ru
Feedback
Ai000 Cybernetics QLab

Ai000 Cybernetics QLab

Открыть в Telegram

Ai000 Cybernetic QLab is a non-profit research place which is focus on novel defensive and offensive services to protect our customers. Admin: @clightning

Больше
3 033
Подписчики
+324 часа
+117 дней
+4530 день

Загрузка данных...

Привлечение подписчиков
июль '26
июль '26
+80
в 0 каналах
июнь '26
+92
в 0 каналах
Get PRO
май '26
+43
в 0 каналах
Get PRO
апрель '26
+20
в 0 каналах
Get PRO
март '26
+7
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+50
в 0 каналах
Get PRO
январь '26
+47
в 4 каналах
Get PRO
декабрь '25
+58
в 3 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+123
в 3 каналах
Get PRO
октябрь '25
+48
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+45
в 3 каналах
Get PRO
август '25
+88
в 3 каналах
Get PRO
июль '25
+101
в 2 каналах
Get PRO
июнь '25
+220
в 6 каналах
Get PRO
май '25
+122
в 4 каналах
Get PRO
апрель '25
+187
в 6 каналах
Get PRO
март '25
+171
в 4 каналах
Get PRO
февраль '25
+77
в 0 каналах
Get PRO
январь '25
+135
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '24
+109
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+74
в 2 каналах
Get PRO
октябрь '24
+100
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+63
в 1 каналах
Get PRO
август '24
+81
в 0 каналах
Get PRO
июль '24
+52
в 0 каналах
Get PRO
июнь '24
+83
в 0 каналах
Get PRO
май '24
+60
в 1 каналах
Get PRO
апрель '24
+63
в 0 каналах
Get PRO
март '24
+104
в 0 каналах
Get PRO
февраль '24
+148
в 0 каналах
Get PRO
январь '24
+239
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '23
+213
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+32
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '23
+27
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+32
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+30
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+54
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+79
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+99
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+220
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+93
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+43
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+33
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+27
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+42
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+15
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '22
+14
в 0 каналах
Get PRO
август '22
+49
в 0 каналах
Get PRO
июль '22
+10
в 0 каналах
Get PRO
июнь '22
+10
в 0 каналах
Get PRO
май '22
+10
в 0 каналах
Get PRO
апрель '22
+41
в 0 каналах
Get PRO
март '22
+19
в 0 каналах
Get PRO
февраль '22
+8
в 0 каналах
Get PRO
январь '22
+21
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '21
+40
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '21
+234
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '21
+14
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '21
+9
в 0 каналах
Get PRO
август '21
+7
в 0 каналах
Get PRO
июль '21
+19
в 0 каналах
Get PRO
июнь '21
+63
в 0 каналах
Get PRO
май '21
+13
в 0 каналах
Get PRO
апрель '21
+11
в 0 каналах
Get PRO
март '21
+18
в 0 каналах
Get PRO
февраль '21
+13
в 0 каналах
Get PRO
январь '21
+11
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '20
+438
в 0 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
29 июля+4
28 июля+5
27 июля+3
26 июля+3
25 июля+1
24 июля+2
23 июля+4
22 июля+3
21 июля+2
20 июля+1
19 июля+2
18 июля+4
17 июля0
16 июля+2
15 июля+3
14 июля+3
13 июля+2
12 июля+2
11 июля+2
10 июля+2
09 июля+7
08 июля+3
07 июля+4
06 июля+4
05 июля+2
04 июля+1
03 июля+1
02 июля+6
01 июля+2
Посты канала
سلام. این پروژه جام جم هست. فقط اگر خواستید از این پروژه استفاده کنید، داخل این پروژه یک مجموعه رول یارا هست که متاسفانه این ویندوز دفندر عقب مونده و جوزامی فایل یارا رو به عنوان تهدید شناسایی می کنه. رول های یارا هم کامپایل شده نیستند، محتوا قابل مشاهده است. همچنین برای استفاده از این پروژه حتما فایل ghidra headless و به تنظیمات دیکامپایلر پروژه معرفی کنید. در دیرکتوری زیر قرار داره: /Ghidra/support/analyzeHeadless.bat در همان ابتدا که لانچر پروژه اجرا می شود، این فایل و به آن در تنظیمات معرفی کنید و باینری 64 بیتی یا 32 بیتی PE را به آن بدهید. @aioooir | #jamejam #v1

