Lyrics Notes
Открыть в Telegram
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
Больше1 689
Подписчики
+124 часа
+47 дней
+3230 день
Архив постов
1 689
شمارهی هفدهم «باترانه» منتشر شد.
این شماره، چاپ دوم آخرین شمارهی سال نود و هشت است که به دلیل شیوع کرونا و محدودیت انتشار به دست بسیاری از مخاطبین نرسیده است. با توجه به تقاضاهای مکرر خوانندگان مجله و دوستداران فریدون فروغی تصمیم گرفتیم که این شماره را با تغییراتی اندک تجدید چاپ کنیم.
این نسخهی «باترانه» آخرین شماره در فرمت فعلی است که به صورت تمامرنگی و با کاغذ گلاسه تهیه شده است. باترانه را از شمارهی آینده با تغییراتی اساسی در فرم و ظاهر مجله منتشر خواهیم کرد.
این شماره را میتوانید از کیوسکهای مطبوعاتی و کتابفروشیهای معتبر و یا از طریق تماس با دفتر نشریه و یا تماس با سردبیر و اعضای تحریریه به شکل پیام خصوصی در اینستاگرام و تلگرام تهیه فرمایید.
@baataraaneh
1 689
جهانی شدن موسیقی یک کشور میتواند معانی مختلفی داشته باشد اما BTS قطعاً مصداق جهانیشدن موسیقی یک کشور نیست. آنهایی که غبطهی جایگاه یک گروه فانک کرهای را در رتبهبندیهای معتبر جهانی میخورند فقط چشمهای تنگ اعضای گروه را میبینند و اگر چشمشان را بیشتر باز کنند متوجه خواهند شد که این اتفاق یک روال عادی در جریان فرهنگ و اقتصاد جهانی است.
یک گروه یا یک خوانندهی کرهای به همان دلیل در دنیا صاحب جایگاه میشود که هیوندا و کیا و سامسونگ و الجی.
ترانهی «دینامیت» را یک سانگرایتر و پرودیوسر انگلیسیزبان با نام «دیوید استوارت» با کمک یک آرتیست دیگر همزبانش به نام «جسیکا آگومبار» ساخته است.
گروه کرهای هم به عنوان یک گروه پرطرفدار در شرق دور و با پشتوانهی کافی مالی و مشاورههای لازم، تصمیم گرفته است که اولین ترانهی انگلیسیاش را بخواند. ترانهای دیسکوپاپ که برخلاف بازارگرمی استوارت، نکتهی دندانگیر و تازهای در فرم و محتوا ندارد.
آنچه دینامیت را در سطح جهانی ترکانده است نه سطح کیفی موسیقی و ترانهی آن بلکه شرایط اجرا و جذابیتهای موزیکویدئوی آن برای مخاطب جهانی و البته پخش هوشمندانه و مبتنی بر قواعد رسانههای جهانی است. شنوندهی انگلیسیزبان از شنیدن ترانهی انگلیسی با صدای چند رقصندهی نوجوان از خاور دور، ذوقمرگ میشود! به همان دلیل که بازخوانی مضحک یک خوانندهی اسکاندیناوی از ترانهی گوگوش در یک تلویزیون محلی در فضای مجازی ایرانی وایرال میشود!
@LyricsNotes
1 689
اریک و داریوش در استودیو ورسای پاریس هنگام ضبط ترانهی «دوباره میسازمت وطن»
ویدئو از آرشیو «رها گزرسز»
@LyricsNotes
1 689
به همین سادگی! با همین سطح از وقاحت!
سایتی که بزرگترین مروج داخلی خالتورهای هنرخراش رسمی و غیررسمی پراکنده در فضای موسیقی مملکت شده و همهی تمرکزش بر تجارت است و ذرهای جا برای هنر نمیگذارد حرفهای ناصرخان چشمآذر را در گلایه از فضای غیرهنری موسیقی نشر میدهد! آن هم فضایی که همین سایت زرد، سردمدار اصلی آن شده است.
عجیب هم نیست که نامی از من به عنوان گفتوگو کننده و صاحب حق این ویدئو نبرده و آن را با کیفیتی پایین و با درج لوگوی خودش منتشر کرده است!
دفاع از موسیقی با نقض حقوق مالکیت، شوخی زشتی است!
@LyricsNotes
https://www.instagram.com/p/CEri-3GJ_wN/?igshid=1xzr64nap7ll2
1 689
به مناسب فرارسیدن ایام محرم، یک بار دیگر این مطلب قدیمیام را بخوانید:
https://t.me/lyricsnotes/91
1 689
فارغ از این که قرار است موافق یا مخالف این موج جدید توعیتری باشم اما گاهی برخی چیزها برایم مثل روز روشن است.
خبرنگاری که لوازم اولیهی آگاهی و درک از مقولهای که به آن میپردازد را ندارد هم این میان سوار بر موج است. خوی حیوانی و کثیف آن کسی که در روایت ایشان است که قطعاً غیرقابلانکار خواهد بود اما نظر صاحب آن خوی حیوانی مبنی بر بیسوادی و بی استعدادی ایشان طبیعتاً دلیلی هم بر باسوادی و بااستعدادی این خبرنگار نیست.
