ru
Feedback
حس خوب زیستن

حس خوب زیستن

Закрытый канал

دوستان محترمی که احتیاج به مشاوره آنلاین دارند به آیدی که درپروفایل کانال هست مراجعه کنید تامشاورعالی بهتون معرفی کنم 👇 @Brightsun لینک کانال را برای عزیزانتان بفرستیدتاازمطالب استفاده کنن👇 https://t.me/+PWYyPde8RLY0N2M8

Больше

📈 Аналитический обзор Telegram-канала حس خوب زیستن

Канал حس خوب زیستن языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 63 464 подписчиков, занимая 181 место в категории Психология и 5 086 место в регионе Иран.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 63 464 подписчиков.

Согласно последним данным от 10 июня, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило -147, а за последние 24 часа — 34, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 2.46%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 2.87% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 1 559 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 1 820 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 37.
  • Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как فرزاد, خاله, دیگری, قضاوت, چای.

📝 Описание и контентная политика

Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
دوستان محترمی که احتیاج به مشاوره آنلاین دارند به آیدی که درپروفایل کانال هست مراجعه کنید تامشاورعالی بهتون معرفی کنم 👇 @Brightsun لینک کانال را برای عزیزانتان بفرستیدتاازمطالب استفاده کنن👇 https://t.me/+PWYyPde8RLY0N2M8

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 11 июня, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Психология.

63 464
Подписчики
+3424 часа
+2837 дней
-14730 день
Архив постов
Repost from Vip
🎁 مجموعه‌ای منتخب از برترین کانال‌ها و گروه‌های؛ 🚀 علمی 🥢 💬فلسفی🥢 🏦تاریخی 🌐 سیاسی 🥢 🎨 هنری 🥢 📂pdfکتاب ✔️ { هر منبع با دقت ارزیابی و به‌صورت شخصی تأیید شده است }✔️

🔥پیشگویی جدید و عجیب پیشگوی معروف لبنانی در باره ایران تا آخر سال ۲۰۲۵ پیشگوی مشهور لبنانی یکسال پیش جنگ ایران و اسرائیل رو پیش‌بینی کرد که با وقوع آن توجه همه رو جلب کرد اما پیشگویی های دیگر او هم درباره ایران نظر همه رو جلب کرده... حتما ببینید ⤵️⤵️ https://t.me/+qMhwQspzpHBkMzVk

مثل اُمُلا پانشی بری پیش دعا نویس که طلسمت کنه 😱😰 یه کانال معجزه معرفی میکنم براتون که با چندتا کد میتونی به خواسته هات برس
مثل اُمُلا پانشی بری پیش دعا نویس که طلسمت کنه 😱😰 یه کانال معجزه معرفی میکنم براتون که با چندتا کد میتونی به خواسته هات برسی🫰 کد خریدن طلا💍 کد خریدن خانه 🏠 کد خریدن ماشین 🚗 معرفی کدهای معجزه بخش 👇👇 @code_mojeze https://t.me/+KkU0OeKFCoE4ZjZk

