ru
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Открыть в Telegram

دیوانه نپرهیزد؛

Больше
1 953
Подписчики
-124 часа
+57 дней
+2030 день
Архив постов
عزیزکم؛ دوست‌داشتنی که از روی تنهایی و بی‌کسی باشد روزی تمام‌ می‌شود. دوست‌داشنتی که از روی نیاز به حضور کسی در زندگی‌مان باشد محکوم با پایان است. دوست‌داشتنی که برای منفعت‌هایی که به ما می‌رساند باشد با تمام شدن منافع، از بین می‌رود. تنها زمانی می‌توانی بگویی کسی را بی‌انتها دوست‌ داری که هیچ نیازی به او نداشته باشی. یعنی اگر نباشد تو تنهایی از پس خودت بر می‌آیی فقط با او قوی‌تری. یعنی اگر دیگر او را ندیدی هم زندگی‌ات تمام نمی‌شود فقط بی‌مزه می‌شود. یعنی اگر به تو ظلمی هم کرد می‌توانی بدون تنفر رهایش کنی فقط دل شکسته می‌شوی. یعنی هزار هزار رفیق و هم‌دم و دوست جدید می‌آیند که بهتر از او هستند اما باز هم دلت نمی‌خواهد که نباشد. جای مخصوصی در قلب‌ات برایش باز شده که همیشه متعلق به اوست.

چروک برداشته‌ام از غم! انگار که سال‌‌ها و روزها و شب‌هاست که در آب‌های اندوه جهان شناورم.

عزیز دور از نظر و زیبای من؛ من همیشه از فکر کردن به شما آرام می‌شوم. حتی زمانی که در طولانی‌ترین فاصلهٔ ممکن هستیم. حتی زمانی که در دلتنگ‌ترین حالت خود هستم و حتی زمانی که در دست‌ نیافتنی‌ترین وضعیت هستیم! من با تمام مصائب داشته و نداشته‌ام، با تمام مسائل حل شده و حل نشده‌ام، از فکر کردن به شما آرام می‌شوم. مانند شنیدن صدای تلاوت قرآن که حتی اگر از جهنم هم بیاید، آرامش‌بخش است.

8_Sergio_Díaz_De_Rojas,_Jose_Quezada_Márquez_My_Old_Green.mp39.73 MB

می‌خواستم به تو بگویم که اگر دوستم بداری، با تو از مرگ بازمی‌گردم. می‌خواستم به تو بگویم که دوست داشتن تو عزیزم، تنها دوست داشتن تو، من را نجات داد. دستم را گرفت و از طوفان‌های سخت و دریاهای مواج عبور داد، تو ادبیات نبودی اما زبانم شدی. تو صحنه نبودی اما برایم وطن شدی. برای من همیشه بی‌وطن، برای من چو تخته پاره بر موج، برای من با زخم‌هایم، با رنج‌ها و مرگ‌هایم، تو خاکم شدی! خانه‌م شدی. من در گلدان خانه‌ات ریشه زدم، گل دادم، حال در پس زمستان اگر بهاری باشد، درخت می‌شوم و می‌مانم.

وضعیت مضحک کنونی‌ام، ثمره‌ی دوست داشتن کسی بدون دلیل و منطق عقلی است. پرسیده بودی چرا دیگر کسی و یا حتی خودت را دوست نداری، زیرا برای دوست داشتن هیچ‌کس، حتی خودم، دلیلی نمی‌یابم و از عواقب دوست داشتن بدون دلیل می‌ترسم.

01 Gian Marco Castro - Haven.mp38.96 MB

اگر می‌دانستم پس از آن همه رنج‌ها و نابسامانی‌ها، تو را می‌توانم داشته باشم‌، بدون شك با اراده‌ی آهنین‌‌تری تحملشان‌ می‌کردم.

در هم تنیده‌.
در هم تنیده‌.

اگر کسی مرا خواست، بگویید رفته باران‌ها را تماشا کند و اگر اصرار کرد، بگویید برای دیدن طوفان‌ها رفته است! و اگر باز هم سماجت کرد، بگویید رفته است تا دیگر بازنگردد.

دوست‌داشتن ساختمون نیست که خرابش کنی و یکی دیگه جاش بسازی. حتی اگر هم بشه و تونستی هر وقت چشمت به ساختمون جدید می‌افته تو دلت می‌گی یادش بخیر، این‌جا قبلا یه خونه‌ی دیگه بود.

دوست‌داشتن ساختمون نیست که خرابش کنی و یکی دیگه جاش بسازی. حتی اگر هم بشه و تونستی هر وقت چشمت به ساختمون جدید می‌افته تو دلت می‌گی یادش بخیر، این‌جا قبلا یه خونه‌ی دیگه بود.

سَلاماً عَلى مَن وَجد أن الكَلامَ لا يُغَير فِي الواقع شيئاً فصَمَت. سلام بر کسی که متوجه شد حرف زدن واقعیت را تغییر نمی‌دهد، پس سکوت کرد.

06. Faun.mp36.46 MB

اساساً از حرف زدن بیزارم. هرچه هم که بگویم، از نظر خودم اشتباه است. زمانی که حرف می‌زنم، اهمیت و جدی بودن چیزی را که می‌گویم، از بین می‌برم. زیرا حرف پیوسته از هزاران عامل بیرونی و هزار قید و بند خارجی تأثیر می‌پذیرد، بنابراین کم حرفم. نه تنها از روی ضرورت، بلکه از روی اعتقاد هم. نوشتن تنها شکل مناسب بیان برای من است و همین‌طور هم خواهد ماند! حتی مواقعی که کنار هم باشیم. ولی آیا آن‌چه از نوشتن نصیب من می‌شود، به‌عنوان اصلی‌ترین و تنها وسیله‌ی ارتباطم با تو، برای تو که طبیعتت وابسته به حرف زدن و گوش دادن است، کافی خواهد بود؟

اگر فقط جای خالی دیگران بود، غصه‌ای نداشتم. آدم هرجور که بتواند، با جای خالی دیگران کنار می‌آید؛ امّا جای خود من خالی است! و این جای خالی دیگر شوخی‌بردار نیست.

عزیز من، دست و پا می‌زنم و این را نشانه‌ی زنده بودن تعبیر می‌کنند. کسی به فکر نمی‌افتد که شاید در حال سقوطم! که در حال غرق شدنم!

در هم تنیده‌.
در هم تنیده‌.

ستبقی یتیما فی غیاب من تحب، حتی و لو عانقك العالم باسره. ‏در نبود آن‌که دوستش داری، یتیمی! حتی اگر همه‌ی عالم تو را در آغوش بگیرند.

5 - Be Abrha Bego.mp39.58 MB