ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

کانال اطلاع‌رسانی اکبر اعلمی/خط آزادگی

کانال اطلاع‌رسانی اکبر اعلمی/خط آزادگی

Открыть в Telegram

✍️ناله پنهان کرده ام در ساز خویش! ⚘مرد آن باشد که حق گوید، چو باطل رخنه کرد هم بایستد بر سر پیمان حق، تا پای جان ☘زندگی در بردگی؛ شرمندگی است معنی آزاد بودن؛ زندگـی است ســر كه خـــم گردد به پایِ ديگران بر تنِ مـردان بــود بــارِ گــران @hamid953256

Больше
9 731
Подписчики
Нет данных24 часа
-97 дней
-3930 дней
Архив постов
در سال ۱۳۸۰، پس از آن‌که وزیر نفت را برای پاسخ‌گویی درباره تخلفات شرکت پخش فرآورده‌های نفتی، مشکلات سوخت‌رسانی به مردم آذربایجان شرقی و قاچاق فرآورده‌ها به مجلس فراخواندم، تلاش‌هایی برای منصرف کردن من از پیگیری موضوع صورت گرفت. در یکی از این اقدامات، چک سفیدامضایی شبانه به منزل یکی از بستگانم در تبریز برده شد تا برای پس گرفتن سؤال از وزیر، نزد من وساطت کند. همچنین تابلویی نفیس به ارزش ۴۵۰ هزار تومان، به قیمت آن روز، به من و برخی نمایندگان استان هدیه شد که من آن را به سازمان بازرسی کل کشور در آذربایجان تحویل دادم. این ویدئو، بخشی از سخنان و روشنگری‌های من در صحن علنی مجلس درباره این ماجراست؛ ماجرایی که در آن، ۱۶ نماینده استان را در حمایت از وزیر و مدیر متخلف و مقابله با پیگیری‌های من بسیج کردند و هنگام طرح سؤال از وزیر نفت نیز برخی نمایندگان با ایجاد تشنج، درصدد برهم زدن نظم جلسه برآمدند. در این میان، یکی از نمایندگان استان نیز امتیاز احداث جایگاه بنزین دریافت کرد و... در پست بعدی، به ابعاد دیگری از این ماجرا، از جمله تشنج‌آفرینی هنگام طرح سؤال از وزیر نفت در صحن علنی مجلس، خواهم پرداخت. @alami_akbar

🔘 هیچ دختری نباید برای آموختن، اشک بریزد… ✍️ اکبر اعلمی به دختران عزیز جمهوری آذربایجان؛ اشک‌های شما، اندوهی فراتر از مرزها را روایت می‌کند. هیچ دختری نباید برای آموختن، اشک بریزد… همان‌گونه که تحمیل حجاب با آزادی وجدان سازگار نیست، اجبار به کنار گذاشتن آن نیز می‌تواند آزادی باور و کرامت انسانی را مخدوش سازد. آزادی وجدان یعنی احترام به حق انتخاب دیگران، حتی هنگامی که انتخابشان با باورهای ما متفاوت است. قانون اساسی جمهوری آذربایجان در اصول ۲۵، ۴۲ و ۴۸ به‌ترتیب به برابری شهروندان، حق آموزش و آزادی وجدان و دین می‌پردازد؛ اصولی که یادآور اهمیت این حقوق بنیادین در زندگی همه انسان‌هاست. این سخن نه مداخله در امور داخلی کشور همسایه، بلکه از سر همدلی انسانی و به‌عنوان یک هم‌زبان، دفاع از حقی است که مرز نمی‌شناسد. امید است مسئولان محترم جمهوری آذربایجان زمینه‌ای فراهم آورند تا هیچ دانش‌آموزی به دلیل باور یا پوشش خود از حق تحصیل محروم نماند. هیچ دختری نباید بهای باور خود را با محرومیت از دانش بپردازد. #جمهوری_آذربایجان #آزادی_وجدان #حق_تحصیل #کرامت_انسانی @alami_akbar

