ru
Feedback
میم. معلّق

میم. معلّق

Открыть в Telegram

نه فقط بین ترس و امید یا پزشکی و ادبیات، بین شعر و ویرایش و داستان‌نویسی و زبان‌شناسی معلّقم و البته میمِ مولوی هم نیستم! #رزیدنت_زنان https://t.me/mimmostanad http://t.me/HidenChat_Bot?start=175370828

Больше
1 293
Подписчики
+124 часа
+17 дней
+9630 день

Загрузка данных...

Привлечение подписчиков
июль '26
июль '26
+160
в 4 каналах
июнь '26
+87
в 1 каналах
Get PRO
май '26
+20
в 2 каналах
Get PRO
апрель '26
+2
в 0 каналах
Get PRO
март '26
+2
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+37
в 1 каналах
Get PRO
январь '26
+18
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '25
+119
в 11 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+76
в 4 каналах
Get PRO
октябрь '25
+50
в 3 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+78
в 11 каналах
Get PRO
август '25
+280
в 18 каналах
Get PRO
июль '25
+22
в 2 каналах
Get PRO
июнь '25
+7
в 1 каналах
Get PRO
май '25
+76
в 3 каналах
Get PRO
апрель '25
+8
в 0 каналах
Get PRO
март '25
+11
в 1 каналах
Get PRO
февраль '25
+11
в 1 каналах
Get PRO
январь '25
+51
в 4 каналах
Get PRO
декабрь '24
+84
в 1 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+10
в 1 каналах
Get PRO
октябрь '24
+44
в 3 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+13
в 0 каналах
Get PRO
август '24
+19
в 1 каналах
Get PRO
июль '24
+35
в 2 каналах
Get PRO
июнь '24
+26
в 1 каналах
Get PRO
май '24
+233
в 1 каналах
Get PRO
апрель '24
+110
в 7 каналах
Get PRO
март '24
+15
в 1 каналах
Get PRO
февраль '24
+40
в 5 каналах
Get PRO
январь '24
+390
в 3 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
28 июля+2
27 июля+2
26 июля+3
25 июля+3
24 июля+2
23 июля+1
22 июля+2
21 июля+2
20 июля+1
19 июля+2
18 июля+2
17 июля+6
16 июля+4
15 июля0
14 июля+2
13 июля+17
12 июля+27
11 июля+23
10 июля+3
09 июля+2
08 июля+7
07 июля+4
06 июля+5
05 июля+11
04 июля+17
03 июля+6
02 июля+3
01 июля+1
Посты канала
بعد از دو ماهی که فیکس اورژانس بودم، اون هم امروز با این سطح از حوصله، واقعاً سروصدای زایشگاه رو برنمی‌تابم.

