کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید. @mhmd_exe درخواست رمان فقط از گروه گروه درخواست رمان: https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh تاریخ تاسیس تیم: 1397/5/10
Больше📈 Аналитический обзор Telegram-канала کانال کافه رمان خونه📖
Канал کانال کافه رمان خونه📖 (@roman_khone_ch) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 27 234 подписчиков, занимая 1 162 место в категории Книги и 12 731 место в регионе Иран.
📊 Показатели аудитории и динамика
С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 27 234 подписчиков.
Согласно последним данным от 25 июля, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило 1 319, а за последние 24 часа — 13, при этом общий охват остаётся высоким.
- Статус верификации: Не верифицирован
- Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 17.74%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 6.13% реакций от общего числа подписчиков.
- Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 4 828 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 1 669 просмотров.
- Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 10.
- Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как رمان, #رمان, آذین, دختره, سایه.
📝 Описание и контентная политика
Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
“📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397...”
Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 26 июля, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Книги.
Загрузка данных...
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 26 июля | +15 | |||
| 25 июля | +23 | |||
| 24 июля | +5 | |||
| 23 июля | +31 | |||
| 22 июля | +18 | |||
| 21 июля | +32 | |||
| 20 июля | +28 | |||
| 19 июля | +33 | |||
| 18 июля | +6 | |||
| 17 июля | +11 | |||
| 16 июля | +15 | |||
| 15 июля | +13 | |||
| 14 июля | +11 | |||
| 13 июля | +37 | |||
| 12 июля | +17 | |||
| 11 июля | +45 | |||
| 10 июля | +32 | |||
| 09 июля | +60 | |||
| 08 июля | +91 | |||
| 07 июля | +59 | |||
| 06 июля | +114 | |||
| 05 июля | +126 | |||
| 04 июля | +81 | |||
| 03 июля | +139 | |||
| 02 июля | +91 | |||
| 01 июля | +97 |
| 2 | sticker.webp | 845 |
| 3 | #نقد ( مامان رضوان ) | 1 759 |
| 4 | #سرنوشتی_که_گم_کردیم
🌻بعضی رمانها از همون چند پارت اول معلومه قراره فقط یه عاشقانه باشن، اما بعضیا از همون ابتدا بهت میفهمونن پشت هر اتفاق، یه راز خوابیده😎سرنوشتی که گم کردیم دقیقا از اون دسته رمانهاست،داستانی که هر بار فکر میکنی همهچیز رو فهمیدی، یه حقیقت تازه میاد و تمام حدسهات رو به هم میریزه🔥
🌻خلاصه : قصه با ماهی بحری شروع میشه، دختری که با وجود اینکه تک دختر یکی از قدرتمندترین خانوادههای صنعت داروئه، هیچ شباهتی به یه دختر لوس و بیدغدغه نداره. از بچگی هم بیماری ژنتیکی زندگیش رو محدود کرده، هم نبود مادر و رفتار سرد بعضی از برادراش، زخمهایی رو براش ساخته که هنوز باهاشون زندگی میکنه.
اما چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد، شروع عجیب داستان بود.
از نامزدی تیام و آوا گرفته تا اون نوشیدنی مشکوک، بیدار شدن ماهی کنار تیام و آتشی که با یه سوءتفاهم بزرگ بین خانوادهها روشن میشه.
نویسنده از همون اول نشون میده قرار نیست مسیر داستان قابل پیشبینی باشه و تازه بعد از این اتفاقه که مهرههای اصلی وارد بازی میشن.
❗️توی این رمان تقریبا هیچ شخصیتی اون چیزی نیست که اول فکر میکنی.
همه یه نقاب روی صورتشون دارن و هرچی جلوتر میری، لایههای جدیدی از شخصیتها کنار میره،از رازهای خانوادگی گرفته تا کینههایی که سالها پنهون موندن❗️
🌻شخصیت ها :
🌻ماهی : یکی از شخصیتهایی بود که دوست داشتم.