🔘 هیچ دختری نباید برای آموختن، اشک بریزد… به دختران عزیز جمهوری آذربایجان؛ اشک‌های شما، اندوهی فراتر از مرزها را روایت می‌کند. هیچ دختری نباید برای پایبندی به باور خود، از حق آموختن محروم بماند. همان‌گونه که تحمیل حجاب با آزادی وجدان سازگار نیست، اجبار به کنار گذاشتن آن نیز می‌تواند آزادی باور و کرامت انسانی را مخدوش سازد. اصل ۴۸ قانون اساسی جمهوری آذربایجان، آزادی وجدان و دین را به رسمیت می‌شناسد؛ اصلی که پاسداشت آن، احترام به باورهای دینی و حق آموزش را اقتضا می‌کند. این سخن، نه مداخله در امور داخلی کشوری همسایه و هم‌ریشه، بلکه ندای همدلی با دخترانی است که سزاوارند بی‌هیچ تبعیضی، در کنار حفظ باور خویش، از حق آموزش برخوردار باشند. آذربایجانیان ایران، با مهر و احترام به مردم جمهوری آذربایجان، در رنج این دختران با آنان همدل‌اند؛ زیرا حرمت انسان، آزادی وجدان و حق آموختن، مرز نمی‌شناسد. امیدواریم مسئولان جمهوری آذربایجان با بازنگری در این محدودیت‌ها، زمینه بازگشت بی‌دغدغه همه دانش‌آموزان به کلاس‌های درس را فراهم آورند؛ چراکه هیچ دختری نباید بهای باور خود را با محرومیت از دانش بپردازد. @alami_akbar

در دوران نمایندگی مجلس، هر ماه یک هفته برای سرکشی نمایندگان به حوزه‌های انتخابیه اختصاص داشت. در طول ۸ سال نمایندگی، نیمی از تعطیلات را به‌صورت ناشناس، به اتفاق برخی دوستان و نزدیکانم، از جمله یگانه پسرعموی مردم‌دار و دلسوزم در تبریز، مرحوم مرتضی، خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی، یکی از بامرام‌ترین بستگانم، مرحوم حسن فرشی، و نیز یکی از باوفاترین دوستانم، آقای افسری از فرهنگیان، با پای پیاده به همه محله‌های تبریز، اسکو، آذرشهر، ممقان، ایلخچی، گوگان، سردرود، روستاهای اطراف آن‌ها، ادارات و اماکن مختلف، مانند قهوه‌خانه‌ها، سرکشی می‌کردم و پای درد و دل اصناف مختلف می‌نشستم. نیمه دیگر را نیز از ساعت ۹ صبح تا ۸ شب در دفترم با مردم دیدار و گفت‌وگو داشتم. ازاین‌رو، از نزدیک با جزئیات مشکلات و مطالبات مردم آشنا می‌شدم و در مجلس با جدیت برای حل آن‌ها می‌کوشیدم و در صورت لزوم، وزرای مربوطه را برای پاسخ‌گویی و برخورد با مدیران متخلف و کم‌کار به مجلس فرامی‌خواندم که نتیجه‌بخش هم بود. این گزارش تلویزیونی به حل مشکلات مزمن گاز مردم اختصاص دارد که نهایتاً به صف‌آرایی ۱۶ نماینده آذربایجان علیه من انجامید! @alami_akbar

تبریز نماینده‌ای داشت که در طول ۱۷ سال حضورش در مجلس، نه در سطح ملی و نه در حوزه انتخابیه‌اش، نه‌تنها مثل اکثر وکلا با فساد، مفسدین و افراد مسئله‌دار برخورد نکرد و بابت این مسائل و سایر مشکلات مردم حتی یک وزیر را هم برای مقابله با فساد به مجلس فرانخواند، بلکه بارها به دفاع از آنها هم برخاست؛ از «س.خ»، «ح.ش»، «ی.ژ» و «ح.ب» گرفته تا «ب.ز»، «غ.ت»، «م.ع» و «ف.ا». خوشبختانه، معلوم است که این آقا با هرگونه رانت‌خواری مخالف است، اما افسوس که فاقد قدرت است. بنابراین، باید به او کمک کنیم تا رئیس‌جمهور و عالی‌ترین مقام اجرایی کشور شود و امثال عمه مرا که برخی افراد ناتوان، بی‌کفایت، سفارشی و مسئله‌دار، که بعضاً محکومیت قطعی هم دارند، اطرافش گرد آمده‌اند، به پای میز محاکمه بکشاند و از او بپرسد: چرا مدیران بی‌کفایت را در رأس شرکت‌های زیان‌ده منصوب کرده‌ای تا با وجود زیان‌ده بودن شرکت‌هایشان، فوق‌العاده‌های چندصد میلیاردی بگیرند؟ اگر این آقا رئیس‌جمهور نشود، ممکن است عمه بنده به بهانه خصوصی‌سازی و زیان‌ده بودن بنگاه‌های بزرگی مثل کشت‌وصنعت مغان، آنها را با تسهیلات و تخفیفات ویژه به امثال «ی.ژ» واگذار کند. @akbaralami