#دوقسمت صدوچهل وهفت وصدوچهل وهشت 📓عشق وغرور از پشت آشپزخانه راهروی کوچکی بود که دفعه ی قبل، اصلا متوجهش نشده بودم و با چند پله به طبقه زیر زمین وصل می شد. پله ها را پایین رفتم. سر و صدای بچه ها به گوش می رسید. به آخرین پله که رسیدم سالن بزرگی جلوی رویم نمایان شد. میز بیلیاردو فوتبال دستیو و پینگ پنگ با یک دست مبل راحتی در گوشه ای از سالن به چشم می خورد. بچه ها همه مشغول بودند. سارا که مرا دید به سمتم آمدو گفت: بهتری؟ از حرفش تعجب کردم که با خنده گفت: می خواستم صدات کنم که بیای اینجا، مامانت گفت، سیکلت شروع شده، داری استراحت می کنی. لبخندی زدمو گفتم: آره یه کم دراز کشیدم، بهترم، ممنون. _اگه حوصله داری بیا بازی کنیم. + چاییمو بخورم میام. روی مبل نشستم، فرزاد و کامیارو سیاوش و نوید مشغول بازی بیلیارد بودند. تا به حال بازی نکرده بودم. اما تا حدودی از قوانین بازی آگاهی داشتم‌. به بازیشان نگاه می کردم. فرزاد واقعا حرفه ای بود. چاییم را که می خوردم، همزمان بازیشان تمام شد و برای هم‌کوری می خواندند. کامیار چوبش را به دست شوهر خواهرش که اسمش سامان بود داد و‌ به سمت مبل آمد. در حالی که روی مبلی می نشست به رویم لبخندی زدو گفت: کم پیدایی؟ من هم با خنده گفتم: سعادت نداشتم! روی مبل لم دادو پایش را روی هم انداختو‌گفت: قهرین با هم؟ هنگ‌کردمو گفتم: چطور مگه؟ _ هیچی محل به هم نمی دینو... سال تحویل هم نیومدین اینجاو... + نه چیز خاصی نیس در دلم گفتم، یعنی فرزاد چیزی بش نگفته که داره از من می پرسه، یا اینکه اومده زیر زبون منو بکشه!؟ اما مطمعن بودم که از این اخلاقای خاله زنکی ندارد. سپس گفت: اگه واقعا همودوست دارین این لحظه هاتونو با بچه بازی خراب نکنین. این نصیحتو از من پیر شده تو‌این زمینه قبول کن از حرفش خنده ام گرفت، اما خنده ام زود محو شدو به گوشه ای خیره شدم و گفتم: گاهی وقتا طرفت خودش می بره و می دوزه تو دیگه نمی تونی تصمیم بگیری. با این حرفم بغضی ته گلویم نشستو چشمانم پر از آب شد. به سختی جلو‌خودم را گرفتم تا اشکم سرازیر نشود. کامیار لحظه ای نگاهم کرد. وقتی آن حالم را دید، برای اینکه معذب نشوم، بلند شدو رفت. پشتم را به بچه ها کردمو با دستمالم‌ فورا چشمم را خشک‌کردم. استکان خالی ام را روی میز گذاشتم و از جایم بلند شدم. تمایلی برای بازی کردن نداشتم دلم می خواست بیننده باشم. به طرف سارا و کتی (خواهر کامیار)رفتم. مشغول بازی پینگ‌پونگ‌بودند، کتی با مهربانی گفت: می خوای بازی کنی؟ لبخندش را جواب دادمو‌ گفتم: نه بازی کنید، من نگاتون می کنم. دست بعدی بیلیارد پسرها هم تمام شد. که سیاوش رو به من کردو گفت: اهل بیلیارد نیستی؟ نگاه کوتاهی به فرزاد انداختم، اما هیچ توجهی نکرد. یادم افتاد که آخرین بار به خاطر خواستگاری سیاوش چطوری قاطی کرده بود، ولی این بار دیگر برایش مهم نبود. لبخند کوتاهی زدمو گفتم: تا حالا بازی نکردم. چوبش را به دستم دادو گفت: یاد می گیری حالا لازم نیس حرفه ای بازی کنی! سامان اشاره ای به فرزاد کردو گفت: استاد اینجاست، بهت حرفه ای آموزش می ده. با این حرف سامان کمی جا خوردم که فرزاد با خنده به سامان گفت: اختیار دارید، من در برابر شما حرفی برای گفتن ندارم. سامان هم بازیش خوب بود، ولی فرزاد حرفه ای تر بود. با صدای کامیار که گفت بچه ها بیاین تغذیه کنید، همه به سمتش برگشتند. کامیار با سینی حاوی نوشیدنی و شیرینی از پله ها پایین آمد و‌ سینی را روی میز گذاشت. بچه ها همه به سمت میز رفتند. نوید به سمت من آمدو آرام گفت: اگه حالت خوب نیست مجبور نیستی بازی کنی. + لبخندی زدمو‌گفتم: نه حالم خوبه. منتها زیاد بلد نیستم. _ نوید با عشق، قوانین را برایم توضیح داد و گفت: متوجه شدی؟ + اره داداشی در همان موقع فرزاد صدایمان کردو گفت: بچه ها بیاین سرد شد. نوید به سمتشان رفت و من هم آرام گفتم: تازه چایی خوردم ممنون. چوب را روی میز گذاشتم. دری نظرم را جلب کرد به سمتش رفتمو بازش کردم. با چند پله به فضای باز راه پیدا می کرد که احتمالا رو به دریا بود https://t.me/+PWYyPde8RLY0N2M8 دوستان پست هاروحتمالایک وبازدیدکنیدازتبلیغات کانال برای پایداری ماحمایت کنید🪷✨💐❤️‍🔥

