fa
Feedback
کانال اطلاع‌رسانی اکبر اعلمی/خط آزادگی

کانال اطلاع‌رسانی اکبر اعلمی/خط آزادگی

رفتن به کانال در Telegram

✍️ناله پنهان کرده ام در ساز خویش! ⚘مرد آن باشد که حق گوید، چو باطل رخنه کرد هم بایستد بر سر پیمان حق، تا پای جان ☘زندگی در بردگی؛ شرمندگی است معنی آزاد بودن؛ زندگـی است ســر كه خـــم گردد به پایِ ديگران بر تنِ مـردان بــود بــارِ گــران @hamid953256

نمایش بیشتر
9 845
مشترکین
+624 ساعت
-117 روز
-11330 روز
آرشیو پست ها
🔘 تفاهم‌نامه اسلام‌آباد؛ ابهام‌ها و آینده پیش‌رو ✍ اکبر اعلمی در سیاست بین‌الملل، سرنوشت توافق‌ها هنگام امضا تعیین نمی‌شود؛ بلکه در مرحله اجرا و تفسیر مشخص می‌گردد. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نیز دقیقاً در همین نقطه قرار دارد: میان پایان جنگ و آغاز دوره‌ای از ابهام‌های سیاسی و حقوقی. مهم‌ترین ابهام‌ها 🔹 وضعیت غنی‌سازی هنوز روشن نیست؛ نه ممنوع شده و نه به‌طور روشن تثبیت شده است. 🔹 ذخایر اورانیوم با عباراتی کلی مانند «رقیق‌سازی در محل» مطرح شده؛ اما بدون جزئیات فنی و اجرایی. 🔹 رفع تحریم‌ها وابسته به سازوکارهایی است که نقش کنگره آمریکا، تحریم‌های اولیه و ثانویه و امکان بازگشت تحریم‌ها در آن روشن نیست. 🔹 برنامه اقتصادی ۳۰۰ میلیارد دلاری فاقد ساختار اجرایی مشخص و منابع تأمین شفاف است. 🔹 خروج نیروهای آمریکا در مناطق مختلف با تعریف جغرافیایی مبهم همراه است. 🔹 نقش آینده تنگه هرمز و نوع مدیریت آن به‌صورت دقیق تعریف نشده است. 🔹 و در نهایت، سازوکار نظارت و حل اختلاف هنوز چارچوب مشخص و الزام‌آور ندارد. سناریوهای پیش‌رو سناریوی اول: تثبیت توافق و کاهش پایدار تنش‌ها سناریوی دوم: ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» سناریوی سوم: فروپاشی توافق و بازگشت به بحران جمع‌بندی در نهایت، سرنوشت این توافق نه فقط به متن آن، بلکه به رفتار بازیگران داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی وابسته است. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد بیش از آنکه پایان یک منازعه باشد، آغاز مرحله‌ای تازه از رقابت دیپلماتیک و بازتعریف موازنه قدرت است. به نظر شما کدام سناریو محتمل‌تر است؟ 🔗 نسخه‌های کامل تحلیل: اینجا، اینجا، اینجا و اینجا @alami_akbar

🔘 تفاهم‌نامه اسلام‌آباد؛ چه کسی دست برتر را دارد؟ ✍ اکبر اعلمی در سیاست بین‌الملل، جنگ‌ها معمولاً در میدان تعیین تکلیف نمی‌شوند؛ بلکه نتیجه واقعی آن‌ها را باید در متن توافق‌های پس از جنگ خواند. جایی که فاصله میان «اهداف اعلام‌شده» و «آنچه واقعاً امضا می‌شود» معنا پیدا می‌کند. در آغاز بحران، آمریکا با مجموعه‌ای از مطالبات حداکثری وارد شد: • توقف کامل غنی‌سازی • حذف ذخایر اورانیوم • محدودسازی برنامه موشکی • مهار نفوذ منطقه‌ای ایران اما آنچه در متن تفاهم‌نامه دیده می‌شود نشان می‌دهد: • غنی‌سازی صفر پذیرفته نشده • برنامه موشکی وارد توافق نشده • محدودیت منطقه‌ای جدیدی تحمیل نشده در مقابل، مسیرهای زیر در توافق قابل مشاهده است: • پایان جنگ • آغاز روند رفع تحریم‌ها • آزادسازی دارایی‌ها • تسهیل صادرات نفت در روابط بین‌الملل، هیچ توافقی در خلأ شکل نمی‌گیرد. آنچه روی میز مذاکره قرار می‌گیرد، پیش‌تر در میدان قدرت ساخته شده است. از این زاویه، این توافق نه پیروزی مطلق هیچ‌یک از طرفین است و نه شکست کامل؛ بلکه نوعی مصالحه با دست برتر ایران است. در عین حال، پایداری هر توافقی در نهایت به میزان پایبندی طرفین به تعهدات و نحوه اجرای آن وابسته است؛ به‌ویژه در ساختار سیاسی آمریکا که تصمیم‌ها می‌تواند با تغییر اراده سیاسی یا تفسیرهای داخلی دچار نوسان شود. اما این فقط ظاهر ماجراست… مسئله مهم‌تر اینجاست: آیا این توافق اصلاً قابل اجراست؟ برای پاسخ به این سؤال باید سراغ ابهام‌ها رفت؛ جایی که سرنوشت واقعی توافق تعیین می‌شود. 🔗 نسخه‌های کامل تحلیل: اینجا، اینجا، اینجا و اینجا 👈 ادامه در یادداشت دوم: «ابهام‌ها و سناریوهای آینده» @alami_akbar

