ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

مصدع اوقات

مصدع اوقات

Открыть в Telegram

قصدم آزار شماست.

Больше
1 000
Подписчики
+124 часа
+77 дней
+4630 дней
Архив постов
Repost from Flaneurscircle
"تئاتر روال عادی" نویسنده: ژان کلود کریر مترجم: اصغر نوری طراح و کارگردان: مهران یاراحمدی بازیگران محسن نظری / احمد زارع دستی
"تئاتر روال عادی" نویسنده: ژان کلود کریر مترجم: اصغر نوری طراح و کارگردان: مهران یاراحمدی بازیگران محسن نظری / احمد زارع دستیار کارگردان و مدیر تولید: زهرا کمال طراح پوستر: فاطمه ایمان با همکاری حلقهٔ هنر فلانور هرشب ساعت ٢١ برای رزرو به شماره 09201240284 در تلگرام پیام دهید.

ممبرای چنل صادق بهش ناشناس میدن «سلام چنلتون خیلی خوبه فقط کم پست میذارید. لطفا بیشتر از بقیه کپی کنید ممنون»

داداش من نگرانت هستم لطفا هرچه زودتر برای خودت یه سرگرمی یا کار پیدا کن و دست از دزدی بردار. کسکش من این پست رو هفت ماه پیش نوشتم، تازه الان اومدی کپیش کردی؟ سیو کرده بودی بعدا کپی کنی یا حین گشتن تو چنل مردم برای «ترشح ذهنی» از ذهنت ترشح شده؟

Repost from ترشح ذهنی
اینستا رو باز میکنی میبینی ای بابا همه‌ خانوم‌دکترهای آینده تو مدرسه که میخواستند با موفقیت دشمنانشان را ضایع کنند هم که ناخنکار شدن

ببخشید الان یکسری سوال برای بنده ایجاد شد؛ شما الان دقیقا چی رو کپی کردی؟ چسناله‌ کردن شخصی من رو؟ یعنی تو ذهن ابله‌ت این فرآیند رخ داده که از توی یه چنل کسشرترین و شخصی‌ترین پست ممکن رو انتخاب کنی، بزنی روی کپی و تو چنلت پستش کنی؟ نمیدونم حالا ولی یه فکری به حال خودت بکن. مثلا برو جلو آینه بگو من چقدر بدبخت و کودنم که یه چسناله هم نمی‌تونم بکنم. یا مثلا اگه مادرت انقدر خرابه که از بقیه کپی می‌کنی ببرش تعمیرگاه. این کارها چیه آخه؟ بعد اسم چنلت رو گذاشتی «ترشح ذهنی»؟ جدی؟ ما ۱۴ سالمون بود دخترهای هم‌سن و سالمون اسم چنلای کسشرشون رو میذاشتن «ترشحات مغز پریود:)» و اون بندگان خدا همون موقع هم رقت‌انگیز بودن. الان که دیگه ۲۰ سال رو هم رد کردیم. سوال بعدی، الان این ترشحات مذکور کجان؟ چرا ما نمی‌بینیم؟ مثلا یک روز ترشح میکنی، یه روز که ترشح نمی‌شه میری ترشحات بقیه رو می‌دزدی؟ داری با زندگیت چیکار میکنی صادق؟ هدفت از زنده بودن و دزدیدن ترشحات بقیه چیه؟ بعد اسم خودت رو گذاشتی صادق هدایت نشده؟ یعنی الان تنها فاصله‌ت با صادق هدایت، هدایت نشدنته؟ بنده بعید می‌دونم. برو کار و زندگی برای خودت جور کن. جدی.

Repost from ترشح ذهنی
تقریبا هر دفعه که جلوی دوربین می‌ایستم عکس بگیرم به خودم می‌گم خب الان که چی؟ معنی این‌کار چیه؟ به خودم می‌گم «برای اینکه این لحظه رو ثبت کنی» ولی می‌دونم که این نیست. با این همه عکس می‌خوام چی‌کار کنم جدی؟ هدفم از وجود داشتن چیه؟

این فکت که فردا وجود داره یه جور اذیتم میکنه، اینکه این فکت هرروز صدق می‌کنه هم یه جور دیگه‌ای.

تقریبا هر دفعه که جلوی دوربین می‌ایستم عکس بگیرم به خودم می‌گم خب الان که چی؟ معنی این‌کار چیه؟ به خودم می‌گم «برای اینکه این لحظه رو ثبت کنی» ولی می‌دونم که این نیست. با این همه عکس می‌خوام چی‌کار کنم جدی؟ هدفم از وجود داشتن چیه؟