دختری که با وجود همه محدودیتهای جسمیش، ضعیف نوشته نشده.
عاشق موسیقیه، پیانو براش یه پناهگاهه و اون سکانس تیمارستان که با دستهای بسته، فقط با حرکت انگشتاش انگار (دریاچه قو )رو زمزمه میکرد، یکی از قشنگترین تصویرسازیهای رمان بود🥹همین چند خط، درد ماهی رو بدون اینکه لازم باشه چیزی توضیح داده بشه، منتقل میکنه.
🌻تیام : از اون شخصیتهای آرومیه که بیشتر از حرف زدن، با رفتارش شناخته میشه.
گذشته سختش، نداشتن جایگاه واقعی توی خانواده و حقیقتی که درباره هویتش وجود داره، باعث شده شخصیتش فقط یه قهرمان عاشق نباشه.
هرچقدر جلوتر میریم، بیشتر میفهمیم بار سنگینی روی دوششه.
🌻شاهین: برای من یکی از جذابترین شخصیتهای رمان بود.
آدمیه که تا مدتها نمیتونی تشخیص بدی واقعا دشمنه یا دوست.
حضورش همیشه یه حس خطر با خودش داره، ولی همزمان بعضی رفتارهاش نشون میده احساساتی رو پشت اون ظاهر سرد پنهون کرده.
این دوگانگی باعث شده شخصیتش فراموشنشدنی باشه.
🌻از بین اعضای خانواده هم بابا سلطان حضور محکمی داشت،مردی حسابگر و مقتدر که در عین سختگیری، مهرش نسبت به ماهی کاملا مشخصه.
🌻در مقابلش مزدک دقیقا نقطه مقابل این حمایته و رفتارهای خودخواهانه و تلخش باعث میشه خیلی وقتها ازش حرص بخوری.
🌻مهرشاد : هم برادریه که بین اون همه سردی، واقعا پناه ماهیه و تعادل خوبی بین شخصیتهای خانواده ایجاد کرده.
🌻قلم و فضاسازی :
🌻قلم نویسنده روانه و باعث میشه حجم بالای اتفاقات خستهکننده نشه.
چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم این بود که معماها رو یکییکی رو نمیکنه،هر جواب، خودش یه سؤال جدید میسازه و همین باعث میشه مدام بخوای ادامه بدی.
🌻فضاسازی تیمارستان، خانوادههای پرنفوذ، پروژه دارویی N.I.5، رقابت برای امارت و فلشبکهایی که گذشته شخصیتها رو روشن میکنن، همگی کنار هم یه فضای پرتنش ساختن که فقط روی عاشقانه بودن داستان تمرکز نکرده.
🌻زبان رمان :
✨زبان رمان ساده و روانِ
🌻دیالوگها مصنوعی نیستن و شخصیتها هرکدوم لحن
مخصوص خودشون رو دارن.
🌻توصیفها هم نه اونقدر زیادن که ریتم داستان رو بگیرن، نه اونقدر کم که نتونی فضا رو تصور کنی.
🌻نقاط قوت :
🌻معمای اصلی داستان که مدام خواننده رو وادار به حدس زدن میکنه.
🌻شخصیتهایی که خاکستری هستن و هیچکس کاملا خوب یا کاملا بد نیست.
🌻پرداختن به روابط پیچیده خانوادگی و رازهای قدیمی.
🌻شروع متفاوت و شوکهکننده داستان که از همون اول خواننده رو درگیر میکنه.
🌻استفاده از نمادهایی مثل پیانو، موسیقی و حتی رنگ سفید ماهی که به شخصیتش عمق بیشتری داده.
🌻نقاط منفی :
🌻به نظرم اوایل داستان کمی زمان میبره تا شخصیتهای زیاد و رابطههاشون جا بیفته و ممکنه یکی دو بار اسامی رو قاطی کنید.