2
کشیک صدودوازدهم ۶ مرداد ۰۵ هیچ وقت اینقدر بی‌حوصله و دمغ نبودم موقع شروع کشیک
203
3
Голосовое сообщение
379
4
کشیک صدویازدهم ۱ مرداد ۰۵
537
5
۳۱ تیر ۱۴۰۵: امروز دو تار سفید لای موهایم پیدا کردم.
650
6
کشیک صدودهم ۲۸ تیر ۰۵ زودتر حتی نرسیدم اینجا شمارش کشیک بذارم ولی الان مامای محبوبم گفت برام دلمه اورده. 🥹 و از فردا تا ۲ روز کشیک نیستم :)
876
7
کشیک صدونهم ۲۶ تیر ۰۵
842
8
کشیک‌ صدوهشتم ۲۴ تیر ۰۴
1 019
9
پست‌کشیک زد به سرم که این ربع ساعت از بیمارستان تا خونه رو پیاده بیام توی دمای ۵۰ درجهٔ ساعت ۲ ظهر، به امید رسیدن به خونه و کولر. و بله، رسیدم خونه دیدم برق قطعه. نشسته‌م وسط گلِ قالی پذیرایی و به‌معنای واقعی عبارت شُر شُر عرق می‌ریزم. تو رو خدا نکنین این‌کارو سر ظهر تیر با اهواز! چمیدونم، برق شهرکرد رو قطع کنین.
1 112
10
کشیک صدوهفتم 22 تیر 04
992
11
یه‌جای رزیدنتی‌ هم آدم باید بعد اینکه استاد رفت، روی کاناپه‌های فودکورت لم بده سوخاری و پیتزا بخوره. بعد با سال‌سه‌هاش سوار ماشین بشه، با صدای بلند آهنگ قر بده و بخونه و خیابون‌های اهوازو بچرخن، نه؟
1 258
12
کژوال!
262
13
کت‌وشلوار رسمی یا شومیز و شلوار کژوال؟
273
14
حالا چی بپوشم؟!
1 176
15
خب بسه، بلند شم آماده شم. 🚶‍♀
1 163
16
چنان رابطهٔ عمیق و محبت‌محوری با اهالی اونجا ساخته بودم که مطمئنم دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم شبیه‌ش رو با افرادی که اسماً بیمارم محسوب می‌شن داشته باشم. و شاید شما هم شبیه فک‌وفامیلم باور نکنین که شب اول بعد از خاک‌سپاری مامان، زنگ زدم به یکی از بیمارهای محبوبم که توی پست‌های طرح‌نویسی به اسم پیرمرد پشمکی قندم ازش حرف می‌زدم که ازش بخوام برای مامانم دعا کنه و نماز بخونه. بعد چنان داشتیم خودم و حاجی پشت تلفن زارزار گریه می‌کردیم و من از مامانم حرف می‌زدم که من بغل خاله‌هام اونجوری گریه نکردم و دخترهای عمو و عمه و... که اون‌شب اونجا بودن واقعاً رو به من خشکشون زده بود. بعدتر براشون از روزگار طرحم تعریف کردم که یه‌کم تونستن درک کنن و باز هم به‌نظرشون چیزهای که من می‌گفتم شبیه فیلم‌ها بود. یادمه یکی از دوستانم همین‌جا کامنت گذاشته بود که «انگار پزشک شهر قصه‌هایی» و من واقعاً پزشک شهر قصه‌ها و رؤیاها بودم.
1 137
17
آخرین باری که مصّرانه خودم رو در معرض دیدن و درک‌کردن آدم‌های معمول اطرافم در موقعیت‌های مختلف قرار دادم، دورهٔ طرحم بود. و نتیجه‌ش فوق‌العاده بود. چنان رابطهٔ عمیق و محبت‌محوری با اهالی و همکارهای محل طرحم داشتم که هنوز گاهی باشون درارتباطم و خیلی خواب اونجا رو می‌بینم و بافاصله بهترین دوران زندگیم تا الان، همون شونزده ماه طرحم بوده. گاهی که خیلی دل‌تنگشون می‌شم چیزهایی رو که با این هشتگ نوشتم می‌خونم، #طرح‌نویسی
834
18
یکی از اتندهای خیلی جدی تقریباً غیرمحبوبمون امروز غروب ما رزیدنت‌ها رو به چایی و خوندن و فلان مبحث درسی دعوت کرده بیرون. تا حدی دیسیپلین کاریش رو می‌پسندم و بعضی از جنبه‌های اخلاقی شخصیتش رو می‌تونم بپذیرم ولی هیچ‌وقت یادم نمی‌ره که چهار روز بعد از فوت مامانم بهم زنگ زد و تهدیدم کرد اگر مرخصیم طولانی بشه به ارتقا معرفی نمی‌‌شم. خلاصه، از خواب پست‌کشیک زده‌م و دارم آماده می‌شم برم بیرون که با بعضی سال‌بالاها و اتند در موقعیتی غیر از بیمارستان هم معاشرت کنم. اولین باره این موقعیت پیش اومده و من هم می‌تونم برم. دوست دارم بیمارها و همکارها و... همه رو از موقعیت‌های غیر از اونچه معمول و روزمره‌مه هم ببینم که پازل ذهنیم کامل بشه. اینجوری بیشتر می‌تونم درکشون کنم و بهتر می‌تونم همدلی کنم و روزگار رو آرومتر بگذرونم. #رزیدنت_زنان
842
19
کشیک صدوششم ۲۰ تیر ۰۵
909
20
🥹 من هم دوست دارم خیلی‌هاتونو ببینم. و خوندم اون کتابو، همین اواخر، فروردین بود فکر کنم.
1 093