ru
Feedback
راه‌های نرفته؛

راه‌های نرفته؛

Открыть в Telegram

برای دنیاهایی که فقط توی داستان‌ها تجربه‌شون میکنیم. 📷 PM: @Yourwordsusbot 🫧

Больше
1 055
Подписчики
-424 часа
-237 дней
+26130 дней
Архив постов
اگه رفتین کتاب‌فروشی و دلتون خواست کتاب بخرید حتما یه نگاهی به "همیشه با من بمان" بندازین. حیف که فایلشو پیدا نکردم وگرنه میومدم پی‌وی تک تکتون و مجبورتون میکردم بخونینش-

ربکا.pdf4.56 MB

به_کتابفروشی_هیونام_دونگ_خوش_امدید.pdf88.50 MB

خانه ای که در آن مرده بودم.pdf25.64 MB

یک سال بدون او (3).PDF18.94 MB

از جایی که داریم وارد فصل مورد علاقه‌م میشیم، میخوام بهتون ۵ تا کتاب معرفی کنم که توی پاییز خوندنشون خیلی خوش میگذره🍂☕️ ۱- یک سال بدون او - لیز کسلر
خیلی کتاب زیبا، نرم، رمزآلود و احساساتی‌عه. فضاش واقعا مناسب خوندنش توی یه عصر پاییزیه. تمرکزش روی رابطه‌ی دوستانه‌ی دوتا دختر هست.
۲- همیشه با من بمان - لیز کسلر
این یکی از کتاب‌های مورد علاقمه و فکر کردن بهش هم احساساتیم میکنه. تا ابد از دوستم بخاطر قرض دادن کتابش بهم تا بخونمش ممنونم. داستانش فانتزی‌ هست ولی نه اونقدر زیاد. بهترین انتخاب کتاب خونی برای پاییز میتونه باشه. متاسفانه پی‌دی‌افش رو پیدا نکردم💔
۳- خانه‌ای که در آن مرده بودم. - کیگو هیگاشینو
فضایی معمایی، رازآلود، مه آلود داره. تمرکزش بر گذشته، روابط انسانی و رازهای خانوادگی هست و دنبال کشف حقیقت هستند. این نویسنده کلا به نوشتن داستان‌های جنایی و معمایی معروفه و خیلی خفن مینویسه. اگر نخوندینش الآن وقتشه!
۴- به کتابفروشی هیونام‌دونگ خوش آمدید. - هوانگ بوروم
فضاش خیلی خودمونی و گرمه. درمورد زنی‌ هست که کار و بارش رو ول میکنه و یه کتاب‌فروشی کوچیکی توی سئول پایتخت کره‌ی جنوبی میزنه. آدم‌های خسته و گمشده از زندگی، به اینجا میان و غم‌ها و احساساتشون رو با هم شریک میشن.
۵- ربکا - دافنه دو موریه
داستانی کلاسیک، گوتیک و جذاب که قطعا باید توی لیست پاییزتون باشه. با خوندنش به خودتون لطف خیلی بزرگی میکنین. بعد از اینکه کتابش رو خوندین، باید برین سراغ فیلمش با کارگردانی آلفرد هیچکاک. محشره. داستان یه دختریه که با مردی بزرگ‌تر از خودش ازدواج میکنه و به عمارت اون میره. راز‌های پشت پرده‌ی این عمارت میتونه برای شما خیلی جذاب باشه.
#list #autumn

متاسفانه پی‌دی‌اف ترجمه‌ی فارسیش رو پیدا نکردم. اما طاقچه، انتشارات دانش آفرین این رمان رو منتشر کرده. اگه هم انگلیسیتون خوبه میتونین فایلش رو از اینجا بردارین. (سطح انگلیسی ساده‌ای داره و نیاز نیست خیلی نگرانش باشین). حتی میتونین بدین هوش مصنوعی ترجمه کنه براتون.

