أهواك..
Открыть в Telegram
•| کمیل رضازاده.. «أهواك» یعنی «دوستت دارم».. https://t.me/HarfChatBot?start=6933c5b7a6a0
Больше361
Подписчики
+324 часа
+67 дней
+3630 день
Архив постов
361
Repost from أهواك..
وَقَعَدَ اَلْحُسَيْنُ [عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَ] - أُتِيَ بِصَبِيٍّ لَهُ، [هُوَ اَلرَّضِيعُ أَوْ أَكْبَرُ مِنْهُ] عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ، فَأَجْلَسَهُ فِي حَجْرِهِ فَهُوَ فِي حَجْرِهِ إِذْ رَمَاهُ أَحَدُ بَنِي أَسَدٍ [حَرْمَلَةُ بْنُ كَاهِلٍ أَوْ هَانِئُ بْنُ ثُبَيْتٍ اَلْحَضْرَمِيُّ] بِسَهْمٍ فَذَبَحَهُ ، فَتَلَقَّی اَلْحُسَيْنُ [عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ] دَمَهُ، فَلَمَّا مَلَأَ كَفَّهُ صَبَّهُ فِي اَلْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ: «رَبِّ إِنْ تَكُ حَبَسْتَ عَنَّا اَلنَّصْرَ مِنَ اَلسَّمَاءِ فَاجْعَلْ ذَلِكَ لِمَا هُوَ خَيْرٌ، وَ اِنْتَقِمْ لَنَا مِنْ هَؤُلاَءِ اَلظَّالِمِينَ»
📚 وقعة الطف ج ۱، ص ۲۴۵
361
Repost from أهواك..
اما رباب.. آه... چه زخمی رباب خورد....
از تیر حرمله همهی قصه آب خورد...
ششماههاش که صورتِ چون ماهتاب داشت
در داغِ ظهر کربوبلا آفتاب خورد
لالایی سیاه شبِ تیر سر رسید
آغوش گاهوارهی خورشید تاب خورد
رسوا شد آن که بر تن خود رنگ نور زد
آن تیر بر علی نه.. که بر آن نقاب خورد
.
.
.
اما رباب... آه.. درون خیام بود
میگفت با خودش که: علیاصغر آب خورد...؟
#کمیل_رضازاده
361
«قُل لَّآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا ٱلْمَوَدَّةَ فِي ٱلْقُرْبَىٰ» (الشورى، ٢٣)
361
Repost from محسن فایضی انتفاضه فلسطین
+4
کانال تلگرامی قسام تصاویر منتشر نشده ای از #حاج_رمضان در کنار رهبران جنبش حماس از جمله شهید رنتیسی منتشر کرد
✳️ تصاویر مربوط به حضور حاج رمضان در مرج الزهور در سال ۱۹۹۲ است؛ جایی در نقطه مرزی فلسطین و لبنان که ده ها رهبر حماس به انجا تبعید شده بودند؛ این دیدارها مقدمه روابط حماس و ایران شد
@Thirdintifada
361
جاؤوا بر أسك يا بن بنت محمد
مترملا بدمائه ترميلا
وكأنما بك يا بن بنت محمد
قتلوا جهارا عامدين رسولا
قتلوك عطشانا ولم يترقبوا
في قتلك التأويل والتنزيلا
ويكبرون بأن قتلت وإنما
قتلوا بك التكبير والتهليلا
361
Repost from أهواك..
فَإِذَا بِالْحُسَيْنِ [عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ] قَائِمٌ عَلَی رَأْسِ اَلْغُلاَمِ، وَاَلْغُلاَمُ يَفْحَصُ بِرِجْلَيْهِ، وَحُسَيْنٌ [عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ] يَقُولُ: «بُعْداً لِقَوْمٍ قَتَلُوكَ، وَمَنْ خَصْمُهُمْ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فِيكَ جَدُّكَ. عَزَّ وَاَللَّهِ عَلَی عَمِّكَ أَنْ تَدْعُوَهُ فَلاَ يُجِيبَكَ، أَوْ يُجِيبَكَ ثُمَّ لاَ يَنْفَعَكَ، صَوْتٌ وَاَللَّهِ كَثُرَ وَاتِرُهُ وَقَلَّ نَاصِرُهُ!» ثُمَّ اِحْتَمَلَهُ، فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَی رِجْلَيِ اَلْغُلاَمِ يَخُطَّانِ فِي اَلْأَرْضِ وَقَدْ وَضَعَ اَلْحُسَيْنُ صَدْرَهُ عَلَی صَدْرِهِ، فَجَاءَ بِهِ حَتَّی أَلْقَاهُ مَعَ اِبْنِهِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ وَحَوْلَهُ قَتْلَی مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ.