همه‌مون می‌دونیم که مقایسه‌های منفی پدر و مادرها باعث میشه که بچه دائما خودش رو با دیگران مقایسه کنه‌. «از فلانی یاد بگیر»، «کاش تو هم مثل فلانی بودی» و «بچه‌های مردم» و این چیزها. خب تکلیف آثار منفی این مقایسه‌ها روشنه. اما نکته‌‌ای که وجود داره، حرف‌های به ظاهر مثبت و تشویق‌کننده‌ای هستن که درون‌مایه‌ی مقایسه‌ای دارن‌. مثلا چی؟ مثلا «آفرین عزیزم، تو از همه‌ی همکلاسیات باهوش‌تری» یا «بقیه فلانن، تو از همه قشنگ‌تری» و از این دسته تعریف‌ها. درسته که این‌جا اون بچه فقط ستایش و تشویق شده و هیچ توصیف منفی درباره‌ش اتفاق نیفتاده؛ اما بچه با دائم شنیدن این حرف‌ها اینطور برداشت می‌کنه که ارزشش در مقایسه‌ی با دیگران مشخص می‌شه، نه از ذات خودش. باید از همه قشنگ‌تر باشه، باید از همه جالب‌تر باشه، باید «از همه بهتر» باشه. و از همین‌جا، همون داستان مقایسه‌ با دیگران شروع می‌شه. اگه یه وقت با خودتون فکر کردید که «وا، مامان بابا که همیشه از من تعریف می‌کردن، چرا من خودم رو با دیگران مقایسه می‌کنم؟» سلام. احتمالا و متاسفانه از اینجا سلام.

🥹🫠🥰❤️
🥹🫠🥰❤️

هروقت بارون میاد به آخرین بار فکر می‌کنم. شاید اگه می‌دونستم آخرین باره بیشتر طولش می‌دادم.

وقتی بدون پتو خوابیدی ولی مامان پتو می‌کشه روت:
وقتی بدون پتو خوابیدی ولی مامان پتو می‌کشه روت:

ببخشید ولی زیادی غلط املایی و نگارشی داشتن هم خیلی احمقانه و زشته. مگه کله‌ت چقدر خالی از محتواست که نتونستی زبون مادریت رو هم درست یاد بگیری و بنویسی؟

برای ادامه دادن باید تظاهر به خوب بودن کرد و برای تظاهر به خوب بودن، باید ادامه داد. اینکه تا کجا میشه تحمل کرد، سوالیه که امیدوارم هیچوقت به جوابش نرسم.

عاشق این آهنگ قمیشی‌ام. کلش رو گوش می‌دم برای اون تیکه‌های آخرش. «بذار آدما بدونن میشه بیهوده نپوسید میشه خورشید شد و تابید میشه آسمون رو بوسید».

آدم از خوابگاه که می‌ره خونه تا چند روز فقط متعجبه. منظورت چیه که وقتی داری غذا می‌خوری، سینک ظرفشویی بغلته و دیگه قرار نیست کلی ظرف رو بگیری دستت و راه بیفتی تا آشپزخونه یا اصلا یعنی چی که وسایلت همیشه توی حمومه و مجبور نیستی هردفعه با خودت شامپو و بقیه چیزها رو ببری حموم؟ و بعد در کنار همه‌ی این‌ها، یه اتاق جدا هم برای خودت داری؟ نه عزیزم. باورم نمی‌شه.

این چیه الان جدی؟ چرا چشمای من هیچ زیبایی توش نمی‌بینن؟
این چیه الان جدی؟ چرا چشمای من هیچ زیبایی توش نمی‌بینن؟

این لباس‌هایی که فقط قسمت‌های خصوصی بدن رو می‌پوشونن اصلا تو کونم نمی‌رن. به مقداری از بدن که پوشش می‌دن کاری ندارم واقعا، هرکس یه جوری راحت‌تره. مشکلم اینه که این لباس‌ها به قدری پارچه‌ی کمی دارن که عملا نمیشه رو زیبا بودنشون مانور داد و اصلا هنر طراحی لباس و زیبایی که یک لباس باید داشته باشه رو نداره و اگر داشته باشه هم، همه‌شون شبیه هم درمیان. نمی‌دونم متوجه منظورم میشید یا نه. مثلا شما تو یه زمین کوچیک قطعا کمتر از یه زمین بزرگ می‌تونید توت‌فرنگی بکارید. اینم همینه. با یه تیکه پارچه آخه دیگه چه زیبایی و هنری می‌شه به خرج داد؟ مگه یکی از اهداف لباس پوشیدن زیبایی و آراستگی نبود؟

اگه رشته‌م مربوط به مغز و اعصاب بود یه دانشجوی روانشناسی و یه دانشجوی زیست‌شناسی جانوری پیدا می‌کردم با هم یه تحقیق می‌کردیم که دقیقا چرا گربه‌ها در هر شکل و حالتی که باشن از نظر برخی آدمیزادها انقدر ناز و بوسیدنی هستن و این دقیقا چه دلیل علمی‌ای داره. آیا دلیلش به مغز آدم برمی‌گرده؟ مربوط به ویژگی‌های روانی آدم‌هاست یا نکنه گربه‌ها جادومون کردن؟ چون من یکی که دیگه واقعا خسته شدم از ناز بودن این پیشی میشیای خوردنی و ناز. اه.😭

Repost from SUT Twitter
متاسفانه چیزی که زیاد به بقیه میدم «حق»ه. ینی شما بیا من رو بکُش، شبش میام تو خوابت میگم عزیزم می‌دونم توی شرایط خوبی نبودی و مصیبت‌های بی‌پایانی که تحمل کردی باعث این اتفاق شد، غمت نباشه، درستش می‌کنیم. بعد حتی ممکنه زنده شم که درستش هم بکنم. ×سنگِ پا🛁× @sut_tw