🔘 روشنگری‌های اکبر اعلمی درباره برجام بی‌فرجام، از آغاز تا پایان 🔘 روشنگری‌های اکبر اعلمی درباره برجام؛ از آغاز تا فرجام در روزهایی که برجام از سوی موافقانش به‌عنوان دستاوردی کم‌نظیر معرفی می‌شد و برخی اشخاص و جریان‌های سیاسی، در دفاع از آن، با ادبیاتی اغراق‌آمیز از آن به‌عنوان «فتح‌الفتوح» یاد می‌کردند و با فضاسازی‌های تبلیغاتی، دکتر ظریف را با عناوینی چون «امیرکبیر» و «آرش کمانگیر» می‌ستودند، حتی برای او سردیس می‌ساختند، و در مقابل، هرگونه نقد نسبت به این توافق با اتهام‌هایی نظیر بدبینی، حسادت، تندروی یا مخالفت سیاسی پاسخ داده می‌شد، اینجانب، فارغ از این برچسب‌زنی‌ها، در یادداشت‌ها و تحلیل‌های متعدد، دیدگاه‌های انتقادی خود را بدون حب و بغض و افراط و تفریط، درباره ابعاد حقوقی، سیاسی و اجرایی این توافق و نقاط قوت و ضعف آن، به‌صورت مستند و علنی منتشر می‌کردم. از این‌رو، برای داوری منصفانه، لینک بخشی از یادداشت‌ها و تحلیل‌های منتشرشده در کانال تلگرامی‌ام درباره برجام ـ از آغاز مذاکرات تا سال‌های پس از اجرای توافق ـ در ادامه بازنشر می‌شود تا مخاطبان خود درباره میزان استقلال، ثبات و درستی این مواضع قضاوت کنند و در ارزیابی موارد مشابه نیز از هرگونه افراط و تفریط احساسی پرهیز شود: 🔸توافق هسته ای، افتخار ملی، سردیس سازی و لزوم برخورد صادقانه با مردم و تاریخ! t.me/akbaralami/14 🔸توافق هسته ای، افتخار ملی، سردیس سازی و لزوم برخورد صادقانه با مردم و تاریخ! t.me/akbaralami/15 t.me/akbaralami/17 🔸رمزگشایی برجام از آغاز تا فرجام t.me/akbaralami/943 t.me/akbaralami/944 t.me/akbaralami/945 🔸برجام جزئی از سیاست‌های کلی t.me/akbaralami/215 🔸از امیر کبیری فتح الفتوح سازی و تندیس سازی تا اشتباه کردم t.me/akbaralami/1543 🔸هشداری که در مورد نامه جدی گرفته نشد t.me/akbaralami/1576 t.me/akbaralami/1577 t.me/akbaralami/1578 🔸نقد نظرات ظریف مبنی بر نفی نامه سناتورهای t.me/akbaralami/1587 🔸آنچه جوان در آینه بیند t.me/akbaralami/2413 🔸افراط ظریف و روحانی و اصلاح طلبان در مورد برجام t.me/akbaralami/3383 🔸ترامپ، برجام و ذوق‌مرگ شدن t.me/akbaralami/3383 🔸ظریف: آمریکایی ها نمی توانند برجام را نقض کنند t.me/akbaralami/3741 🔸آمریکایی ها معتاد تحریمند t.me/akbaralami/3840 🔸قیمت ها در فروشگاه ها t.me/akbaralami/3846 🔸قرار نیست این سند علنی شود t.me/akbaralami/4059 🔸ترامپ و ظریف در مورد صادرات دستگاه تنفس t.me/akbaralami/5803 🔸ما افتخار می‌کنیم که برای فلسطین جنگیدیم t.me/akbaralami/6048 🔸دعوت از تروریست‌ها t.me/akbaralami/6451 🔸ظریف صفر تا صد سیاست خارجی t.me/akbaralami/6550 🔸ظریف نامه سناتورهای آمریکایی را فاقد ارزش حقوقی خواند t.me/akbaralami/3720 🔸ظریف: نامه سناتورهای آمریکایی را فاقد ارزش حقوقی است. http://mfa.gov.ir/?siteid=1&fkeyid=&siteid=1&pageid=128&newsview=330946 🔸کدام تفسیر از قانون اساسی آمریکا درست است http://Medium.com/p/98326b5aea22 🔸ماله‌کش اعظم t.me/akbaralami/6703 🔸قهرمان پوشالی؛ محصولِ دروغ و پروپاگاندای مافیای رسانه‌ای؟ t.me/alami_akbar/3471 🔸مکانیسم ماشه؛ واقعیت دیروز، مناقشه امروز t.me/alami_akbar/3464 🔸ازدواج با ۵ محلّل!؟ t.me/alami_akbar/146 🔸از فریب و قهرمان‌تراشی کاذب تا پررویی و برجام بی‌فرجام! t.me/alami_akbar/3349 🔸شاهکار فرانچسکو؛ قالب کردن «تعلیق» به‌جای «لغو»!! t.me/alami_akbar/3255 🔸ظریف: اطمینان می‌دهم آمریکا نمی‌تواند از برجام خارج شود! t.me/alami_akbar/3240 🔸شارلاتانیسم و پروپاگاندای رسانه‌ای از جنس اصلاح‌‌بازان! t.me/alami_akbar/2670 🔸خوب و بد برجام، نتیجه تصمیم نظام- (۱)   t.me/alami_akbar/2241 🔸خوب و بد برجام، نتیجه تصمیم نظام- (۲) t.me/alami_akbar/2242 🔸خوب و بد برجام، نتیجه تصمیم نظام- (بخش پایانی) t.me/alami_akbar/2244 🔸بخشی از رویکرد رهبری نسبت به مذاکرات و تیم هسته ای کشورمان t.me/alami_akbar/2029 @alami_akbar

🔘 برائت پیش از نتیجه؛ وقتی اختیار از مسئولیت جدا می‌شود در بخشی از پیام اخیرِ منسوب به آقای مجتبی خامنه‌ای آمده است:
«... تفاهم‌نامه‌ای بین رئیس‌جمهوران ایران و آمریکا امضا شد... بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم، ولی از باب تعهّدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه آن را صادر نمودم.»
✍ اکبر اعلمی 🔻در میان سطور این پیام، تناقضی آشکار به چشم می‌خورد. اگر این توافق تا آن اندازه مهم و سرنوشت‌ساز بوده که در عالی‌ترین سطوح امنیتی کشور بررسی شده و در نهایت به تأیید رهبری رسیده است ــ که طبعاً چنین است ــ چگونه مسئولیت آن به رئیس‌جمهوری واگذار می‌شود که نه خود را صاحب‌نظر سیاست خارجی معرفی کرده و نه به‌عنوان طراح راهبردهای کلان امنیتی شناخته می‌شود؟ 📌واقعیت آن است که تصمیمی که در شورای عالی امنیت ملی با اجماع قاطع تصویب شده و در چارچوب اختیارات مصرح در اصل ۱۱۰ قانون اساسی، با تأیید مقام رهبری به مرحله اجرا رسیده، دیگر تصمیم یک فرد یا یک دولت نیست؛ بلکه در سطح کلان، تصمیمی منتسب به ساختار حاکمیت محسوب می‌شود، هرچند درباره میزان انطباق فرآیند تصویب و اجرا با اصول ۷۵ و ۱۲۵ ق. اساسی، همچنان محل بحث و تفسیر است. 📌از این رو، تأکید بر اینکه «من نظر دیگری داشتم» و «رئیس‌جمهور مسئولیت آن را پذیرفت»، بیش از آنکه تبیین یک واقعیت نهادی باشد، تلاشی برای تفکیک مسئولیت از اختیار و فاصله‌گذاری میان مرجع نهایی تصمیم‌گیری و پیامدهای احتمالی آن به نظر می‌رسد؛ رویکردی که افکار عمومی نمونه‌ای مشابه از آن را در جریان برجام نیز تجربه کرده بود. 📌رهبری سیاسی زمانی معنا می‌یابد که اختیار و مسئولیت در کنار یکدیگر قرار گیرند. نمی‌توان در جایگاه تأییدکننده نهایی یک تصمیم تاریخی ایستاد و در عین حال مسئولیت پیامدهای آن را متوجه دیگران دانست. اگر این توافق به موفقیت بینجامد، موفقیت آن متعلق به مجموعه نظام خواهد بود؛ و اگر با شکست مواجه شود نیز نمی‌توان بار آن را صرفاً بر دوش دولت یا رئیس‌جمهور نهاد. 📌پذیرش مسئولیت، لازمه اعمال اختیار است. سیاست‌ورزی مسئولانه نه با ثبت پیشاپیشِ برائت از نتایج احتمالی، بلکه با پذیرش سهم واقعی از تصمیمات سرنوشت‌ساز آغاز می‌شود. ▫️جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ @alami_akbar

🔘 پیرکودک: بکشید و زیرساخت‌های ایران را نابود کنید! به این بخش از اظهارات وقیحانه رضا پهلوی، «رهبرِ موساد ساخته»، توجه کنید. او در مصاحبه با فاکس‌نیوز از اربابان خود در آمریکا و اسرائیل می‌خواهد که جنگ ناتمام با ایران را ادامه دهند و علاوه بر تداوم کشتار خود، باقیمانده زیرساخت‌های کشورمان را نیز نابود کنند. ببینید چگونه موساد اینترنشنال، در ادامه پروپاگاندا، وقیحانه سخنان این فرد متزلزل را بزرگنمایی کرده و به فریب‌خوردگان ارائه می‌کند! تکلیف کسانی که عمداً چشم بر واقعیت بسته‌اند یا مأموریت دارند، روشن است؛ اما امید ما این است که آنانی که فریب تبلیغات صهیونیست‌ها را خورده و دنباله‌روی این پیرکودک شده‌اند، با چشم باز حقیقت را ببینند و به خود آیند. @alami_akbar

