کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید. @mhmd_exe درخواست رمان فقط از گروه گروه درخواست رمان: https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh تاریخ تاسیس تیم: 1397/5/10
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام کانال کافه رمان خونه📖
کانال کانال کافه رمان خونه📖 (@roman_khone_ch) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 27 210 مشترک است و جایگاه 1 175 را در دسته کتب و رتبه 12 742 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 27 210 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 31 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 892 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 1 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 18.23% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 6.12% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 4 957 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 1 663 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 7 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند رمان, #رمان, آذین, دختره, سایه تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397...”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 01 اوت, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 01 اوت | +17 |
| 2 | آهو زنی #باهوش#حق طلب #زیرک#با صلابت
بعد از #خیانت #حسام با بهترین #دوستش
غرور #شکسته اش را برداشت و #رفت
تا از تب تاب #زندگی قبلی اش افتاد
اسیر #وائل شد #شکارچی که به اشتباه آهو را #گروگان میگیرد اما خودش#اسیر چشمان وحشی ان زن شکست خورده میشود
حالا #وائل با #زورگویی #سلطه گری میخاهد #آهو را بدست بیاورد
در این مجادله کی پیروز میشود؟؟
https://t.me/+K0c4LX2SHvhkNTBk | 1 717 |
| 3 | sticker.webp | 1 684 |
| 4 | 💜 چنل آنــلایــن رمــــانــیـــا 💜
مترجم نیالا
#نیالا
#مترجم_نیالا
رمان جنگل تاریک
#جنگل_تاریک
چیتن
#چیتن
انزو
#انزو
شوگرددی
#شوگر_ددی | #شوگرددی
#آلفا
#مجموعه_آلفا
#پادشاهان_درد
#پادشاهان_خشم
#پادشاهان_بخشنده
#پادشاهان_دانشگاه_فورسایت
https://t.me/+N2N1vWKbiVtjODZk | 1 713 |
| 5 | sticker.webp | 1 675 |
| 6 | ܟߺܝܩܢ ࡅ࣪ߺܦ߭ࡑ ܣߊࡅ࡙ߺࡅߺ߳ࡉ
#مافیایی#بزرگسال🔞
«وائل با گامی استوار و لرزهانداز، آهو را به درونِ اتاقِ کارش کشید؛ گویی طعمهای گرانبها را به شکارگاهِ اختصاصیاش میبرد. صدایِ کوبیده شدنِ در، سکوتِ سردِ اتاق را شکست و پیش از آنکه آهو مجالی برایِ نفس کشیدن بیابد، هجمهیِ سنگینِ تنِ وائل، او را به سطحِ چوبیِ در کوبید.
پیش از آنکه خشمِ فروخفته در چشمانِ آهو مجالِ بروز یابد، وائل بیدرنگ بر لبهایِ سرخش فرود آمد. بوسهای که نه از سرِ مهر، که از سرِ تصاحب بود. آهو، تسلیمِ این طوفانِ ناگهانی، پلکهایش را با عطشی که سالها در پسِ غرورش پنهان کرده بود، بست. انگشتانش، بیاختیار و لرزان، در میانِ تارهایِ بورِ موهایِ وائل گره خورد و او را بیش از پیش به خود فشرد.
🔞🔞
برای «آهو»، زندگی همانجا تمام شد که بهترین دوستش، در آغوش شوهرش آرام گرفت. زنی با غروری شکسته، حالا به اشتباه بجای خاهرش در دامِ مردی اسیر شده که سردیِ نگاهش از طوفانِ خشمش خطرناکتر است. «وائل» تشنهی کنترل کردن است و آهو، تنها چیزی است که او دیوانهوار میخواهد تصاحبش کندآیا آهو میتواند مقابل وائل خودش را حفظ کند»
https://t.me/+K0c4LX2SHvhkNTBk | 1 825 |
| 7 | sticker.webp | 1 847 |
| 8 | سلام.
یه رمانی بود، دختره و پسره عاشق هم دیگه بودن.
پسره پلیس مخفی بود ولی دختره خبر نداشت. اسمه پسره آرسام بود. یه روز دختره یواشکی میشنوه یه محمولهای قراره جابهجا بشه. کنجکاو میشه و میره اونجا یواشکی سوار کامیون جنسا میشه و سوار کشتی میشه این وسطم کشتی و ماشین باهم آتيش میگیرن.
