کتابخانه فرهنگی آکادمی یوگا نیروانا
Ir al canal en Telegram
کتابخانهای با موضوعات: اساطیر، ادیان، صوفیسم، شمنیسم، تنترا، هندوییسم، کیمیاگری، گنوسیسم، میترائیسم، علوم اسراری، جادوگری، باستانشناسی ممنوعه، یونگ.
Mostrar más5 741
Suscriptores
+224 horas
+217 días
+8930 días
Archivo de publicaciones
جمع کن مادرقحبه. جمع کن کشتیها و ناوهاتو زودتر سیکتیر کن وقت ما رو هم نگیر. تو مال جنگیدن تو خاورمیانه نبودی. برو همون کون مونای کانادایی رو تهدید کن.
بچه شیعه چوب تو کونش هم بکنی ،
میگه این کون منه که چوب رو به اسارت گرفته 😂😂
نیازِ نفس به علم، از نیاز مزاج به خوراکی که آن را صلاح میبخشد مهمتر است، و علم هم دو علم است:
▫️علمی که بدان نیاز است، مانند آنچه که به خوراک و غذا نیاز است. در آن علم باید راه اقتصاد و میانه را پیمود و بسنده بر مقدار حاجت و نیاز کرد، و آن علم احکام شرعی است. بدان علم جز آن مقدار که در همان وقتِ نیاز بدان حاجت میافتد، بیشتر ننگرد، برای اینکه حکم آن، به افعالی که در دنیا واقع میگردد تعلق میگیرد، بنابراین از آن، جز به مقدار نیازت فرا مگیر!
▫️علم دیگر، علمی است که آن را حدی که در آنجا بایستی نیست، و آن علمی است که به خداوند و مواطن رستاخیز تعلق دارد، زیرا علم به مواطن و میقاتهای قیامت، عالِم بدان را برای هر موطنی که درخور آن است، آماده مینماید، زیرا حق تعالی در آن روز - به سبب برداشتهشدن پرده و حجابها- خودش طلبکننده است، و آن روز فصل و جدا کردن است، پس انسان عاقل را سزاوار است که در کارش، بر بصیرت و بینش بوده و آمادهٔ پاسخ، از نفس خود و غیر خودش - در مواطنی که میداند که در آنها جواب از وی خواسته میشود- باشد، از اینروی ما علم به مواطن و میقاتهای قیامت و رستاخیز را به علم به خدا ملحق ساختیم.
شیخ محیی الدین ابن عربی
📚 فتوحات مکیه، باب ۷۰
اگر در جستجوی اویی ،
شاید او هم پیشتر در جستجوی تو بوده است!
" او در همه آنچه مخلوقات یا مبتدعات نامیده میشوند، سریان دارد. او در هر شاهدی شاهد و در هر مشهودی مشهود است، پس او همه هستی است. او همان وجود و موجود است. در هر معبودی او پرستیده میشود و در هر مقصودی او مورد قصد قرار میگیرد. او وجود هر چیزی است و هر چیزی ترجمه و بیان اوست. هنگام ظهور هر چیزی او ظاهر است و در هنگام فقدان هر چیزی او باطن است. او اول هر چیزی و آخر هر چیزی است. عابد و معبود، ذاکر و مذکور، حاکم و قابل، تکلیف کننده و تکلیف شونده اوست. پس منزه است کسی که اشیا را ظاهر کرده و خود عین آنهاست. خدا را جز خدا کسی ذکر نمیکند و جز خدا کسی خدا را نمیبیند."
● ابن عربی – الفتوحات المکیه
با توجه به قیمتهای جدید کتابا دیگه کتابم اومد تو لیست چیزایی که هرکی داره از قبل داشته
📚 نگاهی به آخرالزمانباوری رائفیپور
اگر ویلیام جیمز روانشناس برجسته آمریکایی سخنرانیهای رائفیپور را گوش میکرد، نخستین چیزی که او را متعجب میکرد نه صرفا محتوای پیشگوییهای او بلکه بیشتر حالت روانیای بود که این پیشگوییها از آن تغذیه میکنند. در نگاه ولیام جیمز دین بیشتر از اینکه یک "نظام معرفی" باشد، یک وضعیت احساسیست. حالتی روانی که انسان زیر فشار ترس، اظطراب، بیمعنایی و درماندگی تولید میکند. تا دوباره بتواند حس کند جهان در اختیار او قرار گرفته. او این وضعیت را «mind-cure» مینامد. یعنی تلاش روانی برای فرار از بینظمی جهان با ایجاد طرح کلان و نجاتبخش.
هنگامی که رائفیپور جهانی را توصیف میکند که پر است از توطئههای نامرئی، دشمنان مخفی همراه با شیاطین و اجنهای که پیرامون آن، نبرد نهاییِ بین خیر و شر را پیش میبرند. ولیام جیمز آن را «روح بیمار» مینامند.
انسانی که با دنیا کنار نمیآید، دنیایی میسازد که انگار پشت هر حادثه دستی پنهان شده. ذهن بیمار دیگر نمیتواند «اتفاقات» را تحمل کند. هرچیزی را باید هدفمند و آسمانی ببیند. در واقع این همان نقطهای است که آخرالزمانباوری رائفیپور به آن گره خورده، نوعی نیاز بیمارگونه برای اینکه هر آشوب جهانی معمایی مخفی دارد.
آخرالزمان باوری در بنیادیترین حالت خود به این گزارهها فروکاسته میشود:
«شرّ همهجا هست و در حال افزایش است.»