🔘 از توافق تا نظم منطقه‌ای؛ پیامدهای ژئوپلیتیکی و سرنوشت تفاهم‌نامه اسلام‌آباد - بخش پایانی ✍ اکبر اعلمی 🔻 اگر یادداشت‌های پیشین به متن توافق، ابهام‌های آن و سازوکارهای اجرایی پرداختند، این بخش به مرحله نهایی تحلیل اختصاص دارد: پیامدهای ژئوپلیتیکی و اثرات بلندمدت بر نظم خاورمیانه. 📌 از توافق دوجانبه تا نقطه تعادل منطقه‌ای 🔻 تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، صرفاً پایان یک درگیری نیست؛ بلکه آغاز بازتعریف موازنه قدرت در منطقه‌ای است که سال‌ها تحت سیاست مهار، رقابت و مداخله بازیگران متعدد قرار داشته است. 📌 این توافق، در صورت تثبیت، می‌تواند به یک «نقطه تعادل جدید» میان ایران، ایالات متحده و بازیگران منطقه‌ای تبدیل شود. 📌 مزیت مهم در سطح مشروعیت و ساختار برخلاف بسیاری از توافق‌های پیشین، این تفاهم‌نامه دارای دو ویژگی کم‌سابقه است: 🔹 امضای مستقیم رؤسای جمهور دو کشور 🔹 متن دو زبانه (فارسی و انگلیسی) با وزن حقوقی هم‌زمان 📌 این دو عامل، به توافق نوعی شفافیت و مشروعیت سیاسی مستقیم داده‌اند که در توافق‌های قبلی کمتر دیده می‌شد. 📌 مسئله غرامت و اقتصاد پساجنگ یکی از عناصر مهم اما کمتر شفاف، موضوع جبران خسارات جنگی است که با ادبیاتی غیرمستقیم در متن آمده است. 📌 این بخش می‌تواند در آینده به یکی از پیچیده‌ترین محورهای مذاکرات مالی، حقوقی و سیاسی تبدیل شود؛ به‌ویژه اگر وارد سازوکارهای بین‌المللی و نهادی شود. 📌 سناریوهای پیش‌رو 🔻 آینده تفاهم‌نامه را می‌توان در سه مسیر خلاصه کرد: 📌 تثبیت و تبدیل به چارچوب پایدار مدیریت تنش 📌 تداوم وضعیت نیمه‌مذاکره‌ای میان جنگ و صلح 📌 فروپاشی تدریجی و بازگشت به چرخه بحران 📌 هر سه سناریو نه صرفاً به متن توافق، بلکه به رفتار بازیگران داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی وابسته است. 🔻 جمع‌بندی نهایی سری 🔻 تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را باید نه به‌عنوان پایان یک جنگ، بلکه به‌عنوان آغاز یک «مرحله گذار ژئوپلیتیکی» فهم کرد. 🔻 ارزش واقعی این توافق نه در لحظه امضا، بلکه در توان آن برای تبدیل شدن به یک نظم پایدار یا یک بحران معلق خواهد بود. 🔻 در نهایت، این سند بیش از آنکه پاسخ باشد، یک پرسش باز درباره آینده نظم امنیتی خاورمیانه است. 🔗 بخش سوم: https://t.me/alami_akbar/3910 @alami_akbar

🔘 از آتش‌بس تا معماری نظم جدید؛ بازیگران، نهادها و گره‌های اجرای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد - ۳ ✍ اکبر اعلمی 🔻 اگر دو یادداشت نخست بر منطق شکل‌گیری تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و ابهام‌های درونی آن متمرکز بود، در این بخش باید از متن عبور کرد و به «محیط اجرا» نگاه انداخت؛ جایی که سرنوشت واقعی هر توافقی تعیین می‌شود: نهادها، بازیگران و ساختارهای قدرت. 🔻 در روابط بین‌الملل، هیچ توافقی صرفاً با امضا به اجرا نمی‌رسد؛ بلکه از مسیر پیچیده‌ای از تصویب، تفسیر و اجرای چندلایه عبور می‌کند. 📌 گره‌های نهادی در ایالات متحده هرچند توافق از سوی رئیس‌جمهور ایالات متحده امضا شده، اما بخش مهمی از تعهدات—به‌ویژه در حوزه رفع تحریم‌ها—بدون همراهی ساختارهای قانون‌گذاری و نظارتی داخلی قابل اجرا نیست. 📌 نقش اجرایی دونالد ترامپ در سطح امضا و جهت‌دهی سیاسی تعیین‌کننده است، اما تبدیل توافق به سیاست پایدار، نیازمند همسویی کنگره، نهادهای امنیتی و ساختارهای حقوقی داخلی است. 📌 در نتیجه، شکاف میان «امضای سیاسی» و «اجرای حقوقی» یکی از نقاط حساس آینده توافق خواهد بود. 📌 نقش نهادهای داخلی در ایران در ایران نیز اجرای توافق صرفاً در سطح دولت باقی نمی‌ماند. بخشی از تعهدات اقتصادی، مالی و نظارتی نیازمند عبور از سازوکارهای تقنینی و نظارتی است؛ به‌ویژه در حوزه‌هایی که با بودجه، تجارت خارجی و تنظیمات حقوقی مرتبط هستند. 📌 در این میان، مجلس شورای اسلامی می‌تواند در برخی حوزه‌ها نقش نظارتی و تقنینی داشته باشد، هرچند سیاست کلان خارجی در سطوح بالادستی تعیین می‌شود. 📌 مزیت‌های ساختاری تفاهم‌نامه نسبت به برجام در مقایسه با برجام، این تفاهم‌نامه چند ویژگی متمایز دارد: 🔹 امضای مستقیم رؤسای جمهور دو کشور، که به توافق وزن سیاسی فوری‌تری داده است. 🔹 تنظیم متن به دو زبان فارسی و انگلیسی، که از برخی اختلافات تفسیری ناشی از ترجمه‌های چندلایه می‌کاهد. 🔹 پیش‌بینی سازوکاری برای جبران خسارات جنگی، هرچند با ادبیاتی غیرمستقیم و قابل تفسیر، که می‌تواند در آینده به یکی از محورهای اصلی مذاکرات مالی تبدیل شود. 📌 این ویژگی‌ها نشان می‌دهد که توافق صرفاً یک آتش‌بس نیست، بلکه تلاش برای طراحی یک چارچوب پایدارتر مدیریت تنش است. 📌 پیوند با محیط منطقه‌ای 📌 اجرای توافق صرفاً تابع اراده دو طرف نیست؛ بلکه به واکنش و موقعیت سایر بازیگران منطقه‌ای نیز وابسته است. از کشورهای حوزه خلیج فارس تا قدرت‌های فرامنطقه‌ای، هر تغییر در موازنه می‌تواند مسیر اجرا را تسهیل یا مختل کند. 📌 بنابراین، تفاهم‌نامه از یک سند دوجانبه فراتر رفته و به یک معادله چندلایه ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. 🔻 جمع‌بندی در این مرحله، مسئله اصلی نه متن توافق، بلکه توان نهادها برای تبدیل آن به یک سازوکار اجرایی پایدار است. 🔻 آینده تفاهم‌نامه در فاصله میان «امضا» و «اجرا» تعیین می‌شود؛ فاصله‌ای که همواره محل اصلی شکست یا موفقیت توافق‌های بزرگ بوده است. 🔗 بخش دوم: https://t.me/alami_akbar/3909 @alami_akbar

