ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

معما.

معما.

Открыть в Telegram
719
Подписчики
+124 часа
+37 дней
+430 дней
Архив постов
خرج چه آدم‌های اشتباهی که نکردیم پروانه‌های توی دلمون رو.

اسنپ‌هایی که این ساعت شب از شرکت میگیرم عجیب‌ترین آدم‌های رندوم دنیارو تو خودش جا داده. مثلاً الان سوار یه پرایدم که تا خرخره بوی بنزین میده و به همه‌جاش چسب پنج‌سانتی زده تا از هم وا نره اجزای ماشین. حین حرکت وحشتناک‌ترین صدارو تولید می‌کنه و با گوشیش آهنگ گذاشته و با ادبیات پارسی دری صحبت می‌کنه برام ازینکه زنش این ماه ۲۰ملیون نفقه بریده براش و هیچ‌وقت نمیاد این شرکتی که من کار می‌کنم کار کنه و ناز داره. ترسیدم اگه بگم درود به این خانومیِ‌ناز؛ دور دهن منم چسب بزنه.

سریالم رو تو سرویسِ برگشت از سرکار ساعت۳صبح می‌بینم، رژلبم رو واسه حس زن/زنده بودن تو اسنپ زمان رفت کله‌ی ظهر یهو یادم می‌آد و می‌زنم، شامم رو کنار صدهانفر آدم غریبه وسط سلفِ سرکار و ناهارم رو تو سلف دانشگاه می‌خورم، شبم رو تو خوابگاه می‌خوابم و روزم رو بین ده تا چیز متفاوت می‌دوئم، گاهاً قلبم رو تو خونه و کنار معدود عزیزان دیگه‌م جا می‌ذارم و جسمم تنها می‌مونه و فکرم؟ قبل خواب به تک‌تک پدیده‌های مهم اطرافم سر می‌زنه و تو خود خواب هم روحم آروم نمی‌گیره. و من هنوز نفهمیدم درگیر و دربند تعلق‌ام یا رهایی؟

این روزهای زندگیم اما حقش بود خیلی چیزهارو به روی خیلی‌ها بیارم که با ژست زرنگی تصور نکنن نفهمیدم و رد شدم؛ چرا عزیزم، من فهمیدم و رد شدم.

این روزهای زندگیم اما حقش بود خیلی چیزها رو به روی خیلی ها بیارم که تصور نکنن نفهمیدم و رد شدم؛ من فهمیدم و رد شدم.

خدا حواسش به تک‌تک غصه‌هایی که آدم‌ها بهمون تحمیل کردن هست و همین کافیه.

اونجایی که به خودت میای و می‌بینی خیلی جاها داشتی با عجز تلاش می‌کردی چیزی رو به کسی بفهمونی که ته ذهنت مطمئن بودی کم‌فهم و بی‌خیاله و چیزی از عمق دل‌نگرونی‌های تو اصلاً متوجه نمی‌شه هم حس گَسی داره.

رنج من هم روزی جایی همین نزدیکی‌ها تموم می‌شه. اما تویی و چیزهایی که دیگه برای تو نیستن.

خدا بلده خدایی کنه و همین کافیه.

معین جایی از قلبم رو لمس می‌کنه که هیچکس بهش دسترسی نداره.

یادت نره وقتی چیزی تغییر نمی‌کنه ادامه دادنش اشتباهه.

آدم‌ها برای قانع کردن خودشون و عذاب نکشیدنشون خزعبل زیاد میگن اما همونا هم تو دلشون می‌دونن چه گندی زدن.

خیلی چیزها در من دائم تغییر می‌کنه و خیلی چیزها هم ثابت می‌مونه. یکی از اون‌چیزها اینه که هرسال با اولین سوز سرما منتظر می‌مونم زمستون شه و ببینم اولین نرگس سال رو از چه کسی و یا کجا می‌گیرم.

خیلی چیزها در من دائم تغییر می‌کنه و خیلی چیزها هم ثابت می‌مونه. یکی از اون‌چیزها اینه که هرسال منتظر می‌مونم زمستون شه و ببینم اولین نرگس سال رو از چه کسی و یا کجا می‌گیرم.

در نهایت ما به جایی تعلق داریم که اونجا قدر دونسته میشیم.

می‌ترسیدم دیگه دلتنگ یسری آدم‌ها نشم؛ و بله دیگه نشدم. می‌ترسیدم دلم رو بشکنن؛ و بله شکستن. می‌ترسیدم دیگه از چشمم بیفتن؛ و بله افتادن. می‌ترسیدم انقدر نفهمنم که دیگه نخوام اصلاً بفهمن چی میخوام؛ و بله هیچ‌وقت نخواستن بفهمن. می‌ترسیدم دلسرد و ناامیدم کنن؛ می‌ترسیدم یادشون بره من و سلایقم رو؛ و بله یکی‌یکی این ترس‌ها اتفاق افتادن و واقعی شدن؛ و ته همه‌ش برام این جالب بود که من با تک‌تک اون ترس‌ها انگار تا لحظه‌ی آخر همیشه و همچنان خودم تنهایی حواسم بوده که طرف مقابلم نکنه کاری کنه که از دست بده چیزی که براش تلاش کرده رو؛ من هیچ‌وقت عذاب وجدان تموم شدن ارتباطی رو نچشیدم چون تا تونستم وجدانم رو بدهکار نکردم. اما تا دلت بخواد بهم بدهکارن.

پیرو مکتبی‌ام که معتقده اگه قدم برداشتن واقعی کسی به سمتت رو دیدی اون‌وقت شاید بتونی بهش اعتماد کنی. باقی بچه‌بازیه.

کاش الهه‌ی ماه یه کاری کنه امشب‌.

خیلی چیزها تو دنیا برای دیدنه. دیدن و فهمیدن اینکه این چیز وجود داره. هست. اما برای تو نیست.

هربار از دیدن مردهایی که می‌تونن ریز توجه کنن و جزئیات رو بفهمن و بنویسن به وجد میام.
هربار از دیدن مردهایی که می‌تونن ریز توجه کنن و جزئیات رو بفهمن و بنویسن به وجد میام.