«دنیا دارد به پایانش نزدیک میشود.»
افرادی مانند رائفیپور در جهان تصادفی احساس گمگشتگی و سرگستگی میکنند. صرفا در نگاه آخرالزمانی است که ناگهان جهان برای ایشان نظم پیدا میکند. دیگر شرّ معنا دارد، سختیها در یک طرح بزرگ جا میگیرند. آنها احساس میکنند بازی جهان را فهمیدهاند. در این حالت به این نتیجه میرسند که دیگر تنها نیستند، رنجشان بیدلیل نبوده، انگار در یک نبرد بزرگ مشارکت دارند و در مرکز یک داستان قرار گرفتهاند.
جالب این است که در فرقههای که از آخرالزمانباوری تغذیه میکنند (مانند جمهوری اسلامی) تلاش وسواسگونهای وجود دارد تا به افراد این را القا کنند که «تو برگزیدهای.» «تو از اسرار باخبری.» «بقیه خواباند ولی تو بیداری.»
در واقع نوعی احساس ویژه بودن به افراد دادن، البته بايسته است برای توضیح بیشتر از اصلاح «خودشیفتگی جبرانی» استفاده کنم. مکانیسم دفاعی که فرد احساس ضعف و حقارت را با لایهای از احساس انتخابشدگی میپوشاند.
کارکرد ادعاهای رائفیپور از این مکانیسم منشأ گرفته، نیاز به برگزیدگی. او تلاش دارد که خود و شنوندگان را قانع که «نقش مهمی در تاریخ دارند». رائفیپور با تبدیل شیعه به «مرکز نبرد نهایی جهان»، با جدا کردن جهان به خیر مطلق و شر مطلق، یک نسخهٔ قدرتمند از همین احساس را تولید میکند:
«ما محور تاریخ هستیم. ما سلاح پنهان خدا هستیم. ما همان قومی هستیم که جهان را نجات میدهد.»
👆🏽 این چنل رو زدم مشخصاً برای بررسی ادیان ثنویتگرا
عزیزانِ حوزه ادیان ، الاهیات ، فلسفه و عرفان عضو بشوند.
به سایر دوستانی که علاقهمند به چنین مباحثی هستند هم خوشآمد میگم.
پیروان فرقه دونمه، شبتای را همانند موسی یا خود موسای پیامبر میدانند، زیرا معتقدند او از نو متولد شده است. یکی از دلایل این باور، نام شبتای است که اعداد حروف آن با نام موسای (مُشه) در حساب عبری (أ ت به ش) برابر است. این نوع محاسبات در میان یهودیانی که قبالا را باور دارند، بسیار رایج است.
شبتای در سال ۱۶۷۶ میلادی در شهر صوفیه نامهای نوشت و خود را به عنوان موسی تشبیه کرد. گفته میشود در مراسم جشن عید فصح، مانند موسی، مار نقرهای ساخت و آن را بر روی ستونی قرار داد.
در سفر اعداد (۹:۲۱) آمده است: «پس موسی مار برنجینی ساخت و بر سر نیزهای بلند قرار داد. و چنین شد که اگر کسی توسط مار گزیده میشد، به مجرد نگاه کردن بر آن مار برنجین، زنده میگشت.»
📖دونمه
فرقهای در میانهی یهودیت و اسلام
جعفر هادی حسن
ترجمه: زهرا مهرجویی
این اندیشه که با شر باید جنگید و نباید اون رو به حال خود رها کرد از تعالیم قبالا سرچشمه میگیره. شبتای، علم قبالا رو بهتنهایی و بدون بهرهگیری از هیچ استادی مطالعه میکنه و بهویژه در کتاب زوهر به تدبر و تعمق میپردازه. همین آموزهها بعدها نقش مهمی در شکلگیری خطمشی فکریش داشته.
نقل کردهاند که شبتای صبی بخش زیادی از وقت خود را در اتاقش به خلوت و اعتکاف میگذراند و به تمرین عملی قبالا میپرداخت. همچنین گاه چند شبانهروز را در خارج از شهر سپری میکرد. به زیارت قبور اولیای الهی قوم یهود میرفت، به این امید که روح آنان در او حلول کند.
📖دونمه
فرقهای در میانهی یهودیت و اسلام
جعفر هادی حسن
ترجمه: زهرا مهرجویی
ص۴۶
شبتای صبی، بنیانگذار فرقه دونمه، همواره از نوعی بیماری روانی رنج میبرد که در روانشناسی از آن با عنوان خلق ادواری یا سایکلوتایمیا یاد میشود. این بیماری حالتی از افسردگی و گوشهگیری است که پس از دورههایی از شور، نشاط و هیجان بیش از حد بر فرد عارض میشود.
پیروان شبتای، حالت شور و هیجان او را «استناره» و دورههای افسردگی و انزوا را «استتار خداوند» مینامیدند. شبتای در زمان شادمانی به شعرخوانی و ترانهسرایی میپرداخت، با صدای بلند نی مینواخت و گاه در برابر شاگردان و حاضران به رقص درمیآمد. اما در دورههای افسردگی از مردم کناره میگرفت، و هرگاه کسی از او دربارهی این عزلتنشینی میپرسید، پاسخ میداد:
«من با پلیدیها و شیاطین در نبرد بودم.»
📖دونمه
فرقهای در میانهی یهودیت و اسلام
جعفر هادی حسن
ترجمه: زهرا مهرجویی
ص۴۰
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
