ru
Feedback
مصدع اوقات

مصدع اوقات

Открыть в Telegram
866
Подписчики
+124 часа
+157 дней
+10230 день
Архив постов
خب دیگه این استوری مربوط به حوادث اخیر رو هم گذاشتیم و احساس دغدغه‌مند بودنمون هم تامین شد خدا رو شکر

🙏
🙏

🙏
🙏

به نظرم ترکیب رعد و برق بارون می‌تونه برای لحظاتی آدم رو قانع کنه که حالا لزومی هم نداره خودت رو بکشی.

هروقت تو زندگی احساس بی‌مصرف بودن کردید یادتون باشه یکسری آدم برای سریال‌های آی‌فیلم دوبله‌ی انگلیسی انجام می‌دادن.

گاهی اوقات خوبم گاهی اوقات هم از لحاظ روحی نیاز دارم منصور باشم و در حالی که با موتور دوست‌دخترم رو از وسط عروسیش دزدیدم با هم بریم زیر کامیون.

تفریح بنده؟ لذت بردن از سکوت حاکم در اتاق خوابگاه، وقتی پنج عقب مانده غریبه دیگه داخلش نیستن که کسشرهای خاله زنکی ناجالبشون رو با صدای بلند تعریف کنن.

Max Richter - She Remembers (The Leftovers_ Season 1).mp38.91 MB

به عنوان یک زن خیلی تلاش کردم درست خطابش کنم، ولی به ازای هر یک جمله‌ی درستی که از این جماعت شنیدم ده‌تا کسشر احمقانه هم راجع به تاریخ ایران شنیدم. تجربه ثابت کرده اصولا کسی که خودش رو زیر پرچم دسته‌ و گروه خاصی می‌بینه احتمالا یادش میره حقیقت چیه.

فمینیست بودن تو ایران با نگاهی که نسبت به زن هست کاملا طبیعیه. قابل درکه و قابل فهم. اما نه طبیعی بودن و نه قابل درک و فهم بودنش، هیچکدوم باعث نمیشن که چیز درستی باشه. متاسفم.

خیلی جالب.

دوستان من آفلاین میشم هروقت پروژه‌ی جق زدنتون با تصور هودی و هات‌چاکلت و چه می‌دونم بوت و این کسشرها تموم شد بگید برگردم

دکتر تغذیه فریبم داد، رژیم لاغری عذابم می‌دهد، از چاقی وحشت دارم

دانشگاه فریبم داد، خوابگاه عذابم می‌دهد، از آینده شغلی وحشت دارم

به هرچی درست و حسابی فکر کردم دیدم معنی نداره. نه معنی داره و نه نتیجه. فقط انجام میدم و احساس می‌کنم و نفس می‌کشم که دلم خوش باشه من هم وجود دارم. تنها چیزی که از ادامه دادن بلدم اینه که به هیچی فکر نکنم و این رو به روی خودم نیارم که تهش هیچی قرار نیست برای من نتیجه‌ای داشته باشه. از خودم قایمش می‌کنم ولی یه روز که میرم جلوی آینه و گوشای درازم رو میبینم، متاسفانه همه‌چیز برام لو می‌ره.

👍👍👏👏
👍👍👏👏

photo content

شما فکر کن این میل به بقا و این کسشرها تو آدمیزاد چقدر قویه که بعد از این همه سال پیشرفت بشریت و جدا شدن از حیوانات، با این همه چیزهای دیوانه‌کننده‌ و روی مخی که از بچه‌ها می‌بینه، باز نهایتا کسخل می‌شه و دلش بچه می‌خواد.