🪷نظر من:
تک تک داستان‌های این کتاب رو دوست داشتم. هر کدومشون یه چیزی رو داشتن که من توی یه داستان دنبالش میگردم و همین باعث شد به این کتاب امتیاز ۵ از ۵ رو بدم. فوق العاده بود. من اصلا طرفدار داستان کوتاه نیستم چون وقتی جذب داستان میشم و برام کلی سوال پیش میاد، داستان تموم میشه و حالم گرفته میشه. ولی با این کتاب با وجود اینکه دوست داشتم هر داستان ادامه میداشت مشکلی نداشتم. نمیتونم داستان مورد علاقه‌م رو انتخاب کنم اما ۳ تا داستانی که بیشتر جذبم کردن: اولی، هفتمی و دهمی بودن. قطعا سراغ کارهای دیگه‌ی نویسنده هم میرم! این کتاب رو حتما پیشنهاد میکنم.

[خرگوش نفرین شده] اثر بورا چونگ 🔖درمورد کتاب: قبلا این کتاب رو معرفی کردم. اما حالا که تمومش کردم میتونم بهتر معرفیش کنم، پس
[خرگوش نفرین شده] اثر بورا چونگ 🔖درمورد کتاب:
قبلا این کتاب رو معرفی کردم. اما حالا که تمومش کردم میتونم بهتر معرفیش کنم، پس دوباره مینویسم. این کتاب متشکل از ۱۰ داستان کوتاه، عجیبه که به کره‌ای نوشته شده ولی به زبان‌های مختلف هم ترجمه شده. این داستان‌ها عناصری از وحشت و طنز سیاه و مدرنیته هستن که اکثرا خیلی معمولی شروع میشن ولی هر چقدر به انتهای داستان میرسیم همه چی خیلی عجیب و افسانه‌ای و ترسناک میشه. بعد که روی هر داستان دقیق‌تر بشیم، میفهمیم داره با زیرکی تمام به اجتماع، جنسیت، تبعیض و ... اشاره میکنه.

اگر میتوانستم آرزویی بکنم میخواهم فقط کمی شادتر باشم. اگر بیش از حد خوشحال شوم، دلم برای غم تنگ میشود. خرگوش نفرین شده
اگر میتوانستم آرزویی بکنم میخواهم فقط کمی شادتر باشم. اگر بیش از حد خوشحال شوم، دلم برای غم تنگ میشود.
خرگوش نفرین شده

دو داستان دیگه بخونم خرگوش نفرین شده تموم میشه. این کتاب واقعا نفرین شده. خیلی وقته دارم میخونمش... بعد تموم کردن این دیگه میرم سراغ لیستم.

غذا خوردن موقع penny dreadful دیدن رو پیشنهاد نمیکنم😭 ولی دیدنش رو پیشنهاد میکنم.
غذا خوردن موقع penny dreadful دیدن رو پیشنهاد نمیکنم😭 ولی دیدنش رو پیشنهاد میکنم.

سه نمایش عروسکی بهرام بیضایی(1).pdf1.46 MB

این تئاتر اولین نمایشنامه‌ی این کتابه(عروسک‌ها) که قبل از انقلاب روی صحنه رفته و من خیلی دوستش داشتم. چون برام جالبه که بازیگر‌ها جوری حرکت میکردن انگار که عروسکن =)

🎭خیمه شب بازی چیه؟
نمایشی عروسکی که عروسک‌ها با نخ بسته شده‌اند و شخصیت‌های داستان هستند. یک نفر توی همه‌ی نمایش‌ها وجود داره و نقش مجری رو داره و با شخصیت‌ها حرف میزنه. یه شخصیت ثابت دیگه که توی این کتاب بیضایی، اسمش سیاه بود، هم وجود داره که نقش یه فرد شوخ طبع رو داره که حرف‌هایی میزنه که شخصیت‌ها از گفتنشون میترسن. صدا هم توی خیمه شب بازی نقش مهمی داره. حتی اون پشت یک نفر میتونه چندتا نقش داشته باشه و عروسک‌های مختلفی رو صدا گذاری کنه. از جایی که این نوع نمایش با عروسک انجام میشه خیلیا فکر میکنند که بچگانه‌ست. در حالی که توی این نمایش‌ها از طنز سیاه و اجتماعی استفاده میکنن که به مشکلات واقعی و روزمره‌ی زندگی مردم میپرداخته.

