261
Подписчики
+124 часа
+27 дней
+1530 день
Архив постов
261
Repost from The Catcher in the Rye
«من نه از سر ِخوشی، که برای فراموشکردنِ همهی بیزاریای که دربارهی خود و همهی جهان دریافت میکنم، دست به آفرینش میزنم.»The Egg, 1901. by Alfred Kubin
261
Repost from Owrsi | اورسی
شیرمحمد اسپندار از برجستهترین نوازندگان دونلی یا دونی، ساز محلی بلوچستان و یکی از مهمترین راویان موسیقی نواحی، درگذشت.
او سال ۱۳۱۰ در بمپور ایران به دنیا آمد و برای آموختن موسیقی به کراچی پاکستان رفت. گفته میشود نواختن دونلی را تنها با «نگاه کردن به انگشتان» یک نوازنده این ساز یاد گرفته بود.
261
اینجا
اینجا پرندهها
در یک شعاع محدود
پشت حصارهایی از آهن
خود را،
با زندگی تازه خود وقف دادهاند
اینجا
وقتی که (طرح صبح)
بیاعتراض حتی گنجشکی
مردود شد!
گنجشکهای پیر که دیگر
حتی صدایشان هم فرتوت گشته است
در چارچوب پنجرهها (شب) را
در یک مرور سطحی میخوانند
***
اینجا نگاه کردن
تا زیر بیرقها آزاد است
اینجا،
برنامه تفرج فوج پرندگان
بر لوحهای بزرگ منقوش است
اینک تمام سطح بودن
در امتزاج نور
و بوی گردههایی مخلوط
- در دستها-
با رفتن سریع،
و بازآمدن تکرار میشود
......
اینک (آرام بودن) در اینجا!
اینک (آرام مردن) در اینجا!
با ناخن نحیف گنجشکان
و سینه نرم کبوترها
اقرار میشود
#هوشنگ_چالنگی
مجلهٔ فردوسی
شمارهٔ ۸۱۵- ۹ خرداد ۱۳۴۶
261
غلط املایی
غیر از مردم لابالی و بیمبالات هیچکس نیست که پیش از خروج از خانه و قدم نهادن در کوچه، لااقل روزی یک بار خود را در آینه نبیند و وضع سر و لباس و کفش و کلاه خود را تحت مراقبت نیاورد و نواقص و معایب و بینظمیها و آشفتگیهای هیأت ظاهر خویش را بهشکلی ترمیم و اصلاح ننماید.
چرا؟
برای آنکه انسان ذاتاً خودخواه است و خود را از هیچکس کمتر و پستتر نمیشمارد و بر او بسی ناگوار است که با هیأت و اندامی ناساز و شکل و ریختی منکر در مقابل دیگران جلوه کند و دیگران در ظاهر او عیب و نقصی قابل سرزنش و خردهگیری بینند و بر او بخندند.
این توجه و دقت در رفع عیوب ظاهری بههر نظر که تعبیر شود، بهشرط آنکه به خودآرایی و ظاهرسازی نرسد، ممدوح است، چه برای مرد دردی بدتر از آن نیست که مورد عیبجویی هر کس و ناکس قرار گیرد و به علت عیبی که رفع آن بسیار آسان بوده، انگشتنمای این و آن واقع شود.
اما تعجب در اینجاست که غالب همین مردم که برای رفع عیبجویی دیگران در حفظ ظاهر گاهی از حدّ اعتدال نیز قدم فراتر میگذارد، هر روز در گفته و نوشتهٔ خود مرتکب هزار غلط انشایی و املایی میشوند و متوجه نیستند که به علت تقریر و تحریر نادرست و بیاندام تا چه حد مورد طعن و مضحکهٔ خاص و عامند. چون تأثر و تأملی هم از این بابت ندارند، به هیچوجه در صدد رفع این عیب بزرگ نیز بر نمیآیند.
عباس اقبال آشتیانی، نویسنده، مورخ و ادیب
(۱۳۳۴-۱۲۷۵ ه.ش)
از مجله یادگار
سال اول، شماره ۴، آذر ۱۳۲۳
261
➖ وقتی تکههای عزیزت را از لابهلای سنگها و آهنها و خاکها بیرون میکشی، چه کسی میتواند انفجار روحت را اندازه بگیرد؟
وقتی زبانت را باز میکنی تا از واقعیت دردناکی که بر تو گذشته سخن گویی، انگار تخیل قوی یک شاعر را به مدد گرفتهای.
دو هفته از پشت جبهه
گزارش محمد مختاری از جبهههای جنگ
نامۀ کانون نویسندگان شمارۀ ۴
آبان ١٣۵٩
⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری
@MohammadMokhtary77
261
Repost from شاخسار
همه چیز نابود شده است، نخستینشان شعر،
سپس خواب، و بعد هم روز،
و بعد هر چه به جا مانده از روز،
و آنها که متعلقاند به شب؛
آنگاه که دیگر،
چیزی برای نابود شدن نماند،
چیزهای بیشتری نابود شدند، و باز هم بیشتر،
تا بدانجا که از هیچ هم کمتر برجای ماند، حتی خودِ من.
و آنگاه، تنها، تهیِ محض بود.
اکنون باید به ژرفنای درون پناه ببریم،
با تمام لحظههای نیامده و جاهای رفته در پیشِ روی؛
ژرفتر، در آن بدویتی که دیگر نه زمین وجود دارد و نه سرافکندگی.
تا آنجا که هنوز کرانههایی بکر گستردهاند،
وسعتهایی بیکران، روشن و خاموش، در زیر چنگال کبوتران.
مهیا برای ورود او، او که دچار خاموشی عظیم گشته است.
برای او که وادار به سکوت شده،
انزوا، آنقدر با تارهای عیانش
به آرامی دیوانگی را میتند
تا سرانجام از جهان پیرامونش، تنها نقش مهمانخانهای ماند شیشهای.
@shakhsaar
#اینگبورگ_باخمن
ترجمه #فاطمه_پورجعفری
#یوهانس_نیهوف
