ch
Feedback
هَیَمان

هَیَمان

关闭频道

هَیَمان به معنای شیفتگی و سرگشتگی و از خودرمیدگی عارفانه همراه با حیرت و علم پیدا نکردن به یک چیز است. اینجا می‌شنوم‌تون http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-FA7LcmCmVpTx

显示更多
537
订阅者
-124 小时
-47 天
-1230 天
帖子存档
برو پروانه‌ی من! خوب بخوابی؛ من نیز گریه‌ی امشب خود را بکنم می‌خوابم _محمد عزیزی

غریق را چه سخن غیر دست‌و‌پا زدن است؟ نبین سکوت مرا، غرق احتیاجم من... _محمد سهرابی

یه طومار تایپ کردم اما پشیمون شدم از فرستادن. می‌گذره این روزها. هر طور باشه می‌گذره. نمی‌مونه که.

دوستت دارم زیاد، اما نمی‌گویم به تو؛ چون که عاشق بعد از این اقرار، تنها می‌شود

شاعر چی چی میگه؟ میگهههههه اگر زِ کوی تو بویی به من رساند باد به مژده جان و جهانم به باد خواهم داد (با ریتم ترند خوانده شود💅😁)‌ ‌ ‌‌‌ ‌

من حتی بابت اینکه فکر می‌کنم تنها آدمی‌ام که وقتی پا توو بازار میذارم با بغض لوازم خونه رو قیمت می‌کنم، هم حالم بده.

جز نام تو نیست مرهمی بر دل ما قربان لبی که بر تو گوید صلوات

نکرده‌ام به جز این جمله هیچ نفرینی خدا همیشه تو را منتظر نگه ‌دارد...!

ببین چقدر شکسته شدم که بر حالم رقیب کرده ترحم... همین‌مان کم بود _امیرحسین ثابتی

بستر راحت چه اندازیم بهر خواب امن ما که چون دل، دشمنی داریم در پهلوی خویش

برای این اشارت قامت پیران چو ابرو شد که طاق نیستی پست است، می‌باید خمید اینجا... _عالی شیرازی

بنشین، مرو، که در دل شب، در پناه ماه، خوش‌تر ز حرفِ عشق و سکوت و نگاه نیست! _فریدون مشیری

مو به مو قربان آن اَبرو شدم اما هنوز طاعتی مقبول نتوانم در آن محراب کرد _کلیم کاشانی

گفتی: «خوشی تو بی‌ما»، زین طعنه‌ها گذر کن _مولوی

قبلا نون توو پروژه بگیری بود، الان توو لگد پرونی. حالا به کی و چی‌و خودتون تشخیص بدید دیگه.

اشرف مخلوقات وقتی درست بود که زندگی انسانی از ده، ده و نیم شروع می‌شد.

سلامتی روزی که کارفرماها متوجه شن حقوق، لطف مدیر نیست؛ دستمزد کار انجام‌شده‌ست.

دختر همسایه یک کاسه حلیم آورده بود باطناً یک کاسه شیطان رجیم آورده بود نذر دارد یا نظر، اللّه اَعلَم... هرچه هست بار کج را از صراط مستقیم آورده بود..! _مجتبی سپید

گرچه او هرگز نمی‌گیرد ز حال ما خبر درد او هرشب خبر گیرد ز سر تا پای ما‌ ‌ ‌‌‌ ‌

تازه کردی دو لبت عطر شرابی آمد تو به مستوره ز میخانه‌ی لب ناموری _احسان مقدم