🌻همچنین تعداد رازها و اتفاقات گاهی اونقدر زیاده که باید با دقت بخونید تا چیزی از دستتون نره،البته برای من این مورد بعد از چند فصل تبدیل به نقطه قوت شد، چون داستان کاملا از حالت قابل پیشبینی خارج میشه.
🌻سرنوشتی که گم کردیم فقط درباره عشق نیست،درباره خانواده، هویت، خیانت، گذشتهایه که ولکن آدم نیست و حقیقتهایی که سالها پشت نقاب پنهون موندن.
🌻اگه دنبال یه رمانی هستید که هر چند پارت یه شوک جدید براتون داشته باشه، شخصیتهاش مدام غافلگیرتون کنن و تا مدتها نتونید حدس بزنید واقعا چه کسی مهره اصلی بازیه، فکر میکنم از خوندنش لذت ببرید. | 1 788 |
| 5 | AnimatedSticker.tgs | 2 002 |
| 6 | ❤️🔥✨ســـ❅ـــوپــــ💋ــرایــ❅ــــز✨❤️🔥
رمان: #اجبار_سیمین
نویسنده : #آرزو_هاشم_آبادی
ژانر : #عاشقانه #اربابی
خلاصه:
پدرم می خواست منو به زور و اجبار به عقد شاپور خان؛ پسر ارباب در بیاره.
منی که به خاطر فرار از این ازدواج با پسر خاله ام عماد فرار کردم اما امان از روزی که به چنگال این مرد خودخواه اسیر شدم.
مرد جدی و زورگویی که خاک تمام روستا رو الک کرد تا منو پیدا کنه و درست زمانی سر رسید که من و عماد برای فرار از خشم ارباب؛ تصمیم گرفته بودیم قبل از این که شاپور خان منو پیدا کنه باهم ازدواج کنیم اما...
#جدید🔥 | 2 062 |
| 7 | sticker.webp | 1 970 |
| 8 | sticker.webp | 858 |
| 9 | https://t.me/+PZHHaUICT942M2Fk
#سیاه_گل | 2 329 |
| 10 | sticker.webp | 2 602 |
| 11 | ▪️#مهدای_آتش
▫️نویسنده: #ملیحه_بخشی
▪️ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
▫️خلاصه:
درباره دختری دبیرستانی به نام مهدا ست که همراه دوستاش کلی شیطنت دارن و یکی از این شیطنت ها رفتن به اتشنشانی نزدیک مدرسه و مردم آزاریه که یه روز بین این شیطنت ها با یکی از آتشنشان ها اشنا میشه و... | 2 519 |
| 12 | sticker.webp | 2 467 |
| 13 | 🔶️ #آلبا
🔷️ ژانر: #عاشقانه #تخیلی
🔶️ نویسنده: #magenadelvin
خلاصه:
آلبا دختر مشهورى كه پرى ها به دنيا آمدنش را پيش بينى كرده بودند، بالاخره بزرگ شده بود و آماده روبه رو شدن با هويت واقعىاش بود، هويتى كه شانزده سال پنهانش كرده بودند تا آسيب نبيند. اما ديگر زمانش رسيده بود و بايد حقيقت آشكار مى شد. در اين راه آلبا با دوستان و خانواده جديدش آشنا مىشود و ماجراجويى هايى كه هميشه آرزويش را داشت تجربه مىكند. | 2 334 |
| 14 | sticker.webp | 2 211 |
| 15 | 😂😂😂اییی چه خفن بودیم | 2 258 |
| 16 | بچه ها این رمان یادتونه؟ پشت کوه؟ | 2 286 |
| 17 | خدای من چه قدر کوچولوبودم🥹👩🦯 | 2 295 |
| 18 | ❤️🔥فایل رمان #بازگشت_گلوله ❤️🔥
جلد دوم
نویسنده: #نیلوفر_سامانی
#ژانرعاشقانه_مافیایی_درام
خلاصهای از رمان:
"گلولهای که روزی روح کسی را گرفتهاست، دوباره بازخواهد گشت تا به انسانی زندگی ببخشد."