دختره یه برادر داشت که از وجود اون خبر نداشت ولی برادره دختره رو نجاتش میده عوض خواهرش به دختره دیگه رو میسوزونه و DNA دختره رو میزنه به اونی که سوخته و خارج از ایران زندگی میکنه و برای انتقام برمیگرده.
#گمشده
#رمان_گمشده
#شماره_120
✅ رمان: تقاص قضاوت (رمان آنلاین هست و داخل روبیکا پارتگذاری میشه.) ✅ | 1 888 |
| 9 | sticker.webp | 2 297 |
| 10 | دلبر بعد #ازدواج #شوهرش با #جاریش
قلبش له میشه #زندگی قشنگش خراب میشه تو بدترین حالش #پسر عمو خشن غیرتی شوهرش #برزان تنها پناه تکیه گاه دلبر میشه حتما این #رمان جذاب دنبال کنید🔞😍👆 | 2 642 |
| 11 | sticker.webp | 2 578 |
| 12 | 🧸رمان: #قلب_عاشق✅
🧸نویسنده: #فرزانه_صغری🦋
🧸ژانر: #عاشقانه❤️
📝خلاصه:
مثل همیشه وقتی از دانشگاه بیرون می امدیم یک راست بطرف کافی شاپی که نزدیک دانشگاه بود می رفتیم و با خوردن یک قهوه و گفتمان کوتاه، انرژی دوباره می گرفتیم و به طرف خونه می آمدیم.این کار تقریبا برای من و ماهرخ یک عادت شده بود چون با خوردن اون
قهوه احساس می کردیم… | 2 565 |
| 13 | #دلبرِ_برزان
#خان_#عاشقانه#بزرگسال🔞
در خانهای که دیوارهایش با کینههایِ قدیمی و رازهایِ مگو بنا شده، «دلبر» فرشتهای است که در آتشِ انتخابهایِ دیگران میسوزد. او که قربانیِ رسمهایِ کهنه و ازدواجی تحمیلی شده، حالا در میانِ مردابی از خیانت دست و پا میزند.
در یک سو، «آشور» ایستاده؛ مردی که سمتِ یک خیانتِ ویرانگر کشانده شده است. او که حریمِ مقدسِ زناشویی را با سایهیِ زنِ برادرِ ازدسترفتهاش آلوده کرده، نهتنها زندگیِ خود، که جانِ «دلبر» را نیز در قربانگاهِ انتقامِ شخصیاش قربانی میکند.
اما در میانِ این همه سیاهی و نامردی، «برزان» ظهور میکند؛ تکیهگاهی استوار و مردی که معنایِ واقعیِ غیرت و حمایت را دوباره معنا میکند. برزان نه تنها سدِ راهِ طوفانها میشود، بلکه برایِ نجاتِ «دلبر» از چنگالِ سرنوشتی که دیگران برایش بافتهاند، به دلِ آتش میزند.
آیا عشقِ برزان میتواند مرهمی بر زخمهایِ دلبر باشد؟
«دلبرِ برزان»؛ داستانی از دردهایِ زنانه، خیانتهایِ خاموش و مردی که برایِ حفظِ عشقش، جهان را به چالش میکشد.
این رمان دارای صحنه های باز است🔞🔞🔞🔞
https://t.me/+R1la7LP_0vU2MWM0 | 2 906 |
| 14 | sticker.webp | 3 082 |
| 15 | https://t.me/+0zqn4Zimeno5MjFk
#افسار | 3 084 |
| 16 | sticker.webp | 3 277 |
| 17 | پشت بام طهران
#پشت_بام_طهران
https://t.me/+aY1h5iJGzVgyZTQ0 | 3 253 |
| 18 | sticker.webp | 3 258 |
| 19 |
رمان #بن_بست_مجنون
نویسنده: #شهره_احیایی
ژانر: #عاشقانه #صحنه_دار #خشن
خلاصه :
داستان زندگی دختری که خانوادهی سختگیر و مذهبی دارد و جای او تصمیم میگیرند که با کسی که هیچ احساسی نسبت به او ندارد ازدواج کند، یاس دختری با سرنوشتی عجیب که با فراز و فرودهایی همراه است.
سرنوشتی که با آدمهای متعصبی گره خورده که روزگارش را سیاه میکنند.
ازدواج اجباری یاس با مردی که بیمار است، دوام نمیآورد، و خیلی زود رازی بر ملا میشود که والا و یاس را مقابل یکدیگر قرار میدهد، اما در جایی که فکرش را نمیکردند. | 3 265 |
| 20 | sticker.webp | 3 643 |