🔘 خصوصی‌سازی یا باز هم حراج ثروت مردم؟ پزشکیان از زیان‌دهی شرکت‌های دولتی و حقوق‌های نجومی مدیرانشان می‌گوید و راه‌حل را در واگذاری این شرکت‌ها می‌بیند! اما مگر همین دولت مدیران را منصوب نمی‌کند؟ مگر نمی‌تواند مدیران ناکارآمد را برکنار کند، جلوی حقوق‌های نجومی را بگیرد و افراد شایسته را به کار بگمارد؟ آیا این همان سناریوی تکراری نیست؟ شرکت را با سوءمدیریت به زیان می‌کشانند و سپس به بهانه خصوصی‌سازی، آن را به قیمتی ناچیز به صاحبان رانت واگذار می‌کنند؟ شخصاً یقین دارم که قرار است باز هم به این بهانه، بنگاه‌هایی مثل کشت‌وصنعت مغان و ماشین‌سازی تبریز که سال‌ها پیش ناکام ماند، به رانت‌خواران واگذار شوند. آقای پزشکیان! ثروت عمومی ارث پدری دولت‌ها نیست که هرگاه از اداره آن ناتوان شدند، به‌جای حل مسئله، صورت‌مسئله را پاک کنند و ثروت مردم را به حراج بگذارند. به‌جای این کار، مدیران مقصر را معرفی و پاسخ‌گو کنید، حساب‌ها را شفاف سازید و عملکرد واگذاری‌های قبلی را مورد رسیدگی قرار دهید. این شیوه خصوصی‌سازی درمان نیست، بلکه پوششی برای انتقال ثروت عمومی به جیب صاحبان رانت و تعمیق هرچه بیشتر شکاف طبقاتی است. @alami_akbar

به‌واسطه برخی مواضع و عملکرد ظریف از مجلس ششم تاکنون، از جمله «شاهکار فرانچسکو» و جایگزینی «تعلیق» به‌جای «لغو» تحریم‌ها، همواره نسبت به رویکرد او بدگمان بوده‌ام؛ اظهارات اخیرش نیز بر این بدگمانی افزوده است. مسئله اصلی سخن او تأکید بر بقای کشور نیست، بلکه نادیده‌گرفتن حدود و هزینه‌های این بقاست. حفظ ایران و جان مردم بی‌تردید در اولویت است، اما هر امتیازی به نام بقا الزاماً به سود کشور نیست. آمریکا با طرح مطالباتی فراتر از پرونده هسته‌ای، در پی محدودکردن بخش مهمی از توان راهبردی و منطقه‌ای ایران است. در چنین شرایطی، تشبیه توافق احتمالی به ترکمانچای، پیشاپیش پیام آمادگی برای عقب‌نشینی به طرف مقابل می‌دهد و با تضعیف قدرت چانه‌زنی ایران، زیاده‌خواهی‌های آن را تشدید می‌کند. استناد ظریف به آیه «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا...» برای توجیه این ادعا نیز پیوندی بی‌اساس میان دو موضوع نامرتبط است؛ آیه‌ای درباره حیات شهیدان نزد خداوند که نه ضرورت تسلیم را اثبات می‌کند و نه درستی یک توافق سیاسی را. حفظ کشور مستلزم تدبیر و واقع‌بینی است، نه عادی‌سازی تسلیم و توجیه پیشاپیش امتیازدهی‌های پرهزینه. @alami_akbar

