پَریِ جَنگَل
قناة بسيطة
جَنگَلِ پَریناز مُلَقَّب به پَر، پَری، پَرپَری. پِچپِچ: http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-4B9qHfuYw5lL پَرپَرَم که شعر میگویم: https://t.me/mokhayyell
إظهار المزيد282
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
282
یه جوری رفتار میکنه که انگار این منم که تا پیشِ روی فرشتهی مرگ رفتم و با یه چشمک بهش برگشتم:
282
در عصرِ باکیفیتترینها،
من مثلِ آخرای شبِ تارم.
از زمانی که خشکسالی شده،
من همچون آسِمان خون میبارم.
زاده از جنسی لطیف شبیه به گل،
از ترسِ باغِبان پُرِ خارم.
از صاحبِ تفنگ و مالکِ آن،
از خالقِ گلوله نفرت دارم.
زمینی در بهشت به نامم نیست؛
به خاطرش تو فکر کن بیچارم!
جهنمی که ساختید را دیدم؛
از خدایتان "فاکینگ بیزارم!"
282
گریه نکن.
گریه نکن.
گریه نکن.
گریه نکن.
گریه نکن.
گریه نکن.
گریه نکن.
گریه نکن.
گریه نکن.
282
ارجمندانه به آگاهیِ شما دوستان و آشنایانم میرسانم که من دیگر تابِ زندگی کردن را هم ندارم، چه برسد به وانمود کردن.
282
Repost from N/a
صدا ها
در سَرَم
مدام
رژه می روند.
بند بندِ
وجودم را
به رگبار
بسته اند.
خون
می گِریَم،
گلوله گلوله.
از فرسنگ ها
دور تر
خودم را
در آینه
می بینم،
از پا افتاده،
بی جان،
شرمنده و گریان.
آیا من زنده ام ؟!
282
خون میباره
به جای بارون
سرخه آسفالتِ هر خیابون
همخونهام
در سرما رقصید
از صدای ظالم نترسید
ایرانِ ماست
زمستانِ ماست
این جان ماست که فدا خواهد شد
به امیدِ باران
و به یادِ یاران
خوبی به خواست پیدا خواهد شد
-دیماهِسالِ۱۴۰۴ ِخورشیدی-
282
پ.ن: فقط این خبر به عزیز و خاله کوچیکم نرسه لطفا.
پیشاپیش از همکاریِ همگیِ شما صمیمانه سپاسگزارم.
282
به رسمِ دفعهی پیش، که فردا یا پسفردای شبی که بازداشت شدم و بعد از یه شب ولم کردن، برگشتنم رو اطلاع دادم، اینبار هم خواستم یه پیام به رسمِ یادگار اینجا بذارم..
آره خلاصه؛ این بار هم "بَ ر گَ ش تَ م".