🔘 پس از آتش‌بس؛ ابهام‌هایی که سرنوشت تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را رقم خواهند زد - ۲ ✍ اکبر اعلمی مقدمه در سیاست بین‌الملل، سرنوشت توافق‌ها کمتر در لحظه امضا تعیین می‌شود و بیشتر در مرحله‌ای شکل می‌گیرد که متن وارد «تفسیر» و «اجرا» می‌شود. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که بسیاری از بحران‌های پساتوافق، نه از اختلاف بر سر مفاد روشن، بلکه از اختلاف بر سر مفاد مبهم آغاز شده‌اند. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نیز در همین نقطه ایستاده است: میان توقف جنگ و آغاز مرحله‌ای از تفسیرهای متعارض از صلح. ابهام‌های ساختاری توافق ۱. مسئله هسته‌ای؛ تعلیق به‌جای حل توافق نه غنی‌سازی را ممنوع کرده و نه آن را تثبیت نموده است. موضوع به مذاکرات آینده واگذار شده است. پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا غنی‌سازی صنعتی در چارچوب توافق نهایی به رسمیت شناخته خواهد شد یا خیر؟ ۲. ذخایر اورانیوم؛ ابهام در کمیت و کیفیت عبارت «رقیق‌سازی در محل» بدون تعیین سطح، مقدار و وضعیت ذخایر آمده است. در نتیجه، آینده یکی از حساس‌ترین ظرفیت‌های فنی، در وضعیت تعلیق باقی مانده است. ۳. تحریم‌ها؛ شکاف میان تعهد سیاسی و اجرای حقوقی گرچه از «رفع کامل تحریم‌ها» سخن گفته شده، اما مسیر تحقق آن روشن نیست: نقش کنگره ایالات متحده وضعیت تحریم‌های اولیه و ثانویه امکان بازگشت‌پذیری تحریم‌ها این موارد تعیین‌کننده‌اند، اما در متن توافق تعریف نشده‌اند. ۴. برنامه اقتصادی ۳۰۰ میلیارد دلاری؛ وعده بدون معماری اجرایی عدد بزرگ است، اما ساختار اجرایی مشخص نیست: منبع تأمین سرمایه نسبت سرمایه‌گذاری، وام و کمک سازوکار تضمین اجرا در نتیجه، این بند بیشتر «افق سیاسی» است تا «برنامه اقتصادی». ۵. خروج نیروهای آمریکا؛ ابهام در جغرافیای امنیتی اصطلاح «حوزه پیرامونی ایران» تعریف دقیق ندارد: آیا خلیج فارس را شامل می‌شود؟ وضعیت عراق و سوریه چیست؟ یا صرفاً پایگاه‌های مشخص هدف هستند؟ ابهام در تعریف، به معنای ابهام در اجراست. ۶. تنگه هرمز؛ مدیریت یا بازتعریف حاکمیت عملی؟ عبارت «اداره آینده و خدمات دریایی» چند معنا را باز می‌گذارد: همکاری فنی دریانوردی مدیریت مشترک منطقه‌ای یا سازوکار جدید حکمرانی بر عبور و مرور این بخش ظرفیت تبدیل شدن به یک پرونده مستقل ژئوپلیتیکی را دارد. ۷. سازوکار نظارت؛ حلقه نهایی اما تعریف‌نشده اگرچه از نهاد اجرایی سخن گفته شده، اما: ترکیب آن مشخص نیست اختیارات آن تعریف نشده مرجع حل اختلاف روشن نیست در تجربه توافق‌های بین‌المللی، این بخش معمولاً تعیین‌کننده دوام یا فروپاشی توافق است. سناریوهای پیش‌رو سناریوی اول: توافق نهایی و مدیریت تنش اختلافات در قالب سازوکار مشترک مهار می‌شوند. نتیجه: ثبات نسبی، بدون حل ریشه‌ای اختلافات. سناریوی دوم: شکست کنترل‌شده مذاکرات به نتیجه نمی‌رسد اما چارچوب اولیه باقی می‌ماند. نتیجه: وضعیت خاکستری «نه جنگ، نه صلح». سناریوی سوم: فروپاشی توافق نقض تعهدات و بازگشت به چرخه بحران. نتیجه: افزایش تنش‌های امنیتی، اقتصادی و منطقه‌ای. جمع‌بندی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد بیش از آنکه یک توافق نهایی باشد، یک چارچوب مدیریت بحران است. ارزش واقعی آن نه در متن فعلی، بلکه در مرحله اجرا و توان طرفین برای تبدیل ابهام‌ها به قواعد شفاف، قابل اجرا و قابل راستی‌آزمایی نهفته است. در نهایت، این توافق نه پایان یک منازعه، بلکه آغاز مرحله‌ای تازه از رقابت دیپلماتیک است؛ رقابتی که نتیجه آن در سایه‌های تفسیر رقم خواهد خورد، نه در خطوط صریح متن. ➤ ادامه در یادداشت سوم در یادداشت بعدی، واکنش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی—از اسرائیل تا کشورهای عربی خلیج فارس و قدرت‌های بزرگ—بررسی می‌شود؛ جایی که توافق از یک سند دوجانبه به یک معادله ژئوپلیتیکی چندلایه تبدیل خواهد شد. 🔗 بخش اول: https://t.me/alami_akbar/3907 @alami_akbar

یک لحظه خودتون را بگذارید جای رضا پهلوی و آنهایی که صدها دلار پول دادند تا پرچم شیر و خورشید را در استادیوم ببینند، اما یهو با این صحنه روبرو شدند ... @alami_akbar

