ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

چامه‌های ناگهان.

چامه‌های ناگهان.

Открыть в Telegram

خیالِ هم‌صحبتی اگر بود: @Fatemehbachamehbot نویسنده‌ی نوشته‌های بدون نامِ اینجا، منم. «این شعرها، ناگهانی‌اند. حادثه‌اند، حادثه.»

Больше
2 445
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
#ایده ⋆。゚☁︎。⋆。 ゚☾ ゚。⋆ خرگوش توت‌فرنگی‌ای🍓🐰🤍 - قابل سفارش - برای ثبت سفارش و اطلاع از قیمت من اینجام: @thetreefairy ۶ৎ @lal
+1
#ایده ⋆。゚☁︎。⋆。 ゚☾ ゚。⋆
خرگوش توت‌فرنگی‌ای🍓🐰🤍 - قابل سفارش - برای ثبت سفارش و اطلاع از قیمت من اینجام: @thetreefairy
 ۶ৎ @lalaxshop ۶ৎ

Repost from N/a
photo content

جوین بودنتون چک میشه دوستان.

این پیام رو فور کنین و اینجا جوین باشین براتون فولدر بزنم کلی جذب بگیرین.🕯

وای! گریه‌مون هیچ، خنده‌مون هیچ باخته و‌ برنده‌مون هیچ تنها آغوش تو مونده، غیر از اون هیچ.

عشق، آخرین همسفر من مثل تو من رو رها کرد حالا دستام مونده و تنهاییِ محض.

2140713340_1.mp34.72 MB

photo content
+1

ایشالله یه شکمی در کنی که با فستینگم آب نشه.

ایشالله انگشت کوچیکه‌ی پات بخوره به پایه‌ی مبل.

ذوقم رو کور کردی؛ ایشالله شاش‌بند بشی و راه چاره‌ش پیدا نشه.

برای زیستن، پوششی یگانه و برای مردن، کفی خاک مرا بس بود اینک خیال تو چنان در برم می‌گیرد که برهنگی‌ام را جمله جامه‌های جهان کفاف نمی‌دهد و چون بر این حال بمیرم چنان می‌گسترم در جهان که تمامیت خاک هم کفایت نمی‌کندم. از تمام آسمان ماه نقره‌گون، مرا بس بود در حیرتم چگونه گرد نقره‌گون گیسویت ماه را برده از خاطرم! جهان بس فراخ بود و من پروانه‌ای بُهت‌خورده شگفتا! در تنگنای عشق تو چه بی‌کرانه می‌یابم خود را! «فرشته ساری.»

هرچه که بود، بیهوده بود، رنگی نداشت دفتر عمر ورق می‌خورد، آهنگی نداشت لاکن در آن سکوت گران، کسی رسید کسی که جان به جانِ خسته‌ام دمید.

2140713340_1.mp35.82 MB

photo content
+1

تن تو چون یک فنجان شیرقهوه است خوشرنگ و خوش‌عطر و در آغوش گرفتن تو مطبوع است چون نوشیدن یک شیرقهوه در ساعت پنج عصر یک روز سرد زمستان. روح تو به گیاه هرزه‌ای می‌ماند که بی‌پروا شاخه‌ها و گل‌های ریز خود را به اطراف پراکنده است من این پیاله‌ی گرم و خوشبو را سر می‌کشم و صورت خود را در شاخ و برگ‌های وحشی روح تو پنهان می‌کنم. «بیژن جلالی.»

روز وصلِ دوستداران یاد باد یاد باد آن روزگاران، یاد باد کامم از تلخیِ غم چون زهر گشت بانگ نوشِ شادخواران یاد باد گرچه یاران فارغند از یاد من از من ایشان را هزاران یاد باد مبتلا گشتم در این بند و بلا کوشش آن حق‌گزاران یاد باد گر چه صد رود است در چشمم مدام زنده‌رود باغ‌‌ کاران یاد باد راز حافظ بعد از این ناگفته ماند ای دریغا! رازداران یاد باد.

2140713340_1.mp34.35 MB

آقاجون.✨

photo content
+3