در سال ۱۳۸۸، هنگام ثبت‌نام در انتخابات ریاست‌جمهوری، اعلام کردم: «صلاحیت مرا ملت تعیین می‌کند، نه قدرت سیاسی.» با این تأکید که «من به تشکیلاتی وابسته نیستم و تنها تشکیلات من آذربایجان و ملت ایران است»، در تبریز اعلام کاندیداتوری کردم و گفتم همانند ستارخان و باقرخان، هرگونه حرکت و تغییری را از آذربایجان آغاز خواهم کرد. پس از تبریز، سولدوز (نقده)، دومین شهری بود که عصر چهاردهم اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۸، در اجتماع پرشور مردم آن به سخنرانی پرداختم. در آغاز سخن گفتم: «برای اینکه حرکتمان را با قرآن شروع کرده باشیم، آیاتی از قرآن تلاوت می‌کنم تا از این طریق، به شورای نگهبان نیز این پیام را بدهم که ما، مانند بسیاری از مردم آذربایجان، از کودکی با قرآن مأنوس بوده‌ایم و بیش از شما خود را به اسلام ملتزم می‌دانیم.» آن روز، سوره حمد و آیاتی از سوره بقره را تلاوت کردم. اکنون، پس از گذشت سال‌ها، بازنشر این ویدئو را فرصتی برای مرور خاطره‌ای از آن روزها و ثبت گوشه‌ای از حال‌وهوای آن دوران می‌دانم؛ خاطره‌ای که شاید برای هم‌وطنان، به‌ویژه مردم آذربایجان، یادآور روزهایی آشنا و شنیدنی باشد. 🔗 اینجا، اینجا، اینجا و اینجا @alami_akbar

🔘 وقتی قدرت، جای حقیقت می‌نشیند ترامپ در شهر کلارکسویل ایالت تنسی آمریکا:
«فوق‌العاده است؛ می‌توانم احمقانه‌ترین حرف‌ها را بزنم و شما برایم دست بزنید!»
✍ تشویق احمقانه‌ترین سخنان یک رئیس‌جمهور نارسیست، می‌تواند نشان‌دهندهٔ شخصیت‌محوری سیاسی، وفاداری گروهی و تضعیف تفکر انتقادی باشد. این پدیده در کشور خودمان نیز به‌وفور دیده می‌شود: کسانی که پیش از دستیابی فردی به قدرت و ثروت، به او اعتنایی نداشتند، گاه پس از ارتقای موقعیتش، سخنان بی‌پایه‌اش را نیز تحسین می‌کنند؛ گویی جایگاه گوینده، جای معیارهای سنجش سخن را گرفته است. از منظر روان‌شناسی اجتماعی، این رفتار با سوگیری تأییدی، هویت‌گرایی گروهی و همرنگی با جماعت ارتباط دارد؛ همان‌جا که دلبستگی، قدرت داوری را تضعیف می‌کند و قدرت، جامهٔ حقانیت می‌پوشد؛ مضمونی نزدیک به حکمت «حُبُّكَ الشَّيْءَ يُعْمِي وَيُصِم». گاه نیز تشویق چند نفر، دیگران را به تکرار همان رفتار سوق می‌دهد؛ نه لزوماً از سر باور، بلکه تحت تأثیر فشار اجتماعی و میل به همراهی با جمع. بلوغ سیاسی جامعه، نه در تشویق صاحبان قدرت، بلکه در شهامت نقد آنان و سنجش سخنانشان با معیار عقل و حقیقت است. @alami_akbar

🔘 با این تقدس‌تراشی‌ها، تیشه به ریشه اعتقادات مردم می‌زنید وقتی برای توجیه غیبت یک چهره سیاسی، امام زمان را خرج ایشان می‌کنید، دیگر اسمش دین‌داری نیست؛ تجارت با مقدسات برای سرپا نگه‌داشتن قدرت است. شما با این خرافه‌سازی‌ها نه حقیقت را پنهان می‌کنید و نه برای کسی مشروعیت می‌خرید؛ فقط ایمان مردم را قربانی مصلحت سیاسی خود می‌کنید. باور مردم اسباب‌بازی تبلیغات حکومتی نیست. شما که ادعای پاسداری از دین دارید، با همین تقدس‌تراشی‌ها تیشه به ریشه اعتقادات مردم می‌زنید و آخرین میخ را به تابوت اعتماد عمومی می‌کوبید. @alami_akbar