🔘 از جنگ تا مصالحه؛ کالبدشکافی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و آینده نظم جدید خاورمیانه - ۱ ✍ اکبر اعلمی 🔻 در سیاست بین‌الملل، نتیجه واقعی جنگ‌ها نه در بیانیه‌های دوران نبرد، بلکه در متن توافق‌هایی آشکار می‌شود که پس از خاموش شدن آتش جنگ به امضا می‌رسند. آنچه سرانجام در حافظه تاریخ باقی می‌ماند، نه حجم شعارها و ادعاها، بلکه فاصله میان اهداف اعلام‌شده طرف‌ها و آن چیزی است که در نهایت بر روی کاغذ ثبت می‌شود. 🔻 تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از این منظر، صرفاً یک توافق برای توقف جنگ نیست؛ بلکه سندی است که می‌تواند تصویری نسبتاً روشن از توازن قدرت، میزان تاب‌آوری طرف‌ها و دستاوردهای سیاسی و امنیتی آنان ارائه دهد. 🔥 پیش از آغاز جنگ، دولت آمریکا با مجموعه‌ای از مطالبات حداکثری وارد میدان شد؛ توقف کامل غنی‌سازی در ایران، حذف ذخایر اورانیوم غنی‌شده، محدودسازی برنامه موشکی، مهار نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی و در نگاه برخی جریان‌های تندرو، حتی تغییر ساختار سیاسی ایران. 🔻 اما متن تفاهم‌نامه نشان می‌دهد که بخش عمده این اهداف دست‌کم در این مرحله تحقق نیافته یا به مذاکرات آینده موکول شده است. 📌 در مقابل، ایران توانسته است بدون پذیرش رسمی غنی‌سازی صفر، بدون ورود برنامه موشکی به متن توافق و بدون پذیرش محدودیت‌های جدید منطقه‌ای، وارد فرآیندی شود که در آن پایان جنگ، آغاز رفع تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌ها، تسهیل صادرات نفت و گشایش‌های اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است. 🔥 البته این نتیجه صرفاً محصول مذاکرات نیست. در روابط بین‌الملل، هیچ هیأت مذاکره‌کننده‌ای در خلأ امتیاز نمی‌گیرد. آنچه بر روی میز مذاکره قرار می‌گیرد، پیش‌تر در میدان قدرت ساخته می‌شود. 🔻 اگر امروز بخش مهمی از اهداف اولیه آمریکا در متن فعلی تفاهم‌نامه دیده نمی‌شود، این امر را باید نتیجه مجموعه‌ای از عوامل درهم‌تنیده دانست؛ از مقاومت و پایداری مردم ایران گرفته تا ایستادگی نیروهای مسلح، و فداکاری فرماندهان شهید و سردارانی چون مجید موسوی، پاسداران و سربازانی که در سخت‌ترین شرایط میدانی، در خطوط نبرد، پای سامانه‌های موشکی، پهپادی و در زنجیره‌های عملیاتی و لجستیکی تأمین و پشتیبانی، حضور مستمر و تعیین‌کننده داشتند؛ و نیز تدبیر نهادهای تصمیم‌گیر، از جمله شورای عالی امنیت ملی و هیأت مذاکره‌کننده‌ای که توانستند این توان میدانی و ظرفیت عملیاتی را به دستاوردی سیاسی در عرصه دیپلماسی تبدیل کنند. 📌 با این همه، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد هنوز توافق نهایی نیست. بسیاری از مهم‌ترین مسائل به آینده موکول شده‌اند و ارزش واقعی این سند در نحوه اجرای آن و نتایج مذاکرات بعدی آشکار خواهد شد. 🔥 با این حال، اگر تنها بر مبنای متن موجود قضاوت کنیم، می‌توان گفت آنچه شکل گرفته نه پیروزی مطلق هیچ‌یک از طرفین، بلکه نوعی مصالحه با دست برتر ایران است؛ مصالحه‌ای که در آن تهران توانسته بخش مهمی از خطوط قرمز خود را حفظ کند و واشنگتن از بخشی از اهداف حداکثری اولیه فاصله بگیرد. 🔻 تاریخ هنوز حکم نهایی خود را صادر نکرده است. اما اگر قضاوت را به متن موجود محدود کنیم، ایران بیش از آنکه در جایگاه شکست‌خورده قرار گرفته باشد، توانسته است پس از عبور از یک رویارویی پرهزینه، بخش مهمی از مطالبات خود را بر میز مذاکره تثبیت کند؛ و این در منطق سخت و بی‌رحم سیاست بین‌الملل، دستاوردی کم‌اهمیت نیست. (ادامه دارد) ▫️پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ 🔗متن تفاهم‌نامه https://t.me/alami_akbar/3903 @alami_akbar

به نظر تو در بند ۳ که تصریح شده، "جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به انجام مذاکرات و حصول به یک توافق نهایی در مدت حداکثر ۶۰ روز، قابل تمدید با رضایت طرفین، متعهد می‌شوند." آیا "قابل تمدید بودن" بدون سقف، از اشکالات تفاهم‌نامه نیست و نمی‌تواند سبب کش دادن و تفسیرهای شخصی و طولانی شدن و اختلال در اجرای تفاهم شود؟ اگر پاسخ مثبت است در یادداشت به آن هم اشاره کن.

🔘 امضای دیجیتال یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا توسط رؤسای جمهور دو کشور یادداشت تفاهم موسوم به «خاتمه جنگ تحمیلی آمریکا–رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران» در بامداد پنج‌شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵، به‌صورت الکترونیکی و غیرحضوری و به دو زبان فارسی و انگلیسی، توسط مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، به امضا رسید.با توجه به میانجی‌گری دولت پاکستان در روند دیپلماتیک منتهی به تفاهم اسلام‌آباد، نخست‌وزیر این کشور نیز متن یادداشت تفاهم را امضا و تأیید خواهد کرد. ✍ امید است این یادداشت دربردارنده منافع ملت ایران باشد. با این‌حال، از منظر حقوق اساسی ایران، اگر این سند مشمول اصل ۷۷ قانون اساسی باشد، بدون تصویب مجلس الزام‌آور نیست و امضای رئیس‌جمهور به‌تنهایی کفایت نمی‌کند.از منظر حقوق اساسی آمریکا نیز این نوع تعهدات ذاتاً در مرز «Treaty» قرار می‌گیرد، نه یک توافق اجرایی ساده. بنابراین این امضاها می‌توانند صرفاً آغازکننده تعهد سیاسی باشند، اما به‌تنهایی تضمین‌کننده اعتبار حقوقی کامل و قابل اجرا در هیچ‌یک از دو نظام نیستند. 🔗 متن تفاهمنامه: t.me/alami_akbar/3903 @alami_akbar

🔘متن کامل یادداشت تفاهم بین جمهوری اسلامی ایران و آمریکا -۲ ۹. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت می‌کنند که تا زمان توافق نهایی وضعیت موجود را حفظ کنند؛ جمهوری اسلامی ایران وضع موجود را در برنامه هسته‌ای خود حفظ خواهد کرد، و ایالات متحده آمریکا هیچ تحریم‌های جدیدی علیه ایران وضع نخواهد کرد و نیروهای نظامی بیشتری را در منطقه مستقر نخواهد کرد. ۱۰. ایالات متحده آمریکا متعهد می‌شود بلافاصله با امضای این یادداشت تفاهم و تا زمان خاتمه تحریم‌ها، اسقاطیه‌های وزارت خزانه‌داری را برای صادرات نفت خام ایران، محصولات پتروشیمی و مشتقات آنها، و تمامی خدمات مرتبط شامل تراکنش‌های بانکی، بیمه‌ها، حمل و نقل و غیره صادر کند. ۱۱. ایالات متحده آمریکا متعهد می‌شود تا وجوه و دارایی‌های محدود یا مسدود شده جمهوری اسلامی ایران را با اجرای این یادداشت تفاهم به طور کامل برای استفاده در دسترس قرار دهد. ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران در مورد روال مربوط به آزادسازی این وجوه در طول مذاکرات، به صورت دوجانبه توافق می‌کنند. این وجوه، چه در حساب اصلی نگهداری شوند و چه منتقل شوند، برای پرداخت به هر ذینفع نهایی که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می‌شود، باید به طور کامل قابل استفاده شوند. ایالات متحده آمریکا متعهد می‌شود که تمامی تاییدیه ها و مجوزهای لازم را در این رابطه صادر کند. ۱۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت می‌کنند تا یک سازوکار اجرایی برای نظارت بر اجرای موفق این یادداشت تفاهم و پایبندی آتی به توافق نهایی تشکیل شود. ۱۳. پس از امضای این یادداشت تفاهم و منوط به شروع اجرای بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ این یادداشت تفاهم و تداوم اجرای این اقدامات، جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا مذاکرات درخصوص توافق نهایی را منحصرا در مورد بقیه بندها آغاز خواهند کرد. ۱۴. توافق نهایی با یک قطعنامه الزام‌آور شورای امنیت سازمان ملل متحد تایید خواهد شد. 🔗 بخش اول تفاهم‌نامه https://t.me/alami_akbar/3903 @alami_akbar