2
یکی از ویژگی هایی که خیلی دوست داشتم در برنامه جام جم پیاده سازی کنم، مسئله File Format Topological 3d View بود. هدف از این و+1
یکی از ویژگی هایی که خیلی دوست داشتم در برنامه جام جم پیاده سازی کنم، مسئله File Format Topological 3d View بود. هدف از این ویژگی تحلیل ویژوال باینری است. خداروشکر با موفقیت انجام شد ولی بزرگترین مسئله نرم افزار جام جم این است که سرعت بهینه ندارد. این مورد را هم حل کنم که تردها به درستی و با ماهیت lock free کار کنند، نسخه 1 آن را انتشار خواهم داد که در صورتی که علاقمند بودید استفاده کنید. علاقمند هم نبودید مهم نیست، چون کلا هدف این ابزار یادگیری و استفاده شخصی بود. داخل عکس هم مپ توپولوژی دو باینری معمولی و پک شده قابل نمایش است. @aioooir | #jamejam
393
3
یکی از مسائلی که در CERT اهمیت زیادی دارد، تحلیل باینری‌ها و استخراج الگوی رفتاری آن‌ها در سیستم‌عامل است. در ابزار جام جم به
یکی از مسائلی که در CERT اهمیت زیادی دارد، تحلیل باینری‌ها و استخراج الگوی رفتاری آن‌ها در سیستم‌عامل است. در ابزار جام جم به این نتیجه رسیدم که علاوه بر تحلیل استاتیک باینری، تحلیل آنتروپی، تحلیل فایل فرمت و تحلیل مبتنی بر سندباکس ها مانند کوکو یا موارد تجاری مانند ویروس توتال (در صورت دسترسی به APIهای مربوطه) قابلیت تحلیل دینامیک و رفتاری را نیز خودم به آن اضافه کنم. اما داستان از چه قرار است؟ باینری را اجرا می‌کنید و در Backend، یک Thread به‌صورت هم‌زمان شروع به مانیتور کردن EVTX می‌کند و لاگ‌های مرتبط با رفتار باینری را جمع‌آوری می‌کند. در مرحله بعد، در جام جم می‌توانید Ruleهای تحلیل رفتاری و تشخیص ناهنجاری را با فرمت JSON/YAML تعریف کنید تا موتور تحلیل رفتاری بتواند رفتار مشاهده‌شده را با این Ruleها تطبیق دهد. در نتیجه، جام جم می‌تواند در کنار تحلیل استاتیک و Hintهای حاصل از تحلیل دینامیک، با Correlation کردن رفتارهای مختلف، سریع‌تر به یک تصویر کلی از ماهیت باینری برسد و احتمال Malicious Behavior را شناسایی کند. در حال حاضر این ابزار را در CERT همراه اول مورد استفاده قرار می‌دهیم. @aioooir | jamejam
518
4
دوستان کسی سمپلی از بدافزار سربداران داره برای من ارسال کنه؟ دوست دارم ببینم این بدافزار چطوریه و چه ساختاری داره و ... یک تحلیل براش بنویسم. @aioooir | #malware
73
5
گاهی وقتی وارد جهان فیزیک می‌ شوید، هر چقدر جلوتر می‌ روید، به جای اینکه پاسخ‌ های بیشتری پیدا کنید، با سوال‌ های عمیق‌ تری رو به‌ رو می‌ شوید. یکی از حیرت‌ انگیزترین داستان‌ های تاریخ علم، داستان نیلز بور و آلبرت اینشتین است. اینشتین در سال 1930 آزمایش ذهنی معروفی را مطرح کرد که به جعبه فوتون یا Einstein's Box معروف شد. تصور کنید جعبه‌ ای داریم که یک فوتون درون آن قرار دارد و مکانیزمی دقیق، در لحظه‌ ای مشخص، اجازه می‌ دهد فوتون از جعبه خارج شود. ایده اینشتین این بود که با اندازه‌ گیری جرم جعبه قبل و بعد از خروج فوتون، می‌ توان انرژی فوتون را محاسبه کرد یعنی E = mc^2 که در موردش می دانید و از طرف دیگر، زمان خروج فوتون را نیز می‌ توان با ساعت اندازه گرفت. بنابراین به نظر می‌ رسید بتوانیم هم انرژی فوتون (E) و هم زمان (t) را با دقت دلخواه بدانیم؛ چیزی که ظاهراً با رابطه‌ عدم قطعیت انرژی-زمان در مکانیک کوانتومی در تضاد بود. اما بور پاسخ متفاوتی داشت. او از نظریه نسبیت عام خود اینشتین استفاده کرد. برای اندازه‌ گیری انرژی فوتون باید جرم جعبه را با دقت بسیار بالا اندازه بگیریم اما این کار به اندازه‌گیری دقیق موقعیت جعبه در میدان گرانشی وابسته است. در نسبیت عام، زمان مطلق نیست و نرخ گذر آن به پتانسیل گرانشی وابسته است. بنابراین هر عدم قطعیتی در موقعیت و جرم جعبه، در نهایت به عدم قطعیت در اندازه‌گیری زمان منجر می‌شود. به زبان ساده، تلاش برای کاهش (دلتا E)، ناگزیر (دلتا t) را افزایش می‌دهد و دوباره اصل عدم قطعیت سر جای خودش باقی می‌ماند. اما داستان عجیب اینجاست. سی‌ و دو سال بعد، در سال 1962 و اندکی پیش از مرگ بور، هنوز همان جعبه اینشتین روی تخته‌ سیاه دفتر او در کپنهاگ دیده می‌ شد. انگار بور، بعد از تمام این سال‌ها، هنوز به همان سوال فکر می‌کرد: ما واقعاً درباره جهان چه چیزی می‌توانیم بدانیم؟ شاید این یکی از زیباترین چیزهایی باشد که علم به ما یاد می‌دهد؛ اینکه گاهی هرچه بیشتر می‌فهمید، بیشتر متوجه می‌شوید که هنوز چه چیزهایی را نمی‌فهمید. @aioooir | #physics #quantummechanics #NielsBohr #Einstein
480
6
Нет текста...