🪷نظر من:
اولین کار از بهرام بیضایی بود که خوندم و برای آشنایی خوب بود. اینکه با عناصر کاملا ایرانی نوشته شده بودن رو خیلی دوست دارم و چیزهای جدیدی یاد گرفتم. متنش برای منی که از ادبیات ایران زیاد نخوندم، یکم سخت بود ولی با یکم تلاش میفهمیدم در نهایت که چی میخواد بگه. در کل پیشنهادش میکنم.

[سه‌ نمایشنامه‌ی عروسکی] نویسنده: بهرام بیضایی 🧩درمورد کتاب: سه تا نمایشنامه‌ی کوتاه که هر کدوم داستان‌های خودشون با شخصیت‌ه
[سه‌ نمایشنامه‌ی عروسکی] نویسنده: بهرام بیضایی 🧩درمورد کتاب:
سه تا نمایشنامه‌ی کوتاه که هر کدوم داستان‌های خودشون با شخصیت‌های یکسان رو دارن. فضای آثار عجیب و تا حدی کابوس‌واره. بهرام بیضایی با تلفیق داستان سرایی سنتی(مثل خیمه شب بازی) و مدرن سعی کرد آثار خودش رو بنویسه. شاید فکر کنین اینکه عروسکی هستن یعنی بچگونه‌ان، اما مفاهیم خیلی عمیق‌ترن. و آدم‌ها نقش عروسک رو بازی میکنن.


واقعا اگه خیالپردازی و ساختن یه داستان طولانی با رندوم‌ترین عکسی که میدیدم نبود، نمیدونم از بچگی تا الآن چطوری دووم می‌آوردم. خیلی سالم نیست اما اون خونه وسط جنگل با آهویی که داره از نهر آب میخوره، مکان امنم بود.

Repost from ·Alaska, Alaska·
از زمانی که یادم میاد از داستان‌ها استفاده می‌کردم تا بتونم مغزم رو خاموش کنم. این مدت که هزار و یک چیز برای فکر کردن در طول
از زمانی که یادم میاد از داستان‌ها استفاده می‌کردم تا بتونم مغزم رو خاموش کنم. این مدت که هزار و یک چیز برای فکر کردن در طول روز وجود داره و احساس می‌کنم به شکلی دارم از آدمی که قبلا بودم دور می‌شم، بزرگ‌ترین چیزی که باعث می‌شه فکر کنم هنوز به چیزی متصلم، همین داستان‌ها هستن. «لطفا بذارید من هم فعلا بخشی از این یکی داستان باشم، چون درمورد داستان خودم هنوز خیلی مطمئن نیستم.»

🏷خلاصه‌ی ‌کتاب:
یک ویروس باعث شده که گوشت حیوانات برای انسان‌ها غیرقابل مصرف بشه. پس راه حل چیه؟ گوشت انسان. رسما یه سری انسان قدرتمند، یه سری انسان ضعیف‌تر رو به چشم دام میبینن و اون‌ها رو پرورش میدن... شخصیتی به نام مارکوس رو داریم که در همین صنعت کار میکنه و یه زن جوان رو به عنوان هدیه‌ی گوشتی بهش میدن. ولی مارکوس نمیتونه به چشم گوشت بهش نگاه کنه و باید دید که داستان دیگه به کجا میره؟
 نکته‌ی جالب توجه اینه که من ندیدم کسی این کتاب رو بخونه و حالش بد نشه. مشکل فقط آدم‌خواری نیست. شی‌انگاری انسان‌ها این کتاب رو ترسناک میکنه. بهشون به دید انسان نگاه نمیکنن و اون‌ها رو محصول میبینن. طرز نوشتاری کتاب بسیار ساده و دور از پیچیدگیه. اما جملات انقدر سرد و خشن نوشته شدن که کاملا میتونن شما رو وارد فضای داستان بکنن. این یک رمان پر هیجان نیست بلکه کم‌کم شما رو از انسان بودن خودتون خجالت‌زده میکنه =)