@LyricsNotes
1 689
«حمیدرضا نوربخش» مدیرعامل خانهی موسیقی و از برجستهترین شاگردان استاد شجریان است. ایشان به عنوان مدرس آواز نیز شیوهی آوازی شجریان را تدریس میکند.
این آواز بداهه، پایانبخش گفتوگو با ایشان در برنامهی «موزیکنووا» بود.
@LyricsNotes
1 689
«مجتبی میرزاده» سر ضبط ترانهی «نون و دلقک» در کنار «بهروز صفاریان» و «محمد اصفهانی»
@LyricsNotes
1 689
رقابت میان خزعبلسرایان بسیار نزدیک شده! پست ریپلای شده را اگر نخواندهاید بخوانید، اصلاً اگر خواندهاید هم دوباره بخوانید!
@LyricsNotes
1 689
آفتاب آمد دلیل آفتاب!
در دوران کرونا کمکم زمزمههایی مبنی بر استثمار موزیسینها توسط اپلیکیشنهایی مثل Spotify و Applemusic سر گرفت. زمزمههایی که عمدتاً از جانب خوانندههاست.
«دنیل اک» مدیرعامل اسپاتیفای در مصاحبهی اخیرش به خوبی این وضعیت را تحلیل کرده است. او با اشاره به این که خوانندهها همیشه به طور خصوصی از پرداختهای اسپاتیفای رضایت دارند به نکتهی مهمی اشاره میکند. این که خوانندهها همچنان میخواهند مثل قدیم و با همان روشهای انحصارجویانهی سنتی پول در بیاورند و بر رقیبانشان پیروز شوند! این که در شرایط فعلی حاضر نیستند تغییر شرایط رقابت در فضای بدون کنسرت و پولپاشیهای هدفمند پولشویان تهیهکنندهنما را بپذیرند.
این که نمیپذیرند که دیگر نمیشود با دو تراک و پروپاگاندای پیرامون آنها چند سال پول در بیاورند و مجبورند مدام و با خلاقیتها و آثار جدید با مخاطبشان مرتبط باشند.
اما عصر جدیدی آغاز شده است. برای استقبال مخاطب، دیگر تهیهکنندهی گردنکلفت کافی نیست! باید موسیقی و ترانهی خوب هم داشته باشید.
پلتفرمهای غیردولتی، کمترین خدمتشان همین خواهد بود. بنشینید و تماشا کنید!
@LyricsNotes
1 689
با روال فعلی اقتصادی، دیر نیست دورانی که دیگر از پس هزینهی اینترنت و دانلود قانونی و غیرقانونی موسیقی هم بر نیاییم.
اوضاع اقتصادی فعلی باید خیلیها را متوجه کرده باشد که از امروز تا مدتها دیگر نمیشود از عمدهی راههایی که در گذشته درآمد کسب میشد پول درآورد.
آن بخش از اهالی موسیقی که بر کنسرتها تکیه میکردند باید برای خرجی خود و خانواده، هر چه زودتر فکری به حال شغلی متناسب با شرایط کنند و از این خیال خام که دست نوازش دولت (به نمایندگی مردم و کائنات) بر سرشان کشیده خواهد شد بیرون بیایند.
در این شرایط، نادیدهگرفتن نقش ترانهسرا و آهنگساز که حاصل نشئگی از تصاحب همهی عواید یک اثر بود هم کمکم با همان نشئگی باید از سر خوانندگان بپرد.
با ادامهی وضع فعلی، دیگر دلالان و پولشویان و رانتخوارانی که به نام تهیهکننده در موسیقی جولان میدادند هم امید اول و آخر خوانندههایی که به زور تبلیغات و پروپاگاندای رسانهای و تکرارهای مفرط، صدای ناکوکشان به ذائقه و خاطرهی جمعی تبدیل میشد نخواهند بود.
البته ماجرای ترانهسازها و موسیقیپردازهای فیک هم رو به پایان خواهد بود.
ترانهسرا و آهنگسازی که سرش به تنش میارزد مثل قبل کارش را میکند و اثرش را به خوانندهای که مناسب است پیشنهاد میدهد. انتشار کرونا و سقوط اقتصاد و تزلزل ماهیت سیستم کنترل مارکت موسیقی، اوضاع اینها را تغییر نداده اما اوضاع آنها را خراب کرده است.
اگر از این ماجراها درس نگیریم و در مقطع حذف موقتی انگلها فکری به حال اصلاح قواعد رسمی و عرفی که مهمترینشان «حقوق مؤلفین و مصنفین» است نکنیم، پس از این دوران هم آش همان آش و کاسه همان کاسه خواهد بود.