Repost from .

Repost from N/a
🔕زنگ موبایلو اهنگهای دوستم انقد قشنگ بود ازش پرسیدم از کجا میاری🔻 https://t.me/joinchat/4yqrpVo5Ksc1OGFk آدرس این چنلو بهم داد☝️☝️

🔴حتما بخونید شاید زندگیتونو تغییر داد👌 چند سال بود حال و روز خوبی نداشتم روز و شب فرقی برام نداشت همیشه حالم خراب بود از زندگی سیر شده بودم در اوج نا امیدی زندگی میکردم البته زندگی که نه روزارو میگذروندم تا این که یروز روی ی لینک زدم برام جالب بود یکم مطالبشو خوندم و دیدم با کانالای دیگه فرق داره الان مدتیه عضوم و روزنه ی امید در زندگیم پیدا کردم خداروشکر که این کانالو دیدم 😍😍 اینم لینک سرنوشت ساز من 👌 https://t.me/joinchat/AAAAAE2ABBNWGE2tWHyv2w

🔻ترفند مصرف خرما، قوی تر از هرقرص ودارو آچار فرانسه تلگرام🔻 https://t.me/+Fu5aJ6NQzrY2YmY0 ایده‌ها وترفندهای جالبو خلاقانه  کاربردی🔺

🔥پیشگویی جدید و عجیب پیشگوی معروف لبنانی در باره ایران تا آخر سال ۲۰۲۵ پیشگوی مشهور لبنانی یکسال پیش جنگ ایران و اسرائیل رو پیش‌بینی کرد که با وقوع آن توجه همه رو جلب کرد اما پیشگویی های دیگر او هم درباره ایران نظر همه رو جلب کرده... حتما ببینید ⤵️⤵️ https://t.me/+qMhwQspzpHBkMzVk

🔵#پیام_ناشناس 👤 سلام ببخشید مزاحم شدم یه کانال تحلیل قبلا معرفی کرده بودین که هرچی اتفاق میخاست بیوفته قبلش میگفت میشه دوباره بزاریش گمش کردم بفرما عزیزم : https://t.me/+qMhwQspzpHBkMzVk

🔴حتما بخونید شاید زندگیتونو تغییر داد👌 چند سال بود حال و روز خوبی نداشتم روز و شب فرقی برام نداشت همیشه حالم خراب بود از زندگی سیر شده بودم در اوج نا امیدی زندگی میکردم البته زندگی که نه روزارو میگذروندم تا این که یروز روی ی لینک زدم برام جالب بود یکم مطالبشو خوندم و دیدم با کانالای دیگه فرق داره الان مدتیه عضوم و روزنه ی امید در زندگیم پیدا کردم خداروشکر که این کانالو دیدم 😍😍 اینم لینک سرنوشت ساز من 👌 https://t.me/joinchat/AAAAAE2ABBNWGE2tWHyv2w