این ویدیوها مشت نمونهٔ خروار است؛ روایت فریادهایی برای حقوق مردم و مطالبهٔ پاسخ‌گویی از نهادهای انتصابی؛ فریادهایی که دریغ، هرگز به اندازهٔ یک اپسیلون حمایت از فوتبالیست‌هایی که سالانه ده‌ها میلیارد تومان برای توپ زدن دریافت می‌کنند، شنیده نشدند. پیامبر(ص) فرمودند: «مردم را از دوستانشان بشناسید.» امروز نیز کافی است میزان توجه و حمایت از برخی اختلاس‌گران، توپ‌زن‌ها، لمپن‌ها و پوپولیست‌ها را با میزان توجه به کسانی مقایسه کنیم که دغدغهٔ حقوق مردم داشته‌اند و در این راه، هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند. شاید بخشی از ناکامی‌های جامعهٔ ما ریشه در همین تفاوت اولویت‌ها داشته باشد؛ آنجا که سرگرمی و عوام‌فریبی گاه بیش از آگاهی‌بخشی و مطالبه‌گری مورد استقبال قرار می‌گیرد و مدافعان حقوق مردم در حاشیه می‌مانند. این یادداشت نه برای گلایه از مردم است و نه برای یادآوری فداکاری اشخاص؛ تلاشی است برای فرهنگ‌سازی و تأملی جمعی دربارهٔ معیارهای حمایت و قدرشناسی. زیرا تغییر پایدار، تنها با مطالبه از صاحبان قدرت محقق نمی‌شود؛ به بازنگری در نگرش‌ها، انتخاب‌ها و اولویت‌های خود جامعه نیز نیاز دارد. @alami_akbar

چه‌بسا با همین منطق میرسلیم، عده‌ای خود را نمایندگان تام‌الاختیار و بلاعزل خدا بدانند و نفتِ «متعلق به خدا و رسولش» را به تراستی‌هایی چون بایندریان، رضوی، هادی مؤمنین، شمخانی و بابک زنجانی بسپارند تا عده‌ای به ثروت‌های افسانه‌ای دست یابند و با پرداخت خمس به نمایندگان خدا، حسابشان را با آسمان تسویه کنند و به ریش دیگر مخلوقات خدا بخندند! شگفتا از این عدالت الهی که ثروت نفت را نصیب مردمان معدودی از سرزمین‌ها، بویژه سهام‌داران شرکت‌های نفتی کرده، و اکثریت مخلوقات خدا را از آن بی‌بهره گذاشته است! ظاهراً در این قرائت از عدالت، نه سهم هر انسان از مواهب زمین برابر است و نه سهم خدا از سود نفت فراموش می‌شود؛ فقط سهم اکثریت مردم جهان، همان محرومیت است! شگفت‌آورتر آن‌که انگلیسی‌ها تا اسفند ۱۳۲۹ نفتِ «متعلق به خدا» را به جیب می‌زدند، بی‌آنکه نمایندگان خدا کوچک‌ترین اعتراضی کنند؛ تا آن‌که مردی به نام مصدق برخاست و با ملی‌کردن صنعت نفت، آن را از چنگ انگلیسی‌ها بیرون آورد! تفکری که عدالت را به آسمان حواله می‌دهد، اما ثروت زمین را در انحصار گروهی محدود قرار می‌دهد، خود به شکاف میان مردم و حاکمیت دامن می‌زند. @alami_akbar

بخشی از دفاع اکبر اعلمی از لایحهٔ اصلاح قانون تعیین حدود وظایف و اختیارات ریاست‌جمهوری در مجلس ششم | ۱۹ آبان ۱۳۸۱ وقتی می‌خواهیم شورای نگهبان و رئیس قوهٔ قضائیه را، که مصداق بارزِ «لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ» هستند و از آنچه انجام می‌دهند، نمی‌توان بازخواست و حساب‌کشی کرد و در برابر هیچ‌کس نیز پاسخ‌گو نیستند، به پاسخ‌گویی واداریم تا قانون اساسی اجرا شود، مرتکب کدام گناه کبیره شده‌ایم؟! @alami_akbar