🔘متن کامل یادداشت تفاهم بین جمهوری اسلامی ایران و آمریکا -۱ متن کامل یادداشت تفاهم‌ ایران و آمریکا (موسوم به تفاهمنامه اسلام آباد) به شرح ذیل است: جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، به طور مشترک و با حسن نیت، در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ نسبت به موارد زیر توافق کردند: ۱. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و متحدین آنها در جنگ حاضر، با امضای این یادداشت تفاهم خاتمه فوری و دائمی عملیات‌های نظامی را در تمامی جبهه‌ها، از جمله در لبنان، اعلام کرده و تعهد می‌کنند از این پس هیچ جنگ یا هیچ عملیات نظامی علیه یکدیگر آغاز نکنند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند. توافق نهایی خاتمه دائمی جنگ در تمامی جبهه‌ها، از جمله در لبنان، و بقیه مفاد این بند را تایید خواهد کرد. ۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا متعهد می‌شوند که به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند. ۳. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به انجام مذاکرات و حصول به یک توافق نهایی در مدت حداکثر ۶۰ روز، قابل تمدید با رضایت طرفین، متعهد می‌شوند. ۴. بلافاصله با امضای این یادداشت تفاهم، ایالات متحده آمریکا شروع به رفع محاصره دریایی خود و هرگونه مزاحمت یا ممانعت علیه جمهوری اسلامی ایران می‌کند، و ظرف ۳۰ روز به محاصره دریایی به طور کامل خاتمه خواهد داد. در طول این مدت، تردد کشتی‌ها متناسب با تعداد ترافیک قبل از جنگ که از سوی جمهوری اسلامی ایران برقرار می‌شود، خواهد بود. ایالات متحده آمریکا همچنین متعهد می‌شود تا ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای نظامی خود را از حوزه پیرامونی جمهوری اسلامی ایران خارج کند. ۵. با امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران ترتیباتی را با حداکثر تلاش خود برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری، بدون هزینه فقط برای ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس، اتخاذ خواهد کرد. تردد کشتی‌های تجاری بلافاصله آغاز، و با توجه به ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و مین‌زدایی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان برای تعیین اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، مطابق با حقوق بین الملل قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز، گفتگو خواهند کرد و با دیگر کشورهای ساحلی خلیج فارس نیز تبادل نظر می‌کنند. ۶. ایالات متحده آمریکا متعهد می‌شود، با شرکای منطقه‌ای خود، برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران یک برنامه قطعی مورد توافق طرفین را با تامین حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار ایجاد کند. سازوکار اجرایی‌سازی این برنامه، به عنوان بخشی از توافق نهایی ظرف ۶۰ روز نهایی خواهد شد. تمامی تائیدیه‌ها، اسقاطیه‌ها و مجوزهای مورد نیاز برای تراکنش‌های مالی مربوطه توسط ایالات متحده آمریکا ارائه خواهد شد. ۷. ایالات متحده آمریکا متعهد می‌شود به تمامی انواع تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد، قطعنامه‌های شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، و تمامی تحریم‌های یکجانبه آمریکا، اعم از اولیه و ثانویه، برابر یک برنامه زمانی مورد توافق به عنوان بخشی از توافق نهایی، خاتمه دهد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به اهمیت اساسی موضوع خاتمه تحریم‌ها که در بالا ذکر شده است اذعان دارند و قصد خود را برای رسیدگی فوری به این موضوعات در مذاکرات، به منظور دستیابی به توافق متقابل در مورد آنها اظهار می‌کنند. ۸. جمهوری اسلامی ایران مجدداً تایید می‌کند که سلاح هسته‌ای تولید یا ابتیاع نخواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت کرده‌اند که وضعیت مواد غنی‌شده ذخیره شده را از طریق یک سازوکار مورد توافق طرفین و مطابق با برنامه زمانی مندرج در بند ۷، حداقل به شیوه رقیق‌سازی در محل، تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، حل و فصل کنند. دو طرف همچنین موافقت می‌کنند تا در مورد موضوع غنی‌سازی، و دیگر موضوعات مورد توافق دو طرف مرتبط با نیازهای هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، بر اساس یک چارچوب رضایت‌بخش که در توافق نهایی مورد موافقت قرار خواهد گرفت، بحث کنند. توافق نهایی مفاد این بند را تایید خواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به اهمیت اساسی موضوعات هسته‌ای ذکرشده در بالا اذعان دارند و قصد خود را برای رسیدگی فوری به این موضوعات در مذاکرات، به منظور دستیابی به توافق متقابل در مورد آنها اظهار می‌کنند. (ادامه دارد) @alami_akbar

🔘 وقتی مجلس خاموش می‌شود 🔻در تاریخ سیاسی ایران، برخی صحنه‌ها چنان سنگین و پرمعنا هستند که حتی یادآوری آنها نیز انسان را به تأمل وامی‌دارد. یکی از آن صحنه‌ها، خاموش شدن صدای مجلس و کنار رفتن نهاد نمایندگی ملت از متن تصمیم‌گیری‌های کشور است. اکنون بیش از یکصد روز از تعطیلی جلسات علنی مجلس می‌گذرد. در این مدت، هیأت دولت بارها تشکیل جلسه داده است؛ شوراهای عالی به کار خود ادامه داده‌اند؛ تصمیمات مهم سیاسی، اقتصادی و امنیتی اتخاذ شده است؛ مذاکرات حساس با قدرت‌های خارجی در جریان بوده است؛ اما خانه ملت در سکوت فرو رفته است. پرسش اینجاست: اگر کشور نیازمند تصمیم‌گیری است، چرا تنها نهادی که مستقیماً نماینده ملت خوانده می‌شود باید غایب باشد؟ 🔻گفته می‌شود کشور در شرایطی استثنایی قرار دارد. ممکن است چنین باشد. اما فلسفه وجودی پارلمان دقیقاً برای همین شرایط استثنایی است. مجلس برای روزهای آرام و بی‌دغدغه تأسیس نشده است. ارزش واقعی نهادهای نظارتی هنگامی آشکار می‌شود که کشور با بحران، جنگ، مذاکره و تصمیمات سرنوشت‌ساز روبه‌روست. اگر قرار باشد در روزهای دشوار، دولت تصمیم بگیرد، شوراها تصمیم بگیرند، مذاکره‌کنندگان تصمیم بگیرند، اما مجلس صرفاً نظاره‌گر خاموش باشد، باید پرسید نقش این نهاد در معماری حقوقی کشور دقیقاً چیست؟ 🔻برخی ممکن است بگویند شرایط کشور اقتضا می‌کند که روند تصمیم‌گیری از مداخلات و مخالفت‌ها دور بماند. اما این استدلال، هرچند در ظاهر جذاب، در باطن خطرناک است. زیرا در همه ادوار تاریخ، نخستین منتقدان نهادهای نمایندگی نیز همین سخن را گفته‌اند: کشور در شرایط حساس است؛ زمان بحث و نظارت نیست؛ باید تصمیمات سریع گرفته شود. اما تجربه تاریخ چیز دیگری می‌گوید. خطاهای بزرگ معمولاً نه در فضای گفت‌وگو و نظارت، بلکه در فضای بسته و دور از پرسشگری رخ داده‌اند. 🔻اگر گفته شود که نمایندگان فاقد درک لازم از شرایط هستند، این خود پرسشی بزرگ‌تر را پیش می‌کشد. این نمایندگان چگونه به مجلس راه یافته‌اند؟ مگر نه آنکه از فیلترهای متعدد قانونی عبور کرده‌اند؟ مگر نه آنکه نهادهای رسمی صلاحیت آنان را تأیید کرده‌اند؟ اگر در لحظه بحران گفته شود که نمی‌توان به تشخیص سیاسی آنان اعتماد کرد، این انتقاد فقط متوجه افراد نیست؛ بلکه متوجه سازوکاری بنام نظارت استصوابی است که سال‌ها مدعی تضمین کیفیت و صلاحیت نمایندگان بوده‌اند. 🔻تعطیلی طولانی مجلس، حتی اگر با نیت خیر و برای تسهیل اداره کشور صورت گرفته باشد، پیامدهای سنگینی دارد. نخست آنکه اصل پاسخگویی را تضعیف می‌کند. دوم آنکه مسئولیت تصمیمات بزرگ را در دایره‌ای محدودتر متمرکز می‌سازد. سوم آنکه این تصور را در افکار عمومی پدید می‌آورد که نهادهای انتخابی تا زمانی اهمیت دارند که مزاحم تصمیمات از پیش گرفته‌شده نباشند. 🔻تاریخ مشروطه ایران نیز از همین زاویه قابل تأمل است. مقصود از یادآوری دوران محمدعلی‌شاه، یکسان دانستن اشخاص یا شرایط نیست؛ اما یک حقیقت تاریخی را نمی‌توان نادیده گرفت: هرگاه نهاد نمایندگی ملت به حاشیه رانده شد، جامعه ایران آن را نشانه‌ای نگران‌کننده برای آینده حکومت قانون تلقی کرد. مجلس در حافظه تاریخی ایرانیان صرفاً یک ساختمان نیست؛ نماد این اصل است که هیچ قدرتی نباید از نظارت عمومی بی‌نیاز باشد. 🔻امروز مسئله اصلی موافقت یا مخالفت با یک مذاکره، یک توافق یا یک دولت نیست. مسئله این است که آیا می‌توان پذیرفت نهادی که قرار است تریبون ملت و ناظر قدرت باشد، بیش از صد روز خاموش بماند و این خاموشی به امری عادی تبدیل شود؟ سکوت مجلس فقط سکوت چند صد صندلی نیست؛ سکوت بخشی از سازوکار پاسخگویی در کشور است. و هرچه این سکوت طولانی‌تر شود، پرسش‌ها بلندتر خواهند شد. ▫️سه‌شنبه ۲۶ خرداد @alami_akbar