432
7
Нет текста...
1
8
سه چهار سال پیش که پروژه جام جم را با محوریت آموزش تحلیل باینری و مهندسی معکوس و برنامه نویسی سیستمی و فریمورک کیوت و ... برا
سه چهار سال پیش که پروژه جام جم را با محوریت آموزش تحلیل باینری و مهندسی معکوس و برنامه نویسی سیستمی و فریمورک کیوت و ... برای بچه های آیو شروع کردم، یک بخش مربوط بود به طراحی Shannon Entropy Engine که بعد طراحی Layout و اهداف و خواسته ها و استخراج فرمول ها از مقالات و ... تخمین زده بودم پیاده سازی آن حداقل 3 ماه طول خواهد کشید. حال چه اتفاقی رخ داد؟ همه آن اسناد طراحی را به هوش مصنوعی دادم و گفتم خودت طراحی کن. کاری که سه ماه زمان می برد، الان شد 3.5 دقیقه. فارق از قضاوت، از گیک و نرد و ... رسیدیم به یک سری دلقک کامپیوتری. حداقل حس من الان اینه. الان بزرگترین چالش من اینه اصلا ادامه بدم یا کلا بیخیال این صنعت بشم؟ وقتی همه چیز و با چهارتا پرامپت میشه جمع و جور کرد، ارزش من و شما پس این وسط چی میشه؟ بریم فارمر و چوپون بشیم به مراتب بهتره. به قول منسون Everything is fucked 😂 @aioooir | #jamejam
521
9
از بوش پرسیده بودند که بین این همه آدم چرا این و وزیر خارجه کردی؟ گفت چون مواردی که بقیه 10 ساعت طول می دن که توضیح بدهند، ای
از بوش پرسیده بودند که بین این همه آدم چرا این و وزیر خارجه کردی؟ گفت چون مواردی که بقیه 10 ساعت طول می دن که توضیح بدهند، این خانوم سیاه در یک دقیقه به من منتقل میکند. @aioooir | #condoleezza_rice #china_usa_conflicts
560
10
این احتمالاً مهم‌ترین بخش سیاسی مصاحبه است. پالتـی می‌گوید: در ۴۰ سال فعالیت امنیتی، با تهدیدهای خارجی بسیاری مواجه بوده است. اما اکنون که یک شهروند عادی است، چیزی که بیش از همه او را نگران می‌کند شکاف داخلی جامعه اسرائیل است. او به اعتراضات مربوط به اصلاحات قضایی پیش از ۷ اکتبر اشاره می‌کند. از نظر او، اسرائیل باید مانند یک مشت واحد (Fist) عمل کند. او به تاریخ یهودیان اشاره می‌کند و سقوط معبد اول و دوم را با تفرقه داخلی مرتبط می‌داند. هشدار او این است که اسرائیل نباید تصور کند به دلیل قدرت نظامی خود مصون و شکست‌ناپذیر است. در بخشی از مصاحبه، از او می پرسند که چرا اسرائیلی‌ها با وجود جنگ همچنان بچه‌دار می‌شوند؟ پاسخ پالتـی در این قسمت بیشتر فرهنگی و اجتماعی است. او می گوید خانواده در فرهنگ یهودی و اسرائیلی جایگاه بسیار مهمی دارد. کودکان و خانواده برای اسرائیلی‌ها بخشی از معنای زندگی هستند. او به مفهوم Balagan اشاره می‌کند؛ یعنی شلوغی و بی‌نظمی دوست‌داشتنی خانه. از نظر او، خانه‌ای که در آن کودک، سر و صدا و خانواده وجود نداشته باشد، می‌تواند «خالی» به نظر برسد. او زندگی خانوادگی، جمع شدن در شبات و وقت گذراندن کنار دریا را بخشی از معنای زندگی اسرائیلی می‌داند. به نظرم اگر بخواهیم مهم‌ترین و عمیق‌ترین نکته کل این مصاحبه را استخراج کنیم، این است که پالتـی در عین اینکه یک نگاه بسیار سخت‌گیرانه نسبت به تهدید ایران دارد، درباره تغییر رژیم از بیرون بسیار محتاط است و صریحاً می‌گوید سرویس‌های اطلاعاتی حتی در پیش‌بینی فروپاشی شوروی و بهار عربی شکست خورده‌اند. در مقابل، او معتقد است چیزی که اسرائیل واقعاً می‌تواند کنترل کند، کاهش ظرفیت نظامی دشمن، ایجاد برتری اطلاعاتی و فناوری، و حفظ انسجام داخلی خودش است. @aioooir | #national_security
549
11
زوهر پالتی در یک اینترویو با هوور در مورد انفجار پیجرها و واکی‌تاکی‌های حزب‌الله گفته که این عملیات نتیجه یک پوشش اطلاعاتی بس