🔘 بیش از دو دهه گذشت؛ اما دریغ که مسئله همچنان باقی است و مطالبات و معیارهای شایسته‌سالاری همچنان در انتظار تحقق‌اند. این گفت‌وگوی تلفنی بنده با سیمای جمهوری اسلامی ایران، در مردادماه سال ۱۳۸۰ و پیش از معرفی کابینه دوم آقای خاتمی انجام شده است. در این گفت‌وگو، به تبیین اوصاف، ویژگی‌ها و معیارهایی پرداختم که شایسته بود در انتخاب اعضای کابینه دوم آقای خاتمی مورد توجه قرار گیرند. با کمال تأسف، نه‌تنها در آن کابینه، بلکه در هیچ‌یک از دولت‌های پیشین و حتی دولت کنونی نیز، آن‌گونه که انتظار می‌رفت، این معیارها در گزینش وزیران مورد اعتنا و التزام قرار نگرفته‌اند. اکنون، پس از گذشت سالیان، به این گفت‌وگو گوش بسپارید؛ سخنانی که همچنان طراوت و تازگی خود را حفظ کرده‌اند. استمرار بی‌اعتنایی به آن معیارها نشان می‌دهد که گذر زمان، نه از اهمیت آن‌ها کاسته و نه از ضرورت بازاندیشی در شیوه انتخاب مدیران ارشد کشور فروکاسته است. قضاوت با شما. @alami_akbar

وقتی تملق، مرزهای شرافت و استقلال را درمی‌نوردد و جای مطالبه‌گری را می‌گیرد، برای صاحبان قدرت، آن‌هم از جنس تاجگردون، فرش قرم
وقتی تملق، مرزهای شرافت و استقلال را درمی‌نوردد و جای مطالبه‌گری را می‌گیرد، برای صاحبان قدرت، آن‌هم از جنس تاجگردون، فرش قرمز پهن می‌کنند؛ این اسمش قدردانی نیست، نمایش عریان چاپلوسی است! اگر این ادعا درست باشد ــ که بسیار بعید می‌دانم ــ خاک بر سر وزیری که برای دیدار با تاجگردون باید وقت بگیرد؛ و خاک بر سر کسانی که زمینه نفوذ چنین افرادی را در دولت فراهم می‌کنند؛ فردی که اعتبارنامه‌اش در مجلس یازدهم رد شد. واقعاً قحطی عزت و استقلال که می‌گویند، همین است! #پاچه‌خواری #باندبازی #شبکه‌های_مافیایی @alami_akbar

در ۱۶ بهمن ۱۳۸۳ برای نخستین‌بار در تاریخ پارلمان‌های ایران، با ابتکار و پیشنهاد اکبر اعلمی، طرح اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی ــ که سال‌ها به یک «تابو» و برای برخی به «کابوس» بدل شده بود ــ در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم به تصویب رسید. سپس در ۱۸ اسفند همان سال، این طرح در صحن علنی مجلس مطرح و از آن دفاع شد. با این حال، به‌دلیل تنگ‌نظری‌ها، کج‌فهمی‌ها و هراس بی‌پایه بخشی از حاکمیت از اجرایی‌شدن این اصل و در نتیجه عدم همراهی اکثریت نمایندگان، این طرح با کمتر از ۸۰ رأی موافق از تصویب باز ماند.👇 www.isna.ir/amp/8311-05740/ 🔻مشابه همین طرح، در مجلس ششم نیز باتفاق یکی‌از دوستان پیشنهاد شد، اما برخلاف وعده‌های جبهه موسوم به اصلاحات در انتخابات ۷۸ مجلس، به‌دلیل فضاسازی‌ها و شانتاژ سیاسی برخی اعضای هیئت‌رئیسه از جمله بهزاد نبوی و شکوری‌راد و چهره‌هایی مانند حداد عادل و مجید انصاری معاون حقوقی فعلی پزشکیان، و نیز جو سنگین و مخالفت سازمان‌یافته‌ای که در آن دوران علیه اصل ۱۵ قانون اساسی شکل گرفته بود، با کمتر از ۴۰ رأی موافق مواجه و رد شد! #اصل۱۵_قانون‌اساسی #اولین‌ها ✅ اکبر اعلمی @alami_akbar