چه میشود اگر کسی بیاید و خاکِ گذشته را شخم بزند تا راز مدفونشده در زیر یکی از برجهای آسمانخراش نیویورک را بیرون بکشد؟ بدون شک، گرد و غبار حاصل از آن راز به بلندترین طبقه برج خواهد رفت تا گریبانگیر مردی شود! مردی که قصهاش را میدانید. او برای ما برسام ولیزاده است و برای آنور آبیها، حکم ناقوس مرگ را دارد!
در سیاهی شب، تن به جرم و جنایت میدهد و در روشنایی روز، میان هیاهوی نیویورک گم میشود! حال با آمدن آن گرد و غبار، باید به دنبال هویت واقعیاش بگردد و پا به جاده پرپیچ و خمی بگذارد که از خطراتش بیخبر است.
توجه:
این رمان در دو فصل ارائه میشود.فصل اول مربوط به گذشته و روایتکننده زندگی برسام ولیزاده است .از فصل دوم به زمان حال برمیگردیم و به ادامه آخرین گلوله پرداخته میشود.
حتماً توصیه میشود قبل از خواندن این رمان، جلد اول《آخرین گلوله》را مطالعه فرمایید. | 2 627 |
| 19 | 💙🩸فایل رمان #آخرین_گلوله 🩸💙
جلد اول
نویسنده: #نیلوفر_سامانی
خلاصه؛
میدانی دوراهی یعنی چه؟
دوراهی یعنی تقدیری که من گرفتارش شدم! منی که از مرگ بیزارم و محکوم به یک انتخاب بیرحمانهام.انتخابی که با تنها گلوله باقیمانده شکل میگیرد و منتهی میشود به نجات جان یک نفر.آری! دوراهی یعنی؛
با آخرین گلوله خشابت انتخاب کنی که جان چه کسی را نجات بدهی.
بردیا محمدی سرگرد جوانی است که خواهرش توسط یکی از اعضای باند مافیایی ربوده میشود.طی این حادثه،پرده از رازی بزرگ کنار زده میشود.رازی به قدمت سیسال! رازی که زندگیشان را دستخوش اتفاقات تلخ و شیرینی میکند و درنهایت،منجر به رقم زدن سرنوشتی میشود که فراسوی انتظار است!
به قلم نیلوفرسامانی
#ژانرمافیایی_پلیسی_عاشقانه_درام
#آخرینگلوله | 2 367 |
| 20 | 🌹 درود و مهر به عزیزانم
📚 نام رمان: #تسکین
#نقد_تسکین
✍ نویسنده: #کوثر_شاهینی_فر
📅 سال انتشار: ۱۴۰۴
رمان تقریبا کوتاه است
رمان درمورد دختر فقیریه که بنا به شرایط سختش مجبور میشه، خونه ی یک پسر مجرد خدمتکار بشه، اونجا هم پرستار مهرسام دوساله بشه
قلم
راوی اول شخص عاصی، رمان کاملا محاوره، روان، احساسی
غالب نوشتاری کوتاه کوتاه و احساسی تقریبا بدون فضاسازی بیرونی حرفه ای
اول از همه دوست دارم دربارهی نثر نویسنده صحبت کنم.
چون به نظرم مهمترین ویژگی این رمان است. نثر #تسکین به این سبک هست که جملهها کوتاه، تکهتکه و کاملاً احساسی نوشته شده.
نویسنده بیشتر از اینکه روی فضاسازی و توصیف محیط تمرکز کند، مستقیماً وارد ذهن و احساسات عاصیست، پس داستان را از دریچهی مونولوگهای درونی دختر پیش میبرد.
به نظرم حداقل ده صفحه به این سبک فرصت بدهید. اگر با این نوع نثر ارتباط برقرار کنید، احتمال زیادی دارد که دلتان بخواهد رمان را ادامه بدهید، چون شروع داستان واقعاً جذاب است و ریتم روایت، خواننده را با خودش همراه میکند.