🔘 عجب کشکول پربرکتی! بعد از دهه‌ها شنیدن روایت‌هایی در مذمت مذاکره، این‌بار در توجیه مذاکره:
حضرت رضا(ع) با مامون مفصل گفتگو می‌کردند و ۱۸ ماه با وی همکاری داشتند. امام موسی کاظم(ع) با هارون عباسی بسیار مراوده داشتند. امام صادق(ع) با منصور عباسی بسیار مراوده داشتند. امام باقر(ع) دو مرتبه با هشام‌بن عبدالملک در شام دیدار و گفتگو کردند. امام سجاد(ع) با عبدالملک مروان و ولید بن‌عبدالملک در حج گفتگو و نامه‌نگاری داشتند و خود سیدالشهدا(ع) نیز بخشی از گفتگوها را داشتند. امام مجتبی(ع) هم که اساساً صلحشان معروف است‌.
✍کاش پیش از دهه‌ها دشمنی و تحمل این همه هزینه و خسارت هنگفت بر مردم و کشور و برچسب‌‌زدن‌هایی چون «سازشکار» و «ضدانقلاب» به حامیان حل اختلاف از طریق گفتگو و دوقطبی‌کردن جامعه، ابتدا این بخش از روایات از کشکول چندمنظورهِ مصلحت‌محورِ روحانیون و صدا و سیما خارج و بازگو می‌شد. بزرگ‌ترین خسارت چنین رفتارها و تناقض‌گویی‌هایی به نام دین، فرسایش اعتماد عمومی و بدبینی نسل جوان و تردید نسبت به نهادهای دینی است؛ وقتی دین به جای آنکه معیار سیاست باشد، به ابزاری برای توجیه سیاست‌های متغیر روز بدل شود. @alami_akbar

شورای عالی امنیت ملی ایران: یادداشت تفاهم پایان جنگ با آمریکا نهایی شد شورای عالی امنیت ملی ایران با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که تهران و واشینگتن به توافقی برای پایان جنگ دست یافته‌اند و امضای رسمی آن روز جمعه ۲۹ خرداد انجام خواهد شد. در این بیانیه آمده است: «به دنبال یک دوره مذاکرات دشوار و فشرده چندماهه، و بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی، متن یادداشت تفاهم در خصوص مذاکرات پایان جنگ (مذاکرات اسلام‌آباد) میان ایران و آمریکا در شامگاه ۲۴ خردادماه نهایی شد.» بر اساس این بیانیه، «جنگ و عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها، از جمله لبنان، از امشب به‌صورت فوری و دائمی پایان یافته و علاوه بر آن، محاصره دریایی علیه ایران نیز بلافاصله و به‌طور کامل خاتمه می‌یابد.» شورای عالی امنیت ملی همچنین تأکید کرد: «امضای این یادداشت تفاهم در روز جمعه ۲۹ خرداد به‌طور رسمی انجام خواهد شد.» در ادامه بیانیه آمده است که «مذاکرات برای توافق نهایی، به پس از اجرای تعهدات طرف مقابل وفق یادداشت تفاهم موکول خواهد شد.» ✍ اکبر اعلمی با توجه به هوچی‌گری‌های خیابانی برخی افرادی که از دور دستی بر آتش دارند و با ساختن شایعات بی‌اساس و متهم کردن مذاکره‌کنندگان به تصمیمات خودسرانه، لازم است اشاره شود که بر اساس اصل ۱۷۶ قانون اساسی، این تصمیم و تدابیر دفاعی ـ امنیتی شورای عالی امنیت ملی، با بهره‌گیری از امکانات مادی و معنوی و در جهت تأمین منافع ملی، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی، و در محدوده سیاست‌های کلی تعیین‌شده از سوی مقام رهبری، اتخاذ شده است. ضمناً اعضای فعلی «شورای عالی امنیت ملی» عبارت‌اند از: ۱. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور و رئیس شورا (با تأیید و تنفیذ رهبری) ۲. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ۳. غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه (منصوب رهبری) ۴. سرلشکر پاسدار علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا و جانشین ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح (منصوب رهبری) ۵. سیدحمید پورمحمدی، مسئول امور برنامه و بودجه (منصوب رئیس‌جمهور) ۶. سردار سرتیپ محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی (منصوب رئیس‌جمهور) ۷. سعید جلیلی، نماینده رهبری ۸. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه (منصوب رئیس‌جمهور و مورد تأیید مجلس) ۹. سرتیپ پاسدار اسکندر مؤمنی، وزیر کشور (منصوب رئیس‌جمهور و مورد تأیید مجلس) ۱۰. نامعلوم، سرپرست وزارت اطلاعات (منصوب رئیس‌جمهور با تأیید رهبری) اعضای متغیر مرتبط با جنگ و مسائل نظامی: ۱۱. سردار سرتیپ پاسدار احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه (منصوب رهبری) ۱۲. امیر سرلشکر حاتمی، فرمانده ارتش (منصوب رهبری) 🎯 بر اساس قسمت پایانی اصل ۱۷۶ قانون اساسی: «مصوبات شورای عالی امنیت ملی پس از تأیید مقام رهبری قابل اجراست.» 🎯 بدیهی است که مطابق اصول ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی، مشروعیت و رسمیت یافتن توافق نهایی منوط به تصویب مجلس است و امضای هرگونه توافق، پس از تصویب مجلس، توسط رئیس‌جمهور یا نماینده قانونی وی انجام خواهد شد. 🔗 مرتبط: https://t.me/alami_akbar/3898 @alami_akbar