📚 وقعة الطف ج ۱، ص ۲۴۳
361
بعد از اینهمه دوندگی
حاصل تو چیست؟
از خودت بپرس
فی المثل
زندگی و مرگ در مذاق تو
گندم ری است یا عسل؟
#علی_داوودی
361
جانان من برخیز! بر جولان برانیم
زانجا به جولان تا خط لبنان برانیم
آنجا که جولانگاه اولاد یهود است
آنجا که قربانگاهِ زعتر، صور، صیداست
آنجا که هر سو صد شهید خفته دارد
آنجا که هر کویش غمی بنهفته دارد
جانان من! اندوه لبنان کشت ما را
بشکست داغ دیر یاسین پشتْ ما را
جانان من! برخیز باید بر جبل راند
حکم است باید باره تا دشت امل راند
باید به مژگان رُفت گَرد از طور سینین
باید به سینه رَفت زینجا تا فلسطین
باید به سر زی مسجد الاقصی سفر کرد
باید به راه دوست، تَرک جان و سر کرد
جانان من برخیز و بشنو بانگ چاووش
آنک امام ما علم بگرفته بر دوش
تکبیرزن، لبیکگو، بنشین به رهوار
مقصد دیار قدس، همپای جلودار
#علی_معلم_دامغانی
361
Repost from أهواك..
وَ أَقْبَلَ إِلَی اَلْحُسَيْنِ [عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ] غُلاَمٌ مِنْ أَهْلِهِ فَقَالَ اَلْحُسَيْنُ [عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لِ] أُخْتِهِ زَيْنَبَ اِبْنَةِ عَلِيٍّ: اِحْبِسِيهِ، فَأَخَذَتْهُ أُخْتُهُ زَيْنَبُ اِبْنَةُ عَلِيٍّ لِتَحْبِسَهُ، فَأَبَی اَلْغُلاَمُ وَ جَاءَ يَشْتَدُّ إِلَی اَلْحُسَيْنِ [عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ]. وَ قَدْ أَهْوَی بَحْرُ بْنُ كَعْبٍ إِلَی اَلْحُسَيْنِ [عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ] بِالسَّيْفِ، فَقَالَ اَلْغُلاَمُ يَا اِبْنَ اَلْخَبِيثَةِ! أَ تَقْتُلُ عَمِّي ! فَضَرَبَهُ بِالسَّيْفِ، فَاتَّقَاهُ اَلْغُلاَمُ بِيَدِهِ فَأَطَنَّهَا إِلَی اَلْجِلْدَةِ، فَإِذَا يَدُهُ مُعَلَّقَةٌ، فَنَادَی اَلْغُلاَمُ! يَا أُمَّتَاهْ! فَأَخَذَهُ اَلْحُسَيْنُ [عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ] فَضَمَّهُ إِلَی صَدْرِهِ وَ قَالَ: «يَا اِبْنَ أَخِي اِصْبِرْ عَلَی مَا نَزَلَ بِكَ، وَ اِحْتَسِبْ فِي ذَلِكَ اَلْخَيْرَ، فَإِنَّ اَللَّهَ يُلْحِقُكَ بِآبَائِكَ اَلصَّالِحِينَ بِرَسُولِ اَللَّهِ وَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ حَمْزَةَ وَ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ. اَللَّهُمَّ أَمْسِكْ عَنْهُمْ قَطْرَ اَلسَّمَاءِ، وَ اِمْنَعْهُمْ بَرَكَاتِ اَلْأَرْضِ، اَللَّهُمَّ فَإِنْ مَتَّعْتَهُمْ إِلَی حِينٍ فَفَرِّقْهُمْ فِرَقاً، وَ اِجْعَلْهُمْ طَرَائِقَ قِدَداً، وَ لاَ ترضي[تُرْضِ]عَنْهُمُ اَلْوُلاَةَ أَبَداً، فَإِنَّهُمْ دَعَوْنَا لِيَنْصُرُونَا فَعَدَوْا عَلَيْنَا فَقَتَلُونَا!»
