چامههای ناگهان.
الذهاب إلى القناة على Telegram
خیالِ همصحبتی اگر بود: http://t.me/HidenChat_Bot?start=2140713340 نویسندهی نوشتههای بدون نامِ اینجا، منم. «این شعرها، ناگهانیاند. حادثهاند، حادثه.»
إظهار المزيد1 146
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
1 146
به چمنزار بیا
به چمنزار بزرگ
و صدایم کن
از پشت نفسهای گل ابریشم
همچنان آهو که جفتش را.
پردهها از بعضی پنهانی سرشارند
و کبوترهای معصوم
از بلندیهای بزرگ سپید خود
به زمین مینگرند.
1 146
ما عشق را در اینطرف خورشید
در سایهسار ایمن این بیدهای سبز، گذر میدهیم
و تا طلوع ماه وهمانگیز
آوازهای شوریدهوار میخوانیم
و بعدها که خسته شدیم
چاقوی تیزی
و کندهی تناور گردویی خواهیم یافت
و تابوتی یگانه از تنهی سرو.
باید به سایهسار بیایی!
منوچهر آتشی.
1 146
به نظرتون روند قبلی چنل رو ادامه بدم یا همینطوری رندوم پست بذارم؟
1 146
@Ftmermm
بچهها این آیدی منه. متأسفانه بدون عکس و پروفایل راحت نیستم که اکسپت کنم. اگر تمایل داشتین پروفایلتون رو باز کنین برام بعد بهم اطلاع بدین.❤️
1 146
Repost from در سایهیِگیسویِ نگار؛
و من آن کتابم،
در قفسهی کتابخانهات.
که هر از گاهی،
گردِ تنهاییاش را میتکانی.
انگشتت را آرام
روی عکسِ جلدش میلغزانی،
ورقههایش را بو میکنی،
و دوباره،
آن را
نمیخوانی.
_نگار خوشخلق
1 146
چون فوروارد فایل امکانپذیر نیست باید ذکر کنم که از چنل پریچهر جان گرفتمش و دلم میخواد اینجا بمونه.
1 146
بچهها چون ممکنه عکس و فیلم از خودم بذارم اگه نشناسم قبول نمیکنم.
یا حداقل اینکه وقتی درخواست میدین پروفایلتون باز باشه دیگه.🫠