اظهارات اخیر پزشکیان مبنی بر اینکه «هدف قرار گرفتن فرماندهان به این شکل به هیچ‌وجه قابل قبول نیست»، پرسش‌های مهمی را ایجاد کرده است. آقای پزشکیان! این «غیرقابل قبول بودن» دقیقاً برای چه کسی است؛ برای شما، برای مردم یا هر دو؟ و اگر هر دو، چه نهادی باید درباره چرایی وقوع چنین رخدادهایی پاسخگو باشد؟ از آغاز به کار دولت شما تاکنون، مجموعه‌ای از ترورها و ضربه‌های امنیتی علیه مقامات، فرماندهان و دانشمندان کشور رخ داده که افکار عمومی را نگران کرده است. این حوادث پرسش جدی دیگری را مطرح می‌کند: سازوکارهای امنیتی تا چه حد در پیشگیری از نفوذ و اقدامات هدفمند دشمن موفق بوده‌اند؟ اگر این رخدادها واقعاً «غیرقابل قبول» هستند، انتظار می‌رود این موضع‌گیری صرفاً در حد بیان یک اعتراض باقی نماند، بلکه به شفاف‌سازی، پاسخگویی و بازنگری جدی در عملکرد نهادهای مسئول منجر شود؛ در غیر این صورت، نگرانی‌های جامعه همچنان پابرجا خواهد ماند. آنچه افکار عمومی انتظار دارد، نه توصیف احساسات و محکومیت کلی حوادث، بلکه توضیح دقیق، پذیرش مسئولیت در سطح مدیریتی و اتخاذ تدابیر روشن برای جلوگیری از تکرار چنین رخدادهایی است. @alami_akbar

🔘 حکمتِ بقا در برابر هیاهوی خیال‌انگیز ✍ اکبر اعلمی در بزنگاه‌هایی که کشور و به‌ویژه نیروهای مسلحِ مقتدر با تمام توان در میدان ایستاده‌اند تا از زیرساخت‌های حیاتی و جان مردم در برابر تهدیدات دشمنی عهدشکن و قدّار محافظت کنند، مسئله «مذاکره»—حتی با طرفی کم‌اعتماد یا غیرقابل اتکا—در بسیاری از موارد نه به‌عنوان نشانه تسلیم، بلکه به‌مثابه یکی از ابزارهای مدیریت بحران و کاهش سطح تنش قابل فهم است. در منطق حکمرانی و روابط بین‌الملل، زمانی که تداوم درگیری با توجه به محدودیت‌ها و مقدورات کشور می‌تواند به افزایش هزینه‌های انسانی، اقتصادی و امنیتی منجر شود، هم‌زمانی «آمادگی دفاعی» و «دیپلماسی فعال» به‌عنوان یک راهبرد ترکیبی برای صیانت از منافع ملی و مدیریت تهدیدها اهمیت می‌یابد. 🔻در این چارچوب، اختلافات میان ایران و ایالات متحده در روند شکل‌گیری توافق‌نامه، عمدتاً به مفاد پیشنهادی و نیز عدم توازن در سطح و دامنه تعهدات طرفین بازمی‌گردد. بدیهی است که در هر مذاکره‌ای، میزان موفقیت طرف‌ها در پیشبرد توافق، تابعی از ظرفیت‌ها، محدودیت‌ها و مقدورات واقعی آن‌هاست؛ از این‌رو، ایران نیز در چارچوب توان و مقدورات خود می‌تواند در مسیر پیشبرد توافق حرکت کند و آن را تا جایی که با منافع ملی و خطوط قرمز اساسی هم‌راستا باشد، به پیش ببرد. 🔻در چنین فضایی، بخشی از نقدهای تند نسبت به روندهای دیپلماتیک یا تیم‌های مذاکره‌کننده، عمدتاً از سوی افرادی مطرح می‌شود که فاصله قابل توجهی با واقعیت‌های اجرایی میدان و الزامات تصمیم‌گیری در سطوح کلان دارند. در مقابل، در منطق تصمیم‌سازی امنیتی و سیاسی، معمولاً این‌گونه فرض می‌شود که بازیگران اصلی درگیر در حوزه دفاع و امنیت، که مستقیماً با پیامدهای جنگ و صلح مواجه‌اند، حساس‌ترین و دقیق‌ترین ارزیابی را نسبت به هزینه‌ها و پیامدهای هرگونه توافق یا عدم توافق دارند. از این منظر، شکاف میان برداشت‌های هیجانی و شعارمحور با محاسبات مبتنی بر تجربه میدانی و داده‌های واقعی، یکی از چالش‌های پایدار در عرصه سیاست‌گذاری عمومی است. 🔻در سطح ساختاری نیز باید توجه داشت که فرآیند تصمیم‌گیری در چنین پرونده‌هایی ماهیتی فردی و شخص‌محور ندارد. وزیر امور خارجه، رئیس‌جمهور، رئیس مجلس و تیم‌های مذاکره‌کننده، در چارچوب نهادهای عالی امنیتی و سیاسی و بر اساس سازوکارهای جمعی و مشورتی عمل می‌کنند. بنابراین، هر توافق یا تصمیم نهایی، حاصل جمع‌بندی چندلایه‌ای از ملاحظات امنیتی، سیاسی، اقتصادی و ظرفیت‌های اجرایی کشور است. در نتیجه، تقلیل این فرآیند پیچیده به تمرکز بر افراد مشخص—از جمله چهره‌هایی مانند «عراقچی»، «قالیباف» یا «پزشکیان»—در صورت جدایی از بستر نهادی تصمیم‌گیری، می‌تواند به ساده‌سازی یک مسئله چندبعدی و فرافکنی مسئولیت منجر شود؛ رویکردی که در عمل به نوعی ضعیف‌کشی سیاسی و تضعیف فهم دقیق از موضوع می‌انجامد. 🔻در نهایت، تمایز میان «نقد کارشناسی و مسئولانه» و «کنش‌های شعاری یا هیجانی» در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی اهمیت اساسی دارد. نقد مسئولانه بر پایه داده، شناخت محدودیت‌ها و درک واقعیت‌های میدانی شکل می‌گیرد، در حالی که رویکردهای هیجانی بیشتر تحت تأثیر برداشت‌های مقطعی و غیرسیستماتیک هستند. در شرایطی که تصمیمات کلان با پیامدهای بلندمدت همراه‌اند، اتکای آگاهانه به تحلیل‌های مبتنی بر واقعیت و تجربه، نسبت به روایت‌های صرفاً احساسی یا حداکثری، نقش تعیین‌کننده‌تری در حفظ منافع ملی خواهد داشت. ▫️یکشنبه ۲۴ خرداد @alami_akbar

🔘 وقتی مقدسات ابزار چاپلوسی می‌شوند شباهت‌های زهرا حداد عادل با حضرت زهرا (س): هر دو همسر امام زمانشان و مادر نوه‌های پیامبر زمانشان بودند! اگر حضرت زهرا فقط پهلویش اسیب دید زهرای حداد...! ✍ این دست سخنان که در قالب «شباهت‌سازی‌های افراطی» گفته می‌شود، نه مدح است و نه احترام؛ بیشتر نوعی تحریف مرز میان تقدس دینی و روابط شخصی است. وقتی هر شباهت ظاهری یا نسبی، به هم‌ترازی با چهره‌های مقدس تاریخی کشیده می‌شود، نتیجه‌اش نه تکریم اهل‌بیت، بلکه کوچک‌سازی همان مفاهیم قدسی است. اما مسئله فقط گوینده نیست. در صحنه‌ای که باید رسانه ملی باشد، سکوتِ چهره‌ای که مخاطب از او انتظار حداقل مرزبندی دارد، خودش پیام دارد؛ پیامی از عادی شدن اغراق، و بی‌هزینه شدن گزافه‌گویی. این سکوت، اگر از سر مصلحت یا بی‌اعتنایی باشد، عملاً به چنین ادبیاتی مجوز ادامه می‌دهد. و سهم صداوسیما؟ آنجا که باید تریبون گفت‌وگوی مسئولانه باشد، تبدیل شدنش به صحنه‌ی رقابت در اغراق و تملق، نتیجه‌اش همین می‌شود: جابه‌جایی احترام با اغراق، و جایگزینی استدلال با شعار. رسانه‌ای که مرزها را روشن نکند، دیر یا زود خودش قربانی همین بی‌مرزی خواهد شد. @alami_akbar