ru
Feedback
مَن

مَن

Открыть в Telegram

_در حال تکامل... سامانه پاسخگویی: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1104465047

Больше
185
Подписчики
Нет данных24 часа
-57 дней
-2230 дней
Архив постов
تروخدااا منو برگردونیییید به همون موقعاااااااا

نسخه قدیمی انیمیشنا واقعا یچیز دیگه بود

چقدر منتظر قسمت آخر هاج بودم وای*

این پدرسگ برنارد:))))) ازش متنفر بودم ولی حتی دلم برای اینم تنگ شده.

photo content

فرد بود برد بود

یه خرس قطبیم بود عجیب رو مخ بود اون

این یکی بعد پیام بازرگانی پخش میشد هیچکی دوسش نداشت من واقعا دوسش داشتم:)))

عاشقشونم:)))))))

photo content
+9

photo content
+9

photo content

برای کلاه قرمزی/لوک خوش شانس/پلنگ صورتی برای تام و جری/آقای خط/مستر بین/پت و مت/ملوان زبل/سند باد/سفرهای علمی/بابا لنگ دراز/قطره آب/خرسای مهربون/هاج زنبور عسل/چوبین/لاک‌پشت های نینجا/سه کله پوک/تن تن/مداد جادو/پینوکیو/بره ناقلا/مکوین/باب اسفنجی/رابین هود/عصر حجر...

برای اون موسسه زبانی که اونجا فقط یه ترم زبان خوندم و عاشق این بودم ترم بعد برم طبقه بالا ولی هیچوقت نشد. برای اون کیک شکلاتی و سکه ۵۰۰ تومنی که جریانشو فقط خودم میدونم. برای اون ‌آبنمای رنگی رنگی داخل لوازم تحریری جلوی مدرسه*برای خریدن هیچی نمی‌رفتم صرفا میرفتم اون آبنمای خوشگل و نگا کنم. برای چیپس و پفک و بستنیای ۵۰۰ تومنی. برای اون آدامس شیکایی که بجای پول خورد میدادن دستمون. برای اون همسایه پیرمون که تور ماهیگیری میبافت و میخواست بهم یاد بده ولی یاد نگرفتم. برای جمعه ها کنار شادی و شهرام، صدفا و درخت زالزالک و چایی که هیچوقت دم نشد. برای قایم باشک داخل کوچه و پنهون شدن تو بشکه های آب و زیر زمین خونه شادی. برای"پسرا بادکنکن دست بزنی میترکن" "دخترا شیرن مثل شمشیرن". برای رستوران کلبه و شف محبوب. برای شیر مثلثیا و سبدای شیر و کامیون شیر. برای میز داغون پینگ پنگ و دو دقیقه بازیی که ۳ هفته منتظرش بودم. برای کاورای فسفری و زشت زنگ ورزش. برای صابون گل گلیایی که هیچوقت نخریدم. برای دوتا درخت بیچاره کنار آبخوری. برای پرشین تون.

هرچقدر که میریم جلوتر بیشتر میفهمیم که دیگه واقعا هیچوقت قرار نیست خوشحال باشیم. دلم برای گذشته تنگ شده... بیشتر از هرچیز دیگه ای! برای مامان وقتی که هنوز چروکای دستش بیشتر نشده بودو موهاش سفید نشده بود. برای وقتایی که از مدرسه میومدم خونه و شروع میکردم اتفاقات اون روزو ب مامانم میگفتم. برای شبایی که از ذوق اردو کل وسایلام و مرتب کنار جام میچیدم و میرفتم تووجام و تا صبح چشم رو هم نمیزاشتم. برای اون بهداشت یارایی که بعد زنگ تفریح نمیزاشتن آب بخورم. برای لقمه هایی که مامان می‌گرفت و هیچوقت نمیخوردم و جاشون تو سبد نون کنار ستون مدرسه بود. برای کارت انتظاماتی که همیشه آرزو داشتم یکی ازشون و داشته باشم ولی بعدش دیگه کسی نبود انتظامات بهش گیر بده. برای اون مدیر بداخلاق که وقتی از مدرسه رفتم خداروشکر کرد که یکی از دانش آموزای شیطونش کم شده. برای سرود ملی که هیچوقت نتونستم حفظش کنم و الکی فقط لب و دهنمو تکون میدادم.

دیگه این صدارو نمیشه پیدا کرد:)))🩶

+3
صدایی که با آن بزرگ شدیم، خاموش شد... منوچهر والی‌زاده، صدای ماندگار دوبله ایران، برای همیشه سکوت کرد. صدای گرم و پرانرژی‌اش، همیشه بارقه‌ای از امید و زندگی را در دل‌هایمان روشن می‌کرد. درگذشتش، خاموشی یک ستاره نیست، بلکه یادآوری خاطراتی است که با صدایش ساخته‌ایم. یادش گرامی و صدایش همیشه در گوش‌هایمان زنده است.

اون کسی که مسیر قلبش رو می‌ره، یک سر و گردن از باقی آدم‌ها زیباتره.

Repost from دوات
بیکار نشین. بیکاری استراحت نیست. فکره. خیاله. غم و غصه و قیمت دلاره.

Repost from .
🎨 /|\ /\