آب نبات لیمو.
Открыть в Telegram
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1570574110 🦕 یک دایناسور شیفتهی لیمو و کتاب قصه.🍋
Больше1 002
Подписчики
+624 часа
+507 дней
+5830 день
Архив постов
1 002
من هنوز یک دختربچهی پنج سالهام با تمام احساسات کنترل نشده و فوران کنندهی خوب و بد توی دلم.
گاهی حس میکنم زمین توی بغلمه و یک شیرینی خیلی خیلی خوشمزه کنار چاییم دارم و گاهی حس میکنم دنیا تیره و تار شده و غولهای بزرگ زیر تختی جهانم رو پر کرده.
1 002
من میبینم
و سرانگشتم را که به تاراج میبرید
با پلکم مینویسم
با مژههایم نقاشی میکنم
با تکان سرم
سرودی میسازم
پلنگی آرام بودم
پسرانم را خوردهاید
با چرمینهای از پوستشان
برابر من راه میروید
چمدانی پرم
که تحمل هیچ قفلی را ندارم
شیپوری از یاد رفتهام که همهمهای شنیدم
و از هیجان نبرد
بر خود میلرزم
شمس لنگرودی
1 002
بگشای دل و دیده به دیدار دماوند
وز هرچه به جز اوست دمی دیده فروبند
آراسته تا گردن، گیسوی دلاویز
افراسته تا گردون، بالای برومند
تندیس سرافرازی، سر سوده به کیوان
سرداده سرودش را در عرش خداوند
1 002
در متن شاهنامه، وقتی فریدون ضحاک رو شکست میده اون رو نمیکشه و در کوه دماوند به بند میکشه، تا ظلم برای همیشه در بند بمونه، در شاهنامه فردوسی این کوه رو به عنوان یک دژ برای برقراری عدالت به تصویر کشیده!
میگن که ضحاک هنوز در دماوند اسیره، و این افسانه نماد امید همیشگی، امید به پیروزی داد بر بیداد.🗻✨
1 002
The hospital ask should the body be cast
Before I say goodbye, my star in the sky.
1 002
امروز هوا خیلی هواست، ابرها خیلی ابر هستن، سبز خیلی سبزتره و صدای پرندهها خیلی واضحتر به گوش میرسه🧃✨
1 002
بهتره که به سرعت برق و باد کائنات برام یک خیام و عطار فراهم بکنه.
(اگر سعدی هم بهم بده که چه بهتر)
1 002
Repost from آب نبات لیمو.
گر مرد رهی میان خون باید رفت
وز پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای به ره نِه و از هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت.
— عطار نیشابوری
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