رمان نیمه ی اول دارای کشش بسیار خوبیست
تا نزدیک نیمهی رمان، اگر قرار بود فقط همان بخش را امتیاز بدهم، بدون شک
⭐⭐حقش بود.
اما اینبار #غرغرهای_خانم_بزرگ نصیب شماست، چون نتوانستم این رمان را تا پایان ادامه بدهم.
✅ نقاط قوت
✅ دیالوگهای خوب هوشمندانه و بعضی جاها بامزه که فضای داستان را دلنشینتر کردهاند.
✅شخصیتهای احسان و نوید بهنظر من جذابترین شخصیتهای رمان بودند. شوخیها و دیالوگهایشان نهتنها خستهکننده نبود، بلکه هر بار وارد داستان میشدند، حالوهوای روایت را عوض میکردند.
✅ شخصیت آرش در نیمهی اول رمان بسیار خوب پرداخت شده است؛ جدی، قانونمدار، دقیق و قابلباور. یکی از شخصیتهایی بود که واقعاً دوست داشتم بیشتر از او بخوانم.
✅ ریتم داستان تا قبل از ماجرای مهمانی مناسب است و همین باعث میشود رمان بهسختی زمین گذاشته شود، من واقعا شیفته ی رمان بودم.
اما❌
❌ نقاط ضعف
❌ متأسفانه از ماجرای مهمانی به بعد، رمان برای من افت محسوسی پیدا کرد. کلیشه کلیشه کلیشه
❌ اطناب بیش از حد و تکرار مونولوگهای عاصی باعث شد احساس کنم داستان دیگر پیش نمیرود و مدام دور خودش میچرخد.
❌شخصیت عاصی بهمرور به همان کلیشهی آشنای «دختری که همه دوستش دارند،جذاب، عاقل و همچیز دان،»
نزدیک میشود. تقریباً همه خیلی سریع با او صمیمی میشوند و جذبش میشوند، خیلی زود رفتارهای فیزیکی صمیمانه انجام میدهند موضوعی که برای من چندان باورپذیر نبود.
❌بعضی صحنهها و اتفاقات، بیش از اندازه نمایشی و اغراقآمیز بودند و کمکم فضای رمان را به سمت کلیشه های شبیه سریالهای ترکی بردند؛ در حالی که شروع داستان چنین حسی نداشت.
❌تغییر شخصیت آرش هم برایم قانعکننده نبود. شخصیتی که در ابتدای رمان منطقی، جدی و قانونمدار بود، بهتدریج از ویژگیهای اولیهاش فاصله گرفت.
📌 جمعبندی
#تسکین برای من یکی از آن رمانهایی بود که شروعش حسابی امیدوارم کرد. تا نزدیکی نیمه، با علاقه دنبالش میکردم و فکر میکردم قرار است به یکی از رمانهای محبوبم تبدیل شود.
#رمانهایی_که_رها_کردم
اما متأسفانه اطناب شدید، تکرار زیاد، کلیشههای داستانی و فضایی که کمکم حالوهوای سریالهای ترکی پیدا کرد، باعث شد نتوانم از نیمه به بعد رمان را ادامه بدهم و مطالعهاش را رها کنم.
ارادت
#خانم_بزرگ ☘
هزینه ی فایل رمان تسکین : ۱۶۰ هزارتومان
شماره کارت جهت واریز 👇
5047061071640235
بانک شهر
به نام خانم کوثر شاهینی فر
@Ad_kosarshahinifar
و یا شماره ی واتساپی 👇
۰۹۳۳۵۲۲۷۸۲۹
ادمین پاسخگو هستن ❤
🌝نقد رمان های مجازی
#نقد_رمان
آیدی
@Khanoombozorgnaghd
تلگرام👇ایتا👇
@khanooombozorg | 2 639 |