📚 وقعة الطف ج ۱، ص ۲۵۲
361
امروز چون روز شهادت دکتر علی شریعتی بود، و من هم در حال خوندن این کتاب هستم، گفتم معرفیش کنم. اما نمیتونم معرفیش کنم چون هنوز کتاب رو تموم نکردهم. از شهید شریعتی هم زیاد کتاب نخوندم. ولی توصبه میکنم بخونید حتما. متن فصل اول کتاب کمی سختفهمه اما زیباست و احول یک برداشت از تاریخه. اینکه تمام تاریخ حول وراثت ابناء آدم از هابیل و قابیله. وراثت یک ثار که به ثارهای دیگه اضافه میشه و این ثار جریان تاریخ رو میسازه و این حسین وارث این ثاره. ثار خدا. وراثت الهی دربرابر وراثت طاغوت. امیدوارم کتاب رو بخونید و منو هم دعا کنید و برای روح شهید علی شریعتی هم فاتحهای قرائت کنین.
361
میتونم بدون تردید بگم این کتاب مفیدترین کتابیه که تا الآن خوندهم و دارم میخونم. چیزهایی که دربارهی علی بن ابی طالب علیه السلام نمیدونستم رو دارم میخونم و حظ میکنم. اهمیت کتاب برای من بیشتر به خاطر ارجاعهای فراوان به کتابهای تاریخی شیعی و سنی و آوردن عبارت اصلی اون کتابهاست. واقعا خدا و رسولش به حاجآقای کاشانی نظر مخصوص داشتن برای این کتاب. الحمد لله رب العالمین.
بهتون توصیه میکنم کتاب رو حتما بخرین و بخونین. کتاب با قیمت پارسال و ده درصد تخفیف تو این کانال هست. التماس دعا.
361
میتونم بدون تردید بگم این کتاب مفیدترین کتابیه که تا الآن خوندهم و دارم میخونم. چیزهایی که دربارهی علی بن ابی طالب علیه السلام نمیدونستم رو دارم میخونم و حظ میکنم. اهمیت کتاب برای من بیشتر به خاطر ارجاعهای فراوان به کتابهای تاریخی شیعی و سنی و آوردن عبارت اصلی اون کتابهاست. واقعا خدا و رسولش به حاجآقای کاشانی نظر مخصوص داشتن برای این کتاب. الحمد لله رب العالمین.
بهتون توصیه میکنم کتاب رو حتما بخرین و بخونین. کتاب با قیمت پارسال و ده درصد تخفیف تو این کانال هست. التماس دعا.
361
Repost from أهواك..
سوارِ گمشده را از میان راه گرفتی
چه ساده صید خودت را به یک نگاه گرفتی
من آمدم که تو را با سپاه و تیغ بگیرم
مرا به تیر نگاهی تو بیسپاه گرفتی
چگونه آب نگردم؟ که دست یخزدهام را
دویدی و نرسیده به خیمهگاه گرفتی!
چنان به سینه فشردی مرا که جز تو اگر بود
حسین فاطمه! میگفتم اشتباه گرفتی
شنیدهام که تو نوحی! نه، مهربانتر از اویی
که حُرِّ بد شده را هم تو در پناه گرفتی
نشاندهای به لبانت، چنان تبسم گرمی
که از دلِ نگرانم مجال آه گرفتی
چه کردهام، که سرم را گرفتهای تو به دامن؟
چه شد که دست مرا از میان راه گرفتی؟
به روی من تو چنان عاشقانه دست کشیدی
که شرم را هم از این صورت سیاه گرفتی
#قاسم_صرفان
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