@LyricsNotes
1 689
نوازندههای دورهگردی که عموما بدون این که دورهای دیده باشند با یک ساز ناکوک در کوچه و خیابان برای امرار معاش نوازندگی میکنند گاهی بد مینوازند. به قول بزرگی «ساز را نمیزنند، ضرب و شتم میکنند!». اما همین بدنوازی هم از نظر عدهای و از سر ناآگاهی، هنر است و شایستهی تکریم. حتی دیده شده که از پنجرهی طبقهی دهم یک ساختمان هم یک برگ تراول پنجاهی به سمتشان گسیل میشود!
عیبی هم ندارد که عدهای تکریم و حتی تبلیغشان کنند.
اما بخش مهمی از اهالی محل هم از این آلودگی صوتی و تأثیر منفیاش بر آرامش محله همیشه شاکی خواهند بود.
این میان ممکن است افرادی که با موسیقی آشنایی دارند و یا خودشان هم با شکلی استاندارد در جایی استاندارد نوازندگی میکنند هم در آن محل باشند. ممکن است یکی دوبار هم شخصاً تذکر بدهند و البته واکنش هم مشخص است: «من خوب میزنم، تونمیفهمی!»
اما بعد از آن، گلایهها گاهی به جمع اهالی میرود. ممکن است هممحلهای موسیقیشناس ما گاهی به بقیه توضیح دهد که دلیل علمی ناهنجاری این نوازندگی چیست و حتی دستهجمعی برای ارشادش و یا حذفش از محل تصمیم بگیرند.
اما همیشه هممحلهایهای مهربانی هم هستند که معتقدند باید تحمل کرد و نباید نان اینها آجر شود! اصلا همین گلایهها مصداق غیبت است! بگوییم آنها هم بیایند از خودشان دفاع کنند! تکریمکنندگان هم با قیافهی حق به جانب به مهربانان خواهند پیوست!
حتی ممکن است بدنوازان قصهی ما از این که این قدر در موردشان حرف میزنیم به خیالاتی برسند.
این بدنوازان که آرامش فضای محله را از بین بردهاند و گوش میخراشند و تمام ماجراهای اطرافشان را بردارید و به جایشان برخی از کارورزان پرهایوهوی فضای موسیقی و ترانه که در قالب کتابساز و ترانهسرا و آهنگساز و خواننده و ... فرورفتهاند را بنشانید و ببینید خودتان در کدام دسته از اهالی محل قرار میگیرید.
@LyricsNotes
1 689
ترانهسرایانی که مانند آن پادشاه لخت در میان مردم رژه میروند و هوراکشانشان از زیبایی بافتهی جدید هلهله سر میدهند را لاجرم باید کودکی رسوا کند!
بیاییم گاهی به اندازهی کودکان هم که شده با خودمان و مردم، روراست باشیم!
دست برداریم از این محافظهکاریهای مخرب فضای فرهنگی! وهن ترانهی فارسی با این خزعبلات، باید جوابی صریح و روشن داشته باشد.
صرف حضور همراه با گرد و غبار فراوان در مارکت موسیقی نشان از جایگاه کیفی این مدعیان نیست. تا امثال اینها در فضای ترانهی مملکت جولان میدهند باید به شاعران فرصتطلبی که با تکبر، شعار ِ «تو شاعر نیستی! تصنیفسازی!» سر میدهند هم حق بدهیم.
@LyricsNotes
1 689
ما در ترانهی روایی فارسی عمدتاً نوع کلاسیکی از روایت را به کار میگیریم. روایاتی آمیخته با استعاره و سرشار از آرایههای ادبی و هنری. دلیلش هم ریشهی ترانهی ما در ادبیات فارسی است.
اما روایت در ترانههای غیرفارسی و مشخصا در زبان انگلیسی، در بافتار و ساختمان ِ به شدت متفاوتی پرداخته میشود. تنوع ملودیها و ریتمها و خلاقیت در خلق فضاهای موسیقایی هم به کمک هر چه متفاوتتر شدن در عین حفظ مبانی هنری میآید و اینگونه است که ترانهی بینالمللی شکل میگیرد.
«تیلور سویفت» نمونهی بسیار شاخص ترانهسرایان برجستهی نسل جدید است که روایتهای نو، شاخصهی هنر ترانهسرایی اوست.
او در ایام همهگیری کرونا به شکلی ناگهانی و غافلگیرکننده آلبوم جدیدش با عنوان «فولکلور» را منتشر کرد که مثل همیشه مملو از ایدههای نو در ترانهی روایی و داستانی است.
تیلور سویفت آن قدر مشهور هست و آن قدر در زبان انگلیسی، منتقدین برجستهی ترانه وجود دارند که همین حالا میتوانید دهها مطلب در نقد و بررسی آلبوم جدیدش بخوانید و هر چه بیشتر بیاموزید.
«ژاکت کشباف پشمی» تکآهنگ زیبایی است که به ضمیمهی آلبوم فولکلور منتشر شده است.
@LyricsNotes
1 689
«Cardigan»
(ژاکت کشباف پشمی)
خواننده: تیلور سویفت
موسیقی و ترانه:
آرون دسنر، تیلور سویفت
@LyricsNotes
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
