک هویت مستقل شناخته شد و ابتدا توی فضای روابط butch/femme بهش پرداخته شد اما هنوز که هنوزه تعریف مشخصی نداره (مثل خیلی دیگه از لیبل‌ها) و بعضی‌ها می‌گن butchها لزبین‌های دامیننتی هستن که با femmeها دیت می‌ذارن و بعضی دیگه می‌گن butch یک فرد لزبین با خصیصه‌های "مردانه"ست (منظور از "مردانه" یعنی همون تعریف سنتیِ استریوتیپیکال)، حالا این "خصیصه‌ی مردانه" می‌تونه لباس باشه یا شیوه‌ی رفتار فرد و ممکنه فرد جندر دیسفوریا رو هم تجربه کنه (ممکن هم هست که تجربه نکنه). عکس‌ها و شواهدی از روابط butch/femme از دهه‌ی ۱۹۱۰ موجوده (مثل Radclyffe Hall و پارتنرش) اما خیلی از اکتیویست‌ها معتقدن که اوایل قرن ۲۰ تِرمهای butch و femme خیلی قابل‌ تعمیم به کوییرها نبوده و ممکن بود توی اون زمان درکش نکنن اصلاً. توی دهه‌ی ۴۰ بود که تازه به زن‌ها اجازه می‌دادن بدون یک مرد وارد بارها و کلاب‌ها بشن و کسایی که هویت butch داشتن مجبور بودن لباسهای "زنانه" بپوشن تا پذیرفته بشن و از سر کار اخراج نشن و لباسهای "مردانه" رو نگه دارن برای آخر هفته که می‌تونستن خودشون باشن و در طول هفته اوت‌فیت‌هایی بپوشن که خیلی بینابینی باشه مثلاً دامن‌های خیلی بلند با پیراهن‌های مردانه. اما دهه‌ی ۵۰ نسل جدیدی از butchها رو تجربه کرد که دوست نداشتن این زندگی دوگانه رو تجربه کنن و اون ظاهر "مردانه" رو وارد زندگی روزمره‌شون کردن و این باعث شد موقعیت‌های شغلیشون محدود بشه به کار در کارخونه‌ها و یا راننده‌ی تاکسی بودن چون فقط این مشاغل بودن که یونیفورم مشخصی برای زنها نداشتن. این ابراز هویت butchها هم‌زمان شد با دوره‌ی مک‌کارتیسم (فعالیت‌های ضدکمونیستی جوزف مک‌کارتی که منجر به تفتیش عقاید و مخالفت با هرگونه تفکر متفاوت شد) و باعث شد حملات خشونت‌آمیز علیه کوییرها از همیشه بیشتر بشه و یه جورایی وظیفه‌ی "محافظت" از فضا‌های لزبین به butchها سپرده شد و از اون حالت بینابینی دهه‌ی ۴۰ کاملاً خارج شدن و یه چهره‌ی خیلی "خشن‌تر" پیدا کردن. البته این به این معنا نیست که femmeها هیچ نقشی نداشتن؛ برعکس چون به خاطر ظاهر "زنانه" توی جامعه کمی پذیرفته‌تر بودن (حداقل در برخورد اول)، می‌تونستن از اون سمت از کامیونیتی خودشون محافظت کنن‌. البته که همین دوره یه حالت بدی هم پیدا کرد و فقط روابط butch/femme درش پذیرفته می‌شد و روابط butch/butch یا femme/femme پس‌زده می‌شد که بعضی‌ها می‌گن برای احتیاط بیشتر بوده که خب بحث زیاده سرش. ولی همراه با موج دوم فمینیسم و پیدایش lesbian feminism، هرگونه ظاهر و رفتاری که "مردانه" بود، آسیب‌زننده تلقی شد و حتی یه سری رادیکال لزبین‌ها اومدن گفتن butchها دارن لابه‌لای لزبین‌ها role-play مردها رو بازی می‌کنن و خلاصه یه فضاحتی به پا شد توی کامیونیتی لزبین‌ها و خیلی از butchها مجبور شدن اوت‌فیت‌های androgynousتری بپوشن و یه جورایی پوینت اصلی ظاهرشون رو تضعیف کنن تا پس‌ زده نشن. اما مشکلی که لزبین‌های فمینیست دهه‌ی‌ ۷۰ داشتن این بود که فمینیسمشون متمرکز بود بر زن‌های سیس‌جندر سفیدپوست از طبقه‌ی مرفه و عملاً لزبین‌های gender non-conforming و لزبین‌های طبقه‌ی‌ متوسط و طبقه‌ی کارگر و لزبین‌های رنگین‌پوست هیچ جایگاهی توی فمینیسم این گروه نداشتن‌. اینکه امروزه کمتر هویت butch رو می‌بینیم یا بهتر بگم کمتر بروز داده می‌شه، به خاطر اینه که طی این سالیان اخیر، افراد مجبور می‌شدن برای پذیرفته شدن و طرد نشدن، از لیبل‌های دیگری استفاده کنن. توی دهه‌ی ۳۰ تا ۴۰، butchها به جز استایل و ظاهر "مردانه"، از ضمایر he/him هم استفاده می‌کردن اما این ضمایر لزوماً همیشه به gender درونیشون برنمی‌گشت بلکه گاهاً حکم یه شیوه‌ برای بقا رو داشت چرا که اون فرد می‌خواست با ظاهر محبوبش توی جامعه حضور داشته باشه اگه از طرفی بابت اینکه با اون ظاهر از she/her استفاده می‌کنه، مورد خشونت‌ واقع می‌شد پس توی اون برهه‌ی زمانی راه‌حلش این بود که از ضمایری که با ظاهرش خواناتره استفاده کنه و گاهاً پیش میومد که در فضاهای خاصی از اسم‌های مردانه هم استفاده کنن حتی.
355
14
متوجه نیستید که علاقه‌ی من به کامران چقدر جدیه‌.
متوجه نیستید که علاقه‌ی من به کامران چقدر جدیه‌.
655
15
Yes exactly you princess my dear sun.
376
16
I AM THE TARGET AUDIENCE. THIS ONE WAS MADE FOR ME.
I AM THE TARGET AUDIENCE. THIS ONE WAS MADE FOR ME.
382
17
newyork fomo is killing me.
536
18
چند وقته خیلی سرم شلوغ شده وقت نمی‌کنم با خیال راحت بشینم یه گوشه ۴ ساعت گریه کنم‌.
319
19
astronomical levels of GA.
374
20
مهم‌ترین کرکتر انیمیشنی زندگیم در طول سال🧚‍♀
مهم‌ترین کرکتر انیمیشنی زندگیم در طول سال🧚‍♀
436