زوهر پالتی در یک اینترویو با هوور در مورد انفجار پیجرها و واکی‌تاکی‌های حزب‌الله گفته که این عملیات نتیجه یک پوشش اطلاعاتی بسیار طولانی‌ مدت بوده است. یک زن ۲۷ ساله در موساد ایده این عملیات را مطرح کرده است اما تأکید می‌کند که موفقیت چنین عملیاتی فقط به یک ایده وابسته نیست. برای داشتن برتری اطلاعاتی در برابر حزب‌الله یا ایران، به دهه‌ها سرمایه‌گذاری اطلاعاتی، عملیات مخفی، ریسک‌پذیری و خلاقیت نیاز است. پالتـی در بخش بسیار مهمی می‌گوید که اسرائیل و آمریکا نباید به موفقیت‌های فعلی خود مغرور شوند. او تأکید می‌کند که برای حفظ برتری در آینده باید روی این حوزه‌ AI و Quantum Computing و فناوری‌های جدید و آموزش و دانشگاه‌ها و تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری کرد. منطق او این است: اگر امروز در فناوری پیشرفته موفق هستیم، برای اینکه فردا هم موفق بمانیم، باید دائماً بفهمیم کجا اشتباه کرده‌ایم و کجا باید بهتر شویم. @aioooir | #national_security
543
12
دو سه سال پیش قرار شد سندهای طراحی و پیاده سازی یک سازمان امنیتی فیوژن سنتریک و بنویسم. چون آن مشتری خیلی ساختار بزرگی داشت و البته پروژه هم بزرگ بود، همه چیز باید مستند شده و تروتمیز می بود و بعد تائید هر سند، می رفتیم سراغ سند بعدی و ... تا بعد از اتمام نسخه معماری اولیه، برویم در فاز پیاده سازی و راه اندازی و تربیت نیرو و ... خودم اینطور باهاشون طی کرده بودم که سر عجله و ... کار به فنا نرود. وسط کار نمی دانم یک نفری از کجا سر بیرون آورد و کلا زد زیر پروژه که آقا این حرفا چیه؟ شما یک SIEM و یک EDR و ... چندتا نیرو می خواهید و تمام. واقعا همین موارد و گفته بود. خلاصه آن مردک که هر جایی جز ایران بود نهایت می توانست شیشه شور ساختمان های آسمان خراش شود، گند زد به همه چیز. بماند که بعدها در آن جا هم بی آبرو شد و کلی پول و امکانات و به فنا داد و هیچ چیزی هم خروجی حاصل نشد. بعد من امروز داشتم این سندها رو مطالعه میکردم که بازنویسی کنم برای یک جا دیگر که ببینیم می توان با این ها فیوژن راه انداخت یا نه (خودم بعید می دانم، در این قد و قواره ها نیستند. ماست مالیزاسیون و کارهای کوتاه مدت که فقط یک چیزی نشون بدن باشه، میشه امید داشت ولی کارهای بلند مدت خیر. هر از گاهی سر و کله اینا پیدا میشه ولی به عمل نمی رسه). خب یکی از بخش های مهم فیوژن یونیت تحلیل آسیب پذیری و توسعه اکسپلویت و PoC هست. بعد یادم میاد همان مدرس آکادمی فلان جا رفته بود گفته بود این کارا چیه؟ یکی و استخدام کنید که CVEها رو مانیتور کنه و گزارش بده. حالا قضیه کجا جالب میشه؟ اینکه همین کارم درست انجام نداده بود. یعنی یکی و گذاشته بودن اطلاع رسانی کنه ولی اصلا نمی دونست assetهاشون چی هست. بعد این گندی که زده بود، دوباره به من گفتند که لطفا بیا. منم رفتم از سر کنجکاوی ببینم پروفسور چیکار کرده، تنها این جمله به ذهنم رسید که بعضی مواقع یک کثافت و میشه جارو کرد، ولی بعضی مواقع با یک سری کثافت رو به رو میشی که جارو کنی بدترش می کنی. ساختار شما مثل همین مورد دومی هست. کلا این بند و بساط را جمع کنید و دوباره طراحی کنید، خیلی بهتر است تا بخواهید این لجن زار و بهینه کنید. اون مورد فیوژن و هم کلا بیخیال بشید. همانطور که ما بیخیال شدیم. چون حتی اگر بهترین ساختارها را هم آماده کنید در مرحله تربیت نیروی انسانی پشماتون خواهد ریخت. اینکه نیروی ایرانی می خواهد با دوره 40 ساعته تحلیل گر آسیب پذیری شود. نمی داند فقط 1 سال طول می کشد که برنامه نویسی ایمن را فرا بگیرند. خلاصه بهترین کار همون کار دوزاری هست که