ru
Feedback
هَیَمان

هَیَمان

Закрытый канал

هَیَمان به معنای شیفتگی و سرگشتگی و از خودرمیدگی عارفانه همراه با حیرت و علم پیدا نکردن به یک چیز است. اینجا می‌شنوم‌تون http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-FA7LcmCmVpTx

Больше
537
Подписчики
-124 часа
-47 дней
-1230 дней
Архив постов
نکرده‌ام به جز این جمله هیچ نفرینی خدا همیشه تو را منتظر نگه ‌دارد...!

ببین چقدر شکسته شدم که بر حالم رقیب کرده ترحم... همین‌مان کم بود _امیرحسین ثابتی

بستر راحت چه اندازیم بهر خواب امن ما که چون دل، دشمنی داریم در پهلوی خویش

برای این اشارت قامت پیران چو ابرو شد که طاق نیستی پست است، می‌باید خمید اینجا... _عالی شیرازی

بنشین، مرو، که در دل شب، در پناه ماه، خوش‌تر ز حرفِ عشق و سکوت و نگاه نیست! _فریدون مشیری

مو به مو قربان آن اَبرو شدم اما هنوز طاعتی مقبول نتوانم در آن محراب کرد _کلیم کاشانی

گفتی: «خوشی تو بی‌ما»، زین طعنه‌ها گذر کن _مولوی

قبلا نون توو پروژه بگیری بود، الان توو لگد پرونی. حالا به کی و چی‌و خودتون تشخیص بدید دیگه.

اشرف مخلوقات وقتی درست بود که زندگی انسانی از ده، ده و نیم شروع می‌شد.

سلامتی روزی که کارفرماها متوجه شن حقوق، لطف مدیر نیست؛ دستمزد کار انجام‌شده‌ست.

دختر همسایه یک کاسه حلیم آورده بود باطناً یک کاسه شیطان رجیم آورده بود نذر دارد یا نظر، اللّه اَعلَم... هرچه هست بار کج را از صراط مستقیم آورده بود..! _مجتبی سپید

گرچه او هرگز نمی‌گیرد ز حال ما خبر درد او هرشب خبر گیرد ز سر تا پای ما‌ ‌ ‌‌‌ ‌

تازه کردی دو لبت عطر شرابی آمد تو به مستوره ز میخانه‌ی لب ناموری _احسان مقدم

روزی که مرگ بی خبر از راه می‌رسد آن پلک آخری که بهم می‌زنم "تویی"

او را به سرِ مزار خود می‌بینم تنگ است لحد، وگرنه می‌رقصیدم

گفته‌ست به من عقل که دوری کنم از تو دستورِ عجیبیست که اجرا شدنی نیست عشق است و رسوایی‌اش! انکار ندارد حاشا شدن جرم زلیخا، شدنی نیست #فاطمه_صالحی عشقِ یوسف چه ستم ها به زلیخا که نکرد ماهرو، سنگدل است گرچه پیمبر باشد عزت یوسف اگر وردِ زبان همه شد قیمتی داشت‌ که بیچاره زلیخا پرداخت‌ ‌ ‌‌‌ ‌

آن‌ چنان در دلِ تنگم زده‌ای خیمه‌ی انس که کسی را نَبُود جز تو در او جای نشست... _خواجوی کرمانی

نگفتم راز عشقت را برای هیچ کس اما... غمت بر منبرِ چشمم نشست و شد روایتگر _سید‌حسین آقامیری

همچون ‌نفس بنای ‌جهان برتردد است در منزلیم و رنج سفر می‌کشیم ما _بیدل دهلوی

خدازده فقط اونایی که چون از دیده برن، از دل رفتن.