در ۱۶ بهمن ۱۳۸۳ برای نخستین‌بار در تاریخ پارلمان‌های ایران، با ابتکار و پیشنهاد اکبر اعلمی، طرح اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی ــ که سال‌ها به یک «تابو» و برای برخی به «کابوس» بدل شده بود ــ در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم به تصویب رسید. سپس در ۱۸ اسفند همان سال، این طرح در صحن علنی مجلس مطرح و از آن دفاع شد. با این حال، به‌دلیل تنگ‌نظری‌ها، کج‌فهمی‌ها و هراس بی‌پایه بخشی از حاکمیت از اجرایی‌شدن این اصل و در نتیجه عدم همراهی اکثریت نمایندگان، این طرح با کمتر از ۸۰ رأی موافق از تصویب باز ماند.👇 www.isna.ir/amp/8311-05740/ 🔻مشابه همین طرح، در مجلس ششم نیز باتفاق یکی‌از دوستان پیشنهاد شد، اما برخلاف وعده‌های جبهه موسوم به اصلاحات در انتخابات ۷۸ مجلس، به‌دلیل فضاسازی‌ها و شانتاژ سیاسی برخی اعضای هیئت‌رئیسه از جمله بهزاد نبوی و شکوری‌راد و چهره‌هایی مانند حداد عادل و مجید انصاری معاون حقوقی فعلی پزشکیان، و نیز جو سنگین و مخالفت سازمان‌یافته‌ای که در آن دوران علیه اصل ۱۵ قانون اساسی شکل گرفته بود، با کمتر از ۴۰ رأی موافق مواجه و رد شد! #اصل۱۵_قانون‌اساسی #اولین‌ها ✅ اکبر اعلمی @alami_akbar

🔘 تابوشکنی تاریخی برای اصل ۱۵؛ پیشنهادی که صحن مجلس را به تشنج کشاند پیش از مجلس ششم، حتی نمایندگان از طرح اصل ۱۵ وحشت داشتند. با این حال، سال ۱۳۷۹ به‌اتفاق الماسی نماینده پارس‌آباد، برای نخستین‌بار پیشنهادی برای اجرای آن ارائه کردیم. قرار شد وی پیشنهاد را مطرح کند و من دفاع کنم. از شیخ موسی قربانی، نماینده قائنات، نیز خواستم مخالف صحبت کند؛ چراکه مخالفت او با رأی موافق اکثریت همراه می‌شد. اما تأخیر الماسی در بلند کردن تابلو باعث شد هیأت‌رئیسه از بند عبور کند. اعتراض من به مشاجره و تشنج انجامید و سرانجام بهزاد نبوی اجازه طرح پیشنهاد را داد. در جریان قرائت، حداد عادل، مجید انصاری و علی هاشمی، برادرزاده مرحوم رفسنجانی، نزد قربانی رفتند و مانع سخنرانی او شدند؛ حتی قرار شد مجید انصاری به‌جای او مخالفت کند. در نهایت هیچ‌یک سخن نگفتند و نوبت دفاع من نیز نرسید. صفایی فراهانی، سخنگوی کمیسیون تلفیق، مخالف صحبت کرد. پیشنهاد، با عدم همراهی فراکسیون‌های اصلاح‌طلب و اصولگرا، به‌ویژه حزب مشارکت، با حدود ۴۰ رأی تصویب نشد. اصل ۱۵ آن روز شعار انتخاباتی نبود؛ مطرح کردنش در صحن مجلس، هزینه و جسارت می‌خواست. @alami_akbar