siem بیاری بالا و چهار تا لاگ خون هم بزاری که رول های فایر شده رو اسکلیت کنند و خوشحال به زندگی ادامه بدی. یونیت تحلیل اسیب پذیری و فازینگ و توسعه هوشمند اکسپلویت و تحلیل بدافزار و پژوهش حملات مدرن و ... بیشتر رویاپردازی است و حقیقت این است که ما در این قد و قواره ها نیستیم. اشتباه ما این بود که فکر می کردیم می شود در این مملکت کارهای بلندمدت و جدی و خفن کرد. ولی واقعیا اینه نمیشه. تا فردا میشه دلیل اورد که چرا نمیشه. از همه مهم ترش اینه من باید بریم به یک مدیری توضیح بدم اسیب پذیری و توسعه اکسپلویت و فازینگ و ... چی هست که اصلا نمی دونه یک باینری چطوری ساخته میشه و لود میشه. چون خودشم نتیجه همون دوره های 40 ساعته soc هست. فکر میکنه همه چیز لاگه. ولی اگر کسی مدیر باشد که خودش از اکوسیستم وحشی کشف اسیب پذیری و توسعه اکسپلویت و توسعه باینری های مسلح شده و ... اومده باشه بالا، همه این موارد و هم از نظر فنی و هم از نظر دشواری و هم از نظر راهبردی درک میکنه. ولی خب کجا تو این مملکت از این ادم ها در سطح مدیریت امنیتی داریم؟ ما که ندیدیم. @aioooir | #fusion_centeric
61
13
Нет текста...
62
14
کلا KGB و روس ها در این مسئله خیلی حرفه ای بودند. نمونه دیگر مشابه Cambrige Five ماجرای سرلشکر احمد مقربی رئیس رکن پنجم ارتش شاهناشاهی است که جاسوس شوروی بود. جالبه که بدونید شناسایی تو توسط ساواک هم خیلی اتفاقی بود. ماجرا از این قرار است که یکی از افسرهای ساواک در حال قدم زدن بوده است که می رود سمت یک دکه ای چیزی سیگار بخرد. ماشین سفارت شوروی را در منطقه ای می بینید که افراد بلند پایه کشوری و لشکری در آنجا زندگی می کنند. روی این مسئله حساس می شود و می رود ببینید که چه خبر است. شخصی را با اورکت سفید می بینید که می رود به سمت ماشین سفارت شوروی و بعد هم مسیر خود را تغییر می دهد. افسر ساواک او را دنبال می کند و می رسد به خانه ای که حیرت زده می شود. شخص به خانه سرلشکر احمد مقربی رفت. همان موقع عملیات تعقیب و مراقبت را شروع می کنند و در یک سال نظارت او مشخص می شود که با دستگاهی که ارتباط مشابه با بلوتوث دارد، اسناد محرمانه را به ماشین سفارت شوروی و افسرهای اطلاعاتی انها منتقل می کرده است. ادم کثیفی هم بود از جمله روابط با همسران افسران زیر دست خود و ... خلاصه ساواک این و زد و بعدش هم اعدام شد. @aioooir | #national_security
644
15
بزارید یک مثال هم از این داستان نشت اطلاعات و نابودی یک شبکه جاسوسی بزنم تا متوجه شوید چقدر مسئله عامل انسانی و آماده بودن روانی او اهمیت دارد. ماجرا از این قرار است که در جنگ سرد بین شوروی و آمریکا، یکی از بزرگ‌ترین ضربه‌ هایی که سرویس‌های اطلاعاتی غرب خوردند، نفوذ گروهی از جاسوسان شوروی در قلب ساختار اطلاعاتی بریتانیا بود که به Cambridge Five معروف شدند. 😂 یکی از مهم‌ترین اعضای این شبکه، شخصی به اسم کیم فیلبی بود. فردی که نه فقط یک مامور ساده بلکه یکی از مدیران ارشد بخش ضد جاسوسی سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا یعنی همان MI6 بود. یعنی کسی که وظیفه‌ اش مبارزه با جاسوسان شوروی بود، خودش سال‌ ها برای شوروی کار می‌ کرد. اما نکته جالب این داستان این است که این شبکه عظیم به دلیل رفتار انسانی و یک سری نشانه‌ های کوچک شروع به فروپاشی کرد. در سال 1951، دو نفر از اعضای شبکه کمبریج، دونالد مک‌لین و گای برجس مجبور شدند به شوروی فرار کنند. فرار ناگهانی آن‌ ها باعث شد MI6 و CIA متوجه شوند که احتمالا یک نفوذ بسیار عمیق در ساختار اطلاعاتی وجود دارد. اما مشکل