ru
Feedback
کتابخانه فرهنگی آکادمی یوگا نیروانا

کتابخانه فرهنگی آکادمی یوگا نیروانا

Открыть в Telegram

کتابخانه‌ای با موضوعات: اساطیر، ادیان، صوفیسم، شمنیسم، تنترا، هندوییسم، کیمیاگری، گنوسیسم، میترائیسم، علوم اسراری، جادوگری، باستان‌شناسی ممنوعه، یونگ.

Больше
5 745
Подписчики
+124 часа
+147 дней
+9030 день
Архив постов
يـك دانشمند و يك فيلسوف هـرچقدر هم كه تلاش كنند نمى توانند با استدلال هاى علمى به عـوام چيزى بفهمانند ! اما يك روحانى مذهبى با استفاده از خـرافات دينى به راحتى بر اين كار موفق است، چراكه مردم عامی عاشق تخيلات هستند ! ● استرابون

البته کصکشی شغل شریفیه حیفه که به دست آخوند ، خراب بشه اسمش

خلاصه‌ش میشه این: آخوندا کصکشن.

ملاها همراه با روسپیان با تجربه دست در همین کارها( قوادی، دلالی محبت) داشتند. زیرا در کاروانسراها پر از صیغه بود و همین روسپیان منبع درآمد اصلی آخوندهای دون پایه بودند که این ازدواج ها را ترتیب می دادند. در مشهد با صدها هزار زوار سالانه اش، ملاها کار نان و آب داری دارند و از چندین زن آماده ازدواج در خانه های خود نگه داری می کنند. هر ملایی که کسی را برای یکی از این زنها پیدا کند، بابت قرارداد ازدواج و نیز برای هزینه ی خورد و خوراکی که زن هنگام زندگی در خانه ی او داشته پول دریافت می کند. زن پس از پایان مدت ازدواج و دریافت مبلغ موعود از شوهرش، به خانه ی حامی روحانی اش برمی گردد و بی صبرانه منتظر سرآمدن چهار ماهی که می باید بگذرد تا او دوباره بتواند ازدواج کند می نشیند. این مدت البته همیشه آن طور که باید و شاید رعایت نمی شود. قانون شرع به زن اجازه می دهد فقط سه بار ازدواج کند، ولی ملاهای مهربان همواره آماده اند چنین موضوعات پیش پا افتاده ای را ندید بگیرند. در واقع ملاها با کلاه شرعی درست کردن هایشان شریک جرم صیغه ها می شدند و مدت قانونی انتظار برای از نو شوهر کردن را کوتاه می کردند و پول در می آوردند. به این دلیل و دلایل دیگر بود که مردم فرق چندانی میان صیغه و روسپی نمی گذاشتند. به عقیده ی«ریچارد هِنتس» که سال ها در ایران زندگی و طبابت کرد و از فرق میان زناشویی موقت و روسپی گری آگاه بود، این فرق گاهی از میان می رفت، چنان که در شهرهای مرزی سنی نشین غرب ایران ملاها میان روسپی ها و مشتری ها واسطه گری می کردند. تاریخ روابط سکسی در ایران ویلم فلور محسن مینوخرد انتشارات فردوسی استکهلم، سوئد

‏جمع کن مادرقحبه. جمع کن کشتی‌ها و ناوهاتو زودتر سیکتیر کن وقت ما رو هم نگیر. تو مال جنگیدن تو خاورمیانه نبودی. برو همون کون مونای کانادایی رو تهدید کن.

بچه شیعه چوب تو‌ کونش هم بکنی ، میگه این کون منه که چوب رو به اسارت گرفته 😂😂

نیازِ نفس به علم، از نیاز مزاج به خوراکی که آن را صلاح می‌بخشد مهم‌تر است، و علم هم دو علم است: ▫️علمی که بدان نیاز است، مانند آنچه که به خوراک و غذا نیاز است. در آن علم باید راه اقتصاد و میانه را پیمود و بسنده بر مقدار حاجت و نیاز کرد، و آن علم احکام شرعی است. بدان علم جز آن مقدار که در همان وقتِ نیاز بدان حاجت می‌افتد، بیشتر ننگرد، برای اینکه حکم آن، به افعالی که در دنیا واقع می‌گردد تعلق می‌گیرد، بنابراین از آن، جز به مقدار نیازت فرا مگیر! ▫️علم دیگر، علمی است که آن را حدی که در آنجا بایستی نیست، و آن علمی است که به خداوند و مواطن رستاخیز تعلق دارد، زیرا علم به مواطن و میقات‌های قیامت، عالِم بدان را  برای هر موطنی که درخور آن است، آماده می‌نماید، زیرا حق تعالی در آن روز - به سبب برداشته‌شدن پرده و حجاب‌ها- خودش طلب‌کننده است، و آن روز فصل و جدا کردن است، پس انسان عاقل را سزاوار است که در کارش، بر بصیرت و بینش بوده و آمادهٔ پاسخ، از نفس خود و غیر خودش - در مواطنی که می‌داند که در آنها جواب از وی خواسته می‌شود- باشد، از این‌روی ما علم به مواطن و میقات‌های قیامت و رستاخیز را به علم به خدا ملحق ساختیم. شیخ محیی الدین ابن عربی 📚 فتوحات مکیه، باب ۷۰

اگر در جستجوی اویی ، شاید او هم پیشتر در جستجوی تو بوده است!