🔘 تابوشکنی تاریخی برای اصل ۱۵؛ پیشنهادی که صحن مجلس را به تشنج کشاند پیش از مجلس ششم، حتی نمایندگان از طرح اصل ۱۵ وحشت داشتند. با این حال، سال ۱۳۷۹ به‌اتفاق الماسی نماینده پارس‌آباد، برای نخستین‌بار پیشنهادی برای اجرای آن ارائه کردیم. قرار شد وی پیشنهاد را مطرح کند و من دفاع کنم. از شیخ موسی قربانی، نماینده قائنات، نیز خواستم مخالف صحبت کند؛ چراکه مخالفت او با رأی موافق اکثریت همراه می‌شد. اما تأخیر الماسی در بلند کردن تابلو باعث شد هیأت‌رئیسه از بند عبور کند. اعتراض من به مشاجره و تشنج انجامید و سرانجام بهزاد نبوی اجازه طرح پیشنهاد را داد. در جریان قرائت، حداد عادل، مجید انصاری و علی هاشمی، برادرزاده مرحوم رفسنجانی، نزد قربانی رفتند و مانع سخنرانی او شدند؛ حتی قرار شد مجید انصاری به‌جای او مخالفت کند. در نهایت هیچ‌یک سخن نگفتند و نوبت دفاع من نیز نرسید. صفایی فراهانی، سخنگوی کمیسیون تلفیق، مخالف صحبت کرد. پیشنهاد، با عدم همراهی فراکسیون‌های اصلاح‌طلب و اصولگرا، به‌ویژه حزب مشارکت، با حدود ۴۰ رأی تصویب نشد. اصل ۱۵ آن روز شعار انتخاباتی نبود؛ مطرح کردنش در صحن مجلس، هزینه و جسارت می‌خواست. @alami_akbar

🔘 پاسخ به یک گلایه: چرا دیگر با پزشکیان همراهی نمی‌کنم؟ گاهی دوستان هم‌زبانم گلایه می‌کنند که چرا دیگر با پزشکیان همراهی نمی‌کنم؛ غافل از اینکه رفاقت، دوستی، همراهی و احترام، جاده‌ای دوطرفه است. سال ۱۳۸۰، پزشکیان به همراه نورالدین پیرموذن نزد من آمد و برای وزارت از من حمایت خواست. برای وزیر شدنش هرچه از دستم برمی‌آمد، انجام دادم. سال ۱۳۸۲ نیز با وجود نقد جدی به عملکردش، برای عبور از استیضاح تمام‌قد برای ابقایش تلاش کردم؛ اما نه‌تنها یک «تشکر خشک و خالی» نصیبم نشد، بلکه ظاهراً بدهکار هم شدیم! خاطراتی هست که اگر لازم باشد، بعدها بازگو خواهم کرد. با اینکه تا سال ۱۴۰۳، به‌دلیل چهار خصلتِ بی‌معرفتی، باندبازی، قدرت‌گرایی و مماشات‌گری با فساد و مفسدان، هیچ صنم و ارتباطی با او نداشتم، در انتخابات ۱۴۰۳، خودش، پسرش و برخی نزدیکانش با من تماس گرفتند و مصرانه خواستند از او حمایت کنم. پس از ۲۷ سال رأی ندادن، با وجود اینکه قبای ریاست‌جمهوری را بر قامتش گشاد می‌دیدم، از سر لوطی‌گری حمایتش کردم و در هر دو مرحله به او رأی دادم؛ ویدئو و تصاویرش موجود است. اما پس از پیروزی، اداره و هدایتش به دست همان تمامت‌خواهانی افتاد که از مسببان وضع موجودند و به‌دلیل انتقادهایم، چشم دیدنم را ندارند. این‌بار نه خودش، نه پسرش و نه نزدیکانش حتی یک تشکر خشک و خالی نکردند؛ چون ظاهراً خرشان از پل گذشته بود. تلخ‌تر اینکه در همین فاصله، مادرم، خواهرم و مادر همسرم را از دست دادم؛ اما بی‌معرفتی و ناسپاسی او این‌بار عریان‌تر از گذشته خود را نشان داد و در هیچ‌یک از این سه مصیبت، حتی یک تسلیت خشک و خالی از سوی او و نزدیکانی که برای حمایت از او شب و روز از من درخواست می‌کردند، نرسید؛ آن‌هم در حالی که یک پای خودش در مراسم ترحیم این و آن و برخی محافل تریبون‌داران رسمی بود. تصاویرش پیوست است. من آنچه را از سر رفاقت و جوانمردی از من خواستند، انجام دادم؛ بیش از آن هم انتظاری نداشتم. اما وقتی دو سوی ماجرا را کنار هم می‌گذارم، تفاوت میان میزان همراهی من و میزان قدرنشناسی آنان روشن است. قضاوت را به شما می‌سپارم؛ من فقط خواستم همه واقعیت را بدانند. 🔗 کلیپ مرتبط https://t.me/alami_akbar/4240 @alami_akbar