ru
Feedback
پَریِ جَنگَل

پَریِ جَنگَل

Закрытый канал

جَنگَلِ پَری‌ناز مُلَقَّب به پَر، پَری، پَرپَری. پِچ‌پِچ: http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-4B9qHfuYw5lL پَرپَرَم که شعر می‌گویم: https://t.me/mokhayyell

Больше
282
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-230 день
Архив постов
رختِ سوگ، رنگش سپید بود.

اون مستیه که خوش داره رانندگی کنه..

Видеосообщение00:13

یه جوری رفتار میکنه که انگار این منم که تا پیشِ روی فرشته‌ی مرگ رفتم و با یه چشمک بهش برگشتم:

photo content
+1

در عصرِ باکیفیت‌ترین‌ها، من مثلِ آخرای شبِ تارم. از زمانی که خشکسالی شده، من همچون آسِمان خون میبارم. زاده از جنسی لطیف شبیه به گل، از ترسِ باغِبان پُرِ خارم. از صاحبِ تفنگ و مالکِ آن، از خالقِ گلوله نفرت دارم. زمینی در بهشت به نامم نیست؛ به خاطرش تو فکر کن بی‌چارم! جهنمی که ساختید را دیدم؛ از خدایتان "فاکینگ بیزارم!"

گریه نکن. گریه نکن. گریه نکن. گریه نکن. گریه نکن. گریه نکن. گریه نکن. گریه نکن. گریه نکن.

دیگه دل ندارم.

ارجمندانه به آگاهیِ شما دوستان و آشنایانم می‌رسانم که من دیگر تابِ زندگی کردن را هم ندارم، چه برسد به وانمود کردن.

Repost from N/a
صدا ها در سَرَم مدام رژه می روند. بند بندِ وجودم را به رگبار بسته اند. خون می گِریَم، گلوله گلوله. از فرسنگ ها دور تر خودم را در آینه می بینم، از پا افتاده، بی جان، شرمنده و گریان. آیا من زنده ام ؟!

خون میباره به جای بارون سرخه آسفالتِ هر خیابون هم‌خونه‌ام در سرما رقصید از صدای ظالم نترسید ایرانِ ماست زمستانِ ماست این جان ماست که فدا خواهد شد به امیدِ باران و به یادِ یاران خوبی به خواست پیدا خواهد شد -دی‌ماهِ‌سالِ۱۴۰۴ ِخورشیدی-

پ.ن: فقط این خبر به عزیز و خاله کوچیکم نرسه لطفا. پیشاپیش از همکاریِ همگیِ شما صمیمانه سپاسگزارم.

...

به رسمِ دفعه‌ی پیش، که فردا یا پس‌فردای شبی که بازداشت شدم و بعد از یه شب ولم کردن، برگشتنم رو اطلاع دادم، اینبار هم خواستم یه پیام به رسمِ یادگار اینجا بذارم.. آره خلاصه؛ این بار هم "بَ ر گَ ش تَ م".

این بار نه!

Period!

مرا خواند: "نقره‌فام."

مرا خواند: "پری‌پِیکَر."

نگاه کن سایه! شبیهمونن!
+1
نگاه کن سایه! شبیهمونن!