" او در همه آنچه مخلوقات یا مبتدعات نامیده می‌شوند، سریان دارد. او در هر شاهدی شاهد و در هر مشهودی مشهود است، پس او همه هستی است. او همان وجود و موجود است. در هر معبودی او پرستیده می‌شود و در هر مقصودی او مورد قصد قرار می‌گیرد. او وجود هر چیزی است و هر چیزی ترجمه و بیان اوست. هنگام ظهور هر چیزی او ظاهر است و در هنگام فقدان هر چیزی او باطن است. او اول هر چیزی و آخر هر چیزی است. عابد و معبود، ذاکر و مذکور، حاکم و قابل، تکلیف کننده و تکلیف شونده اوست. پس منزه است کسی که اشیا را ظاهر کرده و خود عین آن‌هاست. خدا را جز خدا کسی ذکر نمی‌کند و جز خدا کسی خدا را نمی‌بیند." ● ابن عربی – الفتوحات المکیه

با توجه به قیمت‌های جدید کتابا دیگه کتابم اومد تو لیست چیزایی که هرکی داره از قبل داشته

کسی نمیتونه انسان رو کمک کنه

📚 نگاهی به آخرالزمان‌باوری رائفی‌پور اگر ویلیام جیمز روانشناس برجسته آمریکایی سخنرانی‌های رائفی‌پور را گوش می‌کرد، نخستین چیزی که او را متعجب می‌کرد نه صرفا محتوای پیشگویی‌های او بلکه بیشتر حالت روانی‌ای بود که این پیش‌گویی‌ها از آن تغذیه می‌کنند. در نگاه ولیام جیمز دین بیشتر از اینکه یک "نظام معرفی" باشد، یک وضعیت احساسی‌ست. حالتی روانی که انسان زیر فشار ترس، اظطراب، بی‌معنایی و درماندگی تولید می‌کند. تا دوباره بتواند حس کند جهان در اختیار او قرار گرفته. او این وضعیت را «mind-cure» می‌نامد. یعنی تلاش روانی برای فرار از بی‌نظمی جهان با ایجاد طرح کلان و نجات‌بخش. هنگامی که رائفی‌پور جهانی را توصیف می‌کند که پر است از توطئه‌های نامرئی، دشمنان مخفی همراه با شیاطین و اجنه‌ای که پیرامون آن، نبرد نهاییِ بین خیر و شر را پیش می‌برند. ولیام جیمز آن را «روح بیمار» می‌نامند. انسانی که با دنیا کنار نمی‌آید، دنیایی می‌سازد که انگار پشت هر حادثه دستی پنهان شده. ذهن بیمار دیگر نمی‌تواند «اتفاقات» را تحمل کند. هرچیزی را باید هدفمند و آسمانی ببیند. در واقع این همان نقطه‌ای است که آخرالزمان‌باوری رائفی‌پور به آن گره خورده، نوعی نیاز بیمارگونه برای اینکه هر آشوب جهانی معمایی مخفی دارد. آخرالزمان باوری در بنیادی‌ترین حالت خود به این گزاره‌ها فروکاسته می‌شود: «شرّ همه‌جا هست و در حال افزایش است.» «دنیا دارد به پایانش نزدیک می‌شود.» افرادی مانند رائفی‌پور در جهان تصادفی احساس گم‌گشتگی و سرگستگی می‌کنند. صرفا در نگاه آخرالزمانی است که ناگهان جهان برای ایشان نظم پیدا می‌کند. دیگر شرّ معنا دارد، سختی‌ها در یک طرح بزرگ جا می‌گیرند. آنها احساس می‌کنند بازی جهان را فهمیده‌اند. در این حالت به این نتیجه می‌رسند که دیگر تنها نیستند، رنجشان بی‌دلیل نبوده، انگار در یک نبرد بزرگ مشارکت دارند و در مرکز یک داستان قرار گرفته‌اند. جالب این است که در فرقه‌های که از آخرالزمان‌باوری تغذیه می‌کنند (مانند جمهوری اسلامی) تلاش وسواس‌گونه‌ای وجود دارد تا به افراد این را القا کنند که «تو برگزیده‌ای.» «تو از اسرار باخبری.» «بقیه خواب‌اند ولی تو بیداری.» در واقع نوعی احساس ویژه بودن به افراد دادن، البته بايسته است برای توضیح بیشتر از اصلاح «خودشیفتگی جبرانی» استفاده کنم. مکانیسم دفاعی که فرد احساس ضعف و حقارت را با لایه‌ای از احساس انتخاب‌شدگی می‌پوشاند. کارکرد ادعاهای رائفی‌پور از این مکانیسم منشأ گرفته، نیاز به برگزیدگی. او تلاش دارد که خود و شنوندگان را قانع که «نقش مهمی در تاریخ دارند». رائفی‌پور با تبدیل شیعه به «مرکز نبرد نهایی جهان»، با جدا کردن جهان به خیر مطلق و شر مطلق، یک نسخهٔ قدرتمند از همین احساس را تولید می‌کند: «ما محور تاریخ هستیم. ما سلاح پنهان خدا هستیم. ما همان قومی هستیم که جهان را نجات می‌دهد.»

👆🏽 این ‌چنل رو زدم مشخصاً برای بررسی ادیان ثنویت‌گرا عزیزانِ حوزه ادیان ، الاهیات ، فلسفه و عرفان عضو بشوند. به سایر دوستانی که علاقه‌مند به چنین مباحثی هستند هم خوش‌آمد میگم.