ru
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Открыть в Telegram

دیوانه نپرهیزد؛

Больше
1 953
Подписчики
-124 часа
+57 дней
+2030 день
Архив постов
نان تنور فاطمه ضعف مرا گرفت هر لقمه‌‌ای برای دهانم، حلال نیست.

971018-11.mp35.36 MB

[WWW.FOTROS.IR]ResayeMandegar[31].mp36.75 MB

photo content

photo content

لعنت به خواب بد دیدن لعنت به خواب مرگ دیدن

گاهی هم آدم خودش را دچار سوال‌هایی می‌کند که می‌تواند هزار و یک جواب منطقی و غیرمنطقی برایش پیدا کند و تا وقتی که جواب درستش را ندانسته باشد، تمام این جواب‌ها هم‌زمان درست هستند و آدم را در قیری چسبناک از جواب‌های تلخ فرو می‌برند که خارج شدنی از آن وجود نخواهد داشت! حتی اگر بعد از مدتی جواب درستش را هم بدانی، تلخیش را همیشه در انتهای سقف دهانت حس خواهی کرد.

Repost from ع‌ج؛
دیدین وقتی یک‌قطعه از یک‌وسیله‌ی قدیمی خراب می‌شه می‌گن «ول‌ش کن؛ دیگه ارزش درست‌کردن نداره.»؟ من، همون وسیله‌ی قدیمی‌ام.

من دلم می‌خواهد خیلی زیاد با تو حرف بزنم. دلم می‌خواهد خیلی زیاد برای تو بنویسم. نه به این خاطر که تو می‌فهمی که چه می‌گویم، به این خاطر که من تو را دوست دارم. تو پدر و مادر پیر من هستی که رهایت نمی‌کنم. تو فرزند کوچک من هستی که رهایت نمی‌کنم، حتی وقتی که فکر می‌کنی دیگر فرزند کوچک هیچ‌کس نیستی. من رفیق تو هستم وقتی که فکر می‌کنی دیگر هیچ رفیقی نداری. من آخرین کسی هستم که فنجان زهرآلودی را که به همه دادی، از تو خواهم گرفت و بی‌فکر خواهم نوشید. من تو را دوست دارم، مرا آسان، قربانی نکن.

گاه وقتی می‌روم، احساس می‌کنم که گویی چیزی کم است. آن‌چیز، تو هستی. تو!

امشب یک دقیقه بیشتر دنیا مضحکه‌ای گریه‌انگیز است و شب به خیر.

امشب، یه دقه بیش‌تر دنیا مضحکه‌ای گریه‌انگیز است.

این قافله‌ی مرگ، دست از سر خانوادهٔ ما برنمی‌داره! برای اون یکی عموی من منت بگذارید فاتحه‌ای بخونید ..

شاید هم هیچ‌وقت حال ما خوب نشود. اصلا شاید هم حال خوب ما همین است! و ما فقط اشتباه آن را فهمیده باشیم. هرچه که هست، تمام چیزی که برایمان مانده است و خواهد بود، همین است و بس. چه بخواهیم که آن را قبول کرده باشیم یا نه، چه بخواهیم که از آن رنج کشیده باشیم یا نه، تمامش دیگر به انتخاب خودمان خواهد بود. اگر که دیگر انتخابی هم برایمان باقی مانده باشد…

🇦🇷

و چه‌قدر پرواز را در عمق دیدگانت دوست دارم و این‌که لانه‌ای بسازم، در گودیِ ترقوه شانه‌ات.
و چه‌قدر پرواز را در عمق دیدگانت دوست دارم و این‌که لانه‌ای بسازم، در گودیِ ترقوه شانه‌ات.

دیگه از یه جا به بعد تصمیم می‌گیری بد و خوب، خودت باشی. حتی اگه یادت رفته باشه چجوری بودی.

Repost from N/a
هی می‌خواد از چشمم بچکه، هی نمی‌زارم، قورتش می‌دم.

Repost from N/a
از روابط بی‌نام در لباس دوستی، خسته‌ام.

Ey Ghame Moghadas.mp36.64 MB