اینجا بود هیچ مدرک مستقیمی علیه فیلبی وجود نداشت. او یک افسر اطلاعاتی با تجربه بود، ظاهر کاملا حرفه‌ ای داشت و حتی در جلسات ضد جاسوسی علیه شوروی شرکت می‌کرد. اما چیزی که بعدها اهمیت پیدا کرد، الگوی رفتاری او بود. فیلبی یک اشتباه کلاسیک OPSEC انجام داد و آن هم این بود که او بیش از حد تلاش می‌ کرد خودش را بی‌ گناه نشان دهد. در جلسات، بیش از اندازه درباره موضوعات حساس صحبت می‌ کرد، اطلاعاتی ارائه می‌ داد که لازم نبود ارائه دهد و تلاش می‌ کرد دیگران را متقاعد کند که چقدر ضد شوروی است (نکته مهمی است). در دنیای اطلاعات، این رفتار یک علامت هشدار است. یک فرد حرفه‌ای معمولا کمتر توضیح می‌ دهد. کسی که دائما تلاش می‌ کند وفاداری خود را ثابت کند، گاهی بیشتر سؤال ایجاد می‌ کند اما ضربه اصلی زمانی وارد شد که یک جاسوس دیگر به نام نیکولای اسکریپالوف و اطلاعات مربوط به ارتباطات شوروی، باعث شد غرب به یک الگوی بزرگ‌تر پی ببرد. در نهایت، فشارها روی فیلبی زیاد شد و او در سال ۱۹۶۳ به بیروت فرار کرد و سپس به شوروی رفت. سال‌ها بعد مشخص شد که او ده‌ ها عملیات غرب علیه شوروی را به مسکو منتقل کرده بود. اما شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های این داستان این باشد که شوروی برای پیدا کردن ضعف MI6 نیاز نداشت شبکه کامپیوتری آن‌ها را هک کند. نیازی به شکستن رمزنگاری نبود. نیازی به عملیات سایبری نبود. یک انسان داخل سیستم وجود داشت که با رفتار، ارتباطات و الگوهای رفتاری خود، سرنخ ایجاد می‌ کرد. یک مثال دیگر ماجرای آلدریچ ایمز در CIA است. ایمز یکی از افسران ضد جاسوسی CIA بود که برای شوروی جاسوسی می‌ کرد. او سال‌ ها اطلاعات مأموران آمریکایی در شوروی را لو داد اما چیزی که باعث شد CIA به او شک کند، یک هک پیچیده نبود. تحلیلگران متوجه شدند تعدادی از منابع انسانی CIA در شوروی ناگهان دستگیر یا کشته شده‌اند. اطلاعاتی که فقط تعداد محدودی از افراد می‌ دانستند، افشا شده است. سبک زندگی ایمز ناگهان تغییر کرده؛ خانه گران‌ قیمت، خودروهای لوکس و هزینه‌ هایی که با درآمدش نمی‌ خواند. یعنی یک سری نشتی کوچک کنار هم قرار گرفتند و تصویر بزرگ ساخته شد. @aioooir | #national_security
532
16
چند وقت پیش هم یک مورد دیگر دیدم. فردی در جلسه‌ای با هیجان درباره کوانتوم، راه‌اندازی لابراتوار تحلیل آسیب‌پذیری، توانایی‌های سایبری و پروژه‌های بزرگ صحبت می‌کرد. من همانجا با خودم فکر کردم اخر مرد حسابی، شما هنوز برای تهیه یک سرور معمولی و زیرساخت پایه مشکل دارید، صحبت درباره کوانتوم و دفاع هوشمندی سایبری آینده دیگر چیه؟ مشکل اینجاست که در فضای امنیتی، خیلی وقت‌ها نمایش توانایی جای ساختن توانایی را می‌گیرد. داشتن اسلاید درباره Quantum Computing یک چیز است داشتن آزمایشگاه کوانتوم چیز دیگری. صحبت درباره Zero-Day Research یک چیز است داشتن فرآیند کشف، تیم تحقیق، محیط تست و توانایی تحلیل چیز دیگری. ساختارهای حرفه‌ای با سر و صدا ساخته نمی‌ شوند. با فرآیند، انضباط، مستندسازی و سال‌ها کار آرام ساخته می‌شوند. تاریخ امنیت و اطلاعات بارها نشان داده که بسیاری از شکست‌های بزرگ نه به دلیل ضعف فناوری، بلکه به دلیل ضعف انسانی رخ داده‌اند. گاهی لازم نیست کسی سیستم را هک کند. کافی است افراد را مشاهده کند. کافی است ببیند چه کسی چه چیزی را راحت می‌ گوید. کافی است بفهمد چه کسی برای نشان دادن نزدیکی خود به یک مجموعه، اطلاعات بیشتری از حد لازم ارائه می‌دهد. این همان جایی است که مفهوم Operational Security یا OPSEC اهمیت پیدا می‌کند. OPSEC یعنی بدانید چه چیزی اطلاعات است، حتی اگر خودتان فکر کنید چیز مهمی نیست. بسیاری از افراد فقط اسناد محرمانه را اطلاعات می‌ دانند در حالی که یک جمله ساده، یک ارتباط، یک اسم، یک مکان یا حتی یک عادت رفتاری می‌ تواند برای یک تحلیلگر اطلاعاتی ارزشمند باشد. مشکل اصلی هر دستگاه امنیتی، صرفاً فناوری نیست. می‌توان بهترین تجهیزات، بهترین نرم‌افزارها و بهترین متخصصان فنی را داشت، اما اگر فرهنگ امنیتی در بین افراد وجود نداشته باشد، تمام آن سرمایه‌گذاری‌ها زیر سؤال می‌رود. یک دستگاه اطلاعاتی قدرتمند به این نگاه نمی‌کند که فرد چه ظاهری دارد، چه شعاری می‌دهد یا متعلق به چه جریان فکری است. اولین سؤال این است: آیا این فرد می‌تواند خودش را مدیریت کند؟ آیا می‌تواند سکوت کند؟ آیا می‌تواند بین دانستن و گفتن فاصله ایجاد کند؟ چون در نهایت، بزرگ‌ترین تهدید برای هر ساختار حساس، همیشه بیرون از آن نیست. گاهی تهدید، همان فردی است که داخل مجموعه نشسته و فکر می‌ کند با تعریف کردن چند ارتباط و چند داستان، دارد اعتبار خودش را بالا می‌ برد در حالیکه دارد یک فاجعه به بار میاورد. @aioooir | #national_security
152
17
چند وقت پیش، رفتم جایی ناهار بخورم. یک سری افراد آنجا نشسته بودند و با هم صحبت می‌ کردند. بحث هم طبق معمول از غذا و نظری درباره فلان جا و فلان موضوع شروع شد. من هم بدون اینکه قصدی داشته باشم، صدای صحبت‌هایشان را می ‌شنیدم. افرادی که صحبت می ‌کردند، از همان تیپ‌ های جوان مذهبی و اصطلاحا حزب‌اللهی جوگیر بودند که فکر می کردن مثلا این صحبت هایی که الان دارن می کنند نشون میده چقدر گنگستر و خفن هستند. خلاصه وسط صحبت‌ ها ناگهان یک جمله‌ گفته شد که واقعا برای من عجیب بود. طرف گفت رفتم فلان مسجد، دیدم یکی از بچه‌های وزارت اطلاعات آنجا داشت نظری پخش می‌کرد. بعد هم خیلی عادی ادامه داد. چیزی که برای من جالب بود این بود که بقیه افراد یا اصلاً متوجه اهمیت این جمله نشدند، یا خودشان را زدند به نشنیدن. حالا مسئله اینجاست، این فرد چطور فهمیده شخص مورد نظر در وزارت اطلاعات است؟ دو حالت بیشتر وجود ندارد دیگه یا خودش در یک ساختار مشابه ارتباط دارد و آن فرد را می‌شناسد، یا آن شخص قبلا این موضوع را به او گفته است. هر دو حالت از نگاه امنیتی و عامل انسانی در اطلاعات جالب هستند. چون فرض کنید جای من، یک فرد مثلا جاسوسی چیزی انجا نشسته باشد. یک نفر که به دنبال جمع‌ آوری اطلاعات انسانی یا همان HUMINT یا اصلا جمع اوری اطلاعات پراکنده باشد. شما فقط با شنیدن چند جمله ساده، می‌ توانید شروع کنید به ساختن یک نقشه ارتباطی از آن شخص و رسیدن به گره های مهم اطلاعاتی امنیتی. مثلا چه کسی چه کسی را می‌شناسد؟ چه کسی به چه کسی دسترسی دارد؟ چه کسی در چه محیط‌ هایی رفت‌ و آمد دارد؟ چه کسی اطلاعات داخلی را عادی می‌بیند؟ مشکل همین‌ جاست. خیلی‌ ها فکر می‌کنند برای آسیب زدن به یک سیستم امنیتی، باید حتما یک ابزار فوق‌ پیشرفته، تسخیر اجنه، جاسوسی و شنود ارتباطات، یک اکسپلویت پیچیده یا یک عملیات سایبری سطح بالا انجام شود. در حالی که در بسیاری از موارد، ساده‌ ترین مسیر، خود انسان است. مخصوصا در ایران که شما قران رو حفظ باشید و نهج البلاغه رو هم خوب خونده باشید و یک ظاهر مذهبی هم داشته باشید و یک برو بیایی هم که چندتا حوزه و ... داشته باشید به اطلاعات خیلی عجیبی خواهید رسید. امنیت فقط فناوری و ساختار و پول و ... نیست. امنیت از رفتار انسان شروع می‌شود و مهم ترین مسئله در دستگاه امنیتی کادر انسانی است که متعهد و وفادار و میهن پرست و عاشق خاک و مردم و وطنشان باشند. یک سازمان می‌تواند بهترین فناوری را داشته باشد، اما اگر افراد آن سازمان در کنترل کلام، مدیریت هیجان، و درک ارزش اطلاعات مشکل داشته باشند، عملا خودش تبدیل به منبع تولید اطلاعات برای دیگران می‌ شود. این همان چیزی است که در سازمان‌ های اطلاعاتی حرفه‌ ای سال‌ ها روی آن کار می‌ شود. آن‌ها فقط دنبال آدم باهوش یا متخصص نیستند. دنبال آدمی هستند که بتواند خودش را کنترل کند. چون یک فرد باهوش اما پرحرف، گاهی خطرناک‌ تر از یک فرد متوسط اما منضبط است. در سیستم‌های اطلاعاتی حرفه‌ای، قبل از اینکه به توانایی فنی فرد نگاه کنند، بررسی می‌کنند که آیا این فرد نیاز دارد دیده شود؟ آیا برای کسب اعتبار، اطلاعات بیشتری از چیزی که باید می‌ گوید؟ آیا می‌تواند راز را نگه دارد؟ آیا در شرایط فشار اجتماعی کنترل رفتار دارد؟ آیا احساس تعلق سازمانی باعث می‌ شود برای اثبات خود، اطلاعات بیرون بدهد؟ این‌ها مسائل روان‌ شناختی ساده به نظر می‌رسند، ولی پایه امنیت انسانی هستند. @aioooir | #national_security
530
18
Нет текста...
460
19
ماجرای آنتروپی خیلی تو بحث تحلیل باینری مهمه. آنتروپی یک اسم دیگه برای اطلاعات هست. البته اگر بخوام دقیق بگویم، اطلاعات مخفی شده که پراکندگی زیادی دارند و نمی توان بین آن ها یک Sementical Correletation ایجاد کرد را ما آنتروپی می نامیم که البته این آنتروپی با آنتروپی ترمودینامیک متفاوت است. ما در باینری درباره آنتروپی شانون صحبت می کنیم. وقتی آنتروپی بالا باشه خودش یک آنومالی در تحلیل باینری به حساب میاد. به عنوان مثال، کد معمولی (خصوصاً x86/x64 کامپایل‌ شده با بهینه‌سازی معمولی) معمولاً آنتروپی بین 4.5 تا 6.5 داره وقتی بالای 0.7 (یا نرمالایز شده بالای 0.8) می‌ره، تقریباً همیشه یکی از این سه حالته باینری پک شده با چیزایی مثل UPX و Themida و VMProtect و ... یا رمزنگاری‌ شده (یا حداقل obfuscated با الگوریتم‌های با توزیع یکنواخت) یا هم داده‌های تصادفی واقعی (مثل کلیدها، nonceها، یا بخش‌های padding تصادفی) در آن وجود دارد. به همین دلیل تو ابزارهای تحلیل باینری یا حتی پلاگین‌های IDA و Ghidra، بخش‌هایی که آنتروپی بالا دارن با رنگ قرمز یا نارنجی مشخص می‌شن. برای همین داخل عموم ابزارهای تحلیل باینری شما این مورد و مشاهده می کنید. داخل پروژه آموزشی جام جم شما آنتروپی و به صورت مجزا برای هر بخش و همچنین به صورت کلی می توانید مشاهده و ارزیابی کنید و حتی در نسخه فعلی می توانید پارامترهای محاسبه آن را هم تغییر بدهید. چون آنتروپی در ترمودینامیک یک سری پارامتر دارد، در باینری پارامترهای آن متفاوت است و بر حسب context binary و نوع تحلیلی که کردید می توانید پارامترهای آن را بهینه کنید. تو جام جم ترکیب آنتروپی با پیچیدگی تقریبی کولموگراف به همراه تحلیل n-gram، دقت تشخیص پک شدن باینری و سعی کردم بالا ببرم ولی خب باز هم به نتیجه مطلوب نرسیده که امیدوارم بتونم درستش کنم. @aioooir | #jamejam
656
20
Every cyber thug got demons as you may know, which $uicideboy$ just know how to wake them up. Some code is written in C howev
Every cyber thug got demons as you may know, which $uicideboy$ just know how to wake them up. Some code is written in C however as you know, ours is written in anger. $uicideboy$ is the soundtrack while the terminal glows at 3 A.M. Yay Black hoodies. Dark terminals. No mercy. =)) @aioooir | #Suicideboys #HackLife #Cyberpunk #DarkMode @aioooir | #suicideboys #